سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: تصور کنید بیستون حرف بزند، اولین جملهای که میگوید چیست؟ شاید از داریوش بگوید، شاید از کاروانهایی که قرنها از پای این کوه گذشتهاند، شاید از جهانگردانی که از دیدن این سنگها شگفتزده شدند اما بعید است از خودش بگوید؛ چون تاریخ کرمانشاه همیشه بیشتر از آنکه گفته شود، خوانده شده است. اما سوال اصلی این است که کرمانشاه را از کجا باید خواند؟ از نخستین واژهای که داریوش بر سینه بیستون حک کرد؟ از نقش شکار خسروپرویز در طاقبستان؟ از سطرهایی که ابنحوقل هزار سال پیش درباره «قرمیسین» نوشت؟ یا از کتابی که امروز در قفسههای کتابخانه کرمانشاهشناسی خاک میخورد؟ پاسخ هرچه باشد، یک حقیقت تغییر نمیکند؛ کرمانشاه از معدود سرزمینهایی است که پیش از آنکه در کتابها ثبت شود، قدمت، تاریخ، فرهنگو تمدن خود را بر سنگها نوشته است، شاید به همین دلیل باشد که برای شناخت کرمانشاه، پیش از ورق زدن کتابها باید چشم به سنگها دوخت؛ سنگهایی که هزاران سال است حافظه این سرزمین را حفظ کردهاند.
جالب است بدانید که «فریا استارک» جهانگرد انگلیسی در خاطرات سفرش به کرمانشاه میگوید: «شبی بارانی بود که به کرمانشاه رسیدم. فردای آن روز خستگی راه را کنار گذاشته و راهی بیستون شدم؛ گویی برای شناخت این شهر باید نخست روایت سنگها را خواند». شاید هنوز هم کرمانشاه را باید همینگونه شناخت؛ شهری که پیش از آنکه در خیابانهایش قدم بزنی باید لابهلای کتابها، سفرنامهها و کتیبههایش ورق بخورد. در هر حال در تقویم ایرانی پس از سالها، روزی به نام کرمانشاه ثبت شد؛ استانی که فقط نامش قرنها قدمت دارد. شاید خالی از لطف نباشد که به این سوال دیرینه و رایج پاسخ داد که اصلا قدیمیترین نام واقعی کرمانشاه چه بوده است؟ به همین دلیل برای واکاوی ریشه نام کرمانشاه؛ فراز و فرود تاریخی این سرزمین و چالشهای پژوهش در این حوزه با محسن درکه پژوهشگر و تاریخپژوه کرمانشاه به گفتوگو نشستیم.
کرمانشاه چگونه کرمانشاه شد؟
محسن درکه پژوهشگر و تاریخپژوه کرمانشاه با اشاره به پیشینه نام کرمانشاه به خبرنگار ایبنا گفت: برای شناخت نام این شهر باید آن را بر اساس توالی تاریخی بررسی کرد زیرا کرمانشاه در دورههای مختلف با نامهای متفاوتی شناخته شده و هر یک از این نامها بخشی از تاریخ این سرزمین را روایت میکند.
وی افزود: قدیمیترین نامی که تاکنون برای این منطقه یافتهام «اِلیپی» است که قدمتی حدود چهار هزار سال دارد و به معنای «سرزمین کوهستانی» است. در کتاب تاریخ ماد اثر ایگور دیاکونوف نیز از شهری در نزدیکی کرمانشاه با این نام یاد شده است، هرچند قلمرو الیپی گستردهتر از محدوده کنونی کرمانشاه بود اما با توجه به مختصات ذکر شده در این کتاب، احتمال میدهیم مرکز آن در همین منطقه قرار داشته باشد.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: پس از آن، در دوره هخامنشی نیز از این منطقه با نام «کامباد» یا «کامبد» یاد شده که مرحوم حسن پیرنیا در کتاب تاریخ ایران باستان به آن اشاره کرده است.
وی درباره دیدگاههای موجود پیرامون منشأ نام «کرمانشاه» گفت: برخی این نام را به دوره ساسانی و لقب بهرام چهارم نسبت میدهند و حتی در شاهنامه فردوسی نیز به این لقب اشاره شده است اما آنچه از مطالعات تاریخی برمیآید، این نظریه را به صورت قطعی تأیید نمیکند.
درکه تصریح کرد: مرحوم محمدتقی مکری و میرجلالالدین کزازی نیز معتقد بودند اگر بهرام چهارم در کرمانشاه حضور و جایگاه ویژهای داشته، باید دستکم اثری از خود در این منطقه بر جای گذاشته باشد در حالی که تاکنون چنین شواهدی به دست نیامده است؛ بنابراین نمیتوان با اطمینان منشأ نام کرمانشاه را به او نسبت داد.

ردپای تاریخ در نام یک شهر
وی با اشاره به نام این شهر پس از ورود اسلام اظهار کرد: در منابع تاریخی از این منطقه با نامهای «قرمیسین» و «قرماسین» یاد شده است. بسیاری از پژوهشگران ادبی بر این باورند که این واژهها در حقیقت شکل دگرگونشده «کرمانشاهان» هستند؛ همان نامی که امروز نیز مردم بومی استان آن را با تلفظ «کرماشان» به کار میبرند.
این پژوهشگر کرمانشاهشناسی خاطرنشان کرد: در دوره آققویونلو، کرمانشاه با عنوان «حوزه علیشکر» شناخته میشد. علیشکر یکی از حاکمان آن دوره بود که بر بخش وسیعی از غرب ایران حکومت میکرد و این منطقه نیز به نام او شهرت یافت. در دوره زندیه و بهویژه قاجار، نام «کرمانشاهان» رواج بیشتری پیدا کرد و در بسیاری از اسناد و منابع تاریخی نیز با همین عنوان ثبت شد.
درکه درباره تغییر نام کرمانشاه پس از انقلاب اسلامی نیز گفت: پس از انقلاب، نام کرمانشاه به «باختران» تغییر یافت اما این نام از همان ابتدا با واکنش پژوهشگران روبهرو شد.
وی افزود: مرحوم مکری در یادداشتی مفصل تأکید کرد که واژه «باختر» در اوستا به معنای «غرب» نیست و حتی بار معنایی مناسبی ندارد. همین دیدگاهها موجب شد تلاشها برای بازگرداندن نام تاریخی کرمانشاه آغاز شود.
درکه ادامه داد: در سالهای بعد شخصیتهایی همچون مرحوم ارسلان صفایی و جمعی دیگر از پژوهشگران و نمایندگان استان برای احیای نام کرمانشاه پیگیریهای فراوانی انجام دادند. یکی از مهمترین مستنداتی که در این مسیر ارائه شد، نامهای منسوب به امام حسن عسکری(ع) خطاب به احمد بن اسحاق از یاران ایشان در سرپل ذهاب بود که در آن از این منطقه با عنوان «کرمانشاهان» یاد شده است. همین مستندات در نهایت زمینه بازگشت نام تاریخی شهر را فراهم کرد.
وی در ادامه به مهمترین منابع پژوهشی تاریخ کرمانشاه اشاره کرد و گفت: در حوزه کرمانشاهشناسی آثار ارزشمندی منتشر شده که از جمله آنها میتوان به کتاب «کرمانشاهان باستان» اثر مرحوم جلیلی و مسعود گلزاری، آثار پژوهشی آقای سلطانی، کتابهای آقای کشاورز و همچنین کتاب «کرمانشاه در زمان قاجار» نوشته مرحوم استاد بیری اشاره کرد که هر یک بخشی از تاریخ این دیار را روایت کردهاند.
درکه با اشاره به آثار پژوهشی خود نیز اظهار کرد: مجموعه «دانشنامه تاریخی کرمانشاهان» حاصل سالها پژوهش در این حوزه است که تاکنون پنج جلد آن منتشر شده است. جلد نخست به کرمانشاه باستان و آثار تاریخی، جلد دوم به کرمانشاه پس از اسلام، جلد سوم به کرمانشاه در دوره قاجار، جلد چهارم به تاریخ انقلاب مشروطه و جلد پنجم به جنگ جهانی اول اختصاص دارد.

وی افزود: پنج جلد دیگر این مجموعه نیز در دست انتشار است که موضوعاتی همچون کرمانشاه در دوره پهلوی اول و دوم، کرمانشاه در جنگ ایران و عراق، جغرافیای شهری کرمانشاه و دانشنامه جامع تاریخی کرمانشاه را در بر میگیرد.
کرمانشاهشناسی؛ پژوهش در سایه کمتوجهی
درکه با اشاره به وضعیت پژوهشهای کرمانشاهشناسی، نقش دانشگاهها و مراکز علمی را در تولید دانش بومی کمتر از ظرفیتهای موجود دانست و اظهار کرد: با وجود اینکه کرمانشاه از دانشگاههای متعدد، استادان توانمند و مراکز آموزش عالی برخوردار است اما متأسفانه در حوزه تاریخ و فرهنگ استان فعالیت چشمگیری از سوی این مراکز دیده نمیشود.
وی افزود: کرمانشاه در بسیاری از رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران از جمله نهضت ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب مشروطه نقشآفرین بوده است اما کمتر شاهد آن هستیم که دانشگاهها برای این مناسبتها نشستهای علمی، همایش، فراخوانهای پژوهشی یا برنامههای تخصصی برگزار کنند. در حالی که این مراکز میتوانند نقش مهمی در معرفی و بازخوانی تاریخ استان ایفا کنند، این ظرفیت تاکنون آنگونه که باید فعال نشده است.
این پژوهشگر تاریخ خاطرنشان کرد: دانشگاهها یکی از مهمترین بازوهای فرهنگی هر استان هستند و از امکانات و بودجههای فرهنگی نیز بهره میبرند اما زمانی که در حوزه تاریخ و فرهنگ بومی فعالیتی صورت نگیرد طبیعی است که جامعه نیز به مرور از گذشته و هویت خود فاصله بگیرد. وقتی خودمان شهر و فرهنگ خود را نشناسیم، نباید انتظار داشته باشیم دیگران آن را بشناسند.
تاریخی که کمتر خوانده شده است
وی با تأکید بر اینکه آموزش مهمترین عامل حفظ هویت فرهنگی است، تصریح کرد: بیتوجهی به تاریخ و فرهنگ کرمانشاه، نسلهای آینده را از ریشههای خود دور میکند و این موضوع در بلندمدت به هویت فرهنگی استان آسیب میزند.
درکه در ادامه، درباره میزان دسترسی مردم به منابع کرمانشاهشناسی نیز اظهار کرد: آثار پژوهشی این حوزه همچنان اندک است و بخش قابل توجهی از کتابهایی که نوشته میشوند نیز به دلیل هزینههای بالای چاپ یا منتشر نمیشوند یا با شمارگان بسیار محدود در اختیار مخاطبان قرار میگیرند.

وی افزود: انتشار یک کتاب پژوهشی هزینه زیادی دارد و وقتی حمایت مالی لازم وجود نداشته باشد، بسیاری از آثار هرگز به دست مخاطب نمیرسند. از سوی دیگر، قیمت کتاب نیز باعث شده بسیاری از مردم امکان تهیه این منابع را نداشته باشند.
این پژوهشگر کرمانشاهشناسی ادامه داد: در چنین شرایطی، بسیاری از افراد اطلاعات خود را از فضای مجازی به دست میآورند؛ فضایی که بخش زیادی از مطالب آن مستند نیست و بر پایه منابع معتبر تاریخی نوشته نشده است. همین مسئله موجب میشود بسیاری از واقعیتهای تاریخی بهدرستی شناخته نشوند یا به مرور دستخوش تحریف شوند.
وی درباره ضرورت روایت تاریخ کرمانشاه نیز گفت: اگر قرار باشد تاریخ این استان روایت شود، نباید آن را از دورههای متأخر آغاز کرد، بلکه باید از نخستین نشانههای حضور انسان در این سرزمین سخن گفت.
درکه افزود: تاریخ کرمانشاه از حضور انسانهای نخستین و نئاندرتالها آغاز میشود و این استان از کهنترین زیستگاههای انسانی به شمار میرود. آثار و محوطههای باستانی موجود، گواه این پیشینه طولانی هستند.
وی با اشاره به برخی از مهمترین محوطههای تاریخی استان اظهار کرد: تپه شیخیآباد در دینور، تپه گنجدره و تپه گاوانه اسلامآباد غرب از مهمترین نمادهای تمدن و استقرار انسان در این منطقه هستند و نشان میدهند کرمانشاه از هزاران سال پیش محل شکلگیری تمدن بوده است. از همین رو، روایت تاریخ کرمانشاه باید بر پایه این مستندات تاریخی و باستانشناسی شکل بگیرد و از همان نخستین دورههای حضور انسان آغاز شود.
هویت یک شهر، فراتر از آثار تاریخی
درکه، مهمترین پیام روز کرمانشاه را توجه به هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین دانست و اظهار کرد: اگر قرار باشد روز کرمانشاه تنها یک پیام برای مردم و مسئولان داشته باشد، آن پیام این است که تاریخ کرمانشاه را دریابند. اگر تاریخ، اسطورهها و بزرگان این شهر شناخته و معرفی نشوند، بهتدریج با بیهویتی فرهنگی روبهرو خواهیم شد؛ اتفاقی که به باور من امروز نیز تا حدودی نشانههای آن دیده میشود.
وی افزود: مهمترین سرمایه هر جامعه احساس تعلق مردم به شهر و سرزمینشان است. این دلبستگی زمانی شکل میگیرد که افراد گذشته، مفاخر و ریشههای فرهنگی محل زندگی خود را بشناسند. متأسفانه امروز وقتی در کرمانشاه قدم میزنیم، کمتر نشانی از بزرگان این شهر در فضاهای عمومی میبینیم و همین مسئله موجب شده نسل جوان ارتباط کمتری با هویت تاریخی خود برقرار کند.
این پژوهشگر تاریخ خاطرنشان کرد: وقتی رسانهها، کتابها و فضاهای شهری نتوانند مفاخر یک شهر را به مردم معرفی کنند، طبیعی است که احساس تعلق نیز کمرنگ شود. در حالی که اگر در میدانها، خیابانها و اماکن عمومی، تندیس یا نشانهای از شخصیتهای اثرگذار این شهر وجود داشته باشد، مردم بهویژه نسل جوان با آنان آشنا میشوند و این آشنایی به تقویت هویت فرهنگی و دلبستگی به شهر کمک میکند.
میراثی که باید ماندگار بماند
وی بر ضرورت تکریم مفاخر کرمانشاه تأکید کرد و گفت: این کار میتواند از طریق برگزاری همایشها، نشستهای فرهنگی، فعالیت انجمنهای تخصصی، ساخت تندیس و مجسمه شخصیتهای برجسته و همچنین نامگذاری خیابانها و معابر به نام مفاخر استان انجام شود. در کنار آن نصب تابلوهایی که مردم را با زندگی، خدمات و نقش این شخصیتها آشنا کند نیز میتواند در معرفی بهتر آنان مؤثر باشد.
درکه در ادامه درباره مهمترین اقدامی که در صورت برخورداری از امکانات و بودجه کافی برای حفظ و معرفی میراث کرمانشاه انجام میداد، اظهار کرد: نخستین اقدام من ایجاد یک فرهنگسرای عمومی و پویا در حوزه تاریخ و فرهنگ کرمانشاه بود؛ مکانی که همه علاقهمندان بتوانند در آن گردهم بیایند، جلسات و برنامههای فرهنگی برگزار کنند و بزرگان این شهر به شکلی شایسته معرفی و تکریم شوند.
وی افزود: در کنار آن ساخت تندیس مفاخر کرمانشاه در میدانها و فضاهای شهری، نامگذاری خیابانها به نام شخصیتهای اثرگذار و معرفی آنان از طریق تابلوهای اطلاعرسانی را در اولویت قرار میدادم تا مردم بدانند این بزرگان چه کسانی بودهاند، چه خدماتی ارائه کردهاند و چه نقشی در تاریخ و فرهنگ این دیار داشتهاند.
این پژوهشگر کرمانشاهشناسی تصریح کرد: در معرفی مفاخر نباید نگاههای قومی، سیاسی یا سلیقهای دخالت داده شود. هر شخصیتی که برای کرمانشاه افتخار آفریده و در اعتلای نام این شهر نقش داشته است، باید فارغ از هر گرایش و دیدگاهی به جامعه معرفی شود.
درکه تأکید کرد: اگر قرار باشد بودجهای برای توسعه استان اختصاص یابد، بخش مهمی از آن باید صرف فعالیتهای فرهنگی، بهویژه پژوهش، مستندسازی و معرفی تاریخ کرمانشاه شود. بسیاری از آسیبهایی که امروز با آن روبهرو هستیم از ناآشنایی با تاریخ و هویت خودمان ناشی میشود و تا زمانی که شهر و گذشته خود را بهدرستی نشناسیم، نمیتوانیم از میراث فرهنگی و تاریخی آن نیز بهخوبی پاسداری کنیم. شاید روز کرمانشاه بیش از آنکه تنها یک مناسبت در تقویم باشد، یادآور مسئولیتی مشترک برای شناخت، روایت و پاسداشت شهری باشد که تاریخ آن از دل هزاران سال تمدن گذشته و هنوز ناگفتههای بسیاری برای نسل امروز دارد.
نظر شما