سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری: کتابآوری یا resiliency در علوم انسانی و اجتماعی نمایانگر ظرفیت، پویایی و توانمندی یک سیستم انسانی برای مواجهه با بحران، تطبیق با تغییرات، بازیابی پس از آسیبهای عمیق و تداوم رشد در شرایط ناپایدار است.
جوامع انسانی در طول تاریخ همواره با تهدیدات گوناگونی از جمله جنگ، اپیدمی و بیماریهای همهگیر، فروپاشیهای اقتصادی و تهاجمات فرهنگی روبرو بودهاند. در بزنگاههای تاریخی، این متون مکتوب بودهاند که به عنوان لنگرگاههای هویتی عمل کرده و مانع از گسیختگی شیرازه جوامع شدهاند. بررسی دقیق این پدیده نشان میدهد که چگونه کتاب، به سپری دفاعی و موتوری محرک برای بقا و بالندگی انسان، روش و منش فرهنگی جوامع تبدیل میشوند.
در سطح اجتماعی و فرهنگی، تابآوری اغلب به معنای توانایی یک جامعه برای حفظ هویت، انسجام درونی، ارزشهای مشترک و پویایی فکری در مواجهه با تهاجمات، بحرانهای اقتصادی، پاندمی و تغییرات سریع و گاه ویرانگر تکنولوژیک است. در این ساحت، کتاب به عنوان مخزن اصلی «حافظه جمعی» عمل میکند. جوامع، دقیقا همانند افراد، بدون حافظه یا مبتلا به آلزایمر دچار سرگشتگی و فقدان معنا میشوند.
کتاب، بهویژه در حوزههای ادبیات، تاریخ، جامعهشناسی و علوم انسانی، حاملان اصلی و امانتداران هویت ملی و فرهنگی هستند.
در زمان بروز بحرانهای عمیق اجتماعی، جوامعی که ارتباط ارگانیک و عمیقی با ریشههای فرهنگی خود دارند، ریشههایی که به تفصیل در کتابها ثبت و ضبط شدهاند، کمتر دچار ازخودبیگانگی، یأس فلسفی و فروپاشی روانی میشوند.
کتاب به صورت پیوسته به کالبد جامعه یادآوری میکند که کیست، از چه مسیری عبور کرده، چه رنجهایی را متحمل شده و مهمتر از همه، چه بحرانهای مشابهی را در گذشته با موفقیت پشت سر گذاشته است.
این حافظه جمعی که از طریق مطالعه و در مواردی سینه به سینه و نسل به نسل منتقل میشود، امید، استقامت و مقاومت را در تاریکترین لحظات بحران تزریق میکند. به عنوان مثال در دوران جنگها یا اشغالهای نظامی، ادبیات مقاومت و اشعار حماسی به پناهگاهی برای حفظ روحیه جمعی و جلوگیری از تسلیم روانی تبدیل میشوند.
علاوه بر حفظ حافظه، یکی از کارکردهای حیاتی کتاب در ایجاد تابآوری اجتماعی «تقویت انسجام و همدلی» است. جوامع بشری ذاتاً متکثر هستند و تفاوتهای طبقاتی، نژادی، جنسیتی و عقیدتی همواره پتانسیل ایجاد گسست و درگیری را در درون خود دارند. در این میان، ادبیات داستانی و رمان یکی از قویترین و موثرترین ابزارهای شناختی برای ایجاد همدلی عمیق در جامعه به شمار میآیند.
خواندن یک رمان به فرد اجازه میدهد تا برای مدتی از کالبد و جهانبینی محدود خود خارج شده و جهان را از دریچه چشمان فردی دیگر تجربه کند. این تجربه زیسته نیابتی، به شدت بر ظرفیت نورولوژیک و روانشناختی انسان برای همدلی میافزاید. هنگامی که افراد جامعه از طریق مطالعه با رنج، شادی و چالشهای گروههای دیگر آشنا میشوند، درک متقابل جایگزین پیشداوری و تعصب میگردد. این درک عمیق، تضادهای مخرب اجتماعی را کاهش داده و همبستگی را در زمان بروز تنشهای سیاسی یا اقتصادی بالا میبرد. جامعهای که مردمانش کتاب میخوانند، جامعهای مداراگر، منعطفتر و در برابر دوقطبیهای کاذب، مقاومتر است.
