به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «شیدایی» نوشته ایرن نمیروفسکی یکی از درخشانترین نمونههای ادبیات روانشناختی قرن بیستم و روایتی پراحساس، صادقانه و در عین حال بیرحمانه درباره انسان، خاطره، گناه و رازهای گذشته است. این اثر پس از مرگ نویسنده سالها در سکوت ماند تا اینکه پس از چند دهه منتشر شد.
ایرن نمیروفسکی در خانوادهای متمول از یهودیان روس به دنیا آمد. با شروع انقلاب در سال ۱۹۱۷ پدرش تصمیم گرفت خانوادهاش را از روسیه دور کند و این گونه شد که نمیروفسکی و خانوادهاش در سال ۱۹۱۹ در فرانسه مستقر شدند. ایرن آنجا به تحصیلاتش ادامه داد و سال ۱۹۲۶ لیسانس ادبیاش را از دانشگاه سوربن گرفت. با آغاز جنگ جهانی دوم زندگی ایرن و همسرش که نتوانستند تابعیت فرانسوی را به دست آورند دچار تحولات ناگواری شد. آنها به منطقهای روستایی کوچ کردند و همانجا بود که نمیروفسکی رمان «سوئیت فرانسوی» را که از مهمترین آثار اوست، نوشت. نمیروفسکی سرنوشتی تراژیک داشت. او در ژوئیه ۱۹۴۲ بازداشت و به بازداشتگاه آشویتس منتقل شد و چند هفته بعد بر اثر تیفوس از دنیا رفت.
در بخشی از مقدمه کتاب «شیدایی» که به قلم اولیویه فیلیپونا و پاتریک لینهارد نوشته شده، آمده است: اگر نمیروفسکی این حضور ذهن را نداشت که در بهار ۱۹۴۲ تودهای از چرکنویسها و دستنوشتهها را در جایی امن قراردهد، کاغذهایی که تا زمان واگذاریشان در سال ۲۰۰۵ به مرکز بایگانی IMEC فراموش شده بودند چه بسا شیدایی متنی ناقص باقی میماند. این مجموعه یادداشتهای کاریاش را از سال ۱۹۳۳، نسخههای پیدرپی تعدادی از رمانهایش از جمله داوید گلدر - و همچنین بخش گمشده رمان حاضر را دربرمیگرفت: سی صفحه نوشته دستی با خطوط بههم فشرده، خطخوردگیهای اندک، سازگار با دستنوشته رمان که به کمکشان توانستیم این تراژدی روستایی را کامل کنیم.
ایران نمیروفسکی در ایسی- لوک آرکادیایی فرانسوی کشف کرده بود که به رمان شیدایی طعم و بوی بیبدیل زمین و آبی را میبخشد که نویسنده تا آخرین لحظات در بیشهها و چمنزارها استشمام کرد، بیشهها و چمنزارهایی که روی زمینشان دراز میکشید و مینوشت «بویی تند و گس که سینه را از شادی پرمیکند.»
کتاب پارسه اخیراً «شیدایی» را با ترجمه محمود گودرزی در ۱۵۶ صفحه و شمارگان ۷۷۰ نسخه عرضه کرده است.
نظر شما