سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مسعود تقیآبادی: «تاریخ زیباییشناسی؛ جلد اول: زیباییشناسی قدیم» نوشته ووآدیسواف تاتارکیهویچ، فیلسوف لهستانی (۱۸۸۶–۱۹۸۰)، با ترجمه محسن کرمی و به همت نشر کرگدن و فرهنگ سیادت در قالب مجموعه «هنرشناسی» منتشر شده است؛ متنی مرجع که میکوشد تاریخ فهم زیبایی، هنر و هارمونی را از شعر هومر و فلسفه افلاطون تا معماری رومی و دستگاه فکری فلوطین بهصورت منسجم و مستند بازسازی کند.
پیش از ورود به بحث خودِ کتاب، لازم است روشن شود با چه اثری و در چه چارچوبی روبهرو هستیم. نویسنده این جلد، ووآدیسواف تاتارکیهویچ، از چهرههای برجسته فلسفه لهستان در قرن بیستم است؛ فیلسوفی که در کنار کارهایش در اخلاق و تاریخ فلسفه، با سهگانه «تاریخ زیباییشناسی» جایگاهی ماندگار در برنامههای آموزشی فلسفه هنر در دانشگاههای جهان پیدا کرده است. متن اصلی کتاب به زبان لهستانی نوشته شده و ترجمه فارسی جلد اول، نه از نسخه لهستانی، بلکه بر پایه ترجمه انگلیسی آدام و آن چرنیافسکی انجام شده است؛ ترجمهای که سالهاست به عنوان نسخه استاندارد در فضای دانشگاهی انگلیسیزبان استفاده میشود.

مترجم فارسی، محسن کرمی، در مقام دبیر مجموعه «هنرشناسی» نیز عمل میکند؛ مجموعهای که هدف آن ارائه متون پایه نظری در قلمرو هنر و زیباییشناسی است. در «یادداشت دبیر مجموعه هنرشناسی» توضیح داده میشود که این مجموعه قرار است بهجای ترجمههای پراکنده و موردی، یک بسته نسبتاً کامل از منابع کلاسیک را برای دانشجویان و پژوهشگران فراهم کند؛ از تاریخهای مبسوط مانند کتاب تاتارکیهویچ گرفته تا رسالههای نظری درباره هنرهای خاص.
جلد اول «تاریخ زیباییشناسی» با عنوان فرعی «زیباییشناسی قدیم» به دورهای میپردازد که معمولاً در کتابهای آموزشی امروز در چند فصل فشرده میشود. در این جلد، بر خلاف بسیاری از «مقدمهها»ی رایج، یونان و روم باستان نه صرفاً به عنوان پیشدرآمدی کوتاه، بلکه به عنوان دورهای مستقل و مفصل بررسی شدهاند. ناشران ایرانی کتاب، نشر کرگدن و فرهنگ سیادت، آن را در سال ۱۴۰۴ و در قالبی سنگین و مجهز به نمایه نامها، واژهنامه انگلیسی–فارسی و فهرست تصاویر منتشر کردهاند؛ عناصری که جایگاه مرجعگونه کتاب را برای استفاده در دانشگاه و پژوهش تقویت میکند.
تاتارکیهویچ در این جلد، صرفاً فهرستی از فیلسوفان و نظریهها ارائه نمیدهد؛ او بهدنبال بازسازی تاریخ شکلگیری مفاهیمی است که امروز در بحثهای زیباییشناسی بدیهی گرفته میشوند. پرسش اصلی این است که چگونه از دل شعر، معماری، موسیقی و فلسفه دوران باستان، چیزی ساخته شده که اکنون آن را «زیباییشناسی» مینامیم، در حالی که خود آن دوره چنین اصطلاحی را نمیشناخت.

چارچوب نظری و روش کتاب
کتاب با «درآمد»ی نسبتاً مفصل آغاز میشود و تلاشی است برای مشخصکردن اینکه «تاریخ زیباییشناسی» را دقیقاً در کدام معنا بهکار میبریم. تاتارکیهویچ در این بخش، چند تمایز را بهصورت همزمان طرح میکند و نشان میدهد که تاریخ زیباییشناسی، در واقع تاریخ جابهجایی وزن میان این قطبهاست.
نخست، تمایز میان زیباییشناسیِ «زیبایی» و زیباییشناسیِ «هنر». در دورههایی، مرکز توجه متفکران بر مفهوم زیبایی بوده است: نسبت آن با نظم، خیر، حقیقت، و جایگاهش در زندگی انسانی. در دورههای دیگر، تمرکز به «هنر» منتقل شده: بر خود عمل آفرینش، بر فرم و سبک، و بر نقش مخاطب. تاتارکیهویچ نشان میدهد که در جهان باستان، این دو محور درهمتنیدهاند، اما دقیقاً بر هم منطبق نیستند؛ ممکن است درباره زیبایی طبیعت نظریهای طرح شود که مستقیماً به هنر مربوط نیست، یا برعکس.
دوم، دوگانه عینیت و ذهنیت. آیا زیبایی در خود شیء است، در نسبتها، رنگها، ریختها و تناسبات، یا در تجربه ذهنی و حسیِ ناظر؟ نویسنده با رجوع به متون و آثار مختلف نشان میدهد که یونانیان و رومیان، گرچه زبانشان زبان نظریههای امروزی نیست، اما بین این دو قطب نوسان داشتهاند؛ از نظریههای عددی و هندسی فیثاغورسیان تا گزارشهایی که بر تأثیر عاطفی شعر و موسیقی روی شنونده تاکید میکند.
سوم، تفاوت میان زیباییشناسی توصیفی و هنجاری. گاهی بحث بر سر این است که «چه چیزهایی در عمل زیبا تلقی شدهاند» و «مردم چه میپسندند»؛ گاهی بحث بر سر این است که «چه چیز باید زیبا تلقی شود» و «هنر خوب چه ویژگیهایی دارد». تاتارکیهویچ در فصلهای مختلف نشان میدهد که در دورانی مانند یونان کلاسیک، این دو سطح بهسختی از هم جدا میشوند؛ فیلسوفی که درباره «موسیقی مناسب» یا «شعر پسندیده» حرف میزند، هم در حال توصیف وضعیت موجود است و هم در حال داوری.
در همین «درآمد»، یک نکته روششناختی مهم مطرح میشود که در ترجمه فارسی نیز برجسته شده است: تاریخ زیباییشناسی تنها تاریخ کتابهای نظری نیست. بخشی از آن در عمل هنرمندان و در خود آثار هنری نهفته است؛ چیزی که میتوان آن را «زیباییشناسی ضمنی» نامید. وقتی مجسمهساز یونانی، نسبتهای بدن را تعمداً تغییر میدهد تا مجسمه در ارتفاع خاصی، از زاویه دید معمول، درست دیده شود، در واقع یک تصمیم زیباییشناختی گرفته است، حتی اگر هیچ رسالهای ن نوشته باشد. همینطور، قواعد معماری معابد یا تئاترها را نیز میتوان حامل موضعی درباره نسبت فرم و ادراک دانست.
در نهایت، تاتارکیهویچ تاریخ زیباییشناسی را در دو سطح پی میگیرد: تاریخ «اکتشافات مفهومی» و تاریخ «نظریههای غالب». یعنی از یکسو بهدنبال این است که چه کسی نخستین بار مثلا میان زیبایی اخلاقی و زیبایی حسی تمایز گذاشت، و از سوی دیگر، نشان میدهد کدام ایدهها واقعاً در زمان خود تاثیرگذار بوده و ذوق عمومی را شکل دادهاند. این نگاه دو لایه، متن را از فهرستکردن صرف نظریهها فراتر میبرد.
ساختار جلد اول: از شعر حماسی تا معماری و فلسفه:
پس از «درآمد» و توضیحات مترجم، متن اصلی در چند واحد بزرگ دورهبندی میشود. در «زیباییشناسی قدیم»، دوره باستانی یونان بررسی میشود؛ یعنی پیش از آنکه فلسفه به شکل کلاسیک خود تثبیت شود. تاتارکیهویچ در این بخش، به سراغ شعر هومر و هسیود، غناییسرایان اولیه، مراسم و آیینها و نخستین تجربههای معماری و مجسمهسازی میرود و نشان میدهد که فهم آنان از شکوه، هماهنگی و تناسب، چه رابطهای با زندگی جمعی و باورهای دینی داشته است.
در بخش «زیباییشناسی دوره کلاسیک»، کتاب به چهرههایی میپردازد که نامشان در تاریخ فلسفه آشناست: افلاطون، ارسطو، فیثاغورسیان، سوفسطائیان، دموکریتوس و دیگران. اما صورتبندی مباحث، فراتر از طرح کلیات است. برای نمونه، در مورد افلاطون صرفاً به نقد او بر هنر تقلید اکتفا نمیشود؛ بحث بر سر این است که «زیبایی» چه مقامی در کل فلسفه او دارد، چگونه با «خیر» و «حقیقت» پیوند میخورد و در سیر روح از محسوس به معقول چه نقشی بازی میکند. نقل عبارتهای منتخب از محاورات افلاطون، که در متن کتاب آمده و در ترجمه فارسی نیز حفظ شده است، امکان میدهد خواننده در کنار روایت مورخ، صدای خود فیلسوف را نیز بشنود.

در مورد ارسطو نیز همین رویکرد دیده میشود. بحث از «فن شعر» و نظریه تراژدی با مباحث او درباره لذت، عادت و کاتارسیس در آثار دیگرش پیوند داده میشود. تاتارکیهویچ نشان میدهد که نظریه او درباره تقلید و کارکرد تراژدی، هم ناظر به ساختار اثر هنری است و هم به تأثیر آن بر مخاطب و زندگی جمعی.
یکی از ویژگیهای شاخص جلد اول، توجه ویژه به هنرهایی است که در تاریخهای عمومی فلسفه، معمولاً در حاشیه قرار میگیرند؛ بهویژه موسیقی و معماری. در فصلهای مربوط به زیباییشناسی موسیقی، از نظریههای عددی فیثاغورسیان درباره فواصل گرفته تا بحثهای متأخرتر درباره تأثیر نغمهها بر خلقوخوی، طیفی از دیدگاهها کنار هم قرار میگیرد. در مورد معماری و مجسمهسازی، کتاب شرح دقیقی از شیوههای معماری یونانی و رومی، قواعد تناسب ستونها، نسبت میان سازه و میدان دید ناظر، و حتی اصلاحات بصری در بناهایی که برای دیدهشدن از دور ساخته شدهاند، ارائه میدهد.
فصلهای مربوط به «زیباییشناسی یونانیمآبانه» نشان میدهد که با گسترش دنیای یونانی و تماس با فرهنگهای دیگر، چه تحولاتی در ذوق و نظریه رخ میدهد. بحث از اپیکوریان، رواقیان، شکاکان و خطیبان، به ما امکان میدهد ببینیم چگونه مفاهیمی مثل لذت، آرامش، نظم درونی و قانون طبیعی، به داوریهای زیباییشناختی راه پیدا میکنند.
سرانجام، بخش مربوط به فلوطین، بهعنوان یکی از چهرههای مهم نوافلاطونی، حلقه اتصال این جلد با دورههای بعد است. تحلیل تاتارکیهویچ از نسبت زیبایی و «واحد» یا «خیر مطلق» در دستگاه فکری فلوطین، نشان میدهد که چگونه نگاه معنوی به زیبایی در ادامه بر سنتهای مسیحی و بعدتر اسلامی تأثیر گذاشته است. آخرین بخش کتاب با عنوانهایی در حدود «ارزشیابی زیباییشناسی قدیم» تلاش میکند سهم این دوره را در شکلدادن به مفاهیم امروزین جمعبندی کند.
نسبت امروز ما با این تاریخ قدیم
خواننده امروزی فارسی، وقتی سراغ چنین متنی میرود، معمولاً دو انتظار دارد: از یک طرف، دسترسی به گزارشی مستند و منظم از نظریههای زیباییشناختی در جهان باستان؛ و از طرف دیگر، یافتن نشانههایی از اینکه این نظریهها چه نسبتی با پرسشهای امروز دارند. جلد اول «تاریخ زیباییشناسی» در هر دو جهت کار میکند.
در سطح نخست، کتاب بهخوبی جای خالی یک تاریخ جامع از زیباییشناسی قدیم در زبان فارسی را پر میکند. پیش از این، اطلاعات مربوط به این دوره در منابع مختلف پراکنده بود: پارهای در کتابهای تاریخ فلسفه، پارهای در متون تاریخ هنر، و بخشهایی هم در رسالههایی که به مباحثی مانند «نظریه تقلید» یا «زیبایی در فلسفه یونان» اختصاص داشتند. در این ترجمه، خواننده با یک روایت پیوسته روبهروست که از شعر هومر شروع میشود، از فلسفههای بزرگ یونانی عبور میکند و تا معماری رومی و فلسفه نوافلاطونی کشیده میشود.
در سطح دوم، متن مدام نشان میدهد که بسیاری از پرسشهایی که امروزه در کلاسهای نقد هنری، مطالعات فرهنگی یا نظریه هنر مطرح میشود، ریشههایی در همین دوره دارد. پرسشهایی مانند اینکه: آیا هنر باید بیواسطه به لذت منجر شود یا میتوان از «لذت دشوار» سخن گفت؟ رابطه میان فرم و محتوا چگونه باید فهمیده شود؟ آیا زیبایی به قواعدی قابلتعریف و آموزشدادنی تقلیلپذیر است یا همواره چیزی از آن از دسترس قواعد بیرون میماند؟ و اینکه هنر چه نسبتی با نظم اخلاقی و سیاسی جامعه دارد؟
یکی از نکات قابلتوجه در ترجمه فارسی این است که نثر آن کوشیده از زبان بیش از حد تزئینی یا شعارگونه فاصله بگیرد تا خواننده درگیر خود محتوا شود، نه درگیر لایهای از بلاغت اضافی. در عین حال، دقت اصطلاحی و وفاداری به ساختار متن اصلی حفظ شده است. یادداشت مترجم و مقدمه دبیر مجموعه، این انتخاب را آگاهانه توضیح میدهد: کتاب هم باید برای دانشجوی سالهای نخست قابلخواندن باشد، هم برای پژوهشگری که میخواهد در پاورقی پایاننامهاش از آن نقل کند، قابل استناد بماند.
از این زاویه، خواننده در خلال فصلها میبیند که چگونه ترکیب خاصی از شعر، معماری، موسیقی، فلسفه و زندگی جمعی، چیزی را شکل داده که امروز بهصورت عادت زبانی و فکری، در داوریهای ما حاضر است. اینکه امروز در نقد یک نقاشی، از «هارمونی»، «فرم»، «تناسب» یا «بیان» سخن میگوییم، حاصل تاریخ طولانیای است که بخش مهمی از آن در همین جلد روایت شده است.
ترجمه کرمی و انتشار کتاب به دست نشر کرگدن و فرهنگ سیادت، در قالب مجموعهای که قرار است بهتدریج متون دیگری از این دست را نیز ارائه دهد، نشان میدهد که بحث زیباییشناسی در فضای فارسی در حال عبور از مرحله نقلقولهای پراکنده به سمت کار با متون مرجع است. برای کسی که میخواهد بداند «زیبایی از کجا در اندیشه انسانی آغاز شده» و چگونه از سطح تجربه حسی به سطح مفهومهای دقیق و نظری رسیده، این جلد نقطه شروع مناسبی به نظر میرسد؛ نقطهای که هم اطلاعات لازم را فراهم میکند و هم ذهن را نسبت به مفاهیمی که خودمان بهطور روزمره بهکار میبریم حساستر میسازد.
نظر شما