سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): بیستوپنجم اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی، فرصتی بود تا مازندران را در اثر بیبدیل این شاعر بزرگ، بررسی کنیم.
حسین اسلامی، مورخ، پژوهشگر، نویسنده و مدیر پژوهشکده ساریشناسی است. در این گفتوگو به بررسی جایگاه مازندران در شاهنامه پرداخته شده است.
آیا میان فردوسی و مازندران پیوندی تاریخی وجود دارد؟
در برخی منابع قابل استناد اشاره شده که مادر فردوسی مازندرانی بوده است. این موضوع هنوز نیازمند پژوهشهای بیشتری است، اما چنین روایتهایی در منابع تاریخی وجود دارد.
در شاهنامه بارها از مازندران یاد شده است. این موضوع را چگونه تحلیل میکنید؟
در شاهنامه از شهرهایی مانند آمل، ساری و تمیشه نام برده میشود. فردوسی گوشهگوشه مازندران را میشناخته و از آنها یاد کرده است. حتی در جایی میگوید:
که مازندران شهر ما یاد باد
در آن زمان واژه شهر بیشتر به معنای سرزمین و ناحیه به کار میرفت و نشان میدهد مازندران جایگاهی مهم در ذهن و روایتهای تاریخی داشته است.

آیا فردوسی به مازندران آمده است؟
در برخی منابع تاریخی آمده که پس از سرودن شاهنامه و برخورد نامناسب دربار غزنوی، فردوسی مدتی در گریز بوده و به مازندران آمده است. حتی نقل شده که قصد داشته شاهنامه را به نام اسپهبد مازندران کند و گفتهاند همان اسپهبد از او خواسته برخی اشعار هجو درباره محمود غزنوی را حذف کند.
برخی معتقدند مازندران شاهنامه با مازندران امروز تفاوت دارد. نظر شما چیست؟
اینکه فردوسی اینهمه با افتخار از مازندران یاد میکند، بعضیها را به تردید انداخته که شاید این مازندران جای دیگری باشد. اما وقتی در شاهنامه نام شهرهای مختلف مازندران آمده، این تردیدها چندان قابل پذیرش نیست.
شاهنامه چه جایگاهی در هویت ایرانی دارد؟
شاهنامه فقط یک اثر ادبی نیست؛ سند هویت، شرافت و فرهنگ ایرانی است. این کتاب توانست اقوام مختلف ایرانی را زیر یک فرهنگ مشترک گرد هم بیاورد.
اگر شاهنامه نبود، شاید امروز زبان فارسی به شکل کنونی باقی نمیماند. در بسیاری از سرزمینهایی که اعراب وارد شدند، زبان بومی تغییر کرد، اما در ایران زبان فارسی ماندگار شد و شاهنامه در این ماندگاری نقش مهمی داشت.
آیا فرهنگ شاهنامه امروز هم در جامعه ایرانی تأثیرگذار است؟
امروز هم روحیهای که فردوسی در شاهنامه از آن سخن میگوید در میان مردم زنده است. حضور مردم در صحنههای مقاومت و ایستادگی، ریشه در همان فرهنگ ایراندوستی و حماسهای دارد که فردوسی روایت کرده است؛ همان نگاهی که در بیت مشهور؛ چو ایران نباشد تن من مباد، متجلی میشود.
نظر شما