چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۳
نگاهی به ریشه نام شهرها و آبادی‌های گیلان

گیلان - کتاب «نامواژه‌ها، تطبیق جغرافیایی و همانندسازی جمعیتی آبادی‌های گیلان» به بررسی تاریخچه نام شهرها و روستاهای این استان پرداخته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، کتاب «نامواژه‌ها، تطبیق جغرافیایی و همانندسازی جمعیتی آبادی‌های استان گیلان» حاصل پژوهش فرشته طالش انساندوست است که نشر سپیدرود در ۳۹۵ صفحه منتشر کرده است.

کتاب دارای شش فصل شامل فصل اول: کلیات، فصل دوم: سازمان سیاسی – جغرافیایی گیلان از انقلاب مشروطه تاکنون، فصل سوم: نظری بر نامواژه آبادی‌ها در گیلان و مصوبات تغییر نام، فصل چهارم: تاریخچه تقسیمات سیاسی جغرافیایی استان گیلان، فصل پنجم: آبادی‌های تبدیل شده به شهر ۱۳۴۵ – ۱۳۹۵ و فصل ششم: خانوار و جمعیت آبادی‌های شهرستان‌های استان گیلان ۱۳۵۵ – ۱۳۹۵ است.

نویسنده در فصل اول به توضیح روش‌شناسی، تعاریف و مفاهیم و بیان شیوه تنظیم کتاب پرداخته و در فصل دوم مصوبات مرتبط با سازمان سیاسی جغرافیای استان گیلان را در هشت بخش و در فاصله بین انقلاب مشروطه تا سال ۱۳۹۹ آورده است. طالش انساندوست در فصل سوم و در توضیح نامواژه آبادی‌ها در گیلان، به بیان اسامی ناشی از عناصر چهارگانه، اسامی ناشی از شکل توپوگرافی، ویژگی‌های آب و هوایی یا مکان جغرافیایی ریزشگاه رودخانه، سینه کوهستان، محل تلاقی جلگه، کوه و چشمه، اسامی مرکب از نام گیاهان یا درختان، اسامی ناشی از منشأ جغرافیایی ساکنان آبادی، اسامی ناشی از اسم اشخاص، پیشه و صنایع دستی، اسامی مرکب از نام افسانه‌ای یا مخفف و قلب شده پرداخته است.

محقق کتاب در فصل چهارم تاریخچه تقسیمات سیاسی جغرافیایی استان از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۹۹ را آورده و سپس آبادی‌های تبدیل شده به شهر در فاصله بین سال های ۱۳۴۵ تا ۱۳۹۵ را ذکر کرده است. طالش انساندوست در فصل پایانی کتاب نیز به توضیح خانوار و جمعیت آبادی های شهرستان های استان بین سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۵ شامل آستارا، آستانه اشرفیه، املش، انزلی، تالش، خمام، رشت، رضوانشهر، رودبار، رودسر، سیاهکل، شفت، صومعه سرا، فومن، لاهیجان، لنگرود و ماسال پرداخته و سپس در سه پیوست؛ تغییرات مساحت کشور - استان، آبادی‌های هم‌نام استان و محلات وابسته به آبادی‌های گیلان را توضیح داده است.

فرشته طالش انسان‌دوست، بانوی محقق و نویسنده گیلانی است و کتاب پوشاک مردم گیلان ازجمله تألیفات او به شمار می روند.

محمدتقی رهنمایی استاد بازنشسته جغرافیای دانشگاه تهران در مقدمه ای که بر این کتاب نوشته، تقسیمات کشوری در ایران را یکی از مهمترین مشکلات مدیریتی در واحدهای سیاسی اداری دانسته و آورده است: تا قبل از انقلاب مشروطیت نظام تقسیمات کشوری مبتنی بر ایالات، ولایات و بلوک‌ها بود و بسیاری از این واحدها بر اساس نام قوم یا اقوامی که در آنها زندگی می کردند، نامگذاری شده بودند. ابتدا در دوره رضا شاه کوشش شد که این نظام سنتی در هم ریخته و واحدهای سیاسی اداری کشور، در قالب استان و با اعداد مشخص شوند بدین ترتیب بود که کشور به ۱۰ استان تقسیم شد که نخستین آن استان یکم یعنی گیلان بود؛ استانی با حدود ۱۴۷۱۱ کیلومتر مربع مساحت، ازجمله کوچک ترین استان های کشور است اما از نظر تراکم جمیعت، یکی از پرتراکم ترین استان هاست و بیش از نیمی از مساحت استان، یعتی ۵۳ درصد آن را عرصه‌های کوهستانی، ۱۲ درصد اراضی کوهپایه ای و حدود ۳۴ درصد را اراضی جلگه ای تشکیل می دهند ... کتاب حاضر نمونه بسیار خوبی است برای رسیدن به یک الگوی مطلوب از تقسیمات فرعی استان حساس و پرتراکم گیلان و یکی از مهمترین فصول کتاب که در ابتدا آمده، فهرست کردن مصوباتی است که تغییرات بر اساس آنها انجام گرفته است. بررسی این فصل کتاب، نشان می دهد که کارشناسان تقسیمات فرعی استان، روستا یا روستاهایی را از دهستانی جدا کرده و پس از مدتی، باز آن را به حوزه دیگری الحاق کرده اند و چه بسا که پیوندهای تاریخی و کارکردی میان واحدهای اجتماعی را نادیده گرفته‌اند. از طرف دیگر برخی روستاها به شهر تبدیل شده و یا در محدوده و حریم شهرها ادغام شده‌اند. من این روند را شهرنشینی سزارین شده نامیده‌ام و بر این باورم که پدیده شهری شدن، الزاماً تنها راه آبادانی و بالندگی اجزای فرعی سرزمین نیست و می‌توان بدون هویت شهری، سطح زندگی و ارائه خدمات را با همان هویت روستایی بهبود بخشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها