دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
رهبر شهید میان حوزه و روشنفکری پل زد

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی مهدوی‌راد، روایت می‌کند؛ رهبر شهید، در پاتوق‌های روشنفکری در مشهد، از طلبه و غیرطلبه و جریان‌های ادبی حاضر می‌شدند.

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی مهدوی‌راد، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره جنبه‌های فرهنگیِ زندگی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، با اشاره به سابقه آشنایی با قائد شهید امت، بیان کرد: سال ۱۳۴۸، وارد مشهد، و سال ۱۳۵۰ با هدایت مرحوم استاد محمدتقی شریعتی، وارد حلقه‌های درسی، حوزه‌های تبلیغی، ارشادی و روشن‌فکری پیشوای شهیدمان شدم. می‌توانم ادعا و قطعا اثبات کنم، هیچ آخوندی را ندیدم، در حد ایشان مطالعه داشته باشد.

وی، با تاکید بر منظومه وسیع مطالعاتی رهبر شهید انقلاب اسلامی، ادامه داد: ایشان در تمام ابعاد تمدن اسلامی، ادبی و شاخه‌های متنوع، مطالعه داشتند، به‌طوری که پیش از انقلاب از ایشان شنیدم؛ «من هزار رُمان مطالعه کردم». سند این جمله برای من است؛ خودم مستقیم از ایشان شنیدم.

خواندن هزار رمان

مهدوی‌راد، افزود: در جریان مصاحبه با ایشان که برای مجله «حوزه» انجام شده بود اما متاسفانه چاپ نشد، از ایشان درباره این موضوع پرسیدم و ایشان فرمودند، «عدد یادم نیست، اما اگر شما می‌گویید، قطعا گفته‌ام اما قطعا ادعا می‌کنم، هیچ رمان به درد خوری، چه به زبان فارسی، یا به زبان‌های دیگر نیست که من نخوانده باشم.»

این پژوهشگر قرآنی، با اشاره به آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفت: آثار مکتوب ایشان، پیش از انقلاب محدود است؛ ازجمله کتاب‌های «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» «ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب و دورنمائی از رسالت اسلام» و «صلح امام حسن(ع)» که ناشران تهرانی چاپ کردند.

وی ادامه داد: کتاب «آینده در قلمرو اسلام» ترجمه کتاب «المستقبل لهذاالدین» اثر سیدقطب، با پاورقی‌های بسیار بسیار روشنگرایانه، ابتدا به همت چند تن از دوستان رهبر شهید در مشهد چاپ، اما مصادره شد و مانع توزیع آن شدند، البته بعدها، نشر پیدا کرد. کتاب‌های «از ژرفای نماز» و «گفتاری در باب صبر» هم ازسوی انتشارات بعثت چاپ شد. کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» که خلاصه درس‌های ماه رمضان سال ۱۳۵۳ است را دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر کرده است. بنده پای همه این درس‌ها حاضر بودم.

کتابفروشی‌ها؛ پاتوق رهبر شهید

مهدوی‌راد، به حضور مدام رهبر شهید انقلاب در کتابفروشی‌ها، اشاره و بیان کرد: همه کتابفروشی‌های درست و دارای آثار خواندنی، پاتوق ایشان بود. مشهد، کتابفروشی‌های زیادی نداشت اما با همه آن‌ها ارتباط داشتند؛ ازجمله کتابفروشی «تالار کتاب» که محل عرضه کتاب‌های به‌روز و روشنفکرانه بود.

سردبیر مجله «آینه پژوهش» در شرح خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب، ادامه داد: خاطرم هست، اوایل دهه ۵۰ از ایشان درباره اینکه کدام تفسیر قرآن را بخوانم، پرسیدم و ایشان فرمودند: «تفسیر آقای طالقانی را بخوانید؛ «پرتویی از قران»». گفتم: «این تفسیر ناقصی است ...» فرمودند: «حالا شما همین قدر را بخوانید و بفهمید... بعدا ایشان می‌نویسند...» پرسیدم: «تفسیر دیگر چه بخوانم؟» فرمودند: «تفسیر نوین استاد محمدتقی شریعتی را هم بخوانید.»

مهدوی‌راد، افزود: آقا به کتابفروش فرمودند: «از آقای دکتر چه کتاب‌هایی دارید؟...» منظورشان آقای شریعتی بود؛ آن روزها به آقای شریعتی «دکتر» می‌گفتند. کتابفروش از پستوی کتابفروشی کتاب‌های «شهادت» «نیایش» و «قاسطین، مارقین، ناکثین» و چند عنوان دیگر را آورد. آقا فرمودند، همه را برای ایشان بپیچید. کتابفروش جوان که در جلسات آقا شرکت می‌کرد هم کتاب‌ها را با کاغذ فروشگاه که عنوان «تالار کتاب» روی آن چاپ شده بود، پیچید. آقا گفتند: «پول نگیرید» لطف فرمودند هدیه‌ای به من دادند.

وی با اشاره به دیگر پاتوق‌های کتاب رهبر شهید در مشهد ادامه داد: یکی از کتابفروشی‌ها که بسیار به آنجا رفت و آمد داشتند، کتابفروشی خیلی بزرگی روبه‌روی باغ ملی در مشهد بود؛ علاوه براین ایشان مشتری پروپاقرص کتابفروشی «باستان» بودند که کتاب کرایه می‌داد. همین طور کتابفروشی «امیرکبیر» البته این کتابفروشی مرحوم جعفری نبود.

این پژوهشگر قرآنی، با تاکید بر اینکه رهبر شهید در دوره حضور در مشهد، با بسیاری از کتابفروش‌های شهر در ارتباط بودند، گفت: جریان روشن‌فکری کاملا با ایشان مرتبط بود. موضوع دیگر گعده‌ دوشنبه‌ها، ساعت ۱۰ و تابستان‌ها به دلیل سرازیر شدن علما و دانشجویان به مشهد است که هرروز برگزار می‌کردند.

مهدوی‌راد، ادامه داد: در همه این گعده‌ها، حاضر می‌شدم، و بسیاری از روشنفکران و متفکران را می‌دیدم؛ ازجمله شهیدان بهشتی و باهنر و برخی افراد که روسا برخی جریان‌های روشنفکری بودند، هرچند ابتدا آن‌ راها نمی‌شناختم، چهره‌هایی که بعدها و با پیروزی انقلاب اسلامی در رسانه‌ها نیز حاضر می‌شدند.

وی با تاکید بر توجه گروه‌های مختلف فکری به رهبر شهید انقلاب اسلامی، افزود: اساسا ایشان در پاتوق‌های روشنفکری در مشهد، از طلبه و غیرطلبه و جریان‌های ادبی مثل جلسات مرحوم «نگارنده» حاضر می‌شدند. مرحوم استاد محمدرضا حکیمی می‌گفتند: «ایشان، به قدری دوبیتی حفظ بودند که هروقت وارد جلسات می‌شدند، مرحوم استاد فیاض، قله علم آن روزگار مشهد، می‌فرمودند: «آسیدعلی آقا بنشین کمی از دوبیتی‌هایت بخوان، لذت ببریم.» چنین رفتارهایی نشان می‌دهد، ایشان که آن روزها بسیار جوان بودند، مورد توجه شخصیت‌ها و علمای غیرحوزوی قرار داشتند.

به‌گفته این پژوهشگر علوم دینی، مرحوم محمدتقی شریعتی که بسیار با ایشان مانوس بودم، به قدری از ایشان با تکریم و تجلیل یاد می‌کردند که نسبت به کمتر کسی چنین رفتاری داشتند. حتی یک‌بار که البته اولین و آخرین‌ دیدارم با دکتر علی شریعتی در خانه پدرشان بود؛ حدود یک‌سال به شهادت ایشان. استاد گفتند: «علی، آقای غلامی،- آن سال‌ها نام خانوادگی من غلامی بود - مونس تنهایی منه و از حاضران جلسات آسیدعلی آقا.»

مهدوی‌راد، ادامه داد: مرحوم شریعتی نیم‌خیز شده بود که برود، نشستند و گفتند: «همه امید من به روحانیت و در روحانیت به جوان‌ها است.» و ادامه دادند: «اگر هر استان یا شهر بزرگی در ایران، یک آسید علی آقا داشت، وضع ما و روحانیت بهتر از این بود.» داستان این گفت‌وگو مفصل است که پیش‌تر ثبت شده.

وی درباره اصلی‌ترین مطالبه رهبر شهید از ناشران، با اشاره به حضور ایشان در نمایشگاه پژوهش در قم، بیان کرد: در دوره ریاست جمهوری و چند دوره در زمان رهبری ایشان، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، همراه ایشان بودم و درباره جدیدترین کتاب‌ها توضیح می‌دادم. یک‌سال ایشان حدود ۱۰ روز در قم تشریف داشتند، و ۴ ساعت از نمایشگاه «پژوهش حوزه» دیدن کردند. ایشان مکرر بر نشر استوار، گسترده برای طیف‌های فکری گوناگون می‌فرمودند و اینکه همه آحاد جامعه؛ طلبه و غیرطلبه‌ها کتاب بخوانند و کتاب جزو سبد زندگی آن‌ها باشد.

دبیر ادوار مختلف جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، با شرح خاطره‌ای درباره تسلط رهبر شهید انقلاب در حوزه کتاب، بیان کرد: در جریان بازدید از نمایشگاه پژوهش حوزه، دوستان روبه‌روی غرفه نشر «سخن» گفتند، آقای علی‌اصغر علمی، نسل پنجم از خاندان علمی در حوزه نشر در ایران هستند. رهبر شهید انقلاب، فرمودند:«نسل چهارم؛ جد اعلاتون که همراه عمو شما در مسجد «امام» و مسجد شاه سابق، بساط می‌کردند، حساب نیست. بعد از ایشان که به‌طور رسمی ناشر شدند، شما چهارمین نسل هستید که به نشر خدمت می‌کنید.»

مهدوی‌راد، افزود: در ادامه این دیدار، درباره کیفیت کتاب «فرهنگ‌ روز» انتشارات «سخن» صحبت شد و ایشان فرمودند: «این اثر در فرهنگ‌نویسی یک حادثه است.» علاوه براین درباره آثار خوب انتشارات «سخن» در زمینه ادبیات صحبت شد و من گفتم: «آثار استاد شفیعی کدکنی را منتشر می‌کنند.» رهبر شهید، بسیار مبتهج شدند. در ادامه این گفت‌وگو خود آقا فرمودند: «ایشان خلاصه‌ای از شاهنامه هم چاپ کردند.» و آقای علمی گفتند، چاپ تمام شده و موجود ندارند. قائد شهید فرمودند «نامه خسروان» از بهترین‌ خلاصه‌های شاهنامه است که من خوانده‌ام.

این پژوهشگر قرآنی گفت: خاطرم هست، رهبر شهید، به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دکتر جوادی، معاون امور فرهنگی فرمودند کتاب کناب، است و مطمئن باشید کتاب کاغذی، جایگاهش را از دست نمی‌دهد. اگر کمی هم افول کند، دوباره به جایگاهش برمی‌گردد و هیچ‌چیز هم جای کتاب را نمی‌گیرد؛ نه تلویزیون، نه فضای مجازی، نه کتاب الکترونیکی. به کتاب کاغذی و چگونگی محتوای آن توجه کنید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها