چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۶
شش نویسنده از عجیب‌ترین عادت‌های کاری‌شان می‌گویند

از نوشتن زیر پتو تا مدیتیشن و آشپزی میان جمله‌ها، شش نویسندهٔ شناخته‌شده روایت می‌کنند که کلمات برایشان دقیقاً چگونه و در چه شرایطی روی صفحه می‌آیند؛ روایت‌هایی که بیش از هر چیز، چهرهٔ انسانی و نامنظمِ نوشتن را نشان می‌دهد.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: این گزارش ابتدا در خبرنامه «فن نوشتن» Lit Hub (لیت‌هاب) منتشر شده و نگاهی دارد به عادت‌ها و مرحله‌هایی از فرآیند نوشتن که معمولاً در گفت‌وگوهای عمومی کمتر دیده می‌شوند.‌

شش نویسنده از عجیب‌ترین عادت‌های کاری‌شان می‌گویند


شلبی ون‌پلت: نوشتن با بند نامرئی موسیقی

شلبی ون‌پلت سکوت مطلق را دشمن تمرکز می‌داند. او هنگام نوشتن همیشه موسیقی گوش می‌دهد و هنوز هم به هدفون‌های سیمی قدیمی‌اش وفادار مانده است. به‌گفتهٔ خودش، این هدفون‌ها مثل یک بند نامرئی عمل می‌کنند: او را روی صندلی نگه می‌دارند و مانع می‌شوند هر چند دقیقه یک‌بار برای قهوه یا حواس‌پرتی‌های دیگر از جا بلند شود. موسیقی، برای او نه تزئین که ابزار تمرکز است.

چیان جولی وانگ: وقتی نوشتن کوتاه‌ترین بخش کار است

برای چیان جولی وانگ، نویسنده Beautiful Country (کشور زیبا)، نوشتنِ واقعی کتاب فقط بخش کوچکی از مسیر بوده است. او سال‌ها را صرف فکر کردن، مرور دفترچه‌های خاطرات و بازسازی ذهنی تجربه‌ها کرده؛ فرآیندی که کمتر شبیه نوشتن و بیشتر شبیه زندگی کردن دوباره متن بوده است.

این مرحله طولانی، به‌گفته او، ترسناک است چون از بیرون دقیقاً شبیه اهمال‌کاری به نظر می‌رسد. بااین‌حال وانگ معتقد است همین دوره «جا افتادن» ایده‌ها شرط لازم رسیدن به مرحله‌ای است که کلمات بالاخره روان و پیوسته روی صفحه جاری می‌شوند.

ویرایش، اما، محبوب‌ترین بخش کار اوست؛ جایی که هم می‌تواند بی‌رحمانه حذف کند و هم خلاقانه بازسازی. وانگ تأکید می‌کند دل‌بستگی بیش‌ازحد به پیش‌نویس اول خطرناک است و فاصله گرفتنِ زمانی از متن، شرط نجات آن.

شش نویسنده از عجیب‌ترین عادت‌های کاری‌شان می‌گویند

تریسی کی. اسمیت: نوشتن به‌مثابه آیین

برای تریسی کی. اسمیت، شاعر و برنده جایزه پولیتزر، مدیتیشن بخشی جدایی‌ناپذیر از نوشتن است. او پیش از نوشتن چشم‌هایش را می‌بندد، با ریتم نفس‌ها همراه می‌شود و خود را در حال گفت‌وگو با چیزی فراتر از «خودِ روزمره» می‌بیند: نیاکان، الهام و نوعی هوش بزرگ‌تر.

اسمیت می‌گوید نوشتن ذاتاً کاری تنهاست و همین گوش سپردن به صدایی بیرون از خود، به او کمک می‌کند احساس انزوا نکند و ذهنش را به روی معناهای پیش‌بینی‌نشده باز بگذارد.

تریسی شوالیه: رمان، فرم اداری نیست

تریسی شوالیه هنوز با دست می‌نویسد؛ عادتی که معمولاً دیگران را شگفت‌زده می‌کند. به‌نظر او، ارتباط مستقیم مغز و دست چیزی است که تایپ کردن نمی‌تواند جایگزینش شود. تایپ، بیش از حد شبیه کار اداری است؛ اما رمان قرار نیست مثل پر کردن یک فرم پیش برود.

شوالیه سرعت تایپ بالا و سرعت نوشتنِ آهسته با دست را نقطه قوت خود می‌داند: دستش با زمانی که یک جمله برای شکل گرفتن نیاز دارد، هماهنگ‌تر است. البته کامپیوتر را کنار نمی‌گذارد؛ نوشته‌ها در پایان روز تایپ و روی صفحه ویرایش می‌شوند. اما حتی آن‌وقت هم، پیش‌نویس نهایی روی کاغذ جان می‌گیرد.

شش نویسنده از عجیب‌ترین عادت‌های کاری‌شان می‌گویند

جاناتان لتهم: نوشتن میان زندگی

جاناتان لتهم می‌گوید برخلاف تصور رایج، کمتر به صندلی‌اش میخ می‌شود. نوشتن او در فوران‌های کوتاه اتفاق می‌افتد، لابه‌لای خواندن، آشپزی، خانه‌تکانی، شطرنج و تماشای بازی‌های تیم متس.

البته گاهی زمان کار خودش را می‌کند: روز تبدیل به شب می‌شود، بازی چند اینینگ جلو می‌رود و لتهم تازه متوجه می‌شود ساعت‌ها گذشته است. او این وضعیت را «چندوظیفگی» نمی‌نامد، بلکه نوعی بی‌نظمی پذیرفته‌شده می‌داند؛ آشفتگی‌ای که دیگر بابتش عذاب وجدان ندارد.

جین هنف کُرلیتز: فقط کلمات مهم‌اند

جین هنف کُرلیتز نگاه ساده‌تری دارد. او با استناد به گفته آنا کویندلن در کتاب Write For Your Life (برای زندگی‌ات بنویس) تأکید می‌کند تنها بخش واقعاً مهمِ روال نوشتن لحظه‌ای است که کلمات روی صفحه می‌آیند.

کُرلیتز تقریباً همه‌جا نوشته: زیر پتو، در کافه، قطار، جلوی تلویزیون روشن. از نظر او شمع، پلی‌لیست یا فضای ایده‌آل شاید دل‌چسب باشند، اما نه ضروری. اگر کلمات می‌آیند، بقیه فقط حاشیه‌اند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها