سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیدحسن حسینینژاد: کتاب در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی همواره جایگاهی فراتر از یک شیء مکتوب داشته است؛ میراثی دانشی که نسلها آن را پاس داشتهاند و برای حفظ و انتقال آن به آیندگان، شیوههای گوناگونی اندیشیدهاند. یکی از مهمترین این شیوهها سنت «وقف کتاب» است؛ سنتی که در بسیاری از شهرهای علمی ایران رواج داشت و نشان میدهد کتاب نهتنها ابزار دانش، بلکه سرمایهای فرهنگی و اجتماعی به شمار میآمد. در این میان، سرزمین گرگان و استرآباد ـ که امروز بخش مهمی از استان گلستان را تشکیل میدهد ـ از دیرباز خاستگاه دانشمندان، نویسندگان و صاحبان قلم بوده و همین پیشینه علمی، زمینهساز شکلگیری کتابخانههای شخصی و عمومی و نیز سنت ارزشمند وقف کتاب در این منطقه شده است.
مروری بر منابع تاریخی و کتابشناختی نشان میدهد که گرگان و استرآباد در سدههای گذشته یکی از مراکز مهم تولید و نگهداری آثار علمی و دینی بودهاند. وجود شمار قابلتوجهی از نویسندگان و نسخههای خطی، از رونق دانش و کتابت در این سرزمین حکایت دارد؛ رونقی که بهتبع آن، کتابخانهها و مجموعههای علمی متعددی نیز در خانهها، مدارس و مراکز دینی شکلگرفته بود. بسیاری از صاحبان علم و کتاب، برای حفظ آثار خود و بهرهمندی آیندگان از آنها، کتابهایشان را وقف میکردند تا در دسترس طالبان دانش باقی بماند و از گزند نابودی یا پراکندگی در امان بماند.
برپایی هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب فرصتی است تا علاوه بر معرفی تازههای نشر، نگاهی دوباره به چنین سنتهای فرهنگی ارزشمندی نیز داشته باشیم؛ سنتهایی که نشان میدهد کتاب در فرهنگ این سرزمین چه منزلت والایی داشته است.
در همین راستا، با محمد انصار، پژوهشگر و نویسنده کتابشناسی استان گلستان، گفتوگویی انجام دادهایم تا از پیشینه کتاب و کتابخانه در گرگان، سنت وقف کتاب و نقش دانشمندان این دیار در گسترش زبان و ادبیات فارسی و انتقال دانش و خدمات نویسندگان سرزمین تاریخی گرگان بیشتر بدانیم.
محمد انصار نویسنده کتابشناسی استان گلستان ضمن دعوت از اهالی فرهنگ و قلم و اقشار مردم به بهرهمندی از ظرفیت نمایشگاه مجازی کتاب، گفت: آقابزرگ طهرانی در کتاب «الذریعه الی تصانیفالشیعه»، از ۴۰۰ نفر نام میبرد که اهل گرگان و استرآباد بودند و کتاب نوشتند.
وی افزود: او نسخههای خطی کتابهای آنها را، در کتابخانههای شخصی و عمومی دیده است که مجموعه این آثار، به هزار مورد میرسد و طبیعی است سرزمینی که اینهمه، اهلقلم دارد کتابخانههای عمومی و شخصی بزرگ هم داشته است.
انصار ادامه داد: میرزا عبدالله افندی، کتابی با نام «ریاض العلما و حیاض الفضلا» نوشت. او به شهرهایی که کتابخانههای خوبی داشتند رفت که یکی از آنها، استرآباد بود. او مینویسد: «نوه آیتالله شولستانی، کتابهای پدربزرگش را به استرآباد برد که من، همه آنها را، در آنجا دیدم». همچنین او نسخههایی از کتابهای نویسندگان استرآباد را در همین شهر مانند معضلات (عبدالحی بن عبدالوهاب استرآبادی)، شرح قصیده برده نبویه (عبدالوهاب بن علی استرآبادی)، التحفه الشاهیه (عمادالدین قاری استرآبادی)، منهاج الصواب فی شرح خلاصه الحساب و الترتیب الحکمی فی الغسل الارتماسی (محمد تقی حسینی استرآبادی)، المنهج (سید شرفشاه به خط میرداماد) و ... دیده است.
انصار با تأکید بر اینکه، کتاب برای اهالی این سرزمین، از چیزهای باارزشی بوده، گفت: در گرگان، وقف کتاب با هدف جلوگیری از سرقت کتابها و ماندگاری آنها تا سالهای دور، شایع و رایج بود و این، ویژه کتابهای قرآن و دعا نبود، بلکه کتابهای عمومی را شامل میشد.
وی ادامه داد: برای نمونه، سلطان حسین واعظ استرآبادی، در دوره صفویه و صالح استرآبادی، در دوره قاجار، کتابهایشان را وقف بر اولاد و طلاب علوم در استرآباد کردند. همچنین ناگفته نماند که برخی از بزرگان ما مانند ملامحمد صالح جزی استرآبادی و ملامصطفی النگی استرآبادی به دلیل نداشتن اولاد، کتابخانههایشان از بین رفتند.

محمد انصار در بخش دیگری از سخنانش گفت: در دوره قاجار، هنگامیکه مدارس سنتی در استرآباد راهاندازی شد، بانیان آنها، کتابخانهای را وقف بر شاگردان مدرسه کردند. برای نمونه، محسن استرآبادی و ملارضا استرآبادی، به ترتیب برای مدرسه محسنیه و سردار (رضویه) وقف کتاب داشتند.
انصار سپس با اشاره به خدمات ویژه نویسندگان گرگان و گرامیداشت روز زبان فارسی اظهار کرد: در گذشته، کتابهای دینی به زبان عربی نوشته میشدند. ولی برخی از دانشمندان این سرزمین، کتابهایی به زبان فارسی نوشتند. برای نمونه، ۲ کتاب تحفه المجالس و آثار احمدی، هر ۲ درباره ۱۴ معصوم هستند که ۲ نویسنده استرآبادی همزمان در قرن دهم هجری نوشتند.
وی افزود: افزون بر فارسینویسی، نیاز بود از آثار دینی که به زبان عربی بودند، همگان بهره ببرند. ازاینرو، برخی از آنها به فارسی ترجمه شدند که در سرزمین گرگان، سلطان حسین واعظ استرآبادی از کسانی بود که در این راه، گام بزرگی برداشت.
انصار ادامه داد: او، چند کتاب مهم را، ترجمه کرد. نخست کتاب شیخ بهایی بود که این کتاب، به کوشش جویا جهانبخش تصحیح و از سوی انتشارات اساطیر به چاپ رسید. دوم، کتاب رساله سعدیه، اثر علامه حلی بود که این کتاب، به کوشش علی اوجبی تصحیح شد و از سوی انجمن آثار مفاخر فرهنگی کشور به چاپ رسید و نیز سوم، کتاب ضوابط الرضاع میرداماد بود که پیشنهاد میشود پژوهشگران آن را تصحیح و به چاپ برسانند، زیرا از ارزش بالایی برخوردار است.
وی همچنین در بخش پایانی سخنانش درباره شخصیت حسین واعظ استرآبادی، گفت: او در محله چهارشنبهای، زندگی کرد و در سال ۱۰۸۲ هجری به شهادت رسید و پیکرش را در خانهاش به خاک سپردند که اکنون هیچ اثری از مزارش نیست.
به گزارش ایبنا؛ محمد انصار دانشآموخته کارشناسی ارشد فقه و حقوق اسلامی، نویسنده و پژوهشگر گرگانی، زاده یکی از محلات قدیمی و فرهنگی شهرستان گرگان (سبزه مشهد) است و تا به امروز آثاری را درباره زیستبومش قلمی کرده که میتوان به عناوینی چون محله سبزه مشهد گرگان، کتابستان حماسه، گلهای محراب و کتابشناسی استان گلستان و ۱۹ مقاله در دانشنامه گلستان اشاره کرد.
نظر شما