دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
«زبان دین» چگونه معنا پیدا می‌کند؟

کتاب «زبان و زبان دین: چشم‌اندازی به جهان و فضایی برای تنوع فهم و تکثر» نوشته‌ی عبدالجبار الرفاعی، با تمرکز بر تفاوت «زبان دین» و «زبان دینی» منتشر شد؛ کتابی که مسئله‌ی معنا و امکان خوانش‌های متنوع از متون دینی را بررسی می‌کند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «زبان و زبان دین: چشم‌اندازی به جهان و فضایی برای تنوع فهم و تکثر» نوشته‌ی عبدالجبار الرفاعی، اندیشمند عراقی و پژوهشگر فلسفه‌ی دین، از سوی مرکز مطالعات فلسفه‌ی دین و انتشارات نابو در بغداد منتشر شده است. الرفاعی در این کتاب به یکی از مسائل مهم فلسفه‌ی دین می‌پردازد: زبان چگونه در سخن گفتن از خدا، امر غیبی و تجربه‌ی دینی معنا تولید می‌کند و چه تفاوتی میان «زبان دین» و آنچه در طول تاریخ به‌عنوان «زبان دینی» شکل گرفته است، وجود دارد؟

بحث درباره‌ی زبان در نگاه نخست ممکن است موضوعی مربوط به زبان‌شناسی یا فلسفه‌ی زبان به نظر برسد، اما هنگامی که پای دین به میان می‌آید، مسئله ابعاد دیگری پیدا می‌کند. سخن گفتن از امر قدسی، خداوند، جهان غیب و تجربه‌های معنوی با سخن گفتن درباره‌ی امور روزمره یکسان نیست. به همین دلیل، مسئله‌ی زبان دین یکی از موضوعات مهم در فلسفه‌ی دین معاصر به شمار می‌رود؛ حوزه‌ای که در آن پرسش‌هایی درباره‌ی معنای گزاره‌های دینی، نسبت زبان و واقعیت، امکان سخن گفتن از امر متعالی و نقش استعاره و نماد در زبان دینی مطرح می‌شود.

الرفاعی در مقدمه‌ی کتاب خود از همین نقطه آغاز می‌کند و پیش از ورود به بحث دین، تصویری کلی از جایگاه زبان در زندگی انسان ارائه می‌دهد.

زبان فقط وسیله‌ی انتقال معنا نیست

از نگاه الرفاعی، زبان پدیده‌ای ثابت و یکدست نیست. زبان‌ها درون جوامع، فرهنگ‌ها، طبقات اجتماعی و حوزه‌های مختلف زندگی شکل می‌گیرند و با تغییر شرایط تاریخی، شیوه‌های استفاده از آنها نیز تغییر می‌کند. هر حوزه‌ی معرفتی نیز به‌تدریج شبکه‌ی واژگان، مفاهیم و مناسبات معنایی خاص خود را پدید می‌آورد.

فلسفه، حقوق، سیاست، اقتصاد، علوم، اخلاق، اسطوره، ادبیات و هنر، هرکدام زبان ویژه‌ی خود را دارند. حتی در قلمرو علم و فناوری نیز زبان‌های تخصصی گوناگونی شکل گرفته‌اند؛ از زبان ریاضیات و علوم طبیعی گرفته تا زبان فناوری، اینترنت و هوش مصنوعی.

از این منظر، زبان برای الرفاعی صرفاً ابزاری خنثی برای انتقال اطلاعات نیست. زبان با جهان‌بینی، تجربه‌ی انسانی و زمینه‌ای که در آن به کار می‌رود پیوند دارد. انسان جهان را تا حدی از خلال زبان می‌فهمد و آنچه می‌تواند درباره‌ی جهان بگوید نیز به امکانات زبان وابسته است. این مسئله هنگامی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که موضوع سخن، اموری باشد که تجربه‌ی مستقیم و روزمره‌ی انسان به آنها دسترسی ندارد.

«زبان دین» با «زبان دینی» چه تفاوتی دارد؟

محور اصلی بحث الرفاعی در مقدمه، تمایزی است که میان «زبان دین» و «زبان دینی» برقرار می‌کند. به باور او، این دو اصطلاح را نباید مترادف یکدیگر دانست.

«زبان دین» به زبانی مربوط است که انسان از طریق آن درباره‌ی خدا، امر غیبی و تجربه‌ی دینی سخن می‌گوید. در چنین زبانی، معنا لزوماً در قالب گزاره‌های مستقیم و صریح بیان نمی‌شود و نماد، استعاره، اشاره، کنایه و دیگر ظرفیت‌های زبان می‌توانند در انتقال معنا نقش داشته باشند. در اینجا زبان به تجربه‌ای نزدیک می‌شود که بخشی از آن فراتر از بیان مستقیم است. آنچه در تجربه‌ی دینی رخ می‌دهد ممکن است از ظرفیت واژه‌ها گسترده‌تر باشد و حتی سکوت نیز در چنین تجربه‌ای بتواند حامل معنا شود.