از سوی دیگر، در عصر حاضر که با انفجار اطلاعات و غلبه رسانههای خرد و شبکههای اجتماعی مواجه هستیم، یکی از بزرگترین تهدیدات برای تابآوری یک فرهنگ، رواج سریع شایعات، اخبار جعلی، سطحینگری و عوامگرایی (پوپولیسم) است. این پدیدهها میتوانند به سرعت افکار عمومی را ملتهب کرده و پایههای عقلانیت یک جامعه را سست کنند. در برابر این سیلاب مخرب، مطالعه کتاب کارکردی شبیه واکسیناسیون دارد. خواندن یک کتاب، برخلاف مصرف سریع، منفعلانه و پراکنده اطلاعات در شبکههای اجتماعی، نیازمند تمرکز طولانیمدت، تحلیل منطقی و تعمق فکری است. این فرآیند شناختی پیچیده، ذهنیت و «تفکر انتقادی» را در شهروندان پرورش میدهد. ذهنی که با ساختارهای استدلالی کتاب و بطور کلی با مطالعه مأنوس است، کمتر فریب میخورد و ظرفیت بالایی برای سنجشگری، راستیآزمایی و درک پیچیدگیهای جهان دارد. شهروندانی که به سلاح تفکر انتقادی مجهزند، به سادگی فریب موجهای مخرب رسانهای، پروپاگاندای سیاسی یا راهحلهای سادهلوحانه برای مشکلات پیچیده را نمیخورند یا یعبارت دیگر از سواد رسانه ای خوبی برخوردارند فی الواقع چنین جامعهای در برابر شوکهای روانی، سیاسی و هیجانات کاذب، واکنشی بسیار منطقی و بهتر از خود نشان میدهد و میتواند مسیر توسعه خود را با ثبات و تابآوری بیشتری طی کند.
جایگاه کتاب در تابآوری تمدنی
هنگامی که از سطح جامعه و فرهنگ فراتر میرویم، با مفهوم کلان و عمیقتری به نام «تابآوری تمدنی» مواجه میشویم. تابآوری تمدن به بقا، تداوم، تکامل و زایش مجدد یک تمدن در طول قرنها و هزارهها اشاره دارد. تمدن موجودی ارگانیک در بستر تاریخ است؛ آنها متولد میشوند، به اوج شکوفایی میرسند، دچار رکود میشوند و گاه از نظر سیاسی یا فیزیکی به طور کامل افول میکنند. اما پرسش اساسی این است که چه چیزی باعث میشود دستاوردهای یک تمدن پس از فروپاشی و ویرانی ، همچنان زنده بماند و حتی بستر ظهور تمدنهای جدید را فراهم کند؟ ما بر این باوریم پاسخِ قاطع به این پرسش «متون مکتوب و کتاب» است.
۱. کتاب به عنوان کدهای ژنتیکی و بستر انباشت دانش:
تمدن بر پایه انباشت تصاعدی دانش بنا شده است. برخلاف سایر موجودات که غرایز خود را از طریق ژنتیک زیستی منتقل میکنند، انسان خرد جمعی خود را از طریق زبان و خط منتقل میسازد. هر نسل از انسانها نیازی ندارد تا کشفیات بنیادی و اولیه مانند چرخ، کشاورزی، هندسه یا اصول فلسفی را از نو ابداع کند، زیرا تمامی دستاوردهای علمی، فلسفی، فنی و هنری نسلهای پیشین در قالب کتاب مدون، طبقهبندی و ذخیره شده است. در این ساختار عظیم، کتابها دقیقاً به عنوان دیانای (DNA) تمدن عمل میکنند. کدهای ژنتیکی یک تمدن شامل جهانبینی، قوانین، کشفیات علمی و شاهکارهای ادبی آن است که گویی در صفحات کتاب رمزگذاری شدهاند.
در طول تاریخ پرفراز و نشیب بشر، تمدنهایی که دارای سنت مکتوب قوی و کتابخانههای غنی بودهاند، توانستهاند حتی پس از سهمگینترین جنگها، تهاجمات و ویرانیهای فیزیکی، شالوده فکری خود را حفظ کنند. هنگامی که شهرهای بزرگ ویران میشدند، اگر کتابها و نسخههای خطی از گزند آتش و غارت در امان میماندند، در واقع آن تمدن قادر بود بار دیگر از خاکستر خود برخیزد. تاریخ نشان داده است که انتقال این دانش، بقای فکری انسان را تضمین کرده و پیشرفتهای تکنولوژیک و علمی امروز، مستقیماً مدیون این زنجیره است.
۲. پل ارتباطی و کاتالیزور نوزایی در میان تمدنها:
تابآوری یا resiliency یک تمدن به شدت نیازمند تعامل، تبادل، وامگیری و ترکیب با سایر تمدنهاست. تمدنهای بسته و منزوی، دیر یا زود دچار تصلب و زوال میشوند. در این میان، کتابهای ترجمهشده به عنوان پلهای ارتباطی برای گفتگو و تبادلات میان تمدنها عمل میکنند. آشنایی با دستاوردهای فکری، پارادایمهای علمی و فرمهای هنری دیگر تمدنها، باعث ایجاد شوکهای مثبت فکری، نوزایی (رنسانس) و تزریق خون تازه در رگهای تمدنهای رو به افول یا در حال توسعه میشود. تاریخ تمدن بشری مملو از نمونههای درخشانی است که نشان میدهد چگونه نهضتهای ترجمه کتاب، موتور محرک بازسازی و ارتقای تابآوری تمدن بودهاند. گاهی بنظر میرسد چرخه عظیم انتقال دانش، منحصراً از طریق کتاب و نسخههای خطی امکانپذیر است. کتابها مرزهای جغرافیایی و زمانی را درمینوردند و به اندیشمندان تمدنهای مختلف اجازه میدهند تا با یکدیگر وارد دیالوگ شوند و از ترکیب اندیشهها، راهحلهای نوینی برای غلبه بر بحرانهای تمدنی خلق کنند.
۳. ثبت و انتقال الگوهای کلان مدیریت بحران:
یکی دیگر از ابعاد حیاتی نقش کتاب در تابآوری تمدنی، مستندسازی تجربیات زیسته بشر در مواجهه با بحرانهای کلان است. تاریخ تمدن پر از الگوهای موفق و ناموفق در رویارویی با چالشهای عظیمی نظیر قحطیهای گسترده، خشکسالیهای طولانیمدت، تغییرات اقلیمی، جنگهای فراگیر و فروپاشیهای اقتصادی است. کتابهای تاریخی، سالنامهها، متون استراتژیک و رسالههای کلاسیک در زمینه حکمرانی، گنجینهای بیبدیل از این تجربیات هستند.
رهبران، استراتژیستها و متفکران دورههای بعدی، با مراجعه به این متون میتوانند الگوهای تکرارشونده تاریخ را شناسایی کنند. کتابها به آنها میآموزند که تمدنهای پیشین چگونه بر یک چالش خاص غلبه کردند یا به چه دلایلی در برابر آن تسلیم شدند. این آگاهی تاریخی که در متون مکتوب حفظ شده است، به جامعه انسانی کمک میکند تا از تکرار پرهزینه اشتباهات گذشته جلوگیری کرده و راهحلهای آزمودهشده را با شرایط جدید تطبیق دهد. در واقع، کتاب به مثابه یک سیستم هشدار زودهنگام و یک بانک اطلاعاتی جامع از مدیریت بحران عمل میکنند که تمدنها را قادر میسازند تا با چشماندازی روشنتر و ابزارهایی کارآمدتر به استقبال آینده و چالشهای ناشناخته آن بروند و بقای بلندمدت خود را در پهنه تاریخ تضمین نمایند.
نظر شما