کاظم آرمانپور در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با اشاره به معیارهای پیشبینی دقیق در بازار کتاب، بیان کرد: پیشبینی در صنعت نشر به معنای پیشگویی آینده نیست؛ بلکه فرآیندی علمی مبتنی بر جمعآوری و تحلیل دادهها برای شناخت روندهای آینده و تصمیمگیری آگاهانه است.
وی با بیان اینکه صنعت نشر، همانند سایر صنایع، برای تصمیمگیری درباره تولید محصول نیازمند شناخت دقیق محیط پیرامونی خود است، عنوان کرد: کتاب بهعنوان محصول اصلی این صنعت، تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، فناوری، جمعیتی، جغرافیایی و حقوقی قرار دارد و هرگونه تصمیم برای تولید، توزیع و سرمایهگذاری در حوزه نشر باید بر اساس تحلیل نظاممند این عوامل انجام شود.
آرمانپور، با بیان اینکه در حوزه نشر دانشگاهی، اهمیت این موضوع دوچندان است؛ ادامه داد: تولید یک عنوان علمی باید براساس نیاز واقعی جامعه علمی انجام شود، نه صرفاً بر مبنای تشخیص فردی ناشر یا نویسنده، برای مثال، پیش از انتشار یک کتاب تخصصی در یک رشته دانشگاهی، لازم است شاخصهایی مانند تعداد دانشجویان و فارغالتحصیلان آن رشته، روند تغییرات جمعیت دانشجویی، تعداد مراکز آموزشی مرتبط، نیازهای آموزشی و پژوهشی موجود، میزان کمبود منابع علمی، سطح دسترسی مخاطبان به منابع مشابه، توان اقتصادی جامعه هدف و ظرفیت بازار بررسی شود.
بهگفته وی، از منظر علمی، این فرآیند نیازمند استفاده از روشهای تحلیل داده، مطالعات بازار، تحلیل روندها و ابزارهای آیندهپژوهی است تا مشخص شود یک محصول نشر، تا چه اندازه میتواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد.
آرمانپور، توضیح داد: یک ناشر باید بتواند پیش از تولید کتاب، به این پرسشها پاسخ دهد که «مخاطب واقعی این اثر چه کسی است؟»، «چه نیازی را برطرف میکند؟»، «اندازه و ظرفیت بازار آن چقدر است؟» و «آیا تولید آن از نظر علمی و اقتصادی توجیهپذیر است؟»
لزوم تحلیل رفتار مخاطب
آرمانپور، همچنین درباره جگونگی پیشبینی ناشران از میزان فروش کتابهایشان، گفت: ناشران برای پیشبینی دقیقتر میزان فروش کتاب باید از ترکیب دادههای قبل (تاریخی)، شناخت بازار و تحلیل رفتار مخاطب استفاده کنند، نه صرفاً تجربه شخصی یا تیراژهای گذشته.
وی افزود: در نشر دانشگاهی، این موضوع میتواند دقیقتر هم باشد؛ برای مثال تعداد دانشجویان یک رشته، تعداد دانشگاههای ارائهدهنده آن رشته، سرفصلهای درسی، تعداد اعضای هیئت علمی، نیاز به منابع جدید و میزان وجود کتابهای رقیب، مستقیماً بر برآورد تقاضا اثر میگذارد.
آرمانپور، با بیان اینکه ناشر میتواند از دادههای پیشفروش، جستوجوهای اینترنتی، بازخورد کتابفروشان، سفارش مراکز آموزشی و رفتار کاربران در پلتفرمهای فروش برای اصلاح پیشبینی اولیه استفاده کند، تاکید کرد: بهتر است فروش بهعنوان یک عدد قطعی پیشبینی نشود، بلکه در قالب سناریو حداقل، محتمل و حداکثر فروش برآورد شود. هرچه دادههای ناشر منظمتر و بهروزتر باشد و عوامل بیرونی بیشتری در تحلیل لحاظ شود، خطای پیشبینی کاهش مییابد. به همین دلیل، آینده نشر به سمت پیشبینی تقاضای دادهمحور و استفاده از مدلهای آماری و هوش مصنوعی در تصمیمگیری درباره تیراژ، قیمتگذاری و زمان انتشار حرکت میکند.

ضعف در استفاده از دادهها
مدیرمسئول انجمن فرهنگی ناشران دانشگاهی درباره چرایی نادرست شدن پیشبینی ناشران از فروش، گفت: پیشبینی فروش ناشران در بسیاری از موارد به دلیل نبود دادههای دقیق و استفاده از روشهای سنتی تصمیمگیری با خطا مواجه میشود. بسیاری از ناشران هنوز براساس تجربه شخصی، شناخت محدود از بازار یا عملکرد گذشته تصمیم میگیرند، در حالی که بازار نشر تحت تأثیر عوامل متغیر بسیاری قرار دارد.
وی ادامه داد: این درحالی است که از مهمترین دلایل خطای پیشبینی میتوان به نبود اطلاعات دقیق از اندازه واقعی بازار و مخاطبان، تغییر سریع نیازهای فرهنگی و علمی جامعه، نوسانات اقتصادی و کاهش قدرت خرید، تغییر رفتار مخاطبان در استفاده از منابع دیجیتال، ضعف نظام توزیع و دسترسی به آمار واقعی فروش اشاره کرد.
به گفته آرمانپور، همچنین در نشر دانشگاهی، گاهی تولید کتاب، بدون تحلیل دقیق تعداد مخاطبان، نیاز واقعی دانشجویان و وضعیت منابع موجود انجام میشود؛ در نتیجه ممکن است اثری که از نظر علمی ارزشمند است، با تقاضای محدود مواجه شود.
وی با طرح این موضوع که مشکل اصلی، ضعف در استفاده از دادهها و ابزارهای تحلیل است، ادامه داد: برای افزایش دقت پیشبینی، ناشران باید از رویکرد دادهمحور استفاده کنند و اطلاعات بازار، رفتار مخاطب، روندهای آموزشی و اقتصادی را مستمر تحلیل کنند تا تصمیمهای تولید کتاب با ریسک کمتری همراه باشد.
آرمانپور، یکی از چالش اصلی ناشران برای عبور از سد پیشبینیهای نادرست بازار را دسترسپذیری اندک به دادههای دقیق و ضعف در تبدیل اطلاعات موجود به تصمیمهای علمی دانست و افزود: بسیاری از تصمیمهای تولید در صنعت نشر هنوز براساس تجربه، حدس و شناخت محدود ناشر از بازار انجام میشود؛ درحالی که رفتار مخاطبان، شرایط اقتصادی، فناوری و الگوهای مصرف محتوا به سرعت در حال تغییر است.
وی با طرح این موضوع که در فرآیند پیشبینی در صنعت نشر، نمیتوان نقش قوانین و مقررات را نادیده گرفت، گفت: از چالشهای مهم در این حوزه، وضعیت مالکیت فکری و حقوق مؤلفان و ناشران است؛ نبود یا ضعف سازوکارهای رسمی و کارآمد در حمایت از حقوق مالکیت فکری موجب کاهش قطعیت در بازار نشر شده است؛ زیرا ناشر هنگام سرمایهگذاری برای تولید یک اثر، بایستی ریسکهایی مانند تکثیر غیرمجاز، دسترسی غیرقانونی به محتوا و کاهش انگیزه اقتصادی تولیدکننده را نیز در نظر بگیرد.

راهکار؛ ایجاد نظام جامع دادهمحور در حوزه نشر
آرمانپور در ادامه با بیان اینکه ناشر باید قبل از تولید هر اثر، بازار هدف، نیاز واقعی مخاطبان، روندهای اجتماعی و اقتصادی، هزینههای تولید و ظرفیت فروش را بررسی کند و از تولید کتاب بدون شناخت کافی از تقاضا پرهیز کند، گفت: بهتر است ناشر به جای تمرکز بر یک سناریوی قطعی، چند سناریوی احتمالی مانند تغییر قدرت خرید، تغییر رفتار مخاطبان را در نظر گرفته و برای هرکدام برنامه داشته باشد.
وی همچنین توضیح داد: یکی از اقدامات مؤثری که خانه کتاب و ادبیات ایران میتواند برای ارتقای توان پیشبینی ناشران انجام دهد، ایجاد و توسعه یک نظام جامع دادهمحور در حوزه نشر است، این نهاد میتواند با جمعآوری، تجمیع و تحلیل اطلاعات از منابع مختلف، مانند آمار فروش کتاب، رفتار و الگوی خرید مخاطبان، اطلاعات کتابفروشیها، پلتفرمهای فروش آنلاین، وضعیت تولید و عرضه کتاب و شاخصهای مرتبط با بازار نشر، این دادهها را در قالب گزارشها و بستههای اطلاعاتی کاربردی در اختیار ناشران قرار دهد.
به گفته آرمانپور، دسترسی ناشران به چنین دادههایی به آنها کمک میکند تا شناخت دقیقتری از نیاز بازار، گروههای مخاطب و ظرفیت فروش آثار داشته باشند و تصمیمهای خود را درباره انتخاب موضوع، میزان تیراژ، زمان انتشار و سرمایهگذاری براساس شواهد و تحلیل علمی اتخاذ کنند.
وی بیان کرد: نقش نهادهایی مانند خانه کتاب و ادبیات ایران میتواند از ثبت و گزارش آمار نشر فراتر رود و به سمت ایجاد زیرساخت هوشمند داده برای تصمیمسازی در صنعت نشر حرکت کند؛ اقدامی که موجب کاهش ریسک تولید و افزایش بهرهوری اقتصادی و فرهنگی ناشران خواهد شد.
نظر شما