یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۶
همدان به روایت منابع مکتوب/ پایتخت افسانه‌ای مادها کجاست؟

همدان - منابع و متون تاریخی و جغرافیایی مربوط به همدان که عمدتا در دوران اسلامی نوشته شده‌اند، در قدمت بسیار آن متفق‌القول هستند اما همانند بسیاری از شهرهای تاریخی و کهن، در خصوص زمان دقیق شکل‌گیری این شهر و بنیان‌گذار آن، نظرات مبهم و گاه متفاوت و افسانه‌گونی ذکر کرده‌اند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - رضا نظری ارشد: استان همدان به عنوان یکی از کهن‌ترین مراکز تمدنی ایران و جهان، جایگاهی ممتاز در تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارد.

این استان که پیشینه آن به هزاره‌های پیش از میلاد بازمی‌گردد، در دوره‌های مختلف تاریخی از جمله مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و دوران اسلامی نقش مهمی در تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران ایفا کرده است.

شهر همدان، که در منابع تاریخی با نام «هگمتانه» شناخته می‌شود، نخستین پایتخت حکومت مادها بوده و از دیرباز به عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های تمدنی فلات ایران مطرح بوده است.

با توجه به اینکه همدان خود میراث فرهنگی است و در دل خود اثر جهانی به نام محوطه تاریخی هگمتانه را جای داده که می‌توان آن را موزه‌ نامید، می‌طلبید در روزی که به نام میراث فرهنگی نامگذاری شده است، به این مهم پرداخته شود.

پیشینه‌ استقرار در دشت همدان

مطالعات باستان‌شناختی، قدمت استقرارگاه‌های انسانی در دشت همدان را به بیش از هشت هزار سال پیش و به دوره‌ مس‌ و سنگ می‌رساند که آثار آن در محوطه‌های تپه خندان (نظری‌ارشد، ۱۳۹۷)، تپه بهرام‌آباد و تپه چلانقی به‌ دست آمده‌ است.

در دوره‌ مفرغ (۱۵۰۰-۳۰۰۰ق.م) استقرارگاه‌ها و محوطه‌های بیش‌تری در دشت همدان شناسایی شده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، تپه‌ ۵.۵ هکتاری «پیسا» در ضلع شمال‌غربی شهر است.

این تپه با توجه به کاوش‌های انجام‌ گرفته در آن، دربرگیرنده‌ آثار گسترده و مهمی از دوره‌ مفرغ قدیم و میانه و لایه‌ سطحی از دوره‌ اشکانی است.

در بخش غربی این محوطه، آثار دوران آهن نیز شناسایی شده ‌است. از عصر آهن و هم‌زمان با دوره‌ ماد محوطه‌های آقداش، پیسه، موش تپه و یلفان شناسایی و در مواردی کاوش شده‌اند.

با عنایت به کثرت استقرارگاه‌های پیش‌ از تاریخ در دشت همدان شکی نیست که گروه‌های مختلف انسانی از دوران پیش‌ از تاریخ به‌ دلیل شرایط زیست‌محیطی مناسب و نیز قرار داشتن در مسیر راه‌های مهم ارتباطی در این دشت مستقر بوده‌اند و شهر همدان نیز خود بر بستر یکی از همین استقرارگاه‌ها فرم یافته و توسعه کرده است.

بنیان‌گذاری همدان بر اساس منابع مکتوب

منابع و متون تاریخی و جغرافیایی مربوط به همدان که عمدتا در دوران اسلامی نوشته شده‌اند، در قدمت بسیار آن متفق‌القول هستند اما همانند بسیاری از شهرهای تاریخی و کهن، در خصوص زمان دقیق شکل‌گیری این شهر و بنیان‌گذار آن، نظرات مبهم و گاه متفاوت و افسانه‌گونی ذکر کرده‌اند.

در بسیاری از این منابع، بنای همدان به پادشاهان اساطیری و شخصیت‌های افسانه‌ای نسبت داده شده‌ است. برای نمونه، ابن‌مقفع در کتاب سیرالعجم (۲۶۰ق)، بنیان شهر را به «جمشید پیشدادی» و مرمت آن را به «بهمن» و «دارا» نسبت می‌دهد.

در این کتاب آمده است: «سارو جم کرد، بهمن کمر بست، دارای دارا گرد هم آورد» (همان‌جا) ابن‌فقیه همدانی بنیان‌گذار همدان را «همدان‌بن فلوج‌بن سام‌بن نوح» دانسته و در کتاب خود، البلدان، نوشته که «همدان و اصفهان دو برادر بودند که یکی شهر اصفهان را بنیان کرد و دیگری همدان را».

مَقدسی (۳۷۵ق) نیز همان روایت ابن‌فقیه را در باب سازنده‌ همدان تکرار کرده‌ است. ابودلف خزرجی (۳۴۱ق) بنیان شهر را به «دارای دارا» نسبت می‌دهد.

در کتاب مجمل‌التواریخ‌ و القصص ساخت همدان به «همدان‌ بن جمشید بن ویونجهان‌ بن شالح‌ بن ارفخشدبن سام‌ بن نوح» منسوب شده ‌است.

ذکریای قزوینی (۶۷۴ق) نیز در بخشی از کتاب خود، همین روایت را در باب بانی همدان ذکر کرده ولی در جای دیگری، «سلیمان نبی» را سازنده‌ شهر دانسته ‌است.

یاقوت حموی (۶۲۳ق) بانی شهر را پادشاهی به نام «کرمیس‌ بن حلیمون» معرفی کرده ‌است. گردیزی (۴۲۳ق) و حمدالله مستوفی (۷۴۰ق) نیز در کتاب‌های خود، بنیان همدان را به «جمشید پیشدادی» و طوسی‌همدانی (قرن ششم هجری) به «دارا» نسبت می‌دهند.

زین‌العابدین شیروانی و ادیب‌الممالک از مورخان دوره‌ قاجاری، «همدان‌بن سام‌بن نوح» را بنیان‌گذار شهر همدان دانسته‌اند. همچنین در بند ۲۶ کتاب پهلوی شهرستان‌های ایران آمده که همدان را «یزدگرد شاپوران» (یزدگرد اول، پدر بهرام پنجم و مشهور به یزدگرد بزهکار) ساخته است.

همدان به روایت منابع مکتوب/ پایتخت افسانه‌ای مادها کجاست؟

همدان در دوران کاسی، ماد و هخامنشی

برخلاف تصور عموم که قدمت شهر همدان را حداکثر به دوره‌ مادها نسبت می‌دهند، باید گفت که دیرینگی این شهر به زمان‌هایی بس دورتر می‌رسد، چنان‌که «ای. اف، هنریکسون» (E.F.Henrikson) گسترش شبان‌پیشگی در بلندی‌های زاگرس مرکزی را، با استفاده از بقایای باستان‌شناختی (سفال) از حدود ۴۳۰۰ تا ۳۳۰۰ ق.م (حدود/ ۶۳۰۰ سال پیش از این) یعنی ابتدای زندگی کوچ‌نشینی را در کوه‌های زاگرس مشخص کرده است.

«ای. اهلرس» (E.Ehlers) طی گفتار «عشایر کِشت‌کار شبان الوندکوه/ غرب ایران»، کشت‌کاری جزیی متغیّر کوچ‌نشینی را به‌ مثابه ساختار اقتصادی و اجتماعی کوه‌نشینان الوند از حدود هزاره‌ پنجم (ق.م) پژوهیده است.

آثار فرهنگ‌های ما قبل تاریخی در منطقه‌ همدان (گیان، گودین، همه‌کسی و ...) یا پیرامون آنجا نیز حاکی از آن است که دست‌ کم از هزاره‌ پنجم (ق.م) دامنه‌های الوند کوه و هامونه‌های اطراف آن قرارگاه اقوام شمالی (Nordic)، هند و آزیانی (Asianic) مانند «کاسی» و «گوتی» بوده است.

همچنین پسین‌تر طی هزاره‌ دوم (ق.م) نشیمن‌گاه اقوام هند و اروپایی و سپس در هزاره‌ یکم (ق.م) از مواطن «آریائیان» شد.

جایگاه شهر همدان در کوهپایه‌های میانگاهی الوند از دیرباز یک موقعیت چهارراهی و راهبردیِ با اهمیت در نیمه‌ غربی کشور داشته است، چنان‌ که جاده‌های جنوب (خوزستان و فارس) و شمال (قزوین و گیلان و آذربایجان) و غرب (میان‌رودان) و شرق (خراسان) از آنجا انشعاب می‌یافت.

شاهراه خراسان (از بابل و بغداد تا مرو و بلخ)، همان «جاده‌ سمیرامیس» افسانه‌ای، «جاده‌ لاجورد» دوران بابل و آشور، «جاده‌ ابریشم» عصر اشکانی و ساسانی و «طریق‌الحجاج» دوران اسلامی است که از همدان می‌گذشته است.

