چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱
وقتی «فرهنگ» فقط خریدن کتاب نیست

گلستان- نمایشگاه کتاب تهران فقط یک محل خرید نیست؛ یک محل ملاقات فرهنگی است. یک حافظه مشترک و نشانه‌ای است از اینکه کتاب هنوز می‌تواند مردم را دورهم جمع کند. امسال به دلیل شرایط خاص کشور، برگزاری نمایشگاه مجازی قابل درک و منطقی است اما این به معنای فراموش کردن مطالبه برگزاری حضوری این رویداد نیست.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمد نوری، کتابدار، نویسنده و پژوهشگر حوزه کتاب: کافی است یک‌بار در روزهای نمایشگاه کتاب تهران میان جمعیت قدم زده باشید تا بفهمید ماجرا فقط خریدن چند جلد کتاب با تخفیف نیست. نمایشگاه، از همان لحظه‌ای که واردش می‌شوید، چیزی بیشتر از یک بازار است: بوی کاغذ، ازدحام مشتاقانه آدم‌ها، گفت‌وگوی دانشجویی که فهرست کتاب در دست دارد با ناشری که تازه‌ترین اثرش را معرفی می‌کند، صفی که برای امضای یک نویسنده شکل‌گرفته، خانواده‌ای که کودکشان را برای اولین تجربه جدیِ مواجهه با کتاب به نمایشگاه آورده‌اند و آن حسِ آشنای پرسه زدن میان غرفه‌ها برای پیدا کردن کتابی که شاید اصلاً از قبل قصد خریدنش را نداشته‌اید. این‌ها را نمی‌شود فقط با عنوان «فروش کتاب» توضیح داد. نمایشگاه کتاب تهران، در معنای دقیق کلمه، یک رویداد زنده فرهنگی است.

در سال‌های گذشته، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به یکی از مهم‌ترین آیین‌های فرهنگی کشور تبدیل‌شده است؛ رویدادی که هرسال، نه‌فقط برای ناشران و نویسندگان، بلکه برای معلمان، دانشجویان، پژوهشگران، کتابداران، خانواده‌ها و مخاطبان عادی کتاب، به یک قرار ثابت فرهنگی بدل می‌شود. آمارهای دوره‌های مختلف نمایشگاه هم نشان می‌دهد با رویدادی کوچک و محدود روبه‌رو نیستیم. میلیون‌ها بازدیدکننده، بیش از سه هزار ناشر داخلی، صدها ناشر خارجی، صدها هزار عنوان کتاب و گردش مالی چند صد میلیارد تومانی؛ اما حتی این اعداد بزرگ هم به‌تنهایی نمی‌توانند اهمیت نمایشگاه را توضیح دهند؛ چون مسئله اصلی در نمایشگاه، فقط حجم عرضه و تقاضا نیست، بلکه کیفیت حضوری است که پیرامون کتاب شکل می‌گیرد.

نمایشگاه کتاب تهران را باید یک کارناوال فرهنگی دانست؛ جایی که افراد زیادی با دغدغه‌ای مشترک، ولو باسلیقه‌ها و نیازهای متفاوت، در یک‌زمان و مکان به هم می‌رسند. در جامعه‌ای که فضاهای عمومیِ گفت‌وگوی فرهنگی محدود است، نمایشگاه کتاب یکی از معدود موقعیت‌هایی است که در آن فرهنگ نه در سطح شعار، بلکه به‌صورت عینی و زنده در برابر چشم مردم شکل می‌گیرد. اینجا کتاب از قفسه‌های ساکت بیرون می‌آید و به موضوع گفت‌وگو، دیدار، انتخاب، اختلاف‌نظر، کشف و حتی هیجان جمعی تبدیل می‌شود.

باید صریح گفت که بخش مهمی از حافظه فرهنگی چند نسل از اهالی کتاب، در همین نمایشگاه شکل‌گرفته است. برای خیلی‌ها نخستین دیدار با نویسنده محبوبشان در نمایشگاه رخ‌داده، اولین شرکت در یک نشست نقد و بررسی را آنجا تجربه کرده‌اند، یا برای نخستین بار فهمیده‌اند که پشت هر کتاب، یک شبکه زنده از نویسنده، مترجم، ناشر، ویراستار، طراح و کتاب‌فروش وجود دارد. رونمایی کتاب‌ها، جشن امضاها، جلسات نقد و بررسی، دیدارهای حرفه‌ای، نشست‌های تخصصی و گفت‌وگوهای کوتاه اما مؤثر میان اهل‌قلم و مخاطبان از آن جنس رویدادهایی‌اند که نمایشگاه حضوری به آن‌ها جان می‌دهد. نسخه مجازی، هرچند مفید و لازم، هنوز نتوانسته و احتمالاً نخواهد توانست این سطح از تماس انسانی و فرهنگی را بازسازی کند.

اتفاقاً همین‌جا باید از یک سوءتفاهم رایج فاصله گرفت: اینکه نمایشگاه مجازی و حضوری را دو شکل کاملاً معادل از یک رویداد بدانیم. چنین نیست. نمایشگاه مجازی، در بهترین حالت، می‌تواند بخشی از کارکرد اقتصادی و توزیعی نمایشگاه را پوشش دهد؛ یعنی کمک کند مخاطب از هر نقطه کشور کتاب بخرد و ناشر هم فروش داشته باشد. این کارکرد البته مهم است، به‌ویژه در شرایط بحرانی یا ناامن؛ اما نمایشگاه حضوری چیزی فراتر از توزیع و فروش است. نمایشگاه حضوری محل «تولید رابطه» است، محل شکل‌گیری سرمایه اجتماعی فرهنگ است، محل دیدن و دیده شدن است، محل تجربه جمعیِ کتاب است.

از منظر یک کتابدار، این تفاوت حتی پررنگ‌تر دیده می‌شود. من به‌عنوان کتابدار و دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات کتابخانه‌های عمومی، نمایشگاه کتاب تهران را همیشه چیزی شبیه یک رصدخانه زنده نشر ایران دیده‌ام. در نمایشگاه، شما فقط کتاب نمی‌بینید؛ نبض نشر را می‌گیرید. می‌فهمید کدام موضوعات در حال رشدند، کدام حوزه‌ها دچار تکرار شده‌اند، ناشران به چه سمت‌وسویی رفته‌اند، ترجمه در چه وضعیتی است، نشر کودک و نوجوان چه کیفیتی دارد و چه خلأهایی هنوز در بازار کتاب باقی‌مانده است. این شناخت برای کتابدار فقط یک کنجکاوی حرفه‌ای نیست؛ بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری برای ساختن مجموعه‌ای بهتر و پاسخ‌گوتر در کتابخانه عمومی است.

وقتی «فرهنگ» فقط خریدن کتاب نیست

کتابخانه عمومی قرار است به نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهد، اما این پاسخ‌گویی بدون شناخت زنده از تحولات نشر ناقص می‌ماند. نمایشگاه کتاب برای کتابدار فرصتی است تا با نگاه مستقیم‌تر، نه از پشت فهرست‌ها و کاتالوگ‌ها، وضعیت تولید محتوای کشور را بررسی کند؛ کتاب را ورق بزند، کیفیت ترجمه یا تألیف را بسنجد، با ناشر حرف بزند، بازخورد دیگر مخاطبان را بشنود و بر اساس این تجربه عینی، انتخاب دقیق‌تری برای مجموعه‌سازی انجام دهد. به همین دلیل، نمایشگاه فقط برای خریداران شخصی مهم نیست؛ برای نهادهایی مانند کتابخانه‌ها هم یک فرصت جدی و حرفه‌ای است.

از سوی دیگر، نمایشگاه کتاب محل شکل‌گیری یا تقویت بسیاری از ارتباطات حرفه‌ای است؛ ارتباطاتی که بعداً ممکن است به نشست‌های کتاب‌خوانی در کتابخانه‌ها، دعوت از نویسندگان، برنامه‌های ترویجی، همکاری‌های پژوهشی و ده‌ها فعالیت فرهنگی دیگر منجر شود. بسیاری از این ارتباطات در گفت‌وگوهای کوتاه و پیش‌بینی‌ناپذیر میان راهروها و غرفه‌ها شکل می‌گیرد؛ همان جنس از مواجهه‌ای که فضای مجازی ذاتاً در بازتولیدش ضعیف است. در فضای دیجیتال، شما معمولاً آنچه را از قبل می‌دانید جست‌وجو می‌کنید؛ اما در نمایشگاه حضوری، گاهی با چیزی روبه‌رو می‌شوید که از قبل اصلاً در ذهنتان نبوده است. این امکانِ کشف اتفاقی، یکی از ارزش‌های بزرگ نمایشگاه حضوری است.

نمایشگاه کتاب تهران همچنین کارکردی نمادین دارد که نباید دست‌کم گرفته شود. در کشوری که فرهنگ مکتوب با چالش‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و رسانه‌ای مواجه است، برگزاری سالانه یک رویداد بزرگ کتاب محور، خود نوعی اعلام عمومیِ اهمیت کتاب است. این رویداد به جامعه یادآوری می‌کند که هنوز هم کتاب می‌تواند محور یک اجتماع گسترده باشد. اینکه در دوره‌های مختلف، عالی‌ترین مقامات کشور از نمایشگاه بازدید کرده‌اند، نشان می‌دهد نمایشگاه فقط یک برنامه صنفی یا تجاری نیست، بلکه واجد معنا و پیام در سطح ملی است.

حالا اگر امسال به دلیل شرایط جنگی و ملاحظات امنیتی، برگزاری مجازی نمایشگاه در دستور کار قرارگرفته، اصل این تصمیم از منظر حفظ جان و امنیت مردم، کاملاً قابل‌فهم است. هیچ رویداد فرهنگی‌ای نباید در تعارض با امنیت عمومی قرار گیرد؛ اما پذیرش ضرورت نمایشگاه مجازی، به معنای فراموش کردن مطالبه برگزاری حضوری نیست. اتفاقاً در چنین شرایطی باید با دقت بیشتری بر این نکته تأکید کرد که تعویقِ شکل حضوری، نباید به حذفِ آن بینجامد.

پیشنهاد منطقی و فرهنگی این است که در کنار برگزاری نمایشگاه مجازی در موعد فعلی، از هم‌اکنون در اطلاعیه‌ها و موضع‌گیری‌های رسمی این نکته نیز ذکر شود که در صورت فراهم شدن شرایط امن، نمایشگاه کتاب تهران در همین سال به شکل حضوری نیز برگزار خواهد شد. این اعلام، صرفاً یک خبر اجرایی نیست؛ یک پیام فرهنگی و روانی مهم برای جامعه کتاب است. پیامی که می‌گوید نمایشگاه حضوری هنوز به‌عنوان اصلِ رویداد در نظر گرفته می‌شود و نسخه مجازی، جایگزین کامل آن نیست، بلکه فعلاً راه‌حلی موقت برای عبور از وضعیت خاص است.

این تمایز مهم است؛ چون اگر نمایشگاه حضوری به‌تدریج به حاشیه رانده شود، ما فقط یک‌شکل برگزاری را عوض نکرده‌ایم، بلکه بخشی از زیست‌فرهنگی جمعی‌مان را کمرنگ کرده‌ایم. نمایشگاه کتاب تهران فقط یک محل خرید نیست؛ یک محل ملاقات فرهنگی است. یک حافظه مشترک است. یک نشانه است از اینکه کتاب هنوز می‌تواند مردم را دورهم جمع کند.

من این را نه‌فقط از موضع علاقه شخصی به کتاب، بلکه از تجربه کار در کتابخانه بهتر می‌فهمم. در کتابخانه عمومی بارها دیده‌ام کتابی که در نمایشگاه دیده یا انتخاب‌شده، بعداً چگونه به دست مخاطب مناسب رسیده و تبدیل به جرقه‌ای برای گفت‌وگو، یادگیری یا حتی تغییر شده است. بارها دیده‌ام ایده‌ای که از یک دیدار کوتاه در نمایشگاه شروع‌شده، بعدتر در قالب برنامه‌ای فرهنگی در کتابخانه جان گرفته است. برای همین، وقتی از اهمیت برگزاری حضوری نمایشگاه حرف می‌زنیم، درواقع از ضرورت حفظ یکی از مهم‌ترین میدان‌های زنده فرهنگ در ایران دفاع می‌کنیم.

نمایشگاه کتاب تهران باید برگزار شود؛ اگر نه امروز، در نخستین زمان امنِ ممکن در همین سال. چون بعضی رویدادها را نمی‌توان فقط به صفحه موبایل و سبد خرید آنلاین تقلیل داد. بعضی رویدادها، بخشی از روح زندگی فرهنگی یک جامعه‌اند. نمایشگاه کتاب تهران، برای ما، یکی از همان‌هاست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها