سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «من افرادی را میشناسم که بسیار زیاد میخوانند کتاب به کتاب حرف به حرف با این حال من آنها را «کتابخوان» نمیشناسم. درست است که آنها دارای انبوهی از «دانش» هستند، اما مغز آنها قادر به سازماندهی و ثبت مطالبی که دریافت کردهاند نیست آنها فاقد این هنر هستند که آنچه را که در کتابی برایشان ارزشمند است از چیزهای بی ارزش غربال کنند و آن را برای همیشه حفظ کنند و در صورت امکان حتی بقیه را نادیده بگیرند.»
آنچه بازگو شد بخشی از سخنان آدولف هیتلر بود که در ابتدای کتاب «هیتلر و کتابخانۀ شخصی او؛ چه کتابهایی به زندگی آدولف هیتلر شکل دادند؟» آمده است. این کتاب نوشته تیموتی ورینگ رایبک است که با ترجمه کامیاب شهریاری از سوی انتشارات مروارید منتشر شده است.

کتاب پس از پیشگفتار در ۱۰ فصل تنظیم شده است. مطالعه در خط مقدم، ۱۹۱۵، آموزشهای مرشد، سهگانۀ هیتلر، انجیل امریکایی، فیلسوفِ گمشده، پیکار بر سر کتاب، الهام الهی، مطالعه در خط مقدم ۱۹۴۰، روایت هیتلر از جنگ جهانی دوم و معجزهای به تعویق افتاده فصلهای کتاب را تشکیل میدهد.
کتاب میتواند الهامبخش یک مسیر سیاسی باشد
کتابها از دیرباز جایگاهی یگانه در شکلگیری ذهن و جهانبینی انسان داشتهاند. آنها حافظان اندیشه، محرکان تخیل و گاه زمینهساز تحولاتی عمیق در سطح فردی و اجتماعی بودهاند. یک کتاب میتواند جرقه یک نظریه باشد، یا الهامبخش یک مسیر سیاسی؛ میتواند راهنمایی باشد برای شناخت جهان، یا بستری برای بازسازی آن. ازهمینرو، کتابخانه هر فرد، بیش از آنکه تنها مجموعهای از متون و منابع باشد، بازتابی است از ذهنیت و ساختار درونی او و تصویری از آنچه خوانده، به آن اندیشیده و از خلال آن، جهان را فهمیده است.

در این میان، کتابخانه شخصی آدولف هیتلر، یکی از پربحثترین و در عین حال کمتر شناختهشدهترین حوزهها در مطالعه تاریخ فکری و سیاسی سده بیستم بهشمار میآید. برخلاف تصور رایج، هیتلر فردی بیارتباط با کتاب و مطالعه نبود. آنچه از کتابخانه شخصی او باقی مانده، گواهی است بر انس و علاقه او به مطالعه، بهویژه در حوزههایی چون تاریخ، نظریههای نژادی، سیاست، فلسفه، علوم نظامی و حتی هنر و ادبیات. برخی از این کتابها، حاوی حاشیهنویسیها، علامتگذاریها و یادداشتهای شخصی هستند؛ امری که نشان میدهد هیتلر متون را نه صرفاً به صورت سطحی، بلکه با دقتی وسواسگونه و تفسیرهایی مبتنی بر برداشتهای فردی خود مطالعه میکرده است. این مواجهۀ فعال با متن، امکان نادری فراهم میآورد برای ورود به ذهنیتی که تأثیر عمیقی بر تاریخ قرن بیستم گذاشت.
تصویری عینی از رابطه هیتلر با کتاب و مطالعه
مطالعه این کتابخانه، فارغ از قضاوتهای ارزشی، فرصتی است برای فهم روند شکلگیری ایدهها و بررسی نقش مطالعه در پیکربندی یک نگاه سیاسی – اجتماعی خاص. این بررسی نه از سر داوری بلکه با هدف شناخت بهتر سازوکارهای شکلگیری اندیشهها انجام میگیرد؛ اینکه چگونه گزینش متون، شیوه خواندن و نوع برداشت از آنها میتواند مسیرهای فکری و درنتیجه کنشهای تاریخی را شکل دهد. کتابخانه هیتلر از این نظر اهمیت دارد که نشان میدهد کتاب، بسته به زمینه فکری و رویکرد خواننده میتواند به شکلگیری نتایج و پیامدهایی بسیار متفاوت منجر شود. همان کتاب میتواند در ذهنی موجب تأمل و در ذهنی دیگر، ابزار توجیه باشد. این نکته، ارزش تأمل دوبارهای است بر خودِ مفهوم «خواندن» عملی که در آن، خواننده نه فقط دریافتکننده منفعل معنا، بلکه بازتولیدکننده معنا از درون خود است.

نویسنده این کتاب بسیار خواندنی و مستند دکتر تیموتی ورینگ رایبک است که در دانشگاه هارواد ایالات متحده آمریکا درس خوانده است. او سالها به تدریس و تحقیق در مراکز آموزشی و پرورشی آمریکا، فرانسه و هلند مشغول بوده و کتابهای معتبری درباره تاریخ اروپا تألیف کرده است. نویسنده در این کتاب تلاش دارد با گردآوری، طبقهبندی و تحلیل آنچه از کتابخانه شخصی آدولف هیتلر باقی مانده، چشماندازی ملموستر از جهان فکری او به دست دهد. نویسنده با بهرهگیری از بایگانیها، فهرستهای کتابخانهای، حاشیهنویسیها و اسناد تاریخی کوشیده است تصویری عینی از رابطه هیتلر با کتاب و مطالعه ترسیم کند. ازاینرو کوششی است برای شناخت و نیز پیوند دادن متون و واقعیتها و درک عینیتر از چگونگی تبدیل اندیشه به عمل. در این مسیر، تمرکز نه بر رویدادهای تاریخی پیرامونی، بلکه بر فضای درونی ذهن و نوع مواجهه فرد با دانش مکتوب قرار دارد. شیوه تنظیم مطالب، روایت کتاب را از بررسی صرفاً کتابشناختی فراتر میبرد و آن را به پژوهشی در حوزه تاریخ فرهنگی و روانشناسی فردی نزدیک میسازد.
چهرهای بحث برانگیز از دل سدهای پر آشوب
نویسنده ضمن وفاداری به دادهها و پرهیز از گمانهزنیهای غیر مستند، به جزئیاتی پرداخته که معمولاً در تحلیلهای کلان تاریخی مغفول میمانند: اینکه هیتلر چه نوع آثاری را ترجیح میداد، کدام موضوعات را با دقت بیشتر دنبال میکرد، به چه نکاتی در متن حساسیت نشان میداد و چگونه شبکهای از منابع را در ذهن خود به هم پیوند میزد. نتیجه این پژوهش اثری است که میکوشد پرسشی بنیادین را پیش بکشد: تا چه اندازه میتوان از خلال رد پای کتابها، به ساختار درونی ذهن یک فرد راه یافت و اصولاً آیا مطالعه کتابخانه شخصی میتواند به ما در فهم پیچیدگیهای کنش انسانی، خصوصاً در دورانهای پرتلاطم تاریخی، یاری برساند؟
ترجمه این اثر به زبان فارسی با هدف گسترش دسترسی به منابع مستند و تحلیلی در حوزه تاریخ اندیشه و سیاست صورت گرفته است. خواننده ایرانی در سالهای اخیر نشان داده است که مشتاق نگاهی ژرفتر و تحلیلیتر به تاریخ معاصر جهان است و چنین آثاری میتوانند به ارتقای این گفتوگوی فکری یاری رسانند. امید است ترجمه این اثر فارغ از هرگونه پیش داوری، سهمی باشد هر چند کوچک در مسیر شناخت نقش مطالعه و اندیشه در تاریخ بشر نگاهی به کتابخانه یک فرد اگر با دقت و انصاف صورت گیرد شاید بتواند بخشی از رازهای شکلگیری تاریخ را برای ما روشنتر سازد، چه این فرد نویسندهای روشنفکر باشد، چه چهرهای بحث برانگیز از دل سدهای پر آشوب.
هیتلر جاهطلبیهای متعصبانهاش را با کتاب تغذیه میکرد
آدولف هیتلر مردی بود که بیشتر به سوزاندن کتابها شهرت داشت تا جمعآوری آنها. با این حال او در زمان مرگش در پنجاهوشش سالگی، صاحب شانزده هزار جلد کتاب بود. کتابخانه او با هر معیاری مجموعهای باشکوه بهشمار میرفت: ویراستهای نخست آثار فیلسوفان، تاریخنگاران، شاعران، نمایشنامهنویسان و رماننویسان. برای او کتابخانه نمایانگر سرچشمه هنری و منبع استعاری دانش و الهام بود. او عمیقاً به طرف کتابها جذب میشد و ناامنیهای فکری خود را در آنها فرو مینشاند و با آنها جاهطلبیهای متعصبانهاش را تغذیه میکرد. آنطور که وی ادعا میکرد با حرص و ولع، حداقل یک کتاب در هر شب و گاهی اوقات بیشتر میخواند.

البته او مردی بود که بیشتر به سوزاندن کتابها شهرت داشت تا جمعآوری آنها با این حال در زمان مرگش در پنجاه و شش سالگی صاحب شانزده هزار جلد کتاب بود. [کتابخانه] او با هر معیاری مجموعهای باشکوه بود ویراستهای نخست آثار فیلسوفان تاریخنگاران، شاعران، نمایشنامهنویسان و رماننویسان برای او کتابخانه نمایانگر یک سرچشمه هنری آن منبع استعاری دانش و الهام بود. او عمیقاً به طرف آن جذب شد و ناامنیهای فکری خود را فرو نشاند و جاهطلبیهای متعصبانهاش را تغذیه کرد. آن طور که وی ادعا میکرد با حرص و ولع، حداقل یک کتاب در هر شب و گاهی اوقات بیشتر میخواند او زمانی گفت: من آنچه را که نیاز دارم از کتاب میگیرم. او دون کیشوت را به همراه رابینسون کروزونه کلبه عمو تام و سفرهای گالیور در زمره آثار بزرگ ادبیات جهان طبقهبندی میکرد او معتقد بود هر یک از آنها برای خود یک ایده بزرگ هستند در رابینسون کروزونه او پیشرفت کل تاریخ بشر را درک کرد. دون کیشوت به طرزی هوشمندانه پایان یک دوران را ثبت کرده است.
هیتلر مجموعه آثار ویلیام شکسپیر را در اختیار داشت
او صاحب نسخههای مصور هر دو کتاب بود و به ویژه تحت تأثیر تصاویر خیالانگیز گوستاو دوره از قهرمان متوهم سروانتس قرار گرفت. او همچنین مجموعه آثار ویلیام شکسپیر را در اختیار داشت که در سال ۱۹۲۵ به قلم گئورگ مولر مترجم آلمانی به عنوان بخشی از مجموعهای منتشر شد که قصد داشت آثار بزرگ ادبی را در اختیار عموم قرار دهد. جلد ششم شامل هر طور میل شماست، شب دوازدهم، هملت و ترویلوس و کرسیدا است. کل مجموعه با چرم مراکشی دست دوز و با یک عقاب طلایی برجسته کاری شده به همراه حروف اول نام و نام خانوادگیاش در پهلوی آن بر پهنای پشت جلد چاپ شده است. او شکسپیر را از هر نظر برتر از گوته و شیلر میدانست به عقیده او در حالی که شکسپیر اندیشه خود را بر روی نیروهای ناپایدار و متغیر امپراتوری نوظهور بریتانیا متمرکز کرده بود این دو نمایشنامهنویس - شاعر تویتونی (ژرمنی) استعداد خود را در داستانهای بحران میانسالی و رقابتهای خواهر و برادری هدر دادند.

او یک بار با تعجب گفت که چرا جریان روشنفکری آلمان در عصر روشنگری ناتان فرزانه را ارائه کرد داستان خاخامی که مسیحیان مسلمانان و یهودیان را با هم آشتی داد در حالی که شکسپیر تاجر ونیزی و شایلاک را به جهان عرضه میکند. به نظر میرسد که او هملت را درک کرده است. بودن یا نبودن عبارت مورد علاقه او بود، درست همانند عبارت آن برای من هکوبا است». او به ویژه علاقه زیادی به نمایشنامه ژولیوس سزار داشت. هیتلر در سال ۱۹۲۶ در یک دفتر طراحی پرده اول تراژدی شکسپیر را به دقت ترسیم کرد که در آن سزار توسط دشمنان دوست نمای بدذات در حالی که محل بحث و تبادل نظر را احاطه میکنند به قتل میرسد. او بیش از یک بار یکی از مخالفان را تهدید کرد ما دوباره یکدیگر را در فیلیپی ملاقات خواهیم کرد. گفته میشود که او ایدس مارس را پیش خود داشت و از آن برای گرفتن تصمیمات بسیار مهم و حساس استفاده میکرد.
کتابی که منجر به افت چشمگیر نمرات مدرسه هیتلر شد
هیتلر مجموعه کتابهای شکسپیر خود را همراه با یک نسخه چرمی از یکی دیگر از نویسندگان مورد علاقهاش یعنی کارل مای رمان نویس ماجراجو در اتاق مطالعه خود در طبقه دوم استراحتگاهش واقع در ارتفاعات کوههای آلپ نگهداری میکرد. او یک بار اذعان کرد که اولین اثری که از کارل مای خواندم کتاب از طریق بیابان بود. من کاملاً غرق این کتاب شده بودم این کتاب چنان مرا به خود مشغول کرده بود که منجر به افت چشمگیر نمراتم در مدرسه شد. گفته میشود که او بعدها در زندگی آرامش را در کارل مای جستجو میکرد همانطور که دیگران در انجیل او به کتاب مقدس مسلط بود و یک مجموعه چند جلدی زیبا از آن را در اختیار داشت که روی آن جملاتی از عیسی مسیح نقش بسته بود؛ به رنگ طلایی برجسته کاری شده روی جلدی از پوست گوساله کرم رنگ که حتی امروز هم مانند ابریشم نرم و لطیف است.
او همچنین دارای ترجمه آلمانی از رساله ضدیهودی هنری فورد به نام یهودی بینالمللی مهمترین مشکل جهان و کتاب راهنمای گاز سمی چاپ سال ۱۹۳۱ با فصلی که با جزئیات به ویژگیها و اثرات اسید پروسیک میپردازد «خفهکننده آدمکش» که با نام تجاری «سایکلون بی» به بازار عرضه میشد. او روی چهارچوب تختخواب خود یک جلد خوش دست از کاریکاتور شیطنتآمیز ویلهلم ،بوش به نام دوماکس و موریتز نگه میداشت.
والتر بنیامین زمانی گفت شما میتوانید از کتابهایی که یک آدم نگه میدارد چیزهای زیادی در مورد سلیقهها علائق و عادتهایش بفهمید کتابهایی که نگه میداریم و آنهایی که دور میاندازیم کتابهایی که میخوانیم و همچنین آنهایی که تصمیم میگیریم نخوانیم همه اینها چیزهایی در مورد این که ما چه کسی هستیم میگویند بنیامین به عنوان یک منتقد فرهنگی آلمانی - یهودی متولد دورانی که امکان آلمانی بودن و یهودی بودن وجود داشت به قدرت متعالی فرهنگ اعتقاد داشت. او معتقد بود که بیان خلاق نه تنها دنیایی را که ما در آن زندگی میکنیم غنا میبخشد و روشن میکند بلکه نقش یک چسب فرهنگی را ایفا میکند که نسلی را به نسل دیگر پیوند میدهد تفسیر یهودی آلمانی از حکمت باستانی؛ هنر دراز است، زندگی کوتاه بنیامین به کلام مکتوب چاپی و صحافی شده احترام خاصی قائل بود.

هیتلر عاشق کتاب و مجذوب جسمانیت دوام و منشأ آنها بود
او عاشق کتاب بود. او مجذوب جسمانیت دوام و منشأ آنها بود او استدلال میکرد که به همان صورتی که یک قیافهشناس جوهر شخصیت یک فرد را از طریق ویژگیهای فیزیکی او رمزگشایی میکند یک مجموعهدار زیرک کتاب نیز به همان ترتیب میتواند کتابی را درک کند بنیامین معتقد بود که تاریخها، نام مکانها، قطعها صاحبان قبلی صحافیها و موارد مشابه همه این جزئیات باید چیزی را به او بگویند نه به عنوان حقایق سرد و بی روح مجزا، بلکه به عنوان یک مجموعه هماهنگ به طور خلاصه شما میتوانید یک کتاب را از روی جلد آن و به نوبه خود یک مجموعهدار را از روی مجموعهای که گردآوری کرده قضاوت کنید. بنیامین به نقل از هگل خاطرنشان کرد: فقط زمانی که هوا تاریک است، جغد مینروا پرواز خود را آغاز میکند و نتیجه گرفت فقط پس از مرگ است که مجموعهدار درک میشود.
هنگامی که بنیامین به یک فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم یک الهه رومی و یک جغد استناد میکرد در واقع به ضربالمثل معروف هگل اشاره میکرد که جغد مینروا تنها در شب است که به پرواز در میآید منظور هگل این بود که فلسفهورزی تنها پس از این که رویدادها سیر طبیعی خود را طی کرد میتواند آغاز شود. بنیامین احساس میکرد که همین موضوع در مورد کتابخانههای خصوصی نیز صدق میکند. تنها پس از این که مجموعهدار آخرین کتاب خود را در قفسه گذاشت و از دنیا رفت زمانی که کتابخانهاش اجازه یافت تا برای خود صحبت کند بدون این که صاحب آن حواسش را پرت یا گیج و سردرگم کند این مجلدات اختصاصی میتوانند دانش حفظ شده صاحبشان را آشکار کنند؛ مبنی بر این که او چگونه ادعای خود را در مورد آنها با نامی که بدخط و ناخوانا بر روی جلد داخلی نوشته شده و برچسب کتابی که صاحب آن را مشخص میکرد و در سرتاسر صفحه چسبانده شده بود ابراز میکرد؛ خواه آنها را ور چروکیده و تا خورده و یا صفحه بری نشده و نخوانده رها کرده باشد.
بقایای کتابخانه آدولف هیتلر در کتابخانه کنگره آمریکا
بنیامین چنین مطرح کرد که یک کتابخانه خصوصی به عنوان شاهدی دائمی و معتبر برای شخصیت مجموعه دار آن عمل میکنند و او را به غرور و خودپسندی فلسفی متعاقب آن هدایت میکند ما کتابها را با این باور که داریم آنها را حفظ مینماییم جمعآوری میکنیم در حالی که در واقع این کتابها هستند که مجموعهدار را حفظ میکنند بنیامین مسلم و بدیهی فرض میکرد که نه این که آنها در او جان میگیرند و زنده میشوند این اوست که در آنها زندگی میکند. در نیم قرن گذشته بقایای کتابخانه آدولف هیتلر به صورت گمنام در بخش کتابهای کمیاب کتابخانه کنگره آمریکا قفسهها را اشغال کردهاند ۱۲۰۰ جلد کتاب باقیمانده است.
نسخهای از رونوشت نامههای فردریک کبیر، با یک صحافی بسیار چشمگیر که مخصوص پنجاهمین سالگرد تولد هیتلر طراحی شده است در قفسهای قرار دارد که برای کتابهای بزرگ در زیر مجموعهای به همان اندازه عظیم درباره شهر هامبورگ و تاریخ مصور نیروی دریایی آلمان در جنگ جهانی اول در نظر گرفته شده بود نوشتههای کارل فون کلاوزویتس، ژنرال افسانهای پروس که به طرز معروفی اعلام کرده بود جنگ سیاست است اما به روشهای دیگر که هیتلر نسخهای از آن را در اختیار داشت، در کنار یک کتاب آشپزی گیاهخوار فرانسوی که روی آن امضا شده است تقدیم به «آقای هیتلر گیاهخوار» در یک قفسه قرار دارد.
کتاب «هیتلر و کتابخانۀ شخصی او؛ چه کتابهایی به زندگی آدولف هیتلر شکل دادند؟» نوشته تیموتی ورینگ رایبک با ترجمه کامیاب شهریاری در ۳۱۴ صفحه و قیمت ۸۲۰ هزار تومان از سوی انتشارات مروارید منتشر شده است.
نظر شما