سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «شخصیت» تازهترین اثر ترجمهشدهی رابرت مککی در ایران است. او نویسنده و مدرس شناختهشدهای است که پیشتر با کتاب «داستان» شهرت پیدا کرد. نویسنده در این کتاب، از انواع شخصیتها، تضادهای درونی، کشمکش و نقش همذاتپنداری در روایت حرف میزند و با مثالهایی از آثار سینمایی و ادبی، شیوهی خلق شخصیتهای ماندگار را توضیح میدهد.
در زندگینامهی مککی، نویسندهی کتاب «شخصیت» نقل شده است که جو استرهاس، فیلمنامهنویس، به او انتقاد میکرد که چرا بدون داشتن فیلمنامه به خودش اجازه میدهد فیلمنامهنویسی را آموزش دهد؟ مککی هم در جواب گفته بود: «دنیا پر از افرادی است که چیزهایی را آموزش می دهند که خودشان نمی توانند انجام دهند.»
مککی که به خاطر برگزاری سمینارهای داستانیاش در جهان شهرت پیدا کرده است، با نوشتن این کتاب با دید ۳۶۰ درجه به ابعاد مهم طراحی شخصیت در رمان، نمایشنامه و فیلمنامه پرداخته است. بنابراین اگر داستاننویس، بازیگر و کارگردان هستید یا میخواهید قصهتان را در قالب نمایش و سینما تعریف کنید، این کتاب میتواند برای خلق شخصیتهای جذاب و باورپذیر به شما کمک کند.
هنر خلق شخصیت
داستان، فیلمنامه و نمایشنامه بدون شخصیتپردازی نقص بزرگی دارد چون روایت بدون شخصیت جذابیتی ندارد. به همین دلیل مهمترین دغدغهی نویسنده باید خلق شخصیتی باورپذیر و قابل درک باشد تا مخاطب بتواند با او همراه شود، احساساتش را بفهمد و با سرنوشتش ارتباط برقرار کند.
کتاب «شخصیت» همانطور که در عنوان فرعیاش آمده است، به هنر طراحی نقشها و مجموعه شخصیتها در ادبیات، تئاتر و سینما میپردازد.
مککی در این اثر تلاش میکند شیوهی شکلدادن به شخصیتها، ویژگیهای رفتاری آنها و نقششان در پیشبرد داستان را مرحلهبهمرحله و با جزئیات دقیق توضیح دهد. طبقهبندیها و جزئیاتی مثل انواع شخصیت عملگرا/ آرمانگرا، راستگو/ فریبکار/ شرافتمند/ دزد، فرمانبر/ سرکش و... کمک میکند شخصیتهایی خلق شوند که چند بعدی هستند و با ایجاد کشمکشهای مختلف داستان را به اوج میرسانند.
خلاقیت در شخصیتپردازی
برای آنکه نویسنده کلیشهها را بشکند، به ابزار مهم خلاقیت نیاز دارد. کتاب به این سوال میپردازد که آیا شخصیتها در ذهن نویسنده زاییده میشوند یا نویسنده آنها را میآفریند؟
مککی برای پاسخ به این سوال سراغ سوزان کالینز، نویسندهی کتاب «بازیهای گرسنگی» میرود و از قول او مینویسد: «یک شب در رختخواب دراز کشیده بودم، خیلی خسته و درحال چرخیدن بین شبکههای اجتماعی بودم. در آن به تصاویری از برنامههای واقعی رسیدم که جوانان برای یک میلیون دلار یا مدرک تحصیلی یا هر چیز دیگری باهم رقابت میکردند. بعد از آن فیلمی از حملهی آمریکا به عراق دیدم. این دو چیز به شکلی ناراحتکننده با هم ترکیب شدند و آن لحظهای بود که ایدهی داستان سهگانهی بازیهای گرسنگی به ذهنم خطور کرد.»
مککی خلاقیت را مدیون زندگی پر فرازونشیبی میداند که خود نویسنده تجربه کرده است. به نظر مککی، یادگیری، تجربه و تخیل، اطلاعات مختلف و... هستند که در ناخودآگاه نویسنده به هم گره میخورند و بعدها میشود از میانشان قصه و شخصیتی را خلق کرد. به همین دلیل او «قحطی خلاقیت» را محصول تجربهها و دانش محدود میداند.
رسیدن به شخصیت از دل مثالهای مختلف
یکی از محورهای مهم کتاب، توجه به پیچیدگی شخصیتهاست. مککی با اشاره به نمونههایی از ادبیات کلاسیک و آثار موفق سینمایی و تلویزیونی، نشان میدهد شخصیتهایی که لایههای مختلف و تضادهای درونی دارند، معمولا تاثیر بیشتری بر مخاطب میگذارند.
او همچنین روند شکلگیری این شخصیتها را در نوشتن، بازیگری و کارگردانی بررسی میکند و پیشنهادهای عملی برای طراحی نقشها و انتخاب ترکیب شخصیتها در آثار نمایشی ارائه میدهد.
کتاب از ابتدا مثالهای زیادی دارد و تا پایان همینطور پیش میرود. مثلا در فصل چهاردهم که نویسنده ۱۰ پیرنگ سرنوشت را شرح میدهد، از فیلمهایی مثل ببر سفید، بالا در آسمان، کنار من بمان، عشق پس از عشق و... نام میبرد.
مککی در توضیح عبارت «تعادل خوبی» مینویسد: «سه گانهی «پدرخوانده» اثر ماریو پوزو را در نظر بگیرید: این مجموعه جهان جنایتکاری از تبهکاران، پلیسهای رشوه گیر و سیاستمداران فاسد را ترسیم می کند. خانوادهی کورلنونه نما یک ویژگی مثبت دارند: وفاداری.
آنها با هم متحد میشوند و از یک دیگر دفاع میکنند. سایر خانوادههای مافیایی بهطور مداوم در چرخههایی از خیانت، به پشت یک دیگر خنجر میزند. این باعث میشود که آنها آدمهای بدی باشند درحالیکه وفاداری خانوادهی پدرخوانده، آنها را به آدمهای خوب در میان آدمهای بد تبدیل میکند. وقتی تماشاگر آن جنبهی مثبت را احساس میکند، همذاتپنداری جریان مییابد و بنابراین با تبهکاران همذاتپنداری میکند.»
انتشارات افراز کتاب شخصیت را با ترجمهی مسعود برومندی در ۱۷ فصل و ۳۷۰ صفحه در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است.
نظر شما