سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «مدیریت و حکومت در امپراطوری هخامنشی» تالیف محمداحسان مهدوی از سوی انتشارات برکه نور به بازار کتاب آمد.

ظهور امپراطوری هخامنشی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ جهان باستان نه فقط روایت شکوه و قدرت یک دودمان، بلکه داستان تکوین یک تمدن فراگیر و بینالمللی است که نظم و مدیریت سیاسی، الگوی ملل پسین را متحول ساخت. برای فهم بهتر چگونگی پیدایش و بنیانگذاری این امپراطوری باید ریشههای قومی، شرایط سیاسی و جغرافیایی، زمینههای فرهنگی و نیز نقش چهرههایی چون کوروش بزرگ را با نگاهی همه جانبه بررسی کرد.
خاستگاه قوم پارس و خاندان هخامنشی به جنوب غربی ایران زمین، یعنی نواحی پارس (فارس امروزی) بازمیگردد، جایی که قبایل گوناگون ایرانی از سدههای پیش از میلاد به آرامی استقرار یافتند. پارسها به همراه مادها و دیگر گروههای آریایی، از مهاجرتهای بزرگ هند و اروپایی بهره برده و در دامنههای زاگرس جنوبی تا جلگههای کمارتفاع فارس، به شیوهای نیمه یکجانشین و سپس روستانشین ساکن شدند. افسانههای تاریخی، شخصیتهایی چون هخامنش، چیشپیش، کمبوجیه و کوروش را در خط دودمانی شاهان اولیه این سرزمین معرفی میکنند؛ اما آنچه بنیاد هخامنشیان را ماندگار کرد، فراتر از اسطورهسازی رایج، ریشه در واقعیتهای اجتماعی و مهارتهای نظامی و دیپلماتیک آنان داشت. آغاز هخامنشیان با نام هخامنش گره خورده است، ولی جرقه اصلی تاسیس امپراطوری، بیشک با کوروش دوم (کوروش بزرگ) زده شد.
مولف در کتاب «مدیریت و حکومت در امپراطوری هخامنشی» بعد از پیشگفتار در سه فصل به شرح ساختار حکومت و نظام اداری هخامنشیان، شیوههای مدیریت، سیاستگذاری و مالیات و میراث، دستاوردها و چالشهای حکومت هخامنشی میپردازد.
در شرح منابع درآمدی دولت و مدیریت بودجه میخوانیم: «نخستین منبع مهم درآمد دولت هخامنشی، مالیات ایالتی ساتراپیها بود که هسته اصلی توان مالی و اقتصادی مرکز را تشکیل میداد و به طور منظم در قالب سهمیههای دقیق از سوی فرمانداران مناطق مختلف در بازههای زمانی معین وصول و به خزانه اصلی شاهنشاهی ارسال میشد. مالیاتها اغلب به سه دسته مستقیم، غیرمستقیم و عواید املاک تقسیم میشد و میزان آن با توجه به حاصلخیزی، موقعیت جغرافیایی، جمعیت، اقتصاد منطقهای، عرف مالیاتی بومی و توافقهای سیاسی تعیین میگردید. هخامنشیان برای کاهش نارضایتی، وضع مالیات را بر مبنای سنتهای بومی هر ایالت سامان دادند و معمولا گذشته مالی ساتراپیها را مدنظر قرار داده، از تحمیل ناگهانی یا فشارهای مضاعف خودداری میکردند. به این ترتیب قابلیت مالی ساتراپیها، نوع محصولات، سطح توسعه و فراوانی منابع درآمدزا در محاسبه سهمیه مالیاتی موثر بود. برای مثال ساتراپیهایی با زمینهای حاصلخیز همچون مصر، بابل و برخی مناطق آسیای صغیر، ناگزیر سهمیه بالاتری در مقایسه با مناطق کویری یا کمجمعیت داشتند. مالیاتها نه فقط به واحد نقدی بلکه اغلب به واحد کالا از جمله غلات، دام، پارچه، فلزات، سنگهای قیمتی یا محصولات خاص پرداخت میشد که بسته به وضعیت کشاورزی، دامداری، صنعت یا تجارت هر منطقه تفاوت داشت. در کنار مالیات اصلی که به نام شاه پرداخت میشد، انواع خراج از جمله خراجهای محلی، مالیاتهای تجاری و عوارض راهها و پلها نیز نقش مکمل در درآمدهای ایالات ایفا میکرد. این خراجها معمولا از راههای ارتباطی، کاروانسراها، بازارها، مراکز بازرگانی و عبور کالا دریافت میشد و نه یکباره بلکه تدریجی و پیوسته منظور میگردید.»
در سیاست دینی و مذهبی در امپراطوری نیز آمده است: «سیاست دینی و مذهبی در امپراطوری هخامنشی جلوهای کمنظیر از تساهل، عقلانیت و تدبیر در مدیریت سرزمینهایی با تنوع فرهنگی و آیینی عمیق را به نمایش میگذارد. حاکمان هخامنشی به خوبی واقف بودند که دوام و انسجام چنین امپراطوری پهناوری نه با تحمیل یکدستسازی مذهبی، بلکه با درک و احترام به باورهای گوناگون حاصل میشود. از کوروش بزرگ تا داریوش و خشایارشا، هر یک کوشیدند نوعی سیاست دینی مبتنی بر مدارا و همزیستی بنانهند، به گونهای که شاخصترین اسناد تاریخی، از جمله منشور حقوق بشر کوروش و کتیبههای متعدد هخامنشی بر این اصل مهر تایید نهادهاند. پژوهشگران معتقدند که این رویکرد نه تنها به تقویت وفاداری اقوام مغلوب و سهولت مدیریت ایالات انجامید، بلکه الگویی برای تعامل میان دولت و دین در سراسر جهان باستان به شمار میرود. در بخش زیادی از قلمرو هخامنشی، مذاهب و آیینهای مختلفی از آیینهای ایران باستان تا باورهای بابلی، مصری، یهودی، فنیقی و حتی مذاهب یونانی در جریان بود. بنیاد سیاست مذهبی هخامنشیان بر احترام عملی به این تنوع و پرهیز از تعصب نهاده شد. به عنوان مثال کوروش کبیر پس از فتح بابل، به بازسازی معابد کلدانیان و آزادسازی اقوام تبعیدی، از جمله یهودیان مبادرت ورزید. این عملکرد نه تنها با اهداف تبلیغی یا سیاسی صرف انجام نشد، بلکه برخاسته از عقلانیتی بود که درک میکرد فقط از مسیر مدارا و تساهل است که میتوان امنیت و همزیستی اجتماعی را تضمین نمود. اتفاقا همین رویکرد سبب شد نام کوروش و دیگر شاهان در نوشتههای دینی اقوام مختلف جایگاه ویژهای یابد و چهره آنان در متون مقدس همچون تورات با احترام یاد شود.»
به طور کلی کتاب به این نکته تاکید دارد که چطور پیوند دانش، تجربه و نظم، در قالب یک نظام کارآمد اداری و مالی بنیان عظمت سیاسی و فرهنگی امپراطوری هخامنشی را تا قرون متمادی تضمین کرد و الگویی مانا برای نظامهای اداره حکومت و اقتصاد ممالک پس از خود به یادگار گذاشت.
کتاب «مدیریت و حکومت در امپراطوری هخامنشی» تالیف محمداحسان مهدوی با ۱۰۷ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۱۶۱ هزار تومان از سوی انتشارات برکه نور منتشر شد.
نظر شما