سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمد صادقی؛ در گزارش ایبنا از سخنرانی شروین وکیلی در دهمین نشست دیدارهای نویسندگان و خوانندگان مجله سیاستنامه، با ادعاهایی مواجه هستیم که بیش از هر چیزی جای تعجب دارند. وکیلی میگوید:«ما جنگ تهاجمی نداشتهایم و جنگهای تدافعی فراوان بودهاند و بارها به ایران حمله شده است. در جنگهای تدافعی یا پیروز شدهایم و یا جنگ ادامه پیدا کرده است.» نخست اینکه، از جنگهای تهاجمی میتوان به فتح بابل، فتح مصر توسط کمبوجیه دوم، جنگهای ایران و یونان، فتح هند توسط نادرشاه و... اشاره کرد، همچنین، جنگ دوم ایران و روس در دوره قاجاریه نیز در این شمار قرار میگیرد. دوم اینکه، بیشترین جنگهای تهاجمی ایران نیز در دوره هخامنشیان رخ دادند. سوم اینکه، در جنگهای تدافعی، همیشه چنین نبود که یا پیروز شدیم یا جنگ ادامه پیدا کرد که برای نمونه میتوان به، حمله اسکندر و سقوط هخامنشیان، حمله اعراب، حمله مغول و جنگ اول ایران و روس در دوره قاجار اشاره کرد.
وکیلی، همچنین گفته:«ما در تمدن ایران شاهکاری بزرگ داریم که همهچیز را با مفهوم مهر بیان میکنیم. نماد کشور ما، شیر و خورشید، نماد مهر است. عرفان ایران بر مهر استوار است و بخش عمده ادیان ایرانی نیز بر مفهوم مهر بنا شدهاند. سیاست ایرانشهری مبتنی بر مهر است. تنها در ایران است که این عاطفه و هیجانِ دوست داشتن اهمیت دارد و به آن ارج نهاده میشود. مهر، در شکل پایه و باستانی خود، میترا است که دو معنا دارد: یکی عشق و محبت و دیگری پیمان اجتماعی. مهر، ایزدِ جنگاوران است. مهر و محبت همینطور معلق و بیپشتوانه نیست؛ ایزدِ جنگاوران پشتیبان آن است و ایزدِ پیمان نیز از آن حمایت میکند. آدمها به دلیل مهری که دارند، درست میجنگند و در مسیر درستی میجنگند.»
وکیلی، مفهوم مهر را شاهکاری بزرگ در تمدن ایران دانسته که میتوان با آن همهچیز را (عرفان، بخش عمده ادیان ایرانی، سیاست ایرانشهری و...) بیان کرد، اما چگونه؟ با برجستهسازی یک مفهوم در جهت تقویت آرزواندیشیهای خویش؟ چگونه میتوان تداوم یک مفهوم (مهر) را در دورههای مختلف تاریخ ایران، که ابتدا معنایی داشته و سپس معنای دیگری یافته، نشان داد، و ثابت کرد؟ در عرفان ابنعربی؟ در عرفان مولانا؟ در عرفان سهروردی؟ در کجا؟ بعد میگوید در عمده ادیان ایرانی. برای نمونه، آیا در دین زرتشتی «اشه» به معنای راستی، مهمترین مفهوم نیست؟ و باز میگوید که «تنها در ایران است که این عاطفه و هیجان دوستداشتن اهمیت دارد و به آن ارج نهاده شده است» پس اروس، فیلیا و آگاپه در یونان چه میشود؟ محبت و عشق در آیین مسیحیت چه میشود؟ متا در بودیسم چه؟
سخن پایانی اینکه، شروین وکیلی با ۱۳۳ کتابی که تا سال ۱۴۰۴ نوشته، بیش از هر چیزی به نظر میرسد برای هویتسازی اهمیت قائل است و هویتسازی ایدئولوژیک را تقویت میکند. اما واقعیت این است که اگر ما برای کشف و بیان حقیقت، تقدم انسانبودن بر نوع ملیت، اخلاقیزیستن و از میان بردن مرزهای میان انسانها نکوشیم، و به جای آن، با سخنها و ادعاهای بدون استدلال به تزریق هیجانات و موهومات در ذهن انسانها بپردازیم، نشانه این است که همچنان در راههای طیشده و زیانآوری گام برمیداریم که جز به تاریکی ختم نمیشوند.
نظر شما