شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۵
وقتی ارسطو در بغداد به زبان عربی سخن گفت

روزنامه‌ی «الشرق الأوسط» در گزارشی درباره‌ی کتاب «ارسطو در جامه‌ی عربی: تأثیر ارسطو در نثر عباسی» نوشته‌ی عمار العساف، به بررسی مسیر ورود اندیشه‌های فیلسوف یونانی به فرهنگ عربی پرداخته است؛ کتابی که نشان می‌دهد چگونه ترجمه‌های عصر عباسی، ارسطو را از چهره‌ای اسطوره‌ای به یکی از منابع مهم منطق، جدل و تفکر عقلانی در میان نویسندگان و اندیشمندان این دوره تبدیل کرد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «ارسطو در جامه‌ی عربی» منتشرشده از سوی انتشارات «قلم‌های عربی» در قاهره، نوشته‌ی دکتر عمار العساف، به تأثیرپذیری فرهنگ عربی در دوره‌ی عباسی از اندیشه‌های ارسطو، فیلسوف و آموزگار یونانی، می‌پردازد؛ به‌ویژه تأثیر دیدگاه‌های او در حوزه‌ی منطق، جدل و شیوه‌های استدلال، همچنین نگاه او به جایگاه انسان و حیوان در جهان.

نویسنده اشاره می‌کند که شخصیت ارسطو پیش از دوره‌ی عباسی برای فرهنگ عربی کاملاً ناشناخته نبود، اما تصویری که از او وجود داشت با چهره‌ی واقعی او تفاوت داشت. در این روایت‌ها، ارسطو چهره‌ای اسطوره‌ای پیدا کرده بود و توانایی‌های سیاسی او اغراق‌آمیز توصیف می‌شد؛ به‌گونه‌ای که او را وزیر اسکندر مقدونی معرفی می‌کردند؛ شخصیتی که حکمت و تدبیر سیاسی را در خود جمع کرده است.

در آغاز دوره‌ی عباسی، با ترجمه‌ی آثار دیگر ارسطو، تصویر تازه‌ای از او در جهان عرب شکل گرفت. او به‌عنوان حکیمی فیلسوف و صاحب منطق شناخته شد و به نماد دانشمندی جامع تبدیل شد که مرزهای میان حوزه‌های مختلف دانش را پشت سر گذاشته است. به‌تدریج شهرت او افزایش یافت و جایگاهی برجسته در میان اندیشمندان عرب پیدا کرد.

وقتی ارسطو در بغداد به زبان عربی سخن گفت
ارسطو

افزایش نفوذ ارسطو در جهان عرب در ابتدا با مخالفت جدی روبه‌رو نشد؛ زیرا آثار او در مسائل فقهی و موضوعات دینی به کار گرفته نمی‌شد. با این حال، سیاست‌های دوران خلافت مأمون و گسترش استفاده از منطق در پژوهش‌ها و مباحث فقهی، شرایط را تغییر داد. در این دوره، ارسطو به یکی از مهم‌ترین منابع جدل و گفت‌وگوهای عقلانی تبدیل شد؛ حتی در موضوعاتی که رنگ‌وبوی دینی داشتند و پیش‌تر بر پایه‌ی روش‌های سنتی بررسی می‌شدند.

در دوران مأمون، برخی تلاش کردند احکام فقهی را بر اساس مبانی فلسفی و اصول منطقی استخراج کنند. این موضوع نگرانی شماری از فقیهان، از جمله امام شافعی، را برانگیخت. شافعی نخستین کسی بود که درباره‌ی گسترش نقش ارسطو در جهان عرب ابراز نگرانی کرد و تلاش کرد میان دانش فقه و دستاوردهای منطق فاصله ایجاد کند. او با تدوین مبانی علم اصول فقه، پایه‌های علمی و دینی این حوزه را سامان داد.

به این ترتیب، شافعی از نخستین کسانی بود که در برابر ورود منطق ارسطویی به برخی مباحث فقهی که معتزله به آن‌ها می‌پرداختند، موضع گرفت. معتزله در این دوره از میراث یونانی بهره می‌بردند و می‌کوشیدند مسائل فلسفی را با دغدغه‌های فقه اسلامی پیوند دهند.

عمار العساف در کتاب خود نشان می‌دهد که جاحظ در اثر مهمش «البیان و التبیین»، که در آن بر ویژگی‌های بلاغت عربی و برتری آن تأکید می‌کند، شناخت کافی از اندیشه‌های ارسطو داشت؛ تا جایی که به نقد شخص او پرداخت و گفت: «یونانیان فلسفه، صنعت و منطق دارند؛ اما صاحب علم منطق خود، زبانی ناتوان داشت و به فصاحت شناخته نمی‌شد، با وجود آن‌که در تشخیص سخن، تقسیم‌بندی آن، معناها و ویژگی‌هایش دانش داشت.»

وقتی ارسطو در بغداد به زبان عربی سخن گفت
جاحظ

از نگاه جاحظ، ارسطو مانند افلاطون به زیبایی هنری نوشته‌هایش توجه نداشت، بلکه پیش از هر چیز یک دانشمند بود. او مستقیماً به موضوع مورد نظر می‌پرداخت و بیش از آن‌که به شیوه‌ی بیان و پرداخت زبانی اهمیت دهد، به اندیشه‌ای که منتقل می‌کرد توجه داشت. به همین دلیل، آثار ارسطو مانند نوشته‌های افلاطون الگوی بلاغی و هنری به شمار نمی‌آمدند، اما نمونه‌ای ماندگار از پژوهش عقلی بودند.

البته این موضوع به معنای ناآگاهی ارسطو از فنون بلاغت نیست. به گفته‌ی نویسنده، ارسطو فیلسوف و صاحب منطق بود و منظور جاحظ این بود که او به آرایش و تزئین کلام اهمیت چندانی نمی‌داد.

در قرن چهارم هجری، جریان طرفداران میراث یونانی قدرت بیشتری یافت؛ به‌ویژه پس از آن‌که آثار ارسطو را به‌خوبی شناختند. آنان به معرفی نوشته‌های او پرداختند، نشست‌های ادبی برگزار کردند و موضوعات فلسفی، منطقی و ادبی آثار او را بررسی کردند.

این گروه از منطق ارسطویی در نثر هنری و مناظره‌های دوره‌ی عباسی بهره گرفتند. منطق به مناظره‌کنندگان ابزاری مؤثر برای غلبه بر مخالفان می‌داد و استفاده از قیاس‌های پنهان، به یکی از شیوه‌های مهم استدلال در بحث‌های انتزاعی تبدیل شد. در نتیجه، «رنگ‌آمیزی عقلانی» به یکی از ویژگی‌های بلاغت مناظره‌کنندگان تبدیل شد.

برخی از چهره‌های برجسته‌ی نثر عربی نیز موضوعات مختلفی را از آثار ارسطو الهام گرفتند. ابوحیان توحیدی در نوشته‌های خود درباره‌ی مفهوم «دوستی» از نگاه ارسطو تأثیر پذیرفت و در بخش‌هایی درباره‌ی جهان حیوانات نیز از کتاب «الحیوان» ارسطو بهره برد.

برخی نویسندگان نیز فراتر از نقل مستقیم رفتند و ایده‌های کامل فلسفی را از او گرفتند؛ چنان‌که مسکویه در نگارش کتاب «تهذیب الأخلاق» از کتاب «اخلاق» ارسطو الهام گرفت و اثری در حوزه‌ی اخلاق فلسفی پدید آورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها