پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰
فردوسی پاسدار زبان و فرهنگ ایرانی/ «دانایی، توانایی و داد» سه عنصر اصلی شاهنامه

کرمانشاه- استاد ادبیات و پژوهشگر شاهنامه با تأکید بر نقش بی‌بدیل فردوسی در پاسداری از زبان و فرهنگ ایرانی،گفت: بهره‌گیری فردوسی از توانایی‌های منحصر به‌فرد زبان فارسی، موجب ماندگاری این میراث در گذر تاریخ شده است. شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست بلکه مجموعه‌ای از تاریخ، فرهنگ، باورها و خرد ایرانی است که فردوسی آن را در قالب نظمی ساده، روان و استوار برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: در روزگاری که فاصله نسل‌ها از میراث فرهنگی و ادبی ایران هر روز بیش‌تر می‌شود، پرداختن به آثار ماندگار ادب پارسی ضرورتی فرهنگی و هویتی است. شاهنامه فردوسی این حماسه سترگ ملی همچنان الهام‌بخش پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندان معاصر است؛ به همین مناسبت گفت‌وگویی انجام داده‌ایم با یکی از پژوهشگران کرمانشاهی شاهنامه که به تحلیل روایت‌ها و اسطوره‌های فردوسی می‌پردازد.

فردوسی دژی استوار در برابر فراموشی زبان فارسی

امرالله عظیمی با بیان اینکه فردوسی با بهره‌گیری از ویژگی‌های برجسته و بی‌مانند زبان فارسی توانست شاهنامه را خلق کند و این زبان را در طول تاریخ از گزند حوادث در امان نگه دارد، اظهار کرد: همواره در طول تاریخ زبان‌های ملت‌های مختلف براثر حوادث گوناگون دچار دست‌خوش تغییرات شده و یا از بین رفته‌اند و یکی از اندیشمندان مصری در این باره می‌گوید اگر کشور ما فردی مانند فردوسی و شاهنامه داشت هیچگاه زبان آن به عربی تغییر پیدا نمی‌کرد.

وی افزود: فردوسی از چهره‌های برجسته ادبیات ایران و جهان است که با شاهنامه برای همیشه در طول تاریخ ماندگار شده است، فردوسی در سال‌های ۳۲۹ یا ۳۳۰ هجری قمری و در روزهای پایانی عمر رودکی پدر شعر فارسی در روستای باج یا همان طوس در خانواده‌ای نجیب‌زاده دنیا آمد که با فرهنگ ایرانی آمیخته و دلبسته بودند. اگر بخواهیم جغرافیای خراسان دوره فردوسی را با زمان حال مقایسه کنیم تفاوت‌های بسیاری وجود دارد.

شاهنامه؛ آیینه تاریخ، اخلاق و باورهای ایرانی

عظیمی با بیان اینکه شاهنامه مجموعه‌ای از تاریخ و فرهنگ قوم ایرانی است، گفت: شاهنامه این اثر بی‌نظیر ادبیات ایران و جهان تمام باورهای دینی، اخلاقی و فرهنگی جامعه را در برگرفته و منعکس کرده و در اصل فردوسی لباس نظم را بر فرهنگ ایرانی پوشانده تا به نسل‌های بعدی منتقل کند و در طول تاریخ این اثر بدون تغییر و کم و کاست باقی‌مانده است.

وی ادامه داد: جنگ بین ایران و اعراب سبب شد بخشی از مردم کرد به خراسان مهاجرت کنند و داستان‌هایی مانند بیژن و منیژه از همین طریق منتقل شده و در شاهنامه جای گرفته است و فردوسی نیز در ابتدای شاهنامه آن را نقل می‌کند و همین منابع سبب سرودن شاهنامه می‌شود.

فردوسی پاسدار زبان و فرهنگ ایرانی/ «دانایی، توانایی و داد» سه عنصر اصلی شاهنامه

استاد ادبیات دانشگاه و پژوهشگر شاهنامه با اشاره به اینکه شاهنامه براساس سبک خراسانی سروده شده است، بیان کرد: در دوره‌های مختلف تاریخی همواره شاعران برجسته ایرانی حضور داشته‌اند که این از توفیقات زبان فارسی و سبک خراسانی است که از نیمه قرن ۳ تا ۶ ادامه داشته و در کنار آن سبک عراقی نیز رواج یافته است اما ویژگی اصلی شاهنامه ساده و روان بودن است که این اثر برپایه آن بنا شده است.

عظیمی با بیان جایگاه فردوسی در بین چهره‌های برجسته ادبیات جهان، تاکید کرد: یکی از نویسندگان مطرح اروپایی مطرح می‌کند که شاهنامه، ایلیاد و هومر، کمدی الهی دانته و مجموعه شکسپیر آثار و یادگاران شکوه بشری هستند و از هر کدام بیت یا جمله خاص را بیان می‌کند اما از بین این جملات بیت «توانا بُود هرکه دانا بُود» را به‌عنوان بهترین و خردمندانه‌ترین سخن برمی‌گزیند که نبوغ فردوسی را نشان می‌دهد.

سادگی و استواری؛ شاخصه اصلی زبان شاهنامه

وی ادامه داد: این ویژگی زبانی شاهنامه که مطالب و پیام‌های خود را با زبان ساده و روان، متین و منسجم بیان می‌کند سبب شد در قرن‌های بعدی نیز مورد توجه قرار بگیرد و نظامی در این باره می‌گوید من در زبان فارسی سخنی به این فصاحت نمی‌بینم و در زبان عرب نیز بی‌مانند است.

عظیمی با بیان اینکه «دانایی، توانایی و داد» سه عنصر اصلی شاهنامه است، گفت: دانایی بزرگترین ارزش و مفهوم در زبان ما است و فردوسی نیز شاهنامه را یا سخن «بنام خداوند جان و خرد» آغاز می‌کند و هنگامی که فردی با خرد باشد به تمام مراتب دست پیدا می‌کند و دانشمندان، پهلوانان و پادشاهان به‌عنوان عنصر توانایی از خرد بهره می‌گیرند.

ضرورت بازخوانی شاهنامه در روزگار امروز

وی با اشاره به تناسب شاهنامه با وضعیت فعلی کشورمان و جنگ رمضان، ادامه داد: هنگامی که دشمن به کشور ما تهاجم می‌کند ابتدا این خردمندان و دانشمندان و فرماندهان هستند که مورد حمله واقع می‌شوند «چون ایران نباشد تن من مباد» و تناسب آن با شاهنامه عناصر دانایی و توانایی است.

استاد ادبیات و پژوهشگر شاهنامه در پایان ابراز کرد: اکنون بهترین فرصت و زمان برای ارتباط بیشتر با ادبیات به‌ویژه شاهنامه فردوسی است زیرا در این اثر تمامی ویژگی‌ها وجود دارد و باید بتوانیم این اثر فوق‌العاده مهم را در جامعه ترویج دهیم.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • الیاس IR ۱۷:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۴
    این ایرانی را فارسی کنید خیلی خوب است چون من ایرانی و تورک هستم و فردوسی هیچ تاثیر مثبتی بر فرهنگ و دانش و زبان من ندارد بلکه مانند چوب بر سر آنها است
  • زهره صادقی IR ۰۷:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۷
    بهترین تحلیل از شاهنامه حضرت فردوسی را دکتر ایرج بدربانی متخلص بهشاه کیکو چمچمالی در دو بیت شعر به سبک شاهنامه سروده اند: بگفت رودابه با زال خردمند... به دانش داده ام، با رستمم پند... بپروردم چو جانت ای تهمتن.... ولی خاک وطن باشد، به از من.... به راستی شاهنامه دانش است رهنمون به سوی سرزمین خردمندی و مهر و آیین نیاکانی است. بقول جناب استاد ایرج بدربانی در کتاب آخرین شعر یک شاعر، اگر شاهنامه فردوسی نبود ایرانی هم نبود کوچکتر و حقیر تراز مصر و سودان و اتیوپی بودیم روزت نکو باد فردوسی کبیر
  • .. IR ۱۵:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۳۱
    👏👍
  • سهیلا حیدری IR ۱۳:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
    درود بر شما واقعا دکتر ایرج بدربانی حق کلام را به زیبایی در شکوه حضرت فردوسی بیان کردند وقتی دیوان غغزلیات شاه کیکو چمچمالی میخوندم خیلی از فردوسی مایه گرفته مثلا در یکی از غزلیاتش سروده: آسایش دو گیتی،چشمان مست یار است.. شه با سه پند دهقان،بخشنده ی بهار است. برتیغ تند رستم،بنوشته خون سهراب... جانباز خاک ایران،فرزند شهسوار است..

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها