دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۲
ترامپ بازیگر ماهری در روایت جنگ است

جواد کاموربخشایش گفت: ترامپ بازیگر ماهری در حوزه روایت‌نویسی است. همه توئیت‌های او به نظر من روایت هستند؛ روایت‌هایی وارونه که معنادار ذهن ما را درگیر می‌کند و ...

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست روایت‌ها در عصر استقامت با سخنرانی جواد کاموربخشایش، پژوهشگر و منتقد، سردار مهدی امیریان، رئیس سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس و حسن بهشتی‌پور، دبیر و کارشناس دوشنبه ۲۲ شهریورماه در سرای کتاب اهل قلم موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

جواد کاموربخشایش گفت:همه روایت‌های ترامپ را از این دوران جنگ رمضان ببینید؛ او بازیگر ماهری در حوزه روایت‌نویسی است. همه توئیت‌های او به نظر من روایت هستند؛ روایت‌هایی وارونه که معنادار ذهن ما را درگیر می‌کند و القا می‌کند که راست می‌گوید و این اتفاق افتاده. او در هر روز چند روایت را منتقل می‌کند. درست است که روایت دست اول مهم است، اما روایت کامل مهم‌تر است. روایت در این حالت خودش اثراتی دارد، سازه‌ها، مؤلفه‌ها و شاخصه‌هایی دارد که اینجا جای اشاره به آن‌ها نیست.

او افزود: نکته من فقط این است که معنا دادن به جنگ، کار روایت است؛ یعنی می‌خواهیم بگوییم جنگ یک رخداد و حادثه است که در آن عده‌ای کشته شدند، مجروح و زخمی شدند، پیروز یا شکست خورده شدند. اما روایت است که به این وقایع معنا می‌بخشد.

دبیر کتاب سال دفاع مقدس عنوان کرد: ما همه جنگ‌های دنیا را ندیده‌ایم؛ جنگ اول و دوم جهانی را می‌شناسیم، اما وقتی یک رمان این جنگ را می‌خوانیم، معنای آن اتفاق را متوجه می‌شویم. زنگ‌ها برای چه کسانی درمی‌آیند؟ اثر ارنست همینگوی را خوانده‌اید؟ یا رمان "در غرب خبری نیست" اثر اریش ماریا رمارک، جنگ را از دریچه معنا بخشی به ما منتقل می‌کند.

کامور بخشایش گفت: نکته بعدی، حفظ صدای انسان‌های درگیر در جنگ است. روایت، صدای انسان‌های درگیر در جنگ را حفظ می‌کند. اگر این روایت نباشد، ما از جنگ جز مجموعه اسناد تاریخی در دوره دفاع مقدس چیزی نخواهیم داشت. بنابراین، صدای انسان را از طریق روایت می‌شنویم؛ صدای رنج انسانی را روایت به ما منتقل می‌کند؛ صدای آن زخمی که یک انسان مجروح آن را تحمل می‌کند، و صدای درد مادری که سال‌ها رنج انتظار دوری از فرزند اسیرش را متحمل می‌شود. این‌ها همه را روایت به ما معنا می‌بخشد. به عبارت دیگر، با روایت می‌فهمیم که زندگی مادری که ۲۵ یا ۳۰ سال منتظر فرزندش بوده، چگونه معنا می‌شود و چگونه می‌توان در لحظه لحظه، سختی‌های آن مادر در انتظار را حس کرد. همه این‌ها توسط روایت اتفاق می‌افتد.

او ادامه داد: نکته بعدی و مهم‌تر به نظر من، تأثیرگذاری بر افکار عمومی است. روایت بر افکار عمومی تأثیر می‌گذارد و مهم این است که ما باید ساختار روایت را بلد باشیم و بر اساس آن، معنابخشی را برای رخدادها و روایت‌ها تولید کنیم. الان جنگ دوازده حوزه جنگ رمضان را نگاه کنید؛ مفاهیم جدیدی رخ دادند و به آن حوادث معنا بخشیدند. پرچم نماد دیگری پیدا کرد. آیا پرچم قبل از این جنگ این‌قدر اهمیت داشت که الان مفهوم پیدا کرده است؟ ما روایت‌هایی از پرچم ساختیم که معنا بخشید به آن هویت اصلی؛ پرچم آمد، نشان داده شد و اهمیت خودش را پیدا کرد. این نقش روایت است که می‌تواند بر افکار اجتماعی تأثیر بسیار جدیدی بگذارد. یادتان هست از آن شبی که ترامپ گفته بود می‌خواهد امشب تمام زیرساخت‌ها را بزند؟ بر اساس آن منابع، همه ما متأثر شده بودیم؛ ممکن بود بترسیم یا اهمیت ندهیم، اما آن حادثه برای ما بزرگ بود. این اثر آن روایت است. روایت بر ضمیر انسان تأثیر می‌گذارد و مهم است که به آن توجه کنیم.

روایت صرفاً گزارش جنگ نیست

حسن بهشتی‌پور در ادامه این جلسه گفت: همه بهتر از من می‌دانند که جنگ تنها در میدان رزم یا میدانی که در آن درگیری نظامی وجود دارد، خلاصه نمی‌شود. در عرصه‌های مختلف، روایتگری می‌تواند یک چالش جدی باشد و ما باید از جنبه تاریخی، سیاسی و فرهنگی با آن‌ها نظر کنیم. باید در عرصه روایت پیشگام باشیم و جلوتر از دشمن حرکت کنیم، همان‌طور که سردار به خوبی توضیح داد که ما باید از میدان جا نمانیم. حالا این سؤال مطرح می‌شود که روایت چیست؟ آیا روایت به این معناست که عده‌ای شروع کنند به نوشتن و حوادث جنگ و تحولات را ثبت کنند؟ یا اینکه موضوع عمیق‌تر و گسترده‌تر است؟

او ادامه داد: برای درک بهتر، وقتی می‌خواهید بگویید اینجا جنگ حق علیه باطل است، این خودش یک روایت است. اما برای اینکه در ذهن مخاطب جا بیندازید که کدام حق و کدام باطل است و چرا این حق و آن باطل است، نیاز به روایت دارد. این روایت از جنبه‌های مختلف مطرح می‌شود؛ یعنی دوره قبل از شروع حمله یک روایت است، دوره‌ای که خود روایت در حال شکل‌گیری است و در فضای رسانه‌ها پخش می‌شود و دوره سوم که از همه مهم‌تر است، جا افتادن این روایت در فکر و قلب مخاطب است.

این کارشناس اظهار کرد: وقتی ما می‌گوییم در مقابل یک متجاوز مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داریم، صرف این نوشتن که چه اتفاقی افتاد و چه جنایتی در فلان ماه مرتکب شدند، روایت نمی‌دهد؛ این موضوع کمی مفهومی‌تر است. یکی از بنیادهای اصلی و عمقی روایت، معنابخشی است. ما باید ببینیم که آیا می‌توانیم در ذهن و جریان جامعه، یک معنا را به وجود بیاوریم.

بهشتی‌پور گفت: معنابخشی یکی از مهم‌ترین مسائل است. برای مثال، وقتی رهبری جدید انتخاب شد، همان شب شنیدم که گفته شد "دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد". این یک معنابخشی است؛ یعنی در واقع دارد یک مفهوم را ایجاد می‌کند از طریق شعری که قافیه و چارچوب دارد، اما پیام بسیار عمیق‌تری را منتقل می‌کند. این پیام آن‌چنان الهام‌بخش بود که خبرنگار CNN با وجودی که گزارش دقیقی از این رویداد برای مخاطبان آمریکایی تهیه کرد، این مفهوم را دریافت کرد. او دید که آمریکا همه این تلاش‌ها را کرده است، اما نتیجه این شد که رهبر جوان جایگزین رهبر پیشین شد. او این روایت را ترجمه کرد و به ترامپ گفت: "تو رفتی و تلاش کردی، اما نتیجه این شد که یک رهبر جوان در ایران بر سر کار آمد." بنابراین، روایت صرفاً گزارش جنگ نیست؛ بلکه سه عنصر اساسی و مهم دارد که به تفصیل توضیح داده شد؛ یکی این که روایت باید پیکربندی داشته باشد که روایت از کجا شروع می‌شود و به کجا می‌رسد؛ دوم اینکه چارچوب‌بندی باید مشخص و واضح باشد تا بتواند برای بیننده یا شنونده‌ای که این روایت را می‌بیند یا می‌شنود، قابل درک باشد؛ در نهایت پیرنگ است که خودش بسیار مهم است.

روایت نباید از میدان جا بماند

مهدی امیریان گفت: نکته‌ای که به نظر من اهمیت فراوان دارد، این است که ما باید روش تمرکز خود را بر موضوع «روایت از میدان» بگذاریم و به خوبی درک کنیم که روایت نباید از میدان جا بماند. این مسئله بسیار مهمی است؛ یعنی قبل از اینکه تصور کنیم میدان جنگ تمام شده است، باید به فکر روایت باشیم. در حالی که بسیاری تصور می‌کنند خود میدان تمام شده، اما در حقیقت میدان هنوز تمام نشده است. به نظرم اولین نکته‌ای که در این زمینه به ذهن می‌رسد، همین مسئله است که روایت را باید به موقع و به درستی منتقل کنیم.

او افزود: نکته دیگری که برای شروع بحث مناسب است، این است که ما قرار است روایت‌ها را جمع‌آوری کنیم؛ اما صرف جمع‌آوری کافی نیست و باید در واقع منتشر شوند. در اینجا، مسئله مخاطب‌شناسی بسیار مهم است؛ یعنی باید بدانیم برای چه قشری و با چه سلیقه‌ای قرار است روایت کنیم یا تولید انجام دهیم. تجربه هشت سال دفاع مقدس به ما می‌گوید که این مسئله حیاتی است. برای نمونه، در موضوع «راهیان نور» که سال‌ها در آنجا فعال بوده‌ام، یکی از مسائل مهم این بود که روایت دفاع مقدس برای اقشار مختلف چگونه باشد؛ روایت برای خانم‌ها با روایت برای آقایان، برای جوان‌ها با روایت برای پیشکسوت‌ها، و برای دانش‌آموزان دختر با روایت برای دانش‌آموزان پسر، باید متفاوت باشد. به نظرم دومین نکته در موضوع روایت، در نظر گرفتن مخاطب است.»

مدیر سازمان تاریخ و ادبیات بنیاد حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس عنوان کرد: نکته سوم اینکه باید روز اول و روز آخر روایت را ببینیم. وقتی یک کتاب نوشته می‌شود، منتقدین و جلسات نقد برگزار می‌شود و خوانندگان نظرات خود را می‌نویسند، این جریان نقد و بازخورد بسیار کمک می‌کند. من در واقع حدود سه تا چهار سال است که درس دو واحدی «دفاع مقدس» را در دانشگاه تدریس می‌کنم؛ در دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه علامه طباطبایی. در این کلاس‌ها، دانشجویان به صورت چهره به چهره از شما سؤال می‌کنند؛ یعنی شما در واقع در حال روایت هستید، هرچند با سطح و رویکرد دیگری. از شما سؤال می‌شود و این نشان می‌دهد که جنس روایت هم باید به فراخور زمان تغییر کند؛ همان‌طور که امروز با روایت در عصر استرام (استراتژی و جنگ رسانه‌ای) مواجه هستیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها