دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۰
از «دیوان حافظ» و «بوف کور» تا «نازنین» داستایفسکی

شهرام کریمی نقاش و طراح، از تجربه تصویرسازی داستان «نازنین» داستایفسکی گفت. تجربه‌ای که به گفته او، به دلیل فضاسازی و شاعرانگی با روح و روانش عجین بوده است و درنهایت به مجموعه‌ای مستقل از طراحی‌ها تبدیل شده است که هرکدام قابلیت تابلو شدن دارند. او پیش از این برای دیوان حافظ و بوف کور صادق هدایت نیز نقاشی کشیده است.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - نگار فیض‌آبادی؛ انتشارات چشمه در تجربه‌ای متفاوت، داستان «نازنین» اثر داستایفسکی را با طراحی‌های شهرام کریمی منتشر کرده است. در این کتاب طراح تلاش کرده است از متن عبور کند و آنچه را از جهان روانی و فضای داستان دریافت کرده، به خط و فرم تبدیل کند، تا جایی که نتیجه به مجموعه‌ای از آثار مستقل هنری تبدیل شود. ایده تجربه انتشار کتاب با این سبک و سیاق باعث می‌شود تا کتاب از یک محصول چاپی فراتر برود و امکان مواجهه مخاطب با اثر نقاشی را نیز فراهم کند. شهرام کریمی، طراح این کتاب، در گفت‌وگو با ایبنا، درباره چگونگی تبدیل کلام به تصویر، دشواری مواجهه با ادبیات داستایفسکی، نقش فرم و امضای شخصی در نقاشی و امکان تکرار این تجربه برای آثار ادبی دیگر سخن می‌گوید.

درباره ایده تصویرسازی برای رمان «نازنین» داستایفسکی بگویید. تصویرسازی‌های این کتاب خاص و منحصربه‌فرد به نظر می‌رسد و فضایی خاص دارد!

دکتر امیر نصری در حوزه فلسفه هنر تحصیل کرده‌اند و براساس آشنایی‌اش با نقاشی و روحیه من، این پیشنهاد را به چشمه می‌دهد. این ایده، در واقع برای نخستین‌بار در انتشارات چشمه اجرا می‌شود و کتاب «نازنین» را به من دادند تا طراحی و تصویرسازی کنم.

البته این کار با تصویرسازی معمول تفاوت دارد. من اساساً از ایلوستراسیون به معنای رایج آن خوشم نمی‌آید، مثلاً اینکه در کتاب نوشته شده باشد «فلان شخصیت وارد شد» و تصویرگر هم فقط تصویری از یک شخصیت در حال ورود ترسیم کند برایم جالب نیست. من کتاب را خواندم و آنچه طراحی کردم، برآمده از حس کلی، سبک شخصی‌ام و روحیه‌ام است.

من در سینما طراحی صحنه انجام داده‌ام. برای من تبدیل کلام به تصویر، موضوع تازه‌ای نیست و پیش‌تر هم در سینما این تجربه را داشته‌ام. این دو تجربه، یعنی نقاشی و سینما، در این پروژه با هم تلفیق شدند و من بر اساس آنها این آثار را طراحی کردم.

قرار است این ایده به شکل سریالی برای کتاب‌های دیگر هم ادامه پیدا کند؟

ظاهراً نشر چشمه می‌خواهد این کار را ادامه دهد. یعنی داستان‌های دیگری را انتخاب کند و به نقاشان پیشنهاد دهد تا آنها را طراحی کنند.

رمان «نازنین» جنبه‌های تصویری قدرتمندی برای کشیدن نقاشی داشت

تصویرسازی کتاب «نازنین» برای شما چقدر سخت یا چالش‌برانگیز بود؟

چون خودم طراح هستم، در این کار گیر نیفتادم. داستان بسیار زیبایی بود و انتخاب آن هم درست انجام شده بود، چون به روحیه و حس و روان من نزدیک بود و جنبه‌های تصویری قدرتمندی داشت. بنابراین من کارِ خودم را انجام دادم و از برداشتی که از داستان «نازنین» داشتم، پیش رفتم.

اگر داستان را دوست نداشتم، ممکن بود این کار را قبول نکنم یا نتیجه خوبی به دست نیاید اما چون «نازنین» یکی از بهترین آثار داستایفسکی است، با کمال میل انجامش دادم.

تصویرسازی آثار داستایفسکی چه تفاوتی با تصویرگری آثار دیگر نویسندگان دارد؟

به نظر من کار سختی است چون خود داستایفسکی تصویرگر بزرگی است. درباره او، چخوف و نویسندگانی از این دست هم همین‌طور است. به همین دلیل است که بسیاری از آثار ادبی این نویسندگان در سراسر دنیا به فیلم تبدیل شده‌اند.

تخیل این نویسندگان با یک کتاب معمولی که مثلاً بخواهید مانند کتاب‌های قدیمی کانون پرورش فکری آن را تصویرگری کنید، تفاوت دارد. برای کار با چنین آثاری باید عمق آن را بفهمید تا بتوانید روحیه و روح و روان موجود در یک داستان را دریافت و منتقل کنید. این فرق می‌کند با اینکه در داستان گفته شده باشد شخصی در یک اتاق است و شما هم اتاقی را بکشید. اینجا مسئله چیز دیگری است.

رمان «نازنین» جنبه‌های تصویری قدرتمندی برای کشیدن نقاشی داشت

بنابراین این تصویرها بیشتر برای فهم بهتر داستان هستند یا می‌توان آنها را مستقل از داستان نیز در نظر گرفت؟

این‌ها یک کار خلاقانه و مستقل هنری هستند. به همین دلیل، آثار به نمایش گذاشته شده‌اند و امکان فروش آنها نیز وجود دارد. افراد می‌توانند مانند یک نمایشگاه، طرح‌ها را ببینند و خریداری کنند. اولین‌بار است که چنین اتفاقی رخ می‌دهد؛ یعنی اثر هم در قالب کتاب چاپ شده و هم به‌عنوان یک کار مستقل، در کنار داستان و نویسنده، وجود دارد.

نکته جالب توجه اینجاست که سبک هنری خودتان با فضای داستان تناسب زیادی دارد!

طراحی بخش بسیار مهمی از کارهایم است و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آثارم را تشکیل می‌دهد. طراحی با نقاشی تفاوت دارد. در کارهای من، استقلال طراحی، خط‌زدن، خط‌خطی‌ کردن و فرم طراحی، جایگاه غالبی دارد.

در این کار نیز از همین وضعیت استفاده کردم و اتفاقاً این شیوه با فضای داستان تناسب زیادی داشت. حالا که به آنها نگاه می‌کنم، برای خودم هم عجیب است. به نظرم وضعیت روحی‌ام از یک سو و علاقه‌ام به داستایفسکی و داستان «نازنین» از سمت دیگر، در این مسئله مؤثر بود. شخصیت‌های عجیب‌ و غریب داستان و ... فضایی را برای من ایجاد کردند تا بتوانم این آثار را خلق کنم. شاید علتش همان نزدیکی علاقه من نسبت به این اثر باشد.

برای انتقال مفاهیمی مانند تنهایی، سکوت و اضطراب که در داستان وجود دارند، از چه عناصر تصویری و بصری استفاده کردید؟

اگر کتاب را ورق بزنید، همه این مفاهیم را می‌بینید. من فکر نمی‌کنم می‌کِشم و همیشه می‌گویم که موضوع، بهانه‌ای برای نقاشی‌کردن است. در ایران، بسیاری از نقاشان جوان، نقاشی را اشتباه می‌فهمند. آنها پرحرفی می‌کنند و فرم را فدای حرف‌هایشان می‌کنند. درحالی‌که اصل مسئله در هنر، فرم و رسیدن به امضای شخصی است و در این کار هم به سادگی به این امضای شخصی رسیدم. در سینما هم همین‌طور است. به همین دلیل عباس کیارستمی بزرگ‌ترین حرف‌های فلسفی خود را در یک فرم خاص و شخصی بیان می‌کند. مسئله، رسیدن به آن فرم و امضاست.

خودم از کودکی یعنی از ۹ سالگی کار کرده‌ام. شاید چون در خانواده‌ای فرهنگی بزرگ شدم و مشغول نقاشی، سینما و شعر شدم.

معنای کلام، مثلاً در شعرهای یدالله رویایی که من عاشقشان هستم، یا در آثار نیما، به تصویر تبدیل می‌شوند. قصد توهین ندارم، اما ما ایرانی‌ها در بسیاری موارد کور تصویر هستیم؛ تصویر را نمی‌بینیم و نمی‌دانیم چیست و بیشتر دنبال داستان فیلم هستیم. من با سینما آمیخته‌ام و سینمای شاعرانه تارکوفسکی را دوست دارم. چون شعر تصویری است که در سینمای او شکل می‌گیرد.

رمان «نازنین» جنبه‌های تصویری قدرتمندی برای کشیدن نقاشی داشت

برای چه کتاب‌هایی دوست دارید طراحی کنید؟

خودم نوشته‌های زیادی دارم. در کنار نوشته‌هایم یادداشت برمی‌دارم و می‌نویسم. آرت‌بوک هم دارم و امیدوارم روزی بتوانم آنها را چاپ کنم.

«نمازخانه کوچک من» از گلشیری، «جای خالی سلوچ» ازدولت‌آبادی یا «گاوخونی». این آثار تصویر و فضاسازی دارند و می‌توان فضای آنها را طراحی کرد. مهم‌ترین ویژگی آثار مورد علاقه‌ام شاعرانه ‌بودن و فضاسازی آنهاست.

آیا در کشورهای دیگر نیز نمونه‌هایی از ترکیب ادبیات و نقاشی دیده‌اید؟

بله. در آلمان، از نقاشی‌های من برای انتشار دیوان حافظ استفاده کرده‌اند. چند سال پیش، دیوان حافظ را با ۳۰ نقاشی که من به‌طور اختصاصی برای حافظ کشیده بودم، منتشر کردند. «بوف کور» صادق هدایت را هم طراحی کردم که در آلمان منتشر شد. مثلا گونتر گراس، نویسنده آلمانی که جایزه نوبل ادبیات گرفت، نقاش هم بود و بسیاری از کتاب‌هایش را خودش طراحی کرد.

درباره طراحی جلد کتاب در ایران چه نظری دارید؟ جلد این کتاب هم ایده‌ای خلاقانه و متفاوتی دارد. آیا به نظر شما طراحی جلد کتاب در ایران باید به سمت چنین کارهای خلاقانه‌ای برود؟

اتفاقاً ما در این زمینه بسیار قوی بوده‌ایم و هستیم. مرتضی ممیز در این حوزه بسیار قوی بود. بهرام خائف هم همین‌طور. او کتاب‌های زیادی طراحی کرد. ما گرافیست‌های بسیار قدرتمندی در ایران داریم. تاریخ پوسترهای ایران، پوسترهای جشن هنر، کتاب‌های هفته و کتاب‌های شاملو را ببینید. آقایی در تبریز به نام جاوید بود که جلد کتاب‌های شعر شاملو را طراحی می‌کرد. برخی از این نقاشان بزرگ هنوز هم فعال هستند.

امروز نیز امکان اجرای چنین ایده‌هایی وجود دارد و می‌توان کارهای خلاقانه‌ای انجام داد. مثلاً انتشارات چشمه همین کار را انجام داده است. داستانی را به یک نقاش پیشنهاد می‌دهد و از او می‌خواهد آن را نقاشی کند و سپس این اثر را منتشر می‌کند. ما همچنان به چنین خلاقیت‌هایی نیاز داریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها