به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، نشست «شب معمارانه ۹» با محور نکوداشت عباسعلی شفیعی، معمار و نگارگر پیشکسوت، در خانه تاریخی صفوی اصفهان برگزار شد؛ رویدادی که در چارچوب برنامههای زنجیره فرهنگی ایوان و با حضور جمعی از معماران، پژوهشگران هنر، دانشجویان و علاقهمندان معماری برگزار شد و در آن روایتهایی از مسیر حرفهای و زیست هنری شفیعی در پیوند میان معماری، نگارگری و فرهنگ مکتوب مطرح شد.
این نشست که بخشی از مجموعه نشستهای شبهای معمارانه محسوب میشود، کوشید با تمرکز بر تجربه زیسته یک معمار هنرمند، نسبت میان حافظه فرهنگی، روایتگری و تولید دانش در حوزه معماری را مورد واکاوی قرار دهد؛ موضوعی که از منظر رسانهای نیز با رویکرد خبرگزاری کتاب ایران به ثبت و مستندسازی تجربههای فکری و حرفهای چهرههای فرهنگی پیوند میخورد.

معماری در پیوند با حافظه فرهنگی و روایت تجربه
در آغاز این نشست، امیرمحمد اخوان، معمار، با اشاره به اهمیت روایت زندگی معماران در شکلگیری حافظه فرهنگی جامعه معماری، بر ضرورت انتقال تجربه نسلهای پیشین به نسل جوان تاکید کرد.
به گفته او، شبهای معمارانه در زنجیره فرهنگی ایوان تلاشی برای ایجاد گفتوگویی میان نسلها و بازخوانی زندگی هنرمندانی است که در حوزههای مختلف معماری، هنر و فرهنگ نقشآفرینی کردهاند.
اخوان با بیان اینکه برگزاری چنین نشستهایی صرفاً به معنای مرور آثار ساختمانی معماران نیست، بلکه تلاشی برای فهم شیوه اندیشیدن و زیستن هنرمندان است، توضیح داد: معماری در معنای گسترده خود تنها به تولید بنا محدود نمیشود بلکه به شیوه نگاه به جهان و شکل دادن به زیست اجتماعی انسانها مربوط است.
او با اشاره به اینکه آثار و نقاشیهای عباسعلی شفیعی در فضای برگزاری نشست به نمایش درآمده بود، این آثار را بخشی از روایت زندگی هنری او دانست و تاکید کرد: درک تجربه معماری شفیعی بدون توجه به وجه هنری و نگارگرانه آثارش ممکن نیست.
این معمار توضیح داد: در سنت بسیاری از هنرمندان، تصویر و ترسیم نقشی اساسی در ثبت تجربهها و خاطرات دارد؛ امری که در معماری نیز از طریق کروکیها و طرحهای اولیه شکل میگیرد. به باور او، ثبت تصویری تجربهها گاه توانایی انتقال مفاهیمی را دارد که زبان گفتاری یا نوشتاری قادر به بیان کامل آن نیست و همین ویژگی سبب میشود طراحی و ترسیم به بخشی از حافظه فرهنگی معماری تبدیل شود.
او همچنین با یادآوری تجربههای آموزشی در دانشکدههای معماری، به اهمیت تمرینهای ترسیمی در شکلگیری ذهن معماران اشاره کرد و گفت: بسیاری از معماران نسلهای پیشین خاطرات روزانه خود را نه در قالب متن بلکه در قالب طرحها و کروکیها ثبت میکردند. از نگاه اخوان، این شیوه نوعی روایت بصری از زندگی است که امکان درک دقیقتر فضای زیسته هنرمند را فراهم میکند.
اخوان تاکید کرد: چنین رویکردی میتواند برای نسل جدید معماران نیز الهامبخش باشد؛ نسلی که به گفته او گاه بیش از حد درگیر ابزارهای دیجیتال و گفتارهای نظری شده و از تجربه مستقیم مشاهده و ترسیم فاصله گرفته است.
او در ادامه با اشاره به نقش نشستهای فرهنگی در تقویت پیوند میان نسلهای مختلف معماران گفت: یکی از اهداف اصلی این برنامهها فراهم کردن فضایی برای گفتوگوی میان تجربههای تاریخی و نگاههای نو است. به باور او، ریشههای خلاقیت معماری در ارتباط با گذشته و درک میراث فکری معماران پیشین شکل میگیرد و بدون چنین پیوندی، تولید خلاقیت در معماری به سطحی از تکرار یا ظاهرسازی تقلیل مییابد.
این معمار تاکید کرد: شبهای معمارانه در تلاش است تا این پیوند میان ریشه و جوانه را حفظ کند و زمینهای برای بازخوانی تجربههای حرفهای و انسانی معماران فراهم آورد.
روایت زندگی یک معمار در پیوند با حافظه فرهنگی معماری
در بخش دیگری از این نشست، عباسعلی شفیعی، معمار و نگارگر با مرور تجربههای شخصی خود از دوران تحصیل و فعالیت حرفهای، به بیان دیدگاههایش درباره ماهیت معماری پرداخت.
او در آغاز سخنانش با اشاره به اینکه معماری بیش از آنکه در قالب سخن تعریف شود در عمل و تجربه شکل میگیرد، تاکید کرد: معماران اندیشههای خود را پیش از هر چیز در خطوط و ترسیمات بیان میکنند. به گفته شفیعی، در دوران تحصیل او در دانشکده هنرهای زیبا، آموزش معماری بیش از هر چیز مبتنی بر پروژه و ترسیم بود و دانشجویان میآموختند که اندیشه خود را از طریق طراحی ارائه کنند.
این معمار با اشاره به حضور استادان برجسته معماری در آن دوره، توضیح داد: فضای آموزشی بر مبنای ارائه پروژههای عملی شکل گرفته بود و دانشجویان برای بیان ایدههای خود ناگزیر از ترسیم و طراحی بودند.
به گفته او، این روش آموزشی سبب میشد که ارتباط مستقیمی میان ذهن و دست معمار برقرار شود و فرآیند طراحی به نوعی ترجمان اندیشه معمار تبدیل گردد.
وی افزود: در آن دوره، پروژههای دانشجویی پس از داوری در آتلیهها به نمایش گذاشته میشد و این امر امکان مقایسه و یادگیری جمعی را فراهم میکرد.
شفیعی در ادامه به تغییرات بعدی در نظام آموزشی معماری اشاره کرد و گفت: با ورود برخی الگوهای آموزشی جدید، تمرکز بر طراحی عملی تا حدی کاهش یافت و جای خود را به گفتوگوهای نظری داد. به باور او، هرچند مباحث نظری در معماری اهمیت دارند، اما نباید جایگزین تجربه عملی طراحی شوند. او تاکید کرد که معماری هنری است که از طریق تجربه و عمل شکل میگیرد و بدون تمرین مداوم طراحی، شکلگیری ذهن خلاق معمار دشوار خواهد بود.

از طراحی دستی تا اندیشه معماری؛ تجربهای که باید ثبت شود
این معمار و نگارگر پیشکسوت در ادامه سخنان خود به شرایط زندگی و تاثیر آن بر مسیر حرفهایاش پرداخت و توضیح داد: در سالهای جوانی برای تامین هزینههای زندگی ناچار بوده به کار نگارگری و نقاشی بپردازد.
او گفت: همین تجربهها سبب شد که ارتباط عمیقی میان هنرهای تصویری و نگاه معماری او شکل بگیرد. شفیعی با بیان اینکه همواره آرزو داشته است معمار شود، یادآور شد که شرایط اقتصادی و اجتماعی گاه مسیر زندگی انسان را تغییر میدهد، اما همین تجربهها نیز میتوانند به شکلگیری نگاه هنری او کمک کنند.
این معمار توضیح داد: در سالهای دانشجویی و پس از آن، نگارگری برای او نه تنها منبع درآمد بلکه عرصهای برای تمرین نگاه هنری بوده است. به گفته شفیعی، این تجربهها باعث شد که حساسیت بیشتری نسبت به جزئیات بصری و ترکیببندی در آثار معماری خود پیدا کند.
او افزود: معماری و نقاشی در واقع دو زبان متفاوت برای بیان یک نوع نگاه به جهان هستند و میان آنها پیوندی عمیق وجود دارد.
شفیعی در بخش دیگری از سخنان خود به خاطراتی از فضای زندگی و کار در سالهای نخست فعالیتش اشاره کرد و گفت: بسیاری از طرحها و نقاشیهایش در اتاقهای کوچک و سادهای شکل گرفتهاند که امکانات محدودی داشتهاند.
او تاکید کرد: برای او ثبت خاطرات و تجربههای زندگی اهمیت زیادی داشته و گاه اشیای سادهای مانند ابزار کار یا وسایل روزمره نیز به بخشی از حافظه شخصی و هنری او تبدیل شدهاند. به باور او، این حافظههای کوچک در نهایت به شکلگیری نگاه معمار نسبت به فضا و زندگی کمک میکنند.
کار جمعی و دانش میانرشتهای؛ ضرورتهای معماری امروز
یکی از محورهای مهم سخنان شفیعی تاکید بر ضرورت کار گروهی در معماری بود. او با اشاره به تجربههای خود در اصفهان گفت: معماری فعالیتی فردی نیست و تحقق پروژههای بزرگ معماری نیازمند همکاری میان گروهی از متخصصان است. به گفته او، در سالهای فعالیت حرفهای تلاش کرده است زمینهای برای شکلگیری همکاری میان معماران و مهندسان فراهم کند و از همین رو در ایجاد تشکلهای حرفهای نقش داشته است.
شفیعی توضیح داد:در دورهای از فعالیت خود به این نتیجه رسیده است که توسعه معماری حرفهای در شهرهایی مانند اصفهان نیازمند ایجاد ساختارهای صنفی و مشاورهای است. به همین دلیل او به همراه جمعی از معماران و مهندسان، برای تشکیل گروههای مشاور در حوزه معماری و شهرسازی تلاش کرد. این اقدام به گفته او گامی در جهت تقویت همکاری حرفهای و ارتقای کیفیت پروژههای معماری در شهر بود.
او همچنین به تجربه شکلگیری نخستین گروههای مشاور در اصفهان اشاره کرد و گفت: این اقدام در زمانی انجام شد که بسیاری از پروژههای بزرگ در اختیار شرکتهای مستقر در تهران قرار داشت. به باور شفیعی، تشکیل گروههای حرفهای در شهرهای دیگر میتوانست زمینهای برای استفاده از ظرفیتهای محلی و رشد دانش معماری در مناطق مختلف کشور فراهم کند.

نقش روایت و مستندسازی در انتقال تجربه معماران
شفیعی به ماهیت میانرشتهای معماری اشاره کرد و گفت: معمار برای طراحی یک پروژه موفق باید با حوزههای مختلفی مانند جامعهشناسی، اقتصاد و برنامهریزی آشنا باشد. او توضیح داد که در تجربههای حرفهای خود همواره تلاش کرده پیش از آغاز طراحی، به مطالعه شرایط اجتماعی و اقتصادی پروژه بپردازد. به گفته او، بدون چنین مطالعاتی امکان طراحی فضایی که پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه باشد وجود ندارد.
شفیعی با ذکر نمونهای از تجربه طراحی در حوزه آموزش عالی توضیح داد که در یکی از پروژهها پیش از آغاز طراحی، مطالعات گستردهای درباره نیازهای آموزشی و اجتماعی منطقه انجام شده است. این مطالعات نشان داد که منطقه مورد نظر بیش از هر چیز به توسعه رشتههای علوم پایه و فنی نیاز دارد و همین یافتهها مبنای شکلگیری طرح دانشگاهی قرار گرفت. به گفته او، نتیجه این رویکرد طراحی فضایی بود که نه تنها از نظر معماری بلکه از نظر عملکردی نیز پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه بود.
این معمار پیشکسوت در پایان سخنان خود تاکید کرد: معماری زمانی معنا پیدا میکند که در پیوند با زندگی انسانها قرار گیرد.
او گفت: تجربههای شخصی، خاطرات زندگی، مطالعات اجتماعی و تعامل با دیگر متخصصان همگی در شکلگیری یک اثر معماری نقش دارند. به باور شفیعی، معماری نه صرفاً هنر ساختن بنا بلکه تلاشی برای فهم زندگی و شکل دادن به فضاهایی است که انسانها در آنها زندگی میکنند.
نشست «شب معمارانه ۹» در حالی برگزار شد که سخنان مطرحشده در آن فراتر از مرور یک کارنامه حرفهای، به نوعی بازخوانی تجربه زیسته معماری در ایران معاصر تبدیل شد. روایتهایی که در این نشست بیان شد نشان میدهد که معماری تنها محصول طراحی فنی نیست بلکه حاصل مجموعهای از تجربههای فرهنگی، هنری و اجتماعی است؛ تجربههایی که ثبت و مستندسازی آنها میتواند به غنای ادبیات مکتوب معماری و انتقال دانش میان نسلهای مختلف کمک کند.
نظر شما