به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرج، این رمان با فضایی وهمآلود و آمیخته به عناصر اسطورهای و فولکلور، داستانی را روایت میکند که در آن طبیعت، راز و باورهای کهن درهم میآمیزند.
نویسنده با خلق فضایی سرشار از رمز و راز، مخاطب را به درهای دورافتاده میبرد که هر گوشه از آن حامل روایتی ناشناخته است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«در گذشته، تاریکی اینچنین در قلب و روح و رخ و صدای آدمی پیدا نبود. تاریکی در زمانهای خیلی دور، در شب و کنج خلوت و اعماق غارها و زیر سایه درختان گردو و میان درههای سوتوکور پنهان بود.
در زمانهای خیلی دور، در پشت کوه عمار، درهای بود عمیقِ عمیق. در میان دره، درختان گردویی بودند بلندِ بلند... دره گردو جایی بود مملو از اسرار. درختان تنومند گردو در ساعتهای مشخصی از روز بوهای اسرارآمیزی از خود متصاعد میکردند. هر آنکه این بو را فرو میداد، دچار نشئگی میشد و بعضی نیز صداهایی از عالم غیب میشنیدند... هیچکس، حتی رمالان و ساحران و جادوگران نیز جرئت آن را نداشت که شبی را در دره گردوها سپری کند».
نظر شما