جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۱
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز، در این آیین که پنجشنبه شب در مجموعه فرهنگی الف برگزار شد، به باور کورش کمالی سروستانی، فردوسی و خالقی مطلق هر دو، عاشق ایران بودند و هردو، باورمند که زبان پارسی، ستون استوار هویت ملی ماست.
در این رویداد که با همکاری مؤسسه آموزش عالی حافظ شیراز، دانشنامه فارس و موسسه فرداد فرهنگ و هنر نامآوران برگزار شد، کوروش کمالیسروستانی درباره زندگی و آثار خالقیمطلق، محمود رضایی دشتارژنه پیرامون خردورزی حماسی و علی امینی دربارۀ آموزههای مدیریتی شاهنامه سخنرانی کردند. ایراندخت فرخی نیز در ادامه به شاهنامهخوانی پرداخت.
کوروش کمالیسروستانی، رئیس مؤسسه حافظ شیراز و مدیر دانشنامه فارس دربارۀ پیوند فردوسی و خالقیمطلق گفت: باید عاشقی خردمند یا خردمندی عاشق بود که عمری را بر سر یک کتاب و یک اثر جاودانه گذاشت. حکیم فرزانه طوس، ۳۵ سال عمر گرانمایه خود را در آفرینش شاهنامه گذراند و استاد جلال خالقیمطلق، ۵۰ سال عمر پُر بهای خود را در نسخهشناسی، تصحیح و شرح و تحلیل شاهنامه؛ برای بازگرداندن شاهنامۀ کاتبان، به شاهنامه فردوسی!»
شباهتهای فردوسی و خالقی مطلق
وی در وصف فردوسی و خالقی مطلق گفت: هردو، عاشق ایران بودند و هردو، باورمند که زبان پارسی، ستون استوار هویت ملی ماست. فردوسی نامش «منصور» و نام پدرش «حسن» و کنیهاش «ابوالقاسم» است؛ و هر دو مسلمان و شیعه و پدربزرگش «فرخ» نام داشت که به باوری زردشتی بود. او به سال ۳۲۹هـ.ق در پاژ طوس زاده شد و پس از ۸۲ یا ۸۷ سال زندگی درگذشت. تاریخ آغازِ سرودن شاهنامه، سال ۳۶۷هـ.ق و پایانش سال ۴۰۰هـ.ق بوده است و با افزودن دو سال، سُرایش داستانِ بیژن و منیژه، ۳۵ سال شاهنامه در ۵۰ هزار بیت در ذهن و زبان فردوسی جاری و ساری بود.
سئوال بی پاسخ درباره نام شاهنامه
کمالی با اشاره به اینکه شاهنامه فردوسی بزرگترین اثر حماسی ایران و یکی از مهمترین آثار ادبیات ایران و جهان است، افزود: شاعر از کتاب خود و ماخذ خود، بارها به لفظ «نامه»، «نامۀ باستان»، «نامۀ خسروان»، «نامۀ شهریار» و جز اینها نام برده است، ولی هیچ کجا اثر خود را «شاهنامه» و یا به ضرورت وزن، «شهنامه» ننامیده است. مگر تنها در بیتی از هجونامه که آمده است: «چو سیسال بردم به شهنامه رنج» اما از آنجاییکه در آن زمان آثار منثور و منظومی را که محتوای آنها شرح پادشاهان ایران از کیومرث تا یزدگرد بود، غالباً «شاهنامه» نامیدهاند و عنوان مآخذ فردوسی نیز «شاهنامه ابومنصوری» بوده است و منابع بعد از او نیز همین نام را تایید کردهاند و در همه دستنویسهای این کتاب و ترجمه عربی بُنداری، عنوان این کتاب «شاهنامه» بود که ترجمه فارسی «خداینامگ» در پهلوی است. امّا همچنان این سوال باقی است که چرا فردوسی از این نام در پنجاه هزار بیت شاهنامه استفاده نکرده است؟
رئیس مؤسسه حافظ شیراز افزود: برخلاف بیشتر شاعران که تخلص خود را در آثارشان تکرار میکنند، فردوسی تنها یکبار در شاهنامه نام خود را ذکر میکند:
به فردوسی آواز دادی که می
مخور جز بر آیین کاوس کی
زندگی خالقی مطلق و اثر سفر آلمان
کمالی سپس به زندگی دکتر جلال خالقیمطلق پرداخت و توضیح داد: وی در ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران زاده شد. تحصیلات ابتدایی خود را از سال ۱۳۲۳ در مدرسه نوشیروان آغاز و در سال ۱۳۳۷ دیپلم خود را از دبیرستان مروی تهران گرفت و در همین سال برای ادامه تحصیل، به آلمان رفت. اگرچه دلیل انتخاب این کشور در آن زمان روشن نیست، اما با توجه به روابط فرهنگی ایران و آلمان و روند مطالعات ایرانشناسی در آن کشور و بهویژه مطالعات شاهنامهپژوهی، بیتردید انتخابی بهجا و کارساز برای پژوهشهای بعدی استاد بوده است.
وی در ادامه به بخشی از تصحیحها، ترجمهها و پژوهشهای پژوهشگران آلمانی پرداخت و افزود: فِریتس وُولف «فرهنگ شاهنامه فردوسی» را بر اساس شاهنامه ژول مول (فرانسوی آلمانیتبار) تنظیم کرد، ولی در کنار آن متن شاهنامه چاپ ترنرماکان (مَکَن) و شاهنامه چاپ فولرس را موردنظر قرار داد. وولف پس از پایان ترجمه اوستا به آلمانی، ۲۵ سال عمر خود را وقف این فرهنگ بینظیر کرد. کاری که استاد خالقیمطلق نیز آن را مهمترین کار پژوهشی دربارۀ شاهنامه میداند.
کمالی گفت: عشق و نستوهی وولف پس از پایان این فرهنگ، او را به تصحیح شاهنامه چاپ فولرس کشاند که ناتمام بود و او آن را به پایان رساند.
وی سپس به آثار فریدریش شیلر و نخستین کتاب با موضوع «حماسه ملی ایران» تالیف تئودور نولد که شرقشناس آلمانی است، اثر هرمان اِته و پس از او کورت هاینریش پرداخت و نتیجه گرفت: این آثار و بسیاری مقالات و کتابهای دیگر نشاندهندۀ اهمیت پژوهشهای شاهنامهشناسی در آلمان است؛ اگر این محتوی را به روش «مکتبپژوهشی آلمانی» پیوند زنیم، آنگاه روشن میشود که سفر به آلمان نقش موثری بر زندگی علمی استاد خالقیمطلق داشته است.
ترکیب عشق و نظم
مدیر دانشنامه فارس گفت: عشق و نبوغ و تیزهوشی استاد خالقیمطلق با نظم و سختکوشی آلمانی درآمیخت و با برنامهریزی و همّت و پشتکار و روش تحقیق دقیق در شاهنامهپژوهی، کارستانی کرد ماندگار. سال ۱۳۴۸ در مطالعات شاهنامهپژوهی استاد، جایگاه ویژهای دارد. نخستین مقاله ایشان با عنوان «کتابشناسی فردوسی» در فصلنامه راهنمای کتاب که صاحب امتیاز و سردبیر آن احسان یارشاطر بود، منتشر شد. «بررسی نسخ خطی شاهنامه» را برای طرح تصحیح خود آغاز و پایاننامه دکتری خود را با عنوان «زنان در شاهنامه» تدوین کرد و در سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت دکتری خود در رشته شرقشناسی، مردمشناسی و تاریخ قدیم از دانشگاه کلن آلمان شد و از سال ۱۳۵۰ در بخش ایرانشناسی دانشگاه هامبورگ استخدام و تا زمان بازنشستگی به تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و تاریخ ایران پرداخت. متن آلمانی «زنان در شاهنامه» در سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱م) در فرایبورگ به چاپ رسید و سه ترجمۀ فارسی از این رساله، از سال ۱۳۹۵ در ایران منتشر شد. این رساله براساس تقسیمبندی وولف و پنج شاهنامۀ چاپ شده آن زمان، چاپهای ترنرماکان (مَکَن)، ژول مول، یوانس فولرس، بروخیم و مسکو تالیف شده است.
چگونگی انتشار شاهنامه خالقی مطلق
وی توضیح داد: در سال ۱۳۵۸ پس از ۱۰ سال بررسیِ ۵۰ نسخۀ خطی شاهنامه، تصحیح آن را آغاز کرد. فردوسی در ۴۰ سالگی شروع به سرودن شاهنامه میکند و استاد در ۴۲ سالگی تصحیح شاهنامه را بر پایه ۱۲ نسخه اصلی که قدیمیترین آن دستنویس فلورانس مورخ ۶۱۴ بود و سه دستنویس غیراصلی و ترجمه عربی بُنداری آغاز کرد و هشت سال بعد، دفتر یکم آن در سال ۱۳۶۶ (۱۹۸۸م) از سوی بنیاد میراث ایران در نیویورک منتشر شد. با انتشار دفتر دوم (در سال ۱۳۶۹) دفتر سوم (در سال ۱۳۷۱) دفتر چهارم (در سال ۱۳۷۳) دفتر پنجم (در سال ۱۳۷۵) دفتر ششم با همکاری محمود امیدسالار (در سال ۱۳۸۴) دفتر هفتم با همکاری ابوالفضل خطیبی (در سال ۱۳۸۶) و با انتشار دفتر هشتم در سال ۱۳۸۶، در یک دوره بیستساله، مجموعه شاهنامه خالقیمطلق در نیویورک منتشر شد. در ادامه در سال ۱۳۸۴ بخش یکم «یادداشتهای شاهنامه» در سال ۱۳۸۵ بخش دوم و در سال ۱۳۸۷ بخش سوم و چهارم یادداشتها منتشر شد؛ اما این پایان ماجرا نیست.
وی ادامه داد: در سال ۱۳۸۵ دستنویس بیروت (۷۰۰هـ.ق) که در دانشگاه سن ژوزف بیروت نگهداری میشود، کشف شد و بر آن میشود که با تکیه به آزمونهای اندوخته پس از فراغت از کار پیرایش نخستین و با افزودن این دستنویس به دستنویسهای اساس، از آغاز سال ۱۳۸۶ پیرایش دوم شاهنامه را آغاز کند و تا میانه سال ۱۳۹۳ آن را به انجام رساند. برخلاف پیرایش نخست، گزیده دگر نوشتها (نسخ بدلها) در پایان هر بخش ثبت میشود. همچنین برای آسان خواندن و درک بهتر متن، حرکتگذاری و نشانهگذاری بهصورت کامل انجام میشود. براساس نوشته استاد تغییرات پیرایش پیشین و پیرایش دوم به کمتر از ده درصد میرسد.
ویژگیهای تصحیح شاهنامه خالقیمطلق
این مدیر فرهنگی سپس به ویژگیهای تصحیح شاهنامه دکتر خالقیمطلق پرداخت و گفت: این اثر به باور اغلب شاهنامهپژوهان در روزگار ما دقیقترین تصحیح شاهنامه است، ویژگیهایش عبارتند از: انتخاب بهترین دستنویسهای شاهنامه از میان پنجاه نسخه بررسی شده و اساس قراردادن دستنویس فلورانس مورخ ۶۱۴هـ.ق که تا امروز کهنترین و معتبرترین دستنویس شاهنامه است؛ همچنین استفاده از ترجمه عربی بُنداری از شاهنامه (۶۲۲-۶۲۱ق) و نیز دیگر منابع جنبی، بهکارگیری اصول علمی – انتقادی – تحقیقی با توجه به اصل «ضبط دشوارتر برتر است»، ضبطهایی متفاوت از نامهای خاص در متن شاهنامه، شیوه نوین ثبت نسخه بدلها، حرکتگذاری برخی واژهها، همراهی واژهنامه و یادداشتهای توضیحی با متن انتقادی و بهرهمندی از نسخه معتبر بیروت.
کمالی توضیح داد: از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۹۸ (پنجاه سال) علاوه بر این کار سترگ، استاد بیش از ۱۰۰ مقاله پیرامون شاهنامه در مجلات ایران و امریکا و آلمان منتشر میکند که بخشی از آنان در تبیینِ یافتههای جدید او، در تصحیح شاهنامه بوده است. علاوه بر این، ۷۳ مقاله در رابطه با شاهنامه به زبان انگلیسی برای دایرۀالمعارف ایرانیکا تالیف میکند و ۳۵ مقاله با موضوع شاهنامه نیز برای دانشنامه زبان و ادب فارسی که به سرپرستی اسماعیل سعادت در تهران منتشر میشد.
کمالی سپس به کتاب های خالقی مطلق اشاره کرد و افزود: علاوه بر این، استاد طناز ما گاهی به تفنن شعر میسرود و داستان و فیلمنامه و نمایشنامه نیز نوشته که بیشتر آنان در نشریه «پَر» به چاپ رسیده است و گاهی نیز خوابنامه نوشتهاند.
وی به شباهت زندگی فِریتس وُولف و فردوسی به باور خالقی مطلق اشاره کرد و افزود: استاد خالقیمطلق در سال ۱۳۶۹ در ۵۳ سالگی و پس از ۲۱ سال پژوهش مدام برای نسخهشناسی و تصحیح شاهنامه، مقالهای با عنوان یادی از دانشمندی رنجدیده و ناکام: فِریتس وُولف در مجله ایرانشناسی منتشر میکند و به شبا هت های هر دو اشاره کرده و می نویسد: «دریغا که شاهنامه برای کسانی چون فردوسی و ولف که عمر خود را به رایگان بر سر این کتاب گذاشتند، نه فال فرّخ که تنها همان رنج بسیار سال بود. گویا در سرنوشت حماسۀ ملی ایران است که هرکس از دل و جان بدان پرداخت، از جهان کامی برنداشت. فردوسی، نزدیک سی و پنج سال از عمر خویش را بر سر این کتاب گذاشت و پس از پایان آن، چند سال آخر عمر خود را بهجای آرامش و بینیازی، در فقر و سختی و گریز از گزمههای محمود بهسر برد و پس از مرگ، چنانکه معروف است مانع از آن شدند که پیکر شاعر ملی ایران را در گورستان مسلمانان به خاک سپارند، بدین بهانه که او ستایشگر گبران بود. فریتس وُولف سرنوشتی اندوهناکتر از فردوسی داشت. او از دین یهود به مذهب پروتستان گرویده بود، ولی این حقیقت، خونخواران ددمنشِ نازی را از ریختن خون او باز نداشت. آخرین باری که وُولف را دیدند، روز ۳۱ مارس ۱۹۴۳ بود. شب آن روز ـ یکی از آن شبهای مخوفی که از کوچهها، لحظه به لحظه صدای گام دُژخیمان حکومت به گوش میرسید و هر حلقهای که بر دری میکوفتند، لرزه بر اندام بیگناهان میافتاد ـ درِ خانۀ وُولف را زدند و دانشمند مظلوم را با خود بردند، به سفری که هرگز از آن بازنگشت».
وی توضیح داد: استاد خالقیمطلق بعدها نیز در چند مصاحبه و سخنرانی از سالهای رنج و مشقت خود میگوید و گویی در این نوشته نیز، حدیث آرزومندیاش را با سرنوشت فردوسی و وُولف پیوند میزند و خود را یکی از آنان میداند. عاشق کار و دلنگران یار و دیار. و بر این باور است که: «سالهای زندگی مهم نیست، زندگی در سالها مهم است».
همایش خاطره انگیز شیراز
کمالی به حضور خالق مطلق در همایش های متعدد اشاره گرد و گفت: یکی از خاطرهانگیزترین همایشها، همایش بینالمللی «متنشناسی شاهنامه فردوسی از شیراز تا توس» بود که در بیست و سوم اردبیهشتماه سال ۱۳۸۵ به همت موسسه آموزش عالی حافظ شیراز و با همکاری شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، میراث مکتوب، دانشگاه فردوسی مشهد و فرهنگسرای فردوسی، در شیراز و مشهد برگزار شد؛ در این رویداد استاد خالقیمطلق برای نخستینبار، پس از انقلاب، در همایشی در ایران شرکت و سخنرانی میکرد. دفتر ششم شاهنامه، تازه در امریکا منتشر شده بود و دفتر هفتم و هشتم در راه. شادمان بود و مهربان و طناز و خرسند از آن که به دیار سعدی و حافظ پای نهاده و با بهرهمندی از این فرصت، به بازدید تختجمشید و پاسارگاد رفت و از آن پس، همۀ شرکتکنندگان به مشهد پرواز و از تندیس فردوسی در ورودی دانشگاه فردوسی، پردهبرداری کردند و بر خوان فردوسی نشستند.
نظر شما