سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مرجانه حسین زاده:خورشیدِ شهریور، بوسههای زرینش را بر سر و رویِ آرامگاهِ ابوالقاسمِ فردوسی میپاشید و سایه بلندِ سروهایِ کهنسالِ باغ فردوسی، بر دشتِ توس گسترده میشد. نسیمِ خنکی، عطرِ گلهای باغِ فردوسی را در فضا میپیچاند. اما عصر جمعه، این سکوتِ دلانگیز، آمیخته بود با هیاهویِ مردمِ فرهنگدوست و ایراندوستی که که به واسطه ژاله آموزگار به آرامگاه فردوسی آمده بودند.
جلوخانِ آرامگاهِ فردوسی در عصرِ دلانگیزِ جمعه، شاهدِ گردهماییِ عاشقانِ زبان و فرهنگِ پارسی بود. جمعی که دل در گروِ اندیشه بلندِ فردوسی و یاد نیک پژوهشگری سترگ، جلال خالقی مطلق، سپرده بودند. زمانی که خبرِ درگذشت او در میان آتش جنگ پیچید، سکوتی تلخ بر دلها نشست. آن روزها جنگ در شهرهای میهمن عزیزمان، مجال برگزاریِ مراسمی درخورِ شأن این اندیشمند را نگذاشت. اما جمعه بیستم شهریورماه بنیادِ فردوسی شاخه توس، عزمِ آن کرده بود تا در جوارِ آرامگاهِ حکیِم توس، یادِ خالقی مطلق را به مناسبت زادروزِ او زنده نگه دارد.

تصویری بزرگ از جلال خالقی مطلق در دستِ برگزارکنندگان بنیادِ فردوسی خودنمایی میکرد. انبوهی از گلهایِ رنگارنگ، نشان از ارادتِ جمع حاضر به دکتر ژاله آموزگار، بانویِ پژوهشگرِ ارجمندِ زبان و ادبِ پارسی، داشت. او که خود، گنجینهای از دانش و تجربهِ سالها پژوهش در زمینه اسطوره، زبانهای باستان، شاهنامه و فرهنگِ ایران است، با تمام سالدیدگی خود را به آیین گرامیداشتِ زادروز جلال خالقی مطلق رسانده بود.
اما اوجِ این گردهمایی، به حضورِ گروههایِ شاهنامهخوان از دیگر شهرها اختصاص داشت. جوانانی پرشور، با صدایی که طنینِ پهلوانی و شکوهِ ایرانِ باستان را در خود داشت نیز خود را به آرامگاه فردوسی رسانده بودند تا در این روز بزرگ ابیاتِ شاهنامه را بر زبان برانند. گویی روحِ فردوسی، در این جمع دمیده بود و هر واژه، نمادی از پاسداشتِ میراثِ گرانبهایِ او بود. کودکان و نوجوانان شاهنامهخوان از قزوین تا گرگان، با لباسهای زیبای اقوام و شهرهای مختلف ایران، بر صحنه جلوخان ایستاده بودند و هرکدام بذری از غرور را دلِ حاضران میکاشتند. هر یک، نماینده گوشهای از این مرز و بوم کهن و نمادِ تداوم فرهنگِ ایرانی در نسلهایِ آینده بودند.
دقایقی پس از ساعتِ پنج عصر، ژاله آموزگار، قدم به جلوخان گذاشت و در حالی که جمعیت گرداگردش بودند، این مسیر را با همراهی علیرضا قیامتی، عباس خیرآبادی و پروین خاکپور به سمتِ ورودی آرامگاهِ حکیم توس قدم زد.
درست در همان لحظات ابتدایی حضورش یکی از کودکانِ شاهنامهخوان از میان جمعیتی که گرد ژاله آموزگار بودند جلو آمد با صدایی باصلابت و دلنشین، ابیاتی در «ستایشِ خرد» را از شاهنامه خواند. ابیاتی که از زبانِ حکیمِ توس، ندا میداد از اهمیتِ اندیشیدن و دانایی. در این هنگام، لبخندی بر لبانِ دکتر آموزگار نشست. اما طولی نکشید که بغضِ فروخورده سالها، در گلویش شکست. اشک، بیاختیار از گوشه چشمانش جاری شد. شاید یادِ روزهایِ تلخِ درگذشت خالقی مطلق، در میانِ هیاهویِ جنگ، خاطراتِ تلخِ آن روزگار را زنده کرده بود. شاید اشکِ او، در سوگِ اندیشمندی بود که حقش بود در آرامش و در میانِ انبوهِ دوستدارانش بدرقه شود. یا شاید، از شوقِ دیدنِ این نسل جوان، که با عشق و ارادت، میراثِ فردوسی و اندیشه پژوهشگرانی چون خالقی مطلق را پاس میدارند.
درود بر فرهنگِ فردوسی پرور
یکی از دیگر از بخش مراسمی زمانی بود که آموزگار به همراه جمع زیادی از دوستدارانش به تالار اصلی مقبره فردوسی فردوسی رسیدند، آموزگار زمانی که بر بالای قبر حکیم حماسهسرای توس قرار گرفت گفت: ایران مال ماست، ما صاحب ایرانیم، ایران را تنها نگذاریم. درود به فرهنگِ فردوسی پرور. باید فرهنگ که فردوسی بزرگ را به ما تقدیم کرد تحسین کنیم.

این اسطوره پژوه و استاد زبانهای باستان گفت: نام جلال خالقی مطلق با شاهنامه فردوسی و ایران در هم تنیده است. او سرشار از عشق به ایران بود و برای بهتر عرضه کردن دستاورد سی سال رنج فردوسی بزرگ، 35 سال از عمرش را وقف کرد.
جلال خالقیمطلق؛ چهرهای بیمانند در زبانشناسی و شاهنامه
پس از آن علیرضا قیامتی، شاهنامه پژوه و استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی گفت: هرکسی میداند که جلال خالقیمطلق زبانشناس و شاهنامهپژوهی بینظیر و بیمانند بود و اگر نگوییم سرآمد، دستکم میتوان گفت در حوزه خود چهرهای بیمانند به شمار میرفت.
وی افزود: برای نخستینبار میتوان گفت دکتر خالقیمطلق همه نسخههای معتبر شاهنامه را دیده و تنها کسی بود که چنین کاری را انجام داد و در تصحیح خود نیز از این نسخهها بهره برد.
قیامتی ادامه داد: به گمان من، کاری که دکتر خالقیمطلق انجام داد حاصل بیش از نیمی از عمر او بود که به پای شاهنامه گذاشت و در نهایت توانست کاملترین و بهترین تصحیح شاهنامه را به انجام برساند.
این استاد زبان و ادبیات فارسی درباره مهمترین خدمات خالقیمطلق در حوزه شاهنامهپژوهی گفت: مهمترین خدمت او هم در زمینه تصحیح شاهنامه و هم در پژوهشهایی بود که در عرصه شاهنامه انجام دادند. هر مقالهای که دکتر خالقیمطلق درباره شاهنامه نوشت، به یک زاویه تاریک و پرابهام از شاهنامه نور میافکند و آن را برای دیگران روشن میکرد.
وی تصریح کرد: پژوهشهای خالقیمطلق در بسیاری از موارد راهگشای پژوهشهای دیگر شاهنامهپژوهان در این عرصه بود و از این جهت، آثار ایشان جایگاه ویژهای در مطالعات شاهنامه دارد.
قیامتی با اشاره به همزمانی درگذشت جلال خالقیمطلق با آغاز جنگ اخیر در ایران اظهار کرد: متأسفانه درگذشت ایشان با مجموعهای از اتفاقات سیاسی و آغاز جنگ همزمان شد و آنطور که باید، اطلاعرسانی و بازتاب خبری درخوری درباره درگذشت این استاد برجسته صورت نگرفت.

این شاهنامهپژوه افزود: در روز آغاز جنگ بود که ایشان از میان ما رفتند و به همین دلیل، مراسم و برنامههای مربوط به ایشان نیز آنچنان که باید و شاید بازتاب خبری پیدا نکرد و تحت تأثیر فضای اندوهباری قرار گرفت که در کشور حاکم بود.
این رویداد بزرگترین مراسمی است که تاکنون برای جلال خالقی مطلق در مشهد گرفته شده
وی ادامه داد: پس از جنگ نیز شاید آنچنان که باید مراسم و بزرگداشتی درخور جایگاه استاد برگزار نشد و به گمان من، این برنامه مهمترین و بزرگترین بزرگداشتی است که تاکنون برای ایشان در مشهد برگزار میشود.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به برگزاری این آیین در آرامگاه فردوسی گفت: حق خالقیمطلق همین است که در مشهد و در جوار آرامگاه فردوسی از او یاد شود، چراکه مشهد و توس به دلیل زادگاه فردوسی و خاستگاه حماسه ایران، جایگاه ویژهای در حوزه شاهنامه دارند.
وی افزود: خود دکتر خالقیمطلق نیز هر زمان که به ایران میآمد، یکی از نخستین جاهایی که به آن سفر میکرد مشهد و توس بود. از سوی دیگر، بنیاد فردوسی شاخه توس نیز با ایشان ارتباط نزدیکی داشت و ایشان ریاست بنیاد فردوسی شاخه توس را بر عهده داشتند.
بزرگداشت خالقیمطلق، بزرگداشت ایران و شاهنامه
قیامتی تأکید کرد: بیگمان بزرگداشت دکتر خالقیمطلق، بزرگداشت ایران و بزرگداشت شاهنامه است. امروز برای پیوستگی ملی و برای اینکه همه ما در کنار یکدیگر باشیم، نیاز داریم شاهنامه را بهعنوان بزرگترین بنیان هویتی و ملی خودمان بشناسیم.
وی تاکید کرد: شاهنامه در طول تاریخ پناهگاه ملی ایرانیان بوده است و بزرگداشت دکتر خالقیمطلق نیز میتواند در همین راستا باشد؛ یعنی بزرگداشت شاهنامه، فردوسی، ایران و ایرانزمین و همچنین پیوستگی ایرانیان.

بی گمان حضورِ ژاله آموزگار در میان کودکانِ شاهنامهخوان و دوستدارانِ فرهنگِ پارسی، نمادی بود از تداوم. تداوم راه فردوسی، تداوم پژوهش و حقیقتجویی، و تداوم پیوند نسلها با ریشههایِ فرهنگیِ خویش. در عصرِ غروبگون بیستم شهریور در جوار آرامگاهِ جاودانه فردوسی، یاد جلال خالقی مطلق، گرامی داشته شد. یاد او که در سکوتِ جنگ، خاموش شد، اما میراث دانشش، همچون شعلهای فروزان، در دلِ دوستداران فرهنگ فارسی، جاودانه خواهد ماند.
نظر شما