محمد مسعود کیایی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمانشاه، با اشاره به انتشار کتاب «ابوالقاسم لاهوتی؛ بازتاب زندگی، مضامین، فصاحت و بلاغت در آثار» توسط انتشارات سرانه اظهار کرد: این کتاب اثری است پژوهشی که به بسی ابهامات در خصوص زندگی لاهوتی پاسخ میدهد؛ شاعری که در زمانۀ خود اثرگذار بوده و هنوز نیز میتواند در جایگاه هنرمندی برجسته و متعهد و مرجع در شعر، قابل اعتنا باشد.
وی افزود: این کتاب شامل چهار بخش اصلی است که هر کدام از فصولی تشکیل شده است. بخش اول زندگینامۀ اوست و سعی شده از نظرگاه خود وی، بستگان و از همه بالاتر از نگاه اشعارش که تاریخ سرودن آنها روشن است و مضمونشان گویای رخدادهای زندگی و مواضع اوست به نگارش درآید. در همه جا هم زوایای تاریک را واضح کردهام زیرا لاهوتی چنان با افکارش میزیست و اشعارش گویای عقایدش بود؛ در نتیجه سه مثلث عقاید، اشعار و ماجراهای زندگیاش در یک مسیر و خواست قرار داشتند و در مجموع برسازندە این بخش از کتاب شدهاند.
نویسنده کتاب «ابوالقاسم لاهوتی» تصریح کرد: در بخش دوم اساسیترین مضامین در اشعار وی بیان شدهاند به علاوە مباحثی دربارە شکل، ساختار، ترانهها و طرز اوزان در سرودههایش. بخش سوم راجع به فصاحت در آثار اوست یعنی مراتب شیوایی و روانی و پاکی در زبان اشعارش از حیث تنافر در کلمه، تنافر در کلام، تتابع اضافات، ضعف تالیف، غرابت استعمال، تعقید لفظی و معنوی و ابهام مورد بررسی واقع شدهاند. بخش چهارم دربارە بلاغت است؛ طبق دستههای متعارف آن چون علم بیان یا صور خیال، علم معانی و بدیع لفظی و بدیع معنوی و جایگاه هریک از این آرایهها در آثارش کندوکاو شدهاند و برای هریک از صنایع مثالهایی از اشعار وی ارائه شده است.
مسعود کیایی با اشاره به اینکه چه انگیزهای باعث شد که حول آرایههای ادبی در آثار لاهوتی متمرکز شود، بیان کرد: ۲ بخش از این کتاب راجع به چگونگی حضور فصاحت و بلاغت در آثار لاهوتی است و از دلایل روی آوردن به این کار یکی اینکه در دانشکدههای استان کرمانشاه رشتە ادبیات و زبان فارسی در چند جا وجود دارد و لاهوتی شاعری کرمانشاهی است که اشعارش از حیث وجود آرایهها و صنایع ادبی میتواند مرجعی برای تحقیق و استفادە دانشجویان باشد.
وی ادامه داد: دلیل دیگر اینکه روشی کهنه و تکراری در کتابهای رایج دربارە فصاحت و بلاغت مستولیست که دربارە هر شگرد و صنعتی چند بیتی مثال میآورند که معمولاً تکراریاند و اغلب از روی دست هم نوشته شدهاند. در کتاب حاضر این وضع درهم شکسته شده و همە مثالها از اشعار لاهوتی است؛ بنا بر معاییر و وسع و حد بضاعتی که وجود دارد. در ضمن این رویکرد را میتوان جزو شیفتگی به لاهوتی نیز بهشمار آورد که او هم هست و آثارش میتوانند مأخذ آموزش و تدقیق مدام قرار گیرند؛ و چرا نشوند و نباشند. این هل من مبارزی است از طرف او که دیگر نیست ولی آثارش هست و از سوی ما که فعلاً هستیم.

نویسنده کتاب «ابوالقاسم لاهوتی» در پاسخ به این پرسش که چرا در دهههای اخیر توجه به لاهوتی در محافل آکادمیک نسبت به هم عصران او کمرنگتر شده است، گفت: اگر توجه به معاصران زیادتر باشد عالی و طبیعی است که چنین باشد، هم بهسبب قرابت در زمان و احساسات آشنا و متقابل و هم به علت روابط و فضاهایی که بهتر درک میشوند. نظر خودم معطوف به این است که همعصران لاهوتی فرزندان زمانهای بودند که قانون و آزادی و استقلال را میخواست؛ همچنین آنها به مفاهیمی چون وطن و عدالت اجتماعی نظر داشتند و حاضر بودند بها بدهند و زبان شعر را در همین جهات به کار انداختند.
وی ادامه داد: زمانه گذشت و برخی را خیال برداشت که آن مفاهیم و آرمانها منسوخ شدهاند ولی ستمگران و غاصبان دشمنان خود را از یاد نبردند و نمیگذاشتند امثال لاهوتی آثارشان چاپ شود. در تمامی دوران ستمشاهی پهلوی اشعار او ممنوع بود. نزد برخی نوگرایان هم چنین شد که گویا شعرایی چون فرخی و لاهوتی و پروین و بهار کهنهاند، حال آنکه هرگز خواست عدالت و آزادی کهنه نخواهند شد بهخصوص که اینها هنرمندانی به غایت باسواد و آگاه به فنون ادبی بودند و هرگز آرمانهای آزادیخواهی و عدالتطلبی قدیمی نخواهند شد و زبان فاخر و وزین و نرم و روان اشعار آنها در ساحت ادبیات فارسی جاودانه خواهند درخشید.
مسعود کیایی در پاسخ به این پرسش که برجستهترین ویژگی سبکی لاهوتی که او را از جریانهای ادبی پیش و پس از خود متمایز میکند چیست، افزود: جریان غالب پیش از لاهوتی و دیگر شعرای عهد مشروطیت جریان بازگشت ادبی بود. با امثال بهار و لاهوتی و فرخی سیری به سوی روانی و سادگی در زبان با ایجاد معانی معطوف به آرمانهای جدید آغاز شد که در برخی شدت گرفت و در بعضی محدود ماند و در یک کلمه تجددخواهی حد فاصل با جریان گذشته بود.
وی ادامه داد: دربارە جریانهای بعد هم شعر نیمایی و نوآوریهایی از این دست، طرز کار امثال لاهوتی را از جریانهای پس از خود متمایز میکند اگرچه لاهوتی در زمینە شعر نوین هم مجاهداتی کرد و آثاری بکر آفرید که در همین کتاب توضیح دادهام و نمونهها را آوردهام. در واقع لاهوتی روح زمانه را درک کرده بود ولی بر آن تأمل نکرد یا که سیر حوادث این اجازه را به او نداد زیرا به مبارزه در عمل اهمیت میداد و نمیخواست در مقابل استبداد سر خم کند و یا خاموش بماند. از این رو فرصت نیافت و نوگراییهای خود در زمینۀ کوتاه و بلند کردن طول مصراعها و تغییر در سطر شعر و تصریف در وزن را ادامه نداد و مدون نکرد؛ هرچند در مسیر درست هم قرار داشت ولی نشد که به نام او پا بگیرد و تدوین شود با آنکه تا آخر نیز از روشهای نوین استفاده میکرد اما بهعنوان سیاقی واجب بدان نپرداخت.

کیایی تاکید کرد: دربارە شعر لاهوتی مهمترین وجه متمایز و دارای امتیاز، روانی و شیوایی زبان اوست که همان سبک سهل ممتنع است ولی با اختصاص و اقتضا روزگار او. زبان فرانسوی و روسی را به خوبی بلد بود و آثاری از ویکتورهوگو و شکسپیر را به فارسی ترجمه کرد و حماسە حکیم فردوسی را نیز در شش جلد به روسی برگرداند و این موارد در کتاب حاضر با نمونهها آمدهاند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا در مسیر تدوین این کتاب به منابع یا اسناد کمتر دیده شدهای دست یافتید که تصویر تازهای از شخصیت ادبی لاهوتی برای خودتان ترسیم کند، افزود: در طی پژوهشها که حدود پنج سال پیاپی به طول انجامید با چهار اثر از او آشنا شدم که در استانبول چاپ شده بودند ولی در ایران و در کشورهای دیگر منتشر نشدهاند شامل مجموعه اشعار لآلی و مثنوی ایراننامه و مسمط نوروزنامه و منظومۀ بهاریه و همین طور چند دیوان از اشعارش که در مسکو منتشر شدهاند با مقدمۀ و شرح خودش و با مقدمۀ تیخنف و برتلس محقق نامدار روس. دیگر اینکه به نوار صدای خودش و سیسیلبانو همسرش دست یافتم. هر دو صدایی خوش داشتهاند و نیکو میخواندهاند. در خصوص حوادث زندگیاش هم به مستنداتی دست یافتم که در بخش زندگینامه توضیح دادهام، راجع به ماجراهای قم و کاشان و مهاجرت اوّل و دوّم اوست. دربارە مبارزات مسلحانه با بیگانگان هم به منابعی رسیدم که ثابت میشود آنچه را دیگران دربارە او قبلتر نوشتهاند آکنده از دروغ و تهمت است و برساختە دشمنان ایران و مستبدان وگرنه بر هر ایرانی آزادهای آشکار است که وی هنرمندی مردمی بوده است. با عشق وافر به ایران میزیسته و همواره مدافع زحمتکشان و آزادگان بوده است.
مسعود کیایی در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهید لاهوتی را تنها در سه کلیدواژه خلاصه کنید که عصارە کتاب شماست، آن سه واژه کدامند؟، خاطرنشان کرد: ایران، آزادی، زحمتکشان.
نظر شما