به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) جامعه امروز ایران در مقایسه با یک دهه پیش، از این جهت پیشرفت کرده که دیگر مراجعهکنندگان به روانشناس و رواندرمانگران را «دیوانه» نمیخواند. اما هنوز چسباندن برچسبها ادامه دارد و روزانه عدهای را با تکیه به همین القاب یا کنار میگذاریم یا میپذیریم و متوجه نیستیم این روند تا چه حد میان انسانها فاصله میاندازد. علم روانشناسی با تحقیقات گسترده و پژوهشهای بالینی به روز، تلاش دارد بر پایه نیاز انسان جامعه امروز و نه ده سال پیش، یا این برچسبها را به کل از میان بردارد یا بازخوانی جدیدی از آنها ارائه دهد.
مجموعه بزنگاه با انتخاب کتاب «موهبت میانگرایی» نوشته دکتر رامی کامینسکی (۲۰۲۵)، روانشناس پیشگام آمریکایی دانشگاه نیویورک که بیش از سه دهه در مشاوره و درمان نقشی شفابخش داشته، به دنبال نشر مفاهیم جدید در علم روانشناسی است. پرنیان مجدلیان در سومین همکاری خود با این انتشارات، با ترجمه این کتاب تلاش دارد تا مفاهیم امروزی را در راستای رهایی انسان از قید و بندهای قدیمی، به او منتقل کند.

در کتاب موهبت میانگرایی دکتر کامینسکی از مرزهای تقسیمبندی کلیشهای «برونگرایی» و«درونگرایی» با قدرت عبور کرده و بر طبق پژوهشهای بالینی خود به تئوری تازهای رسیده است. این نظریه تقسیمبندی باینری (دوگانه) را کامل نمیداند و معتقد است چیزی این میانه از قلم افتاده، مسئلهای که هنوز از نظر علمی به آن توجه نشده و افراد بسیاری را ناشناخته باقی گذاشته است.
محوریت اصلی کتاب به رسمیت شناختن مفهوم میانگرایی (Otrover) است؛ افرادی که به طور اجمالی خصلتهایی دارند که نه برونگرا است و نه درونگرا؛ این افراد به هیچیک از آن دستهبندی مرسوم تعلق ندارند، همواره احساس کردهاند جایی برای آنها نیست و این خلاء به آنان حس ناتوانی و تعلق نداشتن داده است. دکتر کامینسکی با استناد به درمانهای بالینی خود، تلاش کرده با معرفی این طیف شخصیتی، حس تفاوت آنها با دیگران را از موضع ضعف به سمت قدرت ببرد و آن را موهبتی نامیده که به همه عطا نشده است.
این کتاب در هشت فصل کلی به عناوینی پرداخته که نظریه اصلی دکتر کامینسکی را در بر میگیرد. اول از همه، او وجود این افراد را تأیید میکند و سپس مفهوم میانگرایی (Otrover) را توضیح میدهد و در ادامه برچسب داشتن یا لزوم تعلق به گروهی خاص را زیر سؤال میبرد و تنهایی و طردشدگی به علت تفاوت داشتن با اکثریت را مردود میشمارد.
بخش کلیدی نظریه او پس از توصیف «میانگراها»، تأکید مستمر بر این نکته است که وقتی صرفاً به دلیل داشتن چهار یا پنج مؤلفه از یک دستهبندی، فردی را متعلق به گروهی مشخص میدانیم، در واقع دست و پای او را میبندیم. ما با این محدودسازی، استقلال، ابتکار و خلاقیت فردی او را میرباییم. دکتر کامینسکی بر این باور است که از قضا این افراد در جامعه، محیط کار و زندگی شخصی خود موفقتر از دیگران ظاهر میشوند، به قول او «میانگراها حضور دارند، همواره حضور داشتهاند حتی اگر تا به امروز نامی برای آنها نداشتیم ... آنها تنهایی، طردشدگی و دو قطبیگری که بر جامعه کنونی تحمیل شده را تعدیل میکنند».
نظر شما