در مقابل، «زبان دینی» از نگاه الرفاعی محصول تاریخی شکل‌گیری نهادها و سنت‌های دینی است؛ زبانی که در فقه، کلام، تفسیر، مدرسه، منبر و نوشته‌های دینی به تدریج صورت‌بندی شده و مجموعه‌ای از مفاهیم، احکام و گزاره‌ها را شکل داده است. این تمایز یکی از کلیدی‌ترین ایده‌های کتاب است. الرفاعی می‌خواهد نشان دهد که زبان دینی، چون در طول تاریخ و به دست انسان‌ها شکل گرفته، از شرایط تاریخی و فرهنگی و همچنین از نهادهایی که آن را تولید و تفسیر کرده‌اند تأثیر پذیرفته است.

«زبان دین» چگونه معنا پیدا می‌کند؟

متن دینی چگونه معنا پیدا می‌کند؟

طرح این تمایز، پرسش مهم دیگری را به دنبال دارد: اگر زبان دینی در تاریخ و در فرایند تفسیر انسان شکل گرفته باشد، آیا می‌توان برای متن دینی یک معنای ثابت و نهایی در نظر گرفت؟

الرفاعی در مقدمه‌ی کتاب بر امکان تکثر فهم تأکید می‌کند. از نظر او، متن با یک خوانش به پایان نمی‌رسد و هیچ مفسری نمی‌تواند ادعا کند تمام ظرفیت‌های معنایی آن را در یک تفسیر به پایان رسانده است. این دیدگاه، فهم متن را از یک فرایند کاملاً بسته و قطعی فاصله می‌دهد. خواننده در دوره‌های تاریخی مختلف، با پرسش‌ها، تجربه‌ها و افق فرهنگی متفاوتی به سراغ متن می‌رود و همین تفاوت می‌تواند به شکل‌گیری خوانش‌های تازه منجر شود. در این نگاه، معنای متن تنها در واژه‌های آن محصور نمی‌ماند، بلکه در رابطه‌ی میان زبان، متن، خواننده، تاریخ و زمینه‌ی فرهنگی نیز شکل می‌گیرد.

همه‌ی زبان دینی نمادین نیست

الرفاعی در بحث خود میان بخش‌های مختلف زبان دینی نیز تمایز قائل می‌شود. از نظر او، نمی‌توان همه‌ی زبان متن مقدس را یکسره نمادین یا استعاری دانست. بخش مهمی از متن‌های دینی درباره‌ی امور عادی، انسانی، تاریخی و اجتماعی سخن می‌گویند و در این موارد می‌توان از معانی متعارف زبان استفاده کرد. مسئله‌ی نماد و استعاره بیشتر در جایی اهمیت پیدا می‌کند که زبان می‌خواهد درباره‌ی اموری سخن بگوید که در تجربه‌ی مستقیم انسان نمی‌گنجند؛ به‌ویژه هنگامی که موضوع، جهان غیب و واقعیت‌های متعالی باشد.

به این ترتیب، الرفاعی میان زبان متعارف درباره‌ی جهان انسانی و زبان مربوط به امر غیبی تمایز می‌گذارد. این تمایز به او اجازه می‌دهد از یک سو ظرفیت نمادین زبان دین را جدی بگیرد و از سوی دیگر، از تبدیل تمام متن دینی به مجموعه‌ای از استعاره‌های مبهم پرهیز کند.

زبان دینی، پدیده‌ای تاریخی

یکی دیگر از نکات قابل توجه در مقدمه، تأکید الرفاعی بر انسانی و تاریخی بودن زبان دینی است. زبان دینی در فرایند تفسیر متون بنیادین شکل گرفته و نهادهای مختلف در طول تاریخ در صورت‌بندی آن نقش داشته‌اند. از این منظر، مفاهیم دینی را نمی‌توان کاملاً جدا از شرایط تاریخی و فرهنگی‌ای بررسی کرد که در آنها تولید و بازتفسیر شده‌اند. زبان دینی می‌تواند در دوره‌های مختلف تغییر کند، برخی معانی در آن برجسته شوند و برخی دیگر به حاشیه بروند.

این نگاه همچنین مسئله‌ی قدرت را وارد بحث زبان می‌کند. هرگاه یک تفسیر به زبان رسمی و مسلط تبدیل شود، می‌تواند امکان‌های دیگر فهم را محدود کند. به همین دلیل، بازاندیشی در زبان دینی برای الرفاعی تنها یک بحث نظری درباره‌ی واژه‌ها نیست؛ بلکه با مسئله‌ی چگونگی شکل‌گیری فهم دینی در جامعه نیز ارتباط دارد.

چرا «زبان دین» به فلسفه‌ی دین مربوط است؟

الرفاعی معتقد است بحث درباره‌ی زبان دین در فلسفه‌ی دین معاصر جایگاه مهمی دارد. یکی از مسائل اصلی این حوزه، چگونگی معنا پیدا کردن گزاره‌هایی است که درباره‌ی خدا، امر قدسی و واقعیت‌های متعالی سخن می‌گویند. اگر زبان دینی را زبانی تاریخی و انسانی بدانیم، پرسش درباره‌ی معنای این گزاره‌ها نیز به مسئله‌ای باز تبدیل می‌شود. آیا یک گزاره‌ی دینی در تمام دوره‌ها دقیقاً یک معنا دارد؟ آیا معنایی که یک انسان در یک فرهنگ و دوره‌ی تاریخی از یک متن دریافت می‌کند، الزاماً با معنای دریافتی انسان دیگری در دوره‌ای متفاوت یکسان است؟

الرفاعی در اینجا به جای ارائه‌ی پاسخ نهایی، بر ضرورت گشودن میدان فهم تأکید می‌کند. او کتاب خود را نیز تلاشی برای آموزش و طرح پرسش‌هایی می‌داند که در حوزه‌ی زبان دین مطرح شده‌اند، نه اثری که بخواهد یک پاسخ قطعی برای همه‌ی آنها ارائه کند.

کتابی در امتداد یک پروژه‌ی فکری

«زبان و زبان دین» در اندیشه‌ی الرفاعی اثری جدا از دیگر فعالیت‌های فکری او نیست. او سال‌ها در حوزه‌ی فلسفه‌ی دین، کلام جدید، فلسفه‌ی زبان و مطالعات مربوط به دین پژوهش کرده است. در مقدمه‌ی کتاب نیز از سابقه‌ی علاقه‌ی خود به زبان و مطالعات زبانی سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که این علاقه به سال‌های تحصیل او در حوزه و مطالعه‌ی متون کلاسیک زبان عربی بازمی‌گردد.

او همچنین پیش از انتشار این کتاب، در آثار و نوشته‌های دیگری به موضوع زبان دین پرداخته است. از جمله دو شماره از مجله‌ی «قضایای اسلامی معاصر» در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ به این موضوع اختصاص داشته و الرفاعی در تدوین «دانشنامه‌ی فلسفه‌ی دین» نیز درگیر این حوزه بوده است. این دانشنامه در سال ۲۰۲۵ در هشت جلد از سوی مرکز مطالعات فلسفه‌ی دین در بغداد منتشر شده است.

الرفاعی از این منظر، کتاب تازه‌اش را بخشی از پروژه‌ای گسترده‌تر برای بازاندیشی در فلسفه‌ی دین و کلام جدید می‌داند؛ پروژه‌ای که در آن نسبت انسان معاصر با زبان، معنا، ایمان و تجربه‌ی دینی اهمیت ویژه‌ای دارد.

مسئله‌ای که هنوز جای بحث دارد

انتشار «زبان و زبان دین» در بغداد را می‌توان در ادامه‌ی توجه فزاینده‌ی اندیشه‌ی دینی معاصر عرب به مسائل زبان، هرمنوتیک و فلسفه‌ی دین دید. خود الرفاعی در مقدمه معتقد است زبان دین در فضای فکری عربی و اسلامی کمتر از ظرفیتش مورد توجه قرار گرفته و آثار آموزشی و پژوهشی درباره‌ی آن همچنان محدود است.

اهمیت کتاب در این چارچوب، بیش از آنکه در ارائه‌ی یک نظریه‌ی نهایی درباره‌ی زبان دین باشد، در طرح دوباره‌ی مسئله‌ی معناست: اینکه زبان چگونه تجربه‌ی دینی را بیان می‌کند، چه اتفاقی برای این زبان در فرایند تاریخی تفسیر می‌افتد و آیا می‌توان در برابر تکثر خوانش‌ها، همچنان از یک معنای نهایی و ثابت سخن گفت.

الرفاعی با جدا کردن «زبان دین» از «زبان دینی» تلاش می‌کند راهی برای بازگشت به جنبه‌های نمادین، زیبایی‌شناختی و معنوی زبان بگشاید؛ زبانی که به باور او در مواجهه با امر قدسی نمی‌توان آن را در مجموعه‌ای بسته از احکام و گزاره‌ها خلاصه کرد. از همین منظر، «زبان و زبان دین» بیش از آنکه صرفاً کتابی درباره‌ی واژه‌ها باشد، تلاشی برای بازاندیشی در رابطه‌ی میان زبان و تجربه‌ی دینی و امکان‌های متنوع فهم آن است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها