مهدی غبرایی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اشاره به اینکه نمایشگاه مجازی فرصتی برای آشنایی با تازهترین آثار ادبی و فراهم کردن آنها با تخفیف ویژه است، عنوان کرد: یکی از کتابهای ادبی که خرید و مطالعه آن را پیشنهاد میکنم، «آداب دنیا» اثر بهیادماندنی و استوار مرحوم یعقوب یادعلی است که شایستگی دریافت جایزه کتاب سال یا جایزه مهرگان را دارد. این رمان یکی از پختهترین و زیباترین آثار ادبی است که تاکنون مطالعه کردهام و خواندن آن برای مخاطبان جذاب خواهد بود. قهرمان داستان در ویلا با افرادی معمولی و آرام روبه رو میشود؛ اما به ظاهر آرام. هرکدام از آنها رازی دارند و اتاقی هم در ویلا هست که نباید درش باز شود. در میان این فضاهای معماگونه، اتفاق عجیب دیگری هم میافتد و آن ورود عشق قدیمی قهرمان داستان به ماجرا است.

این مترجم همچنین خرید و مطالعه «نگهبان» نوشته پیمان اسماعیلی را پیشنهاد کرد و گفت: آن قدر از مطالعه این کتاب لذت بردم که در مدت کمی آن را به پایان رساندم. این رمان ماجرای مردی به نام سیامک است که با مهاجرت از تهران، برای کار به جنوب کشور میرود. اما در ادامه داستان، سر از مناطق غربی کشور و سرمای کوهستان درمیآورد و آنجا در همزیستی با طبیعت به موجود دیگری تبدیل میشود. موجودی که چیزی میان انسان، حیوان و طبیعت برف زده است.
وی از میان ترجمههای خود مطالعه کتابهای تازه منتشرشدهای از جمله «کابوس»، «وزغمرد» و «رود نیست این» را نیز پیشنهاد کرد و توضیح داد: رمان «کابوس» نوشته سمانتا شوئبلین، نویسنده اهل آمریکای لاتین در قالب مکالمه دو نفر خلق شده و خواننده در خلال داستان بهتدریج متوجه میشود، شخصیتهای رمان چه کسانی هستند و موضوع سخنشان چیست. در این رمان آماندا زن جوانی است که در یک درمانگاه روستایی در حال مرگ است و دیوید پسری است که بهنوعی به آماندا متصل است اما نه بهعنوان فرزندش. دیوید درحالیکه آماندا در تب و توهم فرو رفته، او را مجبور میکند که خاطرات خود را مرور کند تا «لحظه دقیق» وقوع فاجعه را پیدا کنند و آماندا به تدریج بازگو میکند که چگونه آلودگیهای کشاورزی و سموم شیمیایی در محیط زیست روستای محل زندگیاش منجر به تغییرات ترسناک در بدن و روح افراد شده است.

وی افزود: رمان «وزغمرد» نوشته ریچل اینگلز را به یاد برادرم فرهاد ترجمه کردهام که کتاب «شیطان دریا» را دوست داشت. این اثر رمانی کوتاه و نمادین است که نخستینبار در سال ۱۹۸۲ منتشر شد و بعدها بهدلیل درونمایههای روانشناختی و اجتماعی خود در فهرست آثار مهم ادبیات معاصر آمریکا قرار گرفت. اینگلز در این اثر از عناصر رئالیسم جادویی، نقد اجتماعی و روایتهای فمینیستی استفاده میکند تا تجربهزنی خانهدار را که در سکوت و انزوا گرفتار شده، از زاویهای متفاوت بازنمایی کند. داستان با معرفی دوروثی کالیبان، زن میانسالی که در حومهی شهر زندگی میکند، آغاز میشود. او پس از مرگ فرزندش و سردی رابطه با همسرش در وضعیتی قرار دارد که زندگی روزمره برایش معنای خود را از دست داده است. نویسنده این مرحله را با تأکید بر تکرارهای یکنواخت زندگی خانگی و فروپاشی تدریجی روابط خانوادگی توصیف میکند. تغییر اصلی زمانی رخ میدهد که دوروثی خبر فرار موجودی دوزیست از یک مرکز تحقیقاتی را میشنود و کمی بعد همان موجود، که لری نام دارد، بیمقدمه وارد خانه او میشود. از این نقطه، روایت وارد فضایی میشود که مرز واقعیت و خیال در آن مبهم است و رفتار شخصیتها بر پایه ترکیب تجربههای عاطفی و موقعیتهای سورئال پیش میرود.
غبرایی در معرفی «رود نیست این» گفت: این رمانک صدوبیست و پنجصفحهای نوشته سلوا آلمادا نویسنده آرژانتینی است که در دل آن چهار داستان مختلف با رویکرد نقد اجتماعی جای گرفته است. «هر رودخانهای نیست، این همان رودخانه است. عصری گرم و سوزان است، ساکن و ساکت. انرو و ال نگرو آمدهاند ماهیگیری. به همراه تیلو، پسر رفیقشان اوزهبیو، که سالها پیش نه در هر رودخانهای که دقیقا در همین رودخانه غرق شده است. در همین حین، دو دختر نوجوان در هیئت غریب و رازآلودشان، با گیسوی پرکلاغیشان، از راه میرسند و این سه را به رقصی رازآلود دعوت میکنند. حالا شب از راه رسیده، درست عین همان شب، تنها کمی تاریکتر. اما انگار رود نیست این. جاری است اما خاطرات دردناک و محزونی را با خود به ساحل آورده است.»
وی با اشاره به اینکه بهزودی ترجمه وی بر کتاب «قطار تندروی توکیو» نوشته سیچو ماتسوموتو، نویسنده ژاپنی به بازار کتاب میرسد، توضیح داد: ترجمه کتاب درحال اتمام است. موضوع این داستان جنایی و معمایی، خودکشی یک زوج جوان در یک ساحل مرموز و تاریخی مشهور ژاپنی است.
نظر شما