سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یکصد و پنجاهمین شماره از فصلنامه «نگاه نو» با مدیرمسئولی و سردبیری علی میرزایی منتشر شد. این شماره از فصلنامه نگاه نو مشتمل بر شش فصل است.

«یادداشت سردبیر» و «نامه به نگاه نو» در سرآغاز قرار دارد. فصل نخست به گفتوگوی علی میرزایی با دکتر سعید محمودی اختصاص یافته که این گفتوگو به «پایان عصر حقوق بینالملل؟» میپردازد.
در فصل مقالهها؛ «دانشگاه و جنگ» از مقصود فراستخواه، «جنگ نامتقارن» از حسن بهشتیپور، «دو رَه پیداست» از فرهاد نیلی و «اقتصاد سیاسی ایران در دوره پهلوی دوم (1320-1357)» از بهروز هادی زنوز پیش روی مخاطبان قرار دارد.
بخش ویژه یکصد و پنجاهمین شماره از فصلنامه «نگاه نو» به شاعران نامدار عصر مشروطیت اختصاص دارد. در این بخش ابتدا شرحی در خصوص موضوع آن قرار گرفته و در ادامه «درنگی در انقلاب مشروطیت ایران» به قلم لطفالله آجدانی، «عارف قزوینی، چرا عارف شاعر ملی ایران است؟» به قلم سعید پورعظیمی، «محمدتقی بهار (ملکالشعرا)؛ شور مشروطهخواهی شاعر و نویسنده آرمان خواه» به قلم ناصرالدین پروین، «فرخی یزدی، فرخی، سخنسرای آزادی، سرآمد غزلسرایان سیاسی ایران است» به قلم حسین مسرت، «میرزاده عشقی، عشقی چهره تمام عیار و شاخص شعر مشروطه بود» به قلم خدایار صائب، «اشرفالدین حسینی(نسیم شمال)؛ پیشوای شعر طنزآمیز عصر مشروطیت» به قلم مهدی نورمحمدی، «ادیبالممالک فراهانی؛ از نخستین شاعرانی که آشکارا از انقلاب مشروطه حمایت کردند» به قلم محمد میرزایی، «علیاکبر دهخدا؛ سیاستورزیهای دهخدا در دوره مشروطیت» به قلم مریم میرشمسی، «ایرج میرزا؛ دار خطیبان انقلاب مشروطیت بود» به قلم مهدی نورمحمدی و «ابوالقاسم لاهوتی؛ شاعر مطرح، نوآور و تاثیرگذار دوران مشروطیت» به قلم مسعود عرفانیان را میخوانیم.
در بخش شعر، داستان، «نقد شعرهایی از اونو نو کوماچی» با ترجمه رضا رضایی، «بچههای غریبه، لودمیلا اولیتسکایا» با ترجمه مهسا محبی و «اندر احوالات و مثالب «چپ جماعتی»» به قلم آرمان نهچیری پیش روی مخاطب قرار دارد.
بخش بعدی با عنوان «یاد رفتگان» به «درگذشت خدمتگزار ادبیات فارسی: به یاد شارل آنری دو فوشهکور»، «نویسندهای با زبان بیپروا و نثر مدرن: به یاد شهرنوش پارسیپور» به قلم غلامرضا صراف، «بدرود مرد تاریخی: به یاد منوچهر فرید» به قلم غلامرضا صراف، «بدرود نابغه آواز ایران: به یاد حسین خواجه امیری»، «عود و آوایی نامیرا: پنج سال از خاموشی عبدالوهاب شهیدی گذشت» به قلم حبیب حسینی و «یک قرن قلم زدن برای ایران: به یاد محمدعلی اسلامی ندوشن» به قلم علیاکبر جعفری ندوشن میپردازد.
بخش آخر با عنوان «سینما، کتاب، کاریکاتور» موضوعاتی همچون «بازمانده جهان از دست رفته» به قلم زهرا مینویی، «بدنهای آنان در سرزمینشان جا مانده است» به قلم مریم آقاجری، «بیگانه: اثری اقتباسناپذیر؟» به قلم مهرناز شیرازی عدل، «تازههای کتاب» به قلم علی میرزایی، «کاریکاتور» اثر حسن کریمزاده و «انتقاد کتاب» به قلم غلامرضا امیرخانی، عزیزالله حاجیمشهدی، محمد صابری و احمد کاظمی موسوی را در خود جای داده است.
در بخش گفتوگو که به گپ و گفت علی میرزایی با دکتر سعید محمودی اختصاص دارد؛ میخوانیم: «درباره مسئله توسل به زور در حقوق بینالملل بفرمایید.
در خصوص توسل به زور در روابط بینالملل، یعنی میان کشورها و شروع جنگ از سوی یک کشور علیه کشور دیگر میشود گفت که پیش از تشکیل جامعه ملل در 1920، قانون مشخصی برای توسل به زور در روابط بینالملل وجود نداشت، قانون جنگل جاری بود. کشورها اگر اختلافی با هم داشتند به جای اینکه اختلاف را از طریق مذاکرات دیپلماتیک و سیاسی حل کنند، خیلی راحت و بدون هیچ مانعی به فکر استفاده از زور و نیروی نظامی علیه یکدیگر میافتادند تا مشکلشان را با همدیگر حل کنند. حتی موقعی هم که مشکلی نداشتند، چون منعی برای توسل به زور نبود، اگر زورشان میرسید از نیروی نظامی استفاده میکردند و به سرزمینهای دیگر حمله میبردند و شاید سرزمینهای دیگر یا بخشی از سرزمینهای دیگر را به خودشان ملحق میکردند. در تاریخ هم هنگامی که به پادشاهان و امپراتوریهای قدرتمند اشاره میکنیم، بیشتر منظور آنهایی است که فتوحات زیادی کردند و سرزمین خودشان را گسترش دادند؛ ولی هیچکس به این فکر نمیکند که این به چه قیمتی بوده است. زور حاکم بود و منعی در حقوق بینالملل وجود نداشت.
اتفاقی که افتاد این است که دولتها در اساسنامه جامعه ملل، با توجه به فجایعی که در زمان جنگ جهانی اول رخ داده بود و میلیونها کشته شده بودند، بر سر ممنوعیتی برای کاربرد نیروی نظامی یا توسل به زور توافق کردند: توسل به زور به عنوان گزینه اول ممنوع است! کشورها سعی کنند مسائل فیمابین را از طریق دیپلماتیک حل کنند، ولی اگر نشد اشکالی ندارد به زور متوسل شوند.
در منشور سازمان ملل متحد که در 1945 صادر شد، با توجه به نتایج جنگ جهانی دوم که شمار نظامیان و غیرنظامیان کشته شده به مراتب بیش از جنگ جهانی اول بود...
حدود 75 میلیون نفر در برابر 17 میلیون نفر در جنگ جهانی اول!
...بله، همینطور بود، دولتها به این نتیجه رسیدند که کاربرد نیروی نظامی در روابط بینالملل را باید به کلی ممنوع کرد، نه فقط به عنوان گزینه اول. بنابراین در بند 4 ذیل ماده 2 منشور سازمان ملل مطرح کردند که نه تنها توسل به نیروی نظامی بلکه حتی تهدید به کاربرد نیروی نظامی در روابط بینالملل باید به کلی ممنوع شود. البته کشورهایی که این منشور را پیشنهاد و بعدا تصویب کردند، میدانستند که این ممنوعیت نمیتواند جلوی درگیریهای نظامی را برای همیشه بگیرد. به همین دلیل دو استثنا برای این ممنوعیت کلی گذاشتند: یکی این بود که اگر شورای امنیت سازمان ملل که وظیفه اصلیاش حفظ صلح بینالمللی است به این نتیجه برسد که در موردی کاربرد نیروی نظامی لازم است، میتواند اجازه توسل به زور بدهد. استثنای دوم هم دفاع مشروع یک کشور در برابر حمله مسلحانه کشور دیگر است. برای اینکه غیرمعقول و غیرمنطقی است وقتی کشوری مورد تهاجم نظامی کشور دیگر قرار بگیرد، به خاطر ممنوعیتی که در منشور ذکر شده، نتواند از خودش دفاع کند و نیروی نظامی به کار ببرد.»
یکصد و پنجاهمین شماره «نگاهنو» در ۲۶۰ صفحه و بهای ۴۵۰ هزارتومان هماکنون در روزنامهفروشیها و کتابفروشیهای معتبر عرضه میشود.
نظر شما