سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمدرضا کاتب، نویسنده: آثاری که مستقیم یا غیرمستقیم به جنگ و حواشی آن میپردازند، در آینده با آنچه که تا امروز شاهدش بودیم، تفاوت چشمگیری خواهند داشت. این تفاوت ریشه در مختصات جنگ امروز ما دارد و میتواند به بروز سلیقهها، رویکردها و آثار مختلف و چند صدایی و در نهایت به ادبیات و هنری از جنس دورانمان بیانجامد. یکی از علتهای این تغییر بر میگردد به مسئله دموکراسی و همسطحی روایتها.
در جنگ هشت ساله میدان نبرد بخش کوچکی از ایران بود و این میدان و وقایعش از دسترس عموم دور بود. به همین دلیل هم بود که به مرور حلقه میانهای از راویان جنگ پدید آمد، کسانی که از نزدیک جنگ را لمس کرده بودند و به اندازه توان و مختصات خود و زمانه میخواستند بخشهایی از جنگ را برای دیگران روایت کنند. اما امروز تمام کشور بخشی از میدان جنگ شده است و همه خودشان در میانه این میدان حاضر و ناظر هستند و بیواسطه جنگ و ابعادش را لمس میکنند. جنگ امروز دیگر به زیستی جمعی بدل شده است و همین مساله باعث بروز تفاوت در بیان تفکرات، رویکردها و مفاهیم و حضور با قدرت همسطحی و دموکراسی روایتها و ابعاد تازهای از واقعیت و حقیقت و بازتاب دورانمان در هنر و ادبیات آینده خواهد شد. ابعادی که قبل از این جنگ دستکم به این صورت و در این حد و اندازه مورد توجه، اقبال و قضاوت قرار نگرفته است.
به دلیل حضور گسترده و همگانی جامعه در این جنگ، حقایق و وقایع دیگر قابل حذف یا دستکاری نخواهد بود و این مساله باعث گسترش، اقبال و رجوع نویسندگان، هنرمندان و مخاطبان به ادبیات و هنرجنگ خواهد شد. انسان هر دورهای بازتاب و حاصل تاریخ،فرهنگ و مقتضیات و داشتههایش است. هر جامعهای برای بازشناسی خود به منظرها و روایتهای گوناگون احتیاج دارد تا بتواند از زوایای مختلف خودش را از دور و نزدیک لمس کند و بفهمد کجا ایستاده است.

نکته دیگری که باعث گستردگی و مقبولیت این آثار خواهد شد، مسئله وضوح دفاع است. اینکه تو آغاز کننده جنگ باشی یا در مقام دفاع ایستاده باشی، معنای همه چیز را یکسره تغییر میدهد. وقتی تو در موضع دفاع ایستادهای به این معناست که سمت روشن فرهنگ، تاریخ و پیشینهات ایستادهای. در ذات دفاع، تمام صفات روشن انسان، فرهنگ و تمدن جریان دارد. گاه برای فراموش کردن دوران یا پیچی تاریخی باید آن را نادیده بگیری، چشم بر هم بگذاری تا از تلخی و باری که روی دوش خودت حس میکنی خلاص شوی. هرچنددر گوشه و کنار ذهن، فرهنگ و ناخودآگاه جمعی آن تلخی همیشه خواهند ماند و باعث آزار و احساس شکست تو و نسلهای بعد از تو خواهد بود و گاهی تو خود را وامدار وقایع و مردمان بزرگ دورهای میدانی و برای پرداخت بدهیات چارهای نداری جز آنکه دایم آن دوره و مردمان بزرگش را به یاد بیاوری و در ذهن مرور کنی تا به یادگار در حافظه تاریخ و کشورت بماند. ادبیات و هنر یکی از مهمترین راههایی است که ما می توانیم بدهی خودمان را به گذشتگان و آیندگان و بخش روشن تاریخ و فرهنگمان بپردازیم. اینگونه است که ما با نسبت دادن و متصل کردن خودمان به حقایق، وقایع و فصلهای روشن تاریخمان، میتوانیم داشتهها، اوجهاو درخششهایمان را درگذشته وآینده پیدا کنیم.
نظر شما