سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- مراسم بزرگداشت پروفسور یوسف ثبوتی و رونمایی از کتاب «سخن ثبوتی» سهشنبه ۲۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار شد. بنیاد فرهنگی خیریه محمدتقی ترکمان به همراه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار بانی این مراسم بودند.
در این مراسم مصطفی محقق داماد، حسین معصومی همدانی، سعدالله نصیری قیداری، حمید خالصیفرد، رضا منصوری و یوسف ثبوتی سخنرانی کردند و کتاب «سخن ثبوتی» رونمایی شد.
گزارش این مراسم را در ادامه میخوانید:
امروز نسبت میان دانایی، توانایی و مانایی را پی خواهیم گرفت
سعید غلامی نتاج با عنوان دبیر در آغاز مراسم گفت:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت/ شکوفا گشتن و اندیشه آموخت
توانا بود هر که دانا بود/ به گیتی درون نام مانا بود. این روزها در پی اخبار جنگ و تباهی و ویرانی سخن در مورد راز مانایی و دغدغه آبادی و آبادانی ایران بسیار است. اما امروز گرد هم آمدهایم و در پی ستایش خردورزی و دانایی هستیم و نسبت میان دانایی، توانایی و مانایی را پی خواهیم گرفت و پاس خواهیم داشت شأن و مقام والای انسان را که پیوند میان دانایی، توانایی و مانایی را به اثبات رسانده است.
نتاج افزود: پروفسور یوسف ثبوتی مردی مصمم، استوار و ثابت قدم در راه بسط علم و دانش و خردورزی است. در ذکر مانایی این آئین و نکوداشت همین بس که در فهرست بانیان و برگزارکنندگان این رویداد اسامی درخشانی را مشاهده میکنیم. از ناشران فاخر و ارزشمند و انجمنهای علمی خوش سابقه گرفته تا بنیادهای نیکوکاری خوشنام و نهادهای دانشگاهی والامقام در کشور.
پروفسور ثبوتی هرگز در تنگنای محدودیتها متوقف نشد
در ادامه پیام رئیس جمهور، مسعود پزشکیان توسط محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیس جمهور قرائت شد:
«بسمالله الرحمن الرحیم
تکریم مقام علم و تجلیل از عالمان فرزانه این مرز و بوم، سنتی دیرینه و فضیلتی ماندگار است که ریشه در هویت تاریخی ما دارد؛ آیینی که فراتر از یک مراسم، دمیدن روح امید و الگوپردازی در کالبد جامعه است.
در میان چهرههای پرفروغ سپهر دانایی ایران، نام جناب پروفسور یوسف ثبوتی به عنوان یکی از پیشگامان توسعه علمی معاصر ایران میدرخشد. ایشان از جمله شخصیتهای نادری هستند که زیست مؤمنانه در ساحت علم را پیشه خود ساخته و عمر با برکت خویش را بیدریغ، وقف اعتلای دانش، تربیت شاگردانی تراز اول و بنیانگذاری نهادهای علمی پایدار کردهاند.
کارنامه درخشان ایشان، از تحصیل در معتبرترین مراکز علمی جهان تا بازگشت متعهدانه به میهن، گواهی صادق بر «وطندوستی» است. مسیر پرفراز و نشیب زندگی ایشان نشان داده است که دغدغه اصلی ایشان، نه فقط کسب دانش، بلکه رساندن ایران عزیز به جایگاه شایستهاش در تراز جهانی بوده است.
یکی از برجستهترین ویژگیهای این استاد عزیز نگاه بلندمدت و روحیه ایشان است و اینکه هرگز در تنگنای محدودیتها متوقف نشد، بلکه با دیدگاهی فراخ و عزمی جزم، رسالت دشوارِ ساختن زیرساختهای نوین علمی را بر دوش کشید؛ میراثی گرانبها که نسلهای دیروز، امروز و فردا همواره وامدار آن خواهند بود.
اینجانب، برگزاری این آیین نکوداشت و رونمایی از کتاب ارزشمند «سخن ثبوتی» را گامی بلند در جهت پاسداشت فضیلت، معرفت و خدمت صادقانه به میهن میدانم و از همت والای تمامی دستاندرکاران، فرهیختگان و نهادهای علمی و فرهنگی که در برپایی این محفل ارزنده کوشیدهاند، صمیمانه سپاسگزاری میکنم.
در پایان، حضور ارزشمند استادان برجسته، اندیشمندان و میهمانان گرامی، بهویژه سخنرانان ارجمندی را که با تبیین ابعاد علمی و اخلاقی شخصیت ایشان بر غنای این مراسم افزودهاند، ارج مینهم و از درگاه ایزد منان برای این شخصیت فرزانه دوام سلامت، عزت مستدام و توفیق روزافزون در مسیر خدمت به جامعه علمی کشور را مسألت دارم.
مسعود پزشکیان
رئیسجمهوری اسلامی ایران»
پروفسور ثبوتی عاشق ایران است
در ادامه مراسم مصطفی محقق داماد، عضو پیوسته و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران گفت: من از سال 1373 و از روزهای آغازین تاسیس فرهنگستان علوم در خدمت استادی بودم که پیوسته دانش، اخلاق، تواضع و علاقهمندی او به کشورش مرا جذب کرده بود و هنوز هم جذب میکند. من برای سخن گفتن در مورد چنین شخصیتی وارد این محضر شدم. ابتدا مقدمهای را بیان میکنم و سپس از آن مقدمه نتیجه میگیرم.
وی افزود: فضلا فکر میکنم نام ملاصدرای شیرازی، بنیانگذار حکمت متعالیه را شنیده باشید. مهمترین کتاب ملاصدرا «اسفار اربعه» است. این کتاب به چاپهای امروز 9 جلد است. ملاصدرا دو مقدمه در جلد اول و جلد ششم دارد. مقدمه جلد ششم اسفار اربعه بسیار مفصل است و به عنوان «اسفار اربعه» اشاره دارد. اما در جلد ششم دو گروه را مقابل یکدیگر قرار میدهد. گروه صنعتکاران را مقابل کسانی قرار میدهد که اهل اجتهاد و امعاننظر هستند و از بالا به علم نگاه میکنند.
مصطفی محقق داماد با بیان اینکه این را به استناد یک حدیث میگویم، بیان کرد: «خدای بزرگ به جد ما آدم وحی فرمود که کسانی که استنباط در علوم میکنند، ارزش آنها بیشتر از کسانی است که زمین را با صنعتگری آباد میکنند.»
یعنی ارزش عالمان به اندازه ارزش پیامبر است. این متن حدیثی است که ملاصدرا در مقدمه جلد ششم اسفار آورده است. این حدیث را انتخاب کردم تا بگویم که من عالم و صنعتگر زیاد دیدهام اما عالمانی که اهل استنباط در علم هستند، اهل نظریهپردازی و تئوریزه کردن علم هستند، چندان فراوان نیستند. یکی از آن کسانی که من در زندگی خودم با چنین منشی دیدم، پروفسور یوسف ثبوتی است. او مرا به یاد این حدیث میاندازد.
وی در ادامه اظهار داشت: در صفحه 367 کتاب «سخن ثبوتی» او گفتوگویی از استیون هاوکینگ را آورده است؛ «خدا آفریدگار جهان نیست، بیگ بنگ همه اینها را از بین برده است، نظر شما چیست؟» آنچه در اینجا باید به آن توجه کنیم این است که این دید علمی نیست که بخواهیم از نظر علمی با آن موافقت یا مخالفت کنیم. پروفسور ثبوتی در آخر گفته است: در فیزیک خیلی چیزها را ما نفهمیدهایم، میزان معلومات خیلی بیشتر از مجهولات ماست. بخصوص زمانی که انسان در مورد کیهان صحبت میکند. اطلاعات ما خیلی ناچیز است. سخن ایشان این است که یک فیزیکدان حق ندارد به راحتی منکر چیزی شود، که به این نظریهپردازی در فیزیک میگویند. من فیزیکدان نیستم، اما این را میفهمم که پروفسور ثبوتی عمیق نظریهپردازی میکند و از بالا به علم نگاه میکند.
مصطفی محقق داماد با بیان اینکه پروفسور ثبوتی عاشق ایران است، گفت: او یک عالم بیگانه از ایران نیست. در زمان ما عالمان بیوطن زیاد هستند. اما این بزرگوار به وطن خویش مفتخر است. در آن سالی که در آمریکا فارغالتحصیل شد، پستهای زیادی به ایشان پیشنهاد شد ولی او ترجیح داد که به زنجان بیاید و چنین هنگامهای را برپا کند که فیلم آن پخش شد.
وی افزود: پروفسور ثبوتی به خانه دانش برای نوجوانان پیام داد: «پسرم میدانی که از تخمه ابوریحانها، ابنسیناها، ذکریای رازیها و سهروردیها هستی. میدانی که میراثدار خوارزمیها و فارابیها هستی. غافل منشین نه وقت بازی است. دانشها و فناوریهای سه سده گذشته شگفتیها آفریده و میآفریند. تو هم میتوانی در آن بازیگر باشی. راز و رمز جهان، جهانی شده است. امروز را یاد بگیر و در جمع دانایان و توانایان درآی. آداب و عادات و سنتهای نیاکانت و گنجینههای گرانبهایت را به عنوان اقلام موزه ارزشمندت نگه دار و به آنها افتخار کن اما با اندیشه گذشتگانت نمیتوانی بدرخشی. راز و رمز دانشها و فناوریهای امروز را یاد بگیر و نوآور باش، به خانه دانش درآ و یاد بگیر. یوسف ثبوتی.» پروفسور ثبوتی برای ایران چنین آرزویی دارد.
محقق داماد گفت: حرف ثبوتی این است که بچهها باید بدانند که در چه فرهنگی رشد کردهاند و بزرگ شدهاند و در سایه چه فرهنگی زیست میکنند ولی در کنار آن در تاریخ گذشته ایست نکنند. باید برای ساختن آینده از گذشته عبور کنند که این پیام بزرگی است.
پروفسور ثبوتی دانشگاه کارآمد زنجان را با تلاش تاسیس کرد
در ادامه این مراسم حسین معصومی همدانی، مدرس ادبیات فارسی، تاریخ ریاضیات، تاریخ علم و فلسفه علم در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و دانشگاه صنعتی شریف گفت: اگر بنده در اینجا صحبت می کنم به این دلیل است که ادای دین به شخصیتی مانند دکتر ثبوتی وظیفه هر ایرانی و هر علاقه مند به علم است، اگرچه حوزه تخصصی او رشته ایشان نباشد یا اگر که سعادت همکاری با ایشان را پیدا نکرده باشد.
معصومی همدانی افزود: این مراسم برای رونمایی از کتابی فراهم آمده که دکتر خالصیزاده و سرکار خانم بازرگان از نوشتهها، پیامها و مصاحبه های دکتر ثبوتی گردآوری کردند. به نظر من کتاب «سخن ثبوتی» در نوع خود اگر نگوییم بینظیر، کم نظیر است. برای اینکه بیش از اینکه در این کتاب، به دنبال دانش و آنچه که دکتر ثبوتی در آن تخصص دارند، بگردیم، تجربه از زندگی میبینیم و حاصل این تجربهها به یک زبان روشن بیان شده است.
وی بیان کرد: یکی از مشکلات جامعه این است که هر مسالهای را از هر دیدگاهی بررسی میکنیم. بخصوص در فضاهای دانشگاهی و علوم انسانی اینقدر قلمبهاند که در آخر به این نتیجه میرسیم که قابل حل نیست. هنر دکتر ثبوتی این است که مطالبی که مایه تاملات حتی نظری در سطح کمی فلسفیتر و جامعه شناختیتر قرار بگیرد به روشنترین صورت بیان کرده است و این خصوصیت مشترک در همه نوشتههای ایشان دیده میشود. بسیاری از پیامهای ایشان در حضور مقامات کشوری بیان شد و معمول ما دانشگاهیها این است که زمانی که در محضر استادان قرار میگیریم دست و پایمان را گم میکنیم، کمی کلیات میگوئیم تا اسباب آشفتگی خاطر آن مقام را فراهم نکنیم اما دکتر ثبوتی همواره صراحتی را که در پیام به نوجوانان دارند، در همین گفتوگوها هم دارند و باکی ندارند تا مشکلات اساسی کشور را به صریحترین صورت بیان کنند. این مشکلات سرنوشت محتوم ما نیست بلکه قابل حل است.
معصومی همدانی اظهار داشت: نمونهای است از آنچه که ایشان راهحلهایی که برای آموزش عالی سراغ دارند ولی به جای اینکه در این زمینه فقط قلمفرسایی کنند، دانشگاه کارآمد به نظر خودشان را در زنجان تاسیس کردند. من از زمانی که تحصیلات تکمیلی در زنجان تاسیس شد به آنجا رفتم. این دانشگاه دانشگاهی است که با کار و تلاش و با کمترین امکانات تاسیس شد. مهمتر اینکه عدهای استاد بارز از بین شاگردان و همکاران خودشان پیدا کرده و به این دانشگاه آورده بودند. این داستان مرا به یاد تاسیس دانشگاه شریف فعلی میاندازد که وقتی دکتر مجتهدی مامور تاسیس این دانشگاه شد، اولین کاری که کرد به خارج از کشور رفت و تعداد زیادی از جوانان تحصیل کرده خارج از کشور را آورد و در ساختمانی که از وزارت فرهنگ گرفته بود، کار را شروع کرد. یعنی دانشگاه صنعتی با کار و آموزش شروع شد. پروفسور ثبوتی هم دانشگاه زنجان رابه همین صورت بنیان نهاد.
سنگِ پیش پای یکدیگر نباشیم
همچنین سعدالله نصیری قیداری، رییس سابق دانشگاه شهید بهشتی تهران در این مراسم گفت: خوشحالم که امروز در سایهسار این بزرگواران در این محفل هستیم. بنده در حدود ۵۰ سال است که در محضر پروفسور ثبوتی شاگردی میکنم و به این شاگردی افتخار میکنم. من در نزدیک به ۸ تا ۹ بزرگداشت استاد ثبوتی صحبت کردهام که دیگر آن مطالب را تکرار نمیکنم. امروز نمی خواهم راجع به مقاله ها، کتاب ها و جوایز متعدد و مختلف یا کارهایی را که راه انداختند، صحبت کنم. پروفسور ثبوتی چهره ماندگار هستند. تدریس ایشان دلنشین است و... این مطالب را در جاهای دیگر گفتهایم. من در این دقایق کوتاه میخواهم در مورد اخلاق پروفسور ثباتی صحبت کنم.
نصیری قیداری افزود: اینکه استادی بتواند در دل شاگردان محبتی ایجاد کند که همیشه به این شاگردی افتخار کنند. زمانی که انجمن اخلاق در علم و فناوری تصمیم گرفت به یاد دکتر محمد قریب از جمله در علوم پایه به یک استاد با اخلاق جایزهای داده شود، قرار شد بهترین استاد از نظر پژوهشی و اخلاق و آموزشی معرفی شود، جلسات متعدد در این زمینه برگزار شد و افراد سرشناس آمدند اما پروفسور ثبوتی بهترین استاد علوم پایه شناخته شد و جایزه را دریافت کرد.
وی با بیان اینکه کتاب ایشان بسیار دلنشین است، اظهار داشت: توصیه میکنم کتاب ایشان را بخوانید. او از زنجان برخاست و به تهران آمد. به اروپا و شرق و غرب رفت و به کشورش برگشت و نهایتا به زنجان برگشت و کار بسیار ماندگار دانشگاه علوم پایه را به سرانجام رساند و دانشگاه کیفی بسیار زیبا در آنجا ایجاد کرد. دکتر ثبوتی در لایههای اجتماعی زنجان در قلب مردم زنجان جای دارد. ثبوتی یک چارچوب مشخض دارد، محکم، جدی و صراحتی که در این کتاب هست، کلام همیشه پروفسور ثبوتی بوده است. یعنی هر فرد افسردهای و هر فرد دلخستهای وقتی این صحنه را میبیند، میگوید من باید کار کنم. استاد ثبوتی اگر نگویم بی نظیر کم نظیر است. او الگویی برای جوانان ماست
نصیری قیداری با بیان اینکه این جاذبه استاد ثبوتی است که ما همگی پروانهوار به دور او میچرخیم و در اینجا جمع شدهایم، متنی را که مربوط به یکی از سخنرانیهای پروفسور ثبوتی بود، خواند: «آنچه که من میگویم این است که خودمان را دست کم نگیریم. این همه از خودمان انتقاد نکنیم. مرغ همسایه را غاز نپنداریم و دل جوانان را خالی نکنیم. جوانان میتوانند شقالقمر کنند. همه نشانههای امیدبخش نیکو را به فال نیک بگیریم. من بدنه فیزیک ایران را پرتوان میبینم. زمان لازم است تا گروهی ولو انگشتشمار در بین ما پیدا شوند و به رمز و راز دانشگاهها و فناوریهای نو پی ببرند.اگر داوری به انصاف باشد، راهی جز این نمیتواند باشد. سنگ پیش پای یکدیگر نباشیم، این جامعه به قدر کافی وسیع و نیازهای آن گوناگون است و جا برای کسی تنگ نیست.»
اعتماد دکتر ثبوتی به جوانان قابل توجه است
حمید خالصی فرد در ادامه گفت: من از سال ۱۳۶۷ به طور مستقیم زیرنظر دکتر ثبوتی کار کردهام. در طول این مدت با دکتر نصیری قیداری هم همشاگردی بودم. از جناب ترکمان در بنیاد فرهنگی خیریه محمدتقی ترکمان و از بنیاد افشار برای برگزاری این جلسه تشکر میکنم.
وی افزود: یک مشخصه خاص در سخنان دکتر ثبوتی هست. یک صراحت خاصی در صحبتهای علمی و غیرعلمی ایشان هست. این شفاف بودن از مقالههای این کتاب نیز مشخص است. وقتی پای صحبت دکتر ثبوتی مینشستیم واقعا لذت میبردیم. از یک دورهای به بعد من شروع به جمعآوری سخنرانی دکتر ثبوتی در نهادهای مختلف کردم و البته بهتر از من سرکار خانم بازرگان این کار را انجام داد. چند بار به دکتر ثبوتی پیشنهاد کردم که اینها را جمع کنیم و منتشر کنیم، دکتر نصیری خیلی استقبال کرد و از آقای ترکمان هم خیلی ممنون هستم. آقای دکتر حیدرینیا، مدیر مسئول انتشارات نگارستان اندیشه هم این کتاب را خیلی سریع به چاپ رساند.
خالصیفرد با بیان اینکه چند نکته را در مورد مقالات این کتاب باید عرض کنم، اظهار داشت: اینکه از مشخصات دکتر ثبوتی این است که او بسیار گزیدهگو است، یعنی ما خیلی دوست داریم که مسالهای مطرح کنیم و به حضور دکتر برسیم و آن را مطرح کنیم اما هر مسالهای خیلی زود به راه حل میرسد و تمام میشود.
وی در ادامه گفت: دکتر ثبوتی به نکتهای تاکید دارند و آن اینکه کار ایشان همیشه در دانشگاه است، چه به عنوان مدیر، چه به عنوان معلم و چه به عنوان بنیانگذار. اصل این است که ماموریت دانشگاه مشخص است، یاد دادن و یاد گرفتن، هر چه غیر از این را باید از سر راه برداری. مثلا دیوار را، اما همه امکانات باید در خدمت استاد و دانشجو باشد. این اتفاق در دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان افتاد.
حمید خالصی فرد با بیان اینکه دکتر ثبوتی همیشه در صحبتهایش جلوتر از وضعیت جامعه فکر میکند، اظهار داشت: تاکید دکتر ثبوتی روی بدنه متوسط جامعه است. دانشجوهای ما نخبه نیستند اما بسیار موفق هستند و به مجموعه علاقهمند هستند. اعتمادی که دکتر ثبوتی به جوانان دارد قابل توجه است
وی در پایان مقاله «طرحی نو در اندازیم» را از کتاب «سخن ثبوتی» خواند.
دانش علم نیست
همچنین رضا منصوری، استاد دانشگاه صنعتی شریف در ادامه مراسم گفت: زمانی که از سوی آقای ترکمان به من پیشنهاد شد که در این مراسم صحبت کنم، از ایشان و خانواده محترمشان خجالت کشیدم. ایران را در تاریخ حاکمان نگه نداشتهاند، بلکه خانوادههای اصیل ایرانی بودند که ایران را نگه داشتهاند. خانواده ترکمان جزو خانوادههایی هستند که در تاریخ ایران، ایران را نگه داشتهاند.
وی افزود: زمانی که به پروفسور ثبوتی فکر میکنم، از خودم میپرسم که مگر میشود کسی تا این حد از بدی مبرا باشد و فقط خوب باشد. البته من در فهم برخی بدیهیات در ایران همواره مشکل داشتهام. من نمیفهمم مراسم یعنی چه، نوروز را میفهمم، مراسم عزا و عروسی را هم گاهی میفهمم ولی اینکه واعظی میآید و برخی چیزها را میگوید و مردم گوش نمیدهند، چه فایدهای دارد را نمیفهمم!
منصوری با بیان اینکه رونمایی کتاب را میتوانم بفهمم، گفت: برای بزرگداشت پروفسور ثبوتی «ثبوتی نامه» را چاپ کرده بودیم، بزرگداشت پروفسور دغدغه من هم بود اما تکرار که نداریم. من نقد هم میکنم. در چارچوب تفقد و فرایند اندیشهای که اکنون بر ایران حاکم است یا در طول هزار سال گذشته بوده است، برای من خیلی مهم است که ما اکنون در کجای تاریخ قرار گرفتهایم، صد سال یا دویست سال بعد در مورد ثبوتی چه خواهند گفت.
وی افزود: در چارچوب اندیشه انسانیت نمیشود بیرونی و ارسطو و زکریای رازی را کنار گذاشت زیرا در اندیشه بشر نقشی داشتند. از زمان عباس میرزا شروع یک بازنگری در رفتار ما ایرانیان رخ داد. ایران در انحطاط بود، یعنی مدت 200 سال ما با خودمان کلنجار رفتیم که بفهمیم و در آخر هم نفهمیدیم. ما هنوز در درک علم مشکل داریم. ما هنوز فرق دانش و علم را که در دنیا کاملا واضح است، متوجه نمیشویم. در اروپا و آمریکا زمانی که بودجهای برای دانش در نظر میگیرند، هیچ ربطی به علم ندارد و در دو جای جدا مورد بررسی قرار میگیرد.
منصوری اظهار داشت: ما نمیفهمیم، چون فکر میکنیم علم همان چیزی است که ابوریجان انجام میدهد. خیال میکنیم علم یعنی معلمی، در حالیکه این نیست. معلمی هنر والایی است اما علم چیز دیگری است. دانشگاه به معلمی ختم نمیشود و کالج مدرسه است و دانشگاه مفهوم دیگری دارد. ما هنوز متوجه نیستیم اختلاف بین اخلاق فرد و اخلاق در اجتماع یعنی چه. آنچه که در اجتماع اتفاق میافتد، میتوان دینامیک آن را بررسی کرد. ما متوجه نیستیم که وقتی از علم صحبت میکنیم، از دنیای مدرن صحبت میکنیم.
وی افزود: علم با گالیله و... شروع شد اما عملا در قرن بیستم به عنوان یک نهاد در دل جامعه جا افتاد. پروفسور ثبوتی که برای من عزیز است، در اینجا چه نقشی دارد؟ ما از رشدیه صحبت میکنیم. اگر رشدیه نداشتیم، وضع ایران اکنون مانند پاکستان بود. اگر از امیرکبیر و دارالفنون صحبت میکنیم، از نهادی تاثیرگذار در این تحول 200 ساله صحبت میکنیم. ما هم باید به دنیای جدید بپیوندیم. در ایران الان کسانی را داریم که در سن زیر 40 سال هستند و درک بسیار درخشانی دارند. بعد از انحطاط سلجوقیان، ذهن ما ایرانیان آنچنان متصلب شد که اصلا نمیتواند جهان را درک کند. امروز ما مفاهیم جهانی را به مفاهیمی که خودمان بلد هستیم، ترجمه میکنیم.
منصوری در ادامه گفت: ثبوتی عزیز من در اینجا پرچمدار گذار این دوره 200 ساله است. او یکبار گفت من در شیراز نیز مرید زیاد دارم. این در حالی است که زمانی که ما هنوز از مرید صحبت میکنیم، یعنی هنوز پا در سنت داریم. علم مدرن اصلا مرید نمیشناسد. این نکته را از کتاب پروفسور ثبوتی میگویم. پروفسور ثبوتی با داشتن پا در سنت اهل فضل و دانش است و پرچمدار اتفاق جهانی است که این پرچم را به نسل جدید میسپارد و به همین دلیل در تاریخ خواهد ماند.
فیزیکپیشگان اهل جدل نیستند
یوسف ثبوتی در پایان مراسم گفت: بنده و آقای دکتر منصوری داستانهای زیادی داشتیم و از همه فرمایشاتی که فرمودند، خیلی ممنون هستم و سعی میکنم چیزهایی را که تا امروز از شما یاد نگرفتهام، یاد بگیرم.
میرداماد، شنیدستم من
که چو بگزید بُن خاک وطن
بر سرش آمد و از وی پرسید
مَلکِ قبر که: «من ربک من؟»
میر بگشاد دو چشم بینا
آمد از روی فضیلت به سخن:
اسطقسیست - بدو داد جواب -
اسطقسات دگر زو متقن
حیرت افزودش از این حرف، مَلک
بُرد این واقعه پیش ذوالمن
که: «زبان دگر این بنده تو
میدهد پاسخ ما در مدفن»
آفریننده بخندید و بگفت:
«تو به این بنده من حرف نزن
او در آن عالم هم زنده که بود
حرفها زد که نفهمیدم من!»
این شعر از نیما است و داستان من و دکتر منصوری است. حرفهایی میزند که من هم نمیفهمم. یکی از شبهایی که در خانه من مانده بود، آئیننامه کتابخانه منطقهای شیراز را من و ایشان نوشتیم.
وی افزود: کتاب «سخن ثبوتی» بی نظیر نیست. شما کشکول شیخ بهایی را دیدهاید، هر چیزی را که به نظر دکتر نصیری رسید، در این کتاب جا داده است و این کتاب کشکول من است و با مناسبت و بی مناسبت جاهایی که از من خواستهاند تا حرف بزنم و یا نخواستهاند و من حرف زدهام، اینها در این کتاب جمعآوری شده است البته همه گفتههای من نیست. این کشکول من بینظیر نیست و شبیه کشکول شیخ بهایی است. تمام فکر و ذکر من این بود که یاد بگیرم و یاد بدهم. اما اجازه بدهید من دو سه خطی از این کتاب بخوانم که دیگران به آن اشارهای نکردهاند. نوع تفکر من در برداشت از علوم تجربی را در اینجا میگویم؛ ابوبکر محمد آصف کرجی از ریاضیدانان و مهندسان اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری (منظور از کرج در شمال غرب اصفهان است.) ظاهرا در حکمت طبیعی درس داشته و در آغاز کتاب انباط المیاءالخفیه توسط حسین خلیل جم به نام استخراج آگاهی پنهانی به فارسی برگردانده شده است، مینویسد: «زمین با تمام کوهها و دشتهایش کروی شکل است. خدا آن را مرکز عالم قرار داده است که تا ابد با حرکت دائمی خود بر گرد این مرکز میگردد. برای هر یک از افلاک و ستارگان و آتش و هوا و آب و خاک محلی خاص قرار داده است که چون از آن جدا شوند، با حرکت دوباره به دو سوی آن بازمیگردند. به این جهت است که اجسام سنگین مانند خاک و آب خواستار رسیدن به این مرکزند و هر جسم سنگینتر باشد، این میل به مرکز بیشتر است. این مشاهدات محمدآصف کرجی است. پس از این مقدمه نتیجه میگیرد، سطح آبهای زیرزمینی کروی است. چه آب خواهد کوشید حفرههای خالی بین سنگ و خاکی که زمین را تشکیل میدهند را پر کند و نزدیکترین وزن نسبت به مرکز را به خود بگیرد و پس از این صغری و کبری کرجی به فن احداث کاریز و استحصال آبهای زیرزمینی میپردازد.
مفروضات کرجی کروی بودن زمین، ترکیب طبیعت از عناصر اربعه و میزان نمایه هر عنصر به مرکز یا به فرار از مرکز منبعث از مشاهداتند. هر بخش از این مفروضات برای همه و در شرایطی که برای اندیشمندان یکهزار سال پیش قابل حصول بود، آزمودنی بودند. منطق کرجی نیز مبتنی بر همین شناخت طبیعت قابل مشاهده است. نتیجهگیری هم کاملا درست است و درستی آن را با احداث کاریز بر مبنای کروی بودن سطح آبهای زیرزمینی نشان میدهد. هندسه نیز در اوان پیدایشش و پیشتر از آن که به دست ریاضیدانهای قرنهای بیست و بیست و یکم بیفتد، در مشاهدات روزمره بنا شده است. هندسه نخستین بیشتر برای مقاصد کاربردی مانند طراحی مدنظر بوده است. مخطوطات که بین دو نقطه خط راست است یا از یک نقطه تنها یک خط به موازات خط دیگر میتوان کشید، حاصل انبوهی از مشاهدات روزمره بود.
استدلال کرجی در کروی بودن سطح آبهای کره زمین دقیق و درست و زیباست ولی محدودیت دارد. کرجی و معاصران و پیشینیانش به خارج از کره زمین دسترسی نداشتند تا بتوانند بپذیرند که در خارج از کره زمین و در حرکت آزاد آب و خاک تمایلی به رخ دادن مرکز زمین ندارند. منجمین هم تا آن زمان و تا قرنها نمیتوانستند تصور کنند که اگر به ماه و خورشید و سیارات از دوردستهای فضا نگاه کنند، همه را در حرکت به دور خورشید خواهند یافت و ... .
اصول موضوع برگرفته از مشاهده، منطقش منطق ریاضی و پشتوانه پیشبینیها و احکام او باز هم مشاهده است. باب سفسطه در بحثهایش بسته شده است. از این به بعد نیز بهتر است به جای عبارت حکمت طبیعی، کلمه فیزیک را به کار ببرم که فیزیکپیشگان اهل جدل نیستند یا اقلا در مباحث فیزیکی مجادله نمیکنند. یعنی اگر مجادله میکنیم، خالی از فیزیک است و بر سر فیزیک با هم دعوا نمیکنیم.
قرون هفده و هیجده و نوزده دوران هیبت و هیمنه مکانیک و الکترومغناطیس است. مکانیک سماوی و حرکات سیارات چنان دقیق است که وجود نپتون و پلوتون و مشخصات مداری آنها را از روی اختلالات روی مدار آن پیشبینی میکنند.
دامنه استنباطهای علمی این همه وسعت دارند و اعتبار پیدا میکنند. مکانیک دامنه عظمتی با اینهمه وسعت دارد. از حرکت یک ذره گرفته تا حرکت در کهکشانها. واقعا دانش تحسینبرانگیز است. نقش مشاهده نباید فراموش شود. مشاهده مبنای یاد گرفتن است، زمانی که یاد گرفتید، میتوانید استنتاج کنید. باید دوباره نقبی به مشاهده بزنید. به اسباب اندازهگیری دست مییابید که این اسباب مشاهده را دقیقتر میکند. ممکن است در قانونهای موجود عیبهایی را هم ببینید. به سراغ برطرف کردن عیوب میرویم و این سلسله مراتب دائم تکرار میشود تا امروز به این وضع رسیدیم. در عین حال خیلی مغرور نباشید. آنچه که امروز از عرفان و نادانستههای کیهان میدانیم، بسیار زیادتر از آن چیزی است که باید فرابگیریم و بسیار زیادتر از آن چیزی است که میدانیم.
خیریههای زیادی به این مراسم پیام فرستاده بودند که پیام بنیاد محک در این مراسم خوانده شد.
نظر شما