بدین‌سان شهر همدان با وضع مرکزی خود در مشرق زاگرس با پشت‌داری الوندکوه، ظاهراً برای «پایتخت»بودن ایران‌ زمین بسیار مساعد بوده، چنانکه معنای اسم هگمتانه (= محل اجتماع مادان) خود گواه بر امر کارکردی آن‌جا در تمرکزیابی سیاسی ـ نظامی قبایل «کاسی» و «مادی» عهد باستان و دیگر سلاله‌های حکمران ادوار بعدی است که هم در عین حال به سبب مواهب طبیعی و خوشی آب و هوای منطقه، غالباً به‌ عنوان تختگاه تابستانی شاهان و فرمان‌روایان ایران برگزیده شد.

از نخستین اقوام حکمرانی که پهنه‌ همدان را مقرّ حکومتی خویش قرار دادند، می‌باید به کاسیان اشاره کرد.

در آغاز باید دانست که نخستین بار (طی سده‌ ۲۴ ق.م) پادشاه پیشداد عیلامی «پوزور اینشوشیناک/Puzur-inshushinak» در کتیبه‌ خود از کشور ایشان در شمال عیلام با نام «کاشِن» یاد کرده است. همین امر حاکی از آن است که کاسیان نام خود را به سرزمینی داده‌اند که مدت‌ها پیش، یعنی از آغاز هزاره‌ سوم ق.م در آن‌جا زندگی می‌کردند.

سرزمین اصلی کاسیان در نجد ایران جبال زاگرس، شامل لرستان کنونی (در جنوب) تا حدود زرینه‌رود (جغتو) کردستان و زنجان (در شمال) و دشت‌های همدان و قزوین تا حدود کاشان (در شرق) که به‌گونه‌ آرمنده یا کوچنده، غالباً نیمه‌کوچ‌نشین در آن منطقه می‌زیستند (از ماد تا پارس) و چون اصطلاح «کاسی» مفهوم نژادی وسیع‌تری از تسمیه‌ قوم واحد داشته، اقوام زاگرسی مانند لولوبی، گوتی و کاسپی را هم شامل می‌شده است.

آوازه‌ جهانی کاسیان بیش‌تر از آن‌روست که طی هزاره‌ دوم (سده‌ی ۱۸ تا تا ۱۲ ق.م) به میان‌رودان و سرزمین بابل سلطه و حکومت یافتند و حتی بر کشور عیلام نیز چیره شدند، تا آنکه در ترکیب و اختلاط با قبایل آریایی مهاجر به ایران‌ زمین ـ مادان و پارس‌ها (از اوایل هزاره‌ یکم ق.م) تحلیل رفتند.

می‌بایست یادآور شد که تعداد زیادی از بلاد و امکنه و ایالات غربی ایران‌ زمین که در سال‌نامه‌ها، جنگ‌نامه‌ها و فتح‌نامه‌های آشوری (از سده‌ ۱۲ تا ۷ ق.م) یاد شده، همانا شهرها و ماندگاه‌های اقوام کاسیایی باشد.

یکی از آن شهرها «کار ـ کاشی» (Kar-Kasai) در ایالت مادی «بیت ـ کاری» (Bit- Kari) منطبق با ناحیت «همدان» کنونی بود که خداوند آنجا نخستین پادشاه «ماد» فرائورتوس خشثریتی (۶۷۴- ۶۵۳ ق.م) فرزند «دیاکو/ دیوکس» مادی مشهور گویا فرزند همان دئیوکوی وابسته به مانا بود که به سال ۷۱۵ ق.م آشوریان به حماه تبعیدش کرده بودند، از آن‌رو آشوریان او را به حکومت «بیت کاری» [تقریباً استان کنونی همدان] منصوب کردند، که چون در خاک آشور تربیت یافته بود، هنگامی که اتحادیه‌ قبایل ماد فراخوان حکومت «بیت دیاکو» (= دهخدای خاندان مادای) شد، صلاح دیدند که تربیت‌ یافته‌ خود را در ایالتی از حیطه‌ تنفّذ محلّی و عشیرتی او (ـ مادای ساکارتی بین زنجان و میاندوآب) حکومت دهند، بدین‌سان، وی از مقام «ویس‌پتی» (دهخدا/ رئیس قبیله) ساگارتی به مقام «دهیوپتی» (یاکو/ دهاکی ـ کشوربان/ خشتروپان/ ساتراپ) ارتقا یافت؛ اما او با هم‌دستی دو «دهیوپت» دیگر، ایالت «مادای» مذکور و ایالت «شپردا» (شرای کنونی، دهستان بزرگ شرقی همدان تا محدوده‌ی ساوه) بر ضد سلطه‌ آشوریان قیام کردند (سال ۶۷۳ ق.م) که ریاست «خشثریتی» و رهبری او در قیام بلامعارض بود، ظاهراً همو به سمت پیشوای اتحادیه‌ قبایل مادی برگزیده شد.

بدین‌سان پادشاهی مادان بنیاد شد، دهدژ کهن و بزرگ «کارکاشی» (قرارگاه کاسیان) هم که اینک بیت اجتماع قبایل ماد (هگمتانه - همدان) شده بود، طبعاً به پایتختی آنها معین شد.

اما جایگاه کاسیان در خود شهر همدان، «کارکاشی» مزبور که مادان شهر شاهی «هگمتانه» خود را حسب روایت هرودوت برگرته یا در کنار آن بنا کردند، احتمالاً بایستی همان «تپه پیسا/ Tappe-pisa» علی‌آباد (دو کیلومتری شمال غربی) همدان، واقع در ۲.۵ کیلومتری شمال تپه هگمتانه‌ معروف باشد.

تا اینجا به بررسی سابقه‌ تمدن در پهنه‌ دشت همدان و شرح برخی از حوادث تاریخی تا قبل از پادشاهی متحد مادان پرداختیم و در این مجال قصد آن داریم که به بررسی تاریخ و جغرافیای تاریخی کهن‌ شهر همدان در ادوار تاریخی پس از کاسی‌ها بپردازیم.

پیش‌تر اشاره شد که خشثریتی شاهک کار ـ کاشی، دژ مرکزی ایالت آشوری بیت کاری (Bit-kari)، به اتفاق سرکردگان دو ایالت دیگر که زیر سلطه‌ آشوریان بودند، بر علیه ریاست و سروری آشوریان قیام کرده و به پیروزی‌هایی نیز نائل شدند. چنان‌که اشاره شد، کار کاشی، دژ مرکزی ایالت آشوری بیت کاری، همان سرزمین پای الوند کوه است که بعدها همدان خوانده می‌شود. در واقع دور هم جمع شدن و گرد هم آمدن مادها در این‌جا موجب شد که این سرزمین و دژ مرکزی آن نامی نو یابد: «هگمتانه».

نام همدان حداقل از دو قرن گذشته تاکنون، با «هگمتانه» پایتخت افسانه‌ای مادها گِره خورده‌ است. «مک‌دانلد کینِر» نخستین کسی بود که در اوایل قرن نوزدهم میلادی اشاره کرد شهر باستانی هگمتانه، در زیر شهر همدان قرار دارد.

«جیمز باکینگهام»، جهانگرد انگلیسی نیز با پیروی از این نظر، همدان را همان هگمتانه‌ باستانی شناخت.

در بین محققان ایرانی «محمدتقی مصطفوی»، نخستین کسی است که تپه‌ موسوم به «سرقلعه» (تپه هگمتانه‌ی کنونی) را همان هگمتانه‌ باستانی، پایتخت مادها دانسته ‌است.

با وجود این بایستی متذکر شد که نام هگمتانه در متون آشوری نیامده است، دلیل آن گویا این است که با تأسیس پادشاهی متحد ماد و به‌ پایتختی برگزیده‌ شدن «کارکاشی» تحت نام جدید هگمتانه، دست آشوریان از این جای کوتاه شد و بنابراین آن‌ها عملاً اشارتی به پایتخت ماد ندارند ولی در مدارک مکتوب آشوری به دو شهر مهم مادی اشاره شده که احتمال می‌رود یکی از آن‌ها همان هگمتانه‌ سال‌های بعد باشد.

یکی از این مراکز «ساگ بیت» است که نخستین‌بار در حدود سال ۸۲۰ ق.م به آن اشاره می‌شود و تا صد سال بعد نیز هم‌ چنان به‌ عنوان یکی از مراکز مادی باقی ماند.

هگمتانه شهر شاهی از نگاه کتیبه‌های آشوری

در کتیبه‌های آشوری از این شهر با اصطلاح «شهر شاهی» یاد شده که نشان‌دهنده‌ اهمیت آن است. در یک نامه‌ آشوری که احتمالا مربوط به سال‌های پایانی حکومت «تیگلات پیلسر سوم» (۷۲۷-۷۴۴ق.م) است، اشاره‌ای به تبعید یکی از بزرگان یهود به ساگ بیت می‌شود. با توجه به کتیبه‌های مذکور و نیز سابقه‌ی طولانی حضور یهودیان در منطقه‌ی همدان، می‌توان ساگ بیت را با هگمتانه‌ دوره‌ بعد و همدان امروزین مطابقت داد.

همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، دیگر مرکز مهم کاسی ـ مادی، «کار - کاشی» مقر حکومت «کشثریته» (خشثریته) مادی است که در منابع آشوری به آن اشاره شده ‌است.

از این‌ رو همان‌گونه که برخی احتمال داده‌اند، امکان دارد مرکز حکومت او با هگمتانه‌ دوره‌ بعد مطابقت داشته باشد، هر چند این امکان نیز وجود دارد که ساگ بیت قرن ۸ ق.م، همان کارکاشی قرن ۷ ق.م و آن نیز هگمتانه‌ قرن ۶ بوده ‌باشد.

تغییر نام در دوره‌ای که با تحولات مهم سیاسی و جا به جایی قومی همراه بوده، امری طبیعی است. هم‌چنین این احتمال وجود دارد که مادها در اواسط یا اواخر قرن ۷ ق.م و بعد از تسلط بر مناطق غربی ایران، هگمتانه را که از موقعیت استراتژیکی در مسیر ارتباطی بین‌النهرین برخوردار بود و قبل از آن، به‌ عنوان محل تجمع نیروهای متحد ماد برای حمله به آشور استفاده شده‌ بود، به‌ پایتختی خود انتخاب کرده‌ باشند و این وضعیت تا سال ۵۵۰ ق.م و تسلط کوروش بر آن شهر ادامه یافته ‌باشد. ولیکن نام هگمتانه در متون بابلی آمده است، ضمن حکایت واقعه‌ برافتادن پادشاهی ماد به‌ دست کوروش دوم پارسی (۵۵۰ ق.م)، بابلیان درآمدن کوروش به اگمتنو (Agamatanu) را ثبت کرده‌اند.

در واقع اولین و قدیمی‌ترین اشاره‌ تاریخی به نام‌ جای هگمتانه مربوط به متون بابلی و کتیبه‌ نبونید، پادشاه بابل به سال ۵۵۰ ق.م است.

هگمتانه به روایت کتیبه بیستون

کتیبه‌ بیستون از دیگر مدارک تاریخی است که در آن داریوش اول، در سال ۵۲۰ ق.م ضمن اشاره به سرکوب شورش مادان، هگمتانه را به‌ عنوان مقر اصلی حاکم شورشی، فَروَرتی، معرفی می‌کند.

در میان نوشته‌های نویسندگان متقدم یونانی و لاتین درباره‌ همدان/ هگمتانه گویا کهن‌ترین، روایت هرودوت باشد.

نوشته‌ هرودوت ـ کتاب یکم، بندهای ۹۸ و ۹۹ درباره‌ بنیاد نهادن هگمتانه به‌ دست دیوکس در اواخر قرن ۸ ق.م بسیار مشهور و معروف است. او در سده‌ پنجم ق.م درباره‌ ساخت هفت باروی استوار و مدور با رنگ‌های متفاوت توسط دیااکو/دیوکس مطالبی آورده است: «او دیوارهای بزرگ و مستحکمی ساخت که به‌ صورت دوایر متحدالمرکز یکی در داخل دیگری قرار داشت که اکنون اکباتانا نامیده می‌شود.

این قلعه به‌ گونه‌ای ساخته شده که هر کدام از باروهای داخلی تنها به اندازه‌ کنگره‌هایش از باروی بیرونی مرتفع‌تر است.

این طرح تا حدودی نتیجه‌ ساخت بنا بر روی تپه‌ای است که در میانه‌ دشت قرار دارد. قلعه دارای هفت بارو است که در داخلی‌ترین آن کاخ و خزاین قرار گرفته‌اند و طویل‌ترین باروی آن تقریبا به اندازه‌ طول دیواری است که شهر آتن را در برگرفته‌ است.

کنگره‌های باروی نخست سفید، دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی است، کنگره‌های دو باروی دیگر با نقره و طلا پوشش یافته ‌است. دیوکس این باروها را برای خود و اطرافیانش ساخت و دستور داد تا مردم بیرون دیوارها زندگی کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها