پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۲
مرز میان شاعر و ناشاعر کمرنگ شده است

خراسان رضوی- مهدیه پیش‌قدم شاعر و نویسنده مشهدی با بیان اینکه امروز مرز بین شاعر و ناشاعر و اصالت در شعر کمرنگ شده است، گفت: این مسئله باعث شده تا مخاطب نتواند به سادگی با شعر ارتباط برقرار کند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ساحل رضائی: مهدیه پیش‌قدم شاعر و نویسنده مشهدی متولد زمستان ۱۳۶۳ است و تاکنون آثاری همچون مجموعه شعر «دایره‌ها دست از سرتان برنمی‌دارند»، مجموعه داستان «مرگ با طعم فلفل دلمه‌ای و آدامس خرسی» و داستان بلند «دارم فکر می‌کنم شما را کجا دیده‌ام» را منتشر کرده است.

آثارش نشان از دغدغه‌مندی نسبت به زبان، هویت و مسائل اجتماعی دارد. او معتقد است که شعر سپید، آزادی بیان بی‌پروا را به شاعر هدیه می‌دهد و بحران مخاطب را ناشی از سهل‌انگاری در خلق اثر هنری اصیل می‌داند.

پیش‌قدم همچنین بر اهمیت مسئولیت اجتماعی شاعر و جهانی بودن شعر تأکید دارد. مانند بسیاری از شاعران، علاقه به شعر در وجودش ریشه در کودکی‌اش، دارد. البته خودش معتقد است تأثیر عمیق مادر و حافظ نیز در مسیر شاعر شدن او اثرگذار بوده است.

مهدیه پیش‌قدم در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا، از ریشه‌های شاعری خود، گرایشش به شعر سپید و تحلیل وضعیت امروز شعر گفت.

از مسیر انتخاب شاعری و به ویژه برگزیدن «شعر سپید» بگویید.

از همان دوران نوجوانی، داستان‌سرایی و بازی با کلمات برایم جذاب بود. در ابتدا به سمت سرودن شعر کلاسیک روایی گرایش پیدا کردم، اما به‌تدریج دریافتم که شعر سپید به دلیل گستردگی و آزادی بیانی که ارائه می‌دهد، توانایی نزدیک‌تر شدن به جوهره اصلی و خالص بیان را به من می‌دهد.

شعر سپید به من اجازه می‌دهد که از بندهای محدودکننده قافیه و ردیف رها شوم و با بیان آزادانه‌تر و بی‌پرواتر به عمق احساسات و افکارم نفوذ کنم. در این قالب، می‌توانم با خالصانه‌ترین شکل ممکن، زیسته‌ها و درونمایه‌های وجودی‌ام را به تصویر بکشم و به وحدت کلام برسم.

زبان و تصاویر در شعر سپید چگونه شکل می‌گیرند؟

زبان در شعر، ابتدا اکتسابی است، اما به‌مرور تبدیل به بخشی ناخودآگاه و ذاتی از وجود شاعر می‌شود. تصاویر نیز هم‌زبان درون‌مایه شعر هستند و باید در خدمت انتقال مفاهیم و احساسات اصلی شعر قرار گیرند. در شعر سپید، این هم‌زبانی و هارمونی بین زبان و تصاویر، اهمیت ویژه‌ای دارد.

موسیقی درونی شعر سپید تا چه حد اهمیت دارد و چگونه می‌توان به آن دست یافت؟

موسیقی درونی، جزئی حیاتی و جدا نشدنی از شعر سپید است. اگرچه معیارهای قطعی و تعریف‌شده‌ای مانند وزن و قافیه در شعر کلاسیک ندارد، اما همین عدم قطعیت، آن را به چالشی جذاب و در عین حال دشوار تبدیل می‌کند. دستیابی به موسیقی درونی مطلوب، نیازمند دقت، ظرافت و درک عمیق از زبان است.

شعر «موفق» چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد تا بتواند هم بیانگر زیست شاعر باشد و هم با مخاطب عام ارتباط برقرار کند؟

شعر موفق، در ابتدا باید شخصی و برخاسته از زیست واقعی شاعر باشد. شاعر باید بتواند در کلمات، تجربیات و احساسات زیسته خود را منعکس کند. اما این بیان شخصی، نباید مانع از درک و ارتباط مخاطب شود. شعر موفق، شعری است که جهانی باشد و بتواند با لایه‌های عمیق‌تر وجودی مخاطب ارتباط برقرار کند و او را به تفکر وادارد.

مرز میان شاعر و ناشاعر کمرنگ شده است

به نظر من، بحران امروز شعر ناشی از سهل‌انگاری در آن است؛ اینکه مرز بین شاعر و ناشاعر کمرنگ شده و اصالت در شعر کمرنگ گردیده است. این سهل‌انگاری باعث شده تا مخاطب نتواند به سادگی با شعر ارتباط برقرار کند. البته، آموزش و پرورش و رسانه‌ها نیز در این میان نقش دارند و باید تلاش کنند تا ادبیات جدی و شعر را به جامعه معرفی کنند.

مفهوم «الهام» یا «جوشش کلمات» چه تأثیری بر فرآیند سرایش دارد؟

الهام شاعرانه، آن نیروی درونی است که شاعر را وادار به نوشتن می‌کند. برای من، الهام مانند بیرون کشیدن دستی از درون دست‌های خودم است؛ دستی که تلاش می‌کند تا تمام وجودم را از رخوت و تباهی نجات دهد و مرا به سوی خلق اثر سوق دهد. این فرایند، هر بار مرا قدرتمندتر و سرکش‌تر از پیش می‌کند، تا جایی که گاهی حس می‌کنم بخشی از وجودم در آغوش این خلاقیت پنهان شده است.

میان بیان شخصی و اجتماعی در اشعارتان تمایزی قائل می‌شوید؟

بله، هر دو جنبه در اشعار من وجود دارند و اغلب در هم تنیده شده‌اند. بیان شخصی، ریشه در تجربیات زیسته من دارد، اما این تجربیات، گاه بازتابی از مسائل اجتماعی پیرامونم نیز هستند. مهم‌ترین آموخته من، باور به اصالت کلمات و تلاش برای حفظ حرمت آن‌ها بوده است. در واقع، تمام چیزهایی که زندگی کرده‌ام، در مسیر شاعری من مؤثر بوده‌اند و از تمام این چیزها در شعر الهام گرفته‌ام.

در مورد حضور شاعران زن در عرصه ادبیات امروز چه نظری دارید؟

حضور شاعران زن در عرصه ادبیات، بسیار چشمگیر و زیباست. در واقع، زیبایی حضور در هنر، فارغ از جنسیت معنا پیدا می‌کند. فرصت نوشتن، یک امر کاملاً درونی است و به جنسیت ربطی ندارد. در ارائه حضوری در جلسات ادبی، تفاوت چندانی نمی‌بینم، اما در مورد مسائل چاپ و نشر، احساس می‌کنم صاحب‌نظر قطعی نیستم.

آیا شاعر را متعهد به ایفای نقش در قبال مسائل اجتماعی می‌دانید؟

قطعاً! مسئولیت اجتماعی، همواره بر دوش شاعر بوده و هست. این بخش، جدایی‌ناپذیر از هنر اصیل است و شاعر نمی‌تواند نسبت به پیرامون خود بی‌تفاوت باشد.

نسل جدید شاعران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با نسل‌های پیشین دارند؟

من نسل جدید را بسیار دوست دارم. آن‌ها جسارت بیشتری دارند، کمتر می‌ترسند و جسورانه راهنمایی می‌گیرند و سوالات عمیق‌تری می‌پرسند. این جسارت و پرسشگری، نویدبخش آینده‌ای روشن برای شعر است.

امیدوارم شعر با رنگ و بوی ایرانی و در چارچوب جهانی، جایگاه شایسته‌تری در میان همه مردم، به خصوص نوجوانان و جوانان آگاه کشورم پیدا کند.

مزیت شعر امروز را در چه می‌بینید و آیا همچنان بحرانی در این حوزه وجود دارد؟

مزیت شعر امروز را می‌توان در به‌روز بودن و جهانی بودن آن دانست. اما همان‌طور که گفتم، بحران سهل‌انگاری و عدم تمایز شاعر از ناشاعر، همچنان پابرجاست و باید جدی گرفته شود.

در نهایت، اگر قرار باشد یک «نسخه زیسته‌شده» از شعر را برای نجات ارائه دهید، آن را چگونه توصیف می‌کنید؟

زیستن، زیستنی که با بیان لطیف و صادقانه، موجب نجات و رهایی می‌شود. شعر، اگر برخاسته از عمق زندگی باشد و با ظرافت بیان شود، می‌تواند راهگشای بسیاری از بن‌بست‌های درونی و بیرونی باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها