به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، فرهاد حسنزاده در رویداد «کودکتاب» درباره تأثیر ارتباط در نگاه خود به ادبیات کودک گفت: کار کردن با بچهها به من ایده میداد و وقتی آثار آنها را میخواندم، کمک میکرد وارد دنیای ذهنی کودکان شوم و شناخت بیشتری از ادبیات کودک پیدا کنم.
وی ادامه داد: در این مسیر میدیدم بسیاری از نویسندگان از کودکی خودشان مینوشتند و از آن عبور میکردند، در حالی که نویسنده باید شناختی از دنیای کودک داشته باشد.
حسنزاده درباره رمان «هستی» که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را منتشر کرده است، گفت: این رمان درباره روزهای آغازین جنگ هشتساله است و با شناختی که از مخاطب داشتم، عنصر طنز را وارد آن کردم. شخصیت اصلی «هستی» دختری است که جسورانه رفتار میکند و همین ویژگی، در شکلگیری شخصیت او و روایت داستان نقش دارد.
این نویسنده با اشاره به دورهای که پس از فاصله گرفتن از به آموزش کودکان پرداخت، گفت: کلاسهای آموزشی برای بچهها برگزار کردم و آنچه آموخته بودم را با روشهای نوین آفرینش خلاقانه با آنها به اشتراک گذاشتم. این کلاسها ابتدا به صورت حضوری برگزار میشد و در دوره کرونا به شکل مجازی ادامه پیدا کرد.من به آموزش و نوشتن به صورت بازی نگاه میکنم و تلاش دارم بچهها الزاماً نویسنده نشوند، بلکه وارد بازی شوند و از آن لذت ببرند.
حسنزاده درباره فعالیتهای اخیر خود نیز گفت: نوشتههایی درباره الفبا و روانخوانی الفبا دارم که با بازی همراه است. نشریه «بچههای ما» از شعر و داستان گرفته تا سردبیری با اداره بچهها همراه است و تلاش کردهایم با ذهنیت و خلاقیت کودکان همراه باشیم. ایدهها از خود بچهها میآید و در شماره بعدی نیز بخشی از ایدهها و نوشتههای آنها بازنشر میشود.
ایدههایی که از زندگی و هنر میآیند
حسنزاده درباره شکلگیری ایدههای آثارش اظهار کرد: ایده کتاب از راههای مختلف به دستم میرسد که گاهی به صورت الهام و جوشش از درون و گاهی به شکل کوششی و از سوی ناشر بر میآید. گاهی شنیدن یک سمفونی، دیدن یک فیلم یا تلنگر گرفتن از یک اثر هنری، زمینه شکلگیری یک ایده میشود.
حسنزاده با اشاره به تغییر مسیر خود در نویسندگی گفت: از یک مقطع به بعد توانستم مفاهیم فلسفی را وارد داستان کنم. در مسیر زندگی، اگر بتوانم باری از دوش کسی بردارم، همین اتفاق میتواند باعث شود جامعه احساس خوشبختی بیشتری کند. پنج حس در همه انسانها وجود دارد، اما به اندازه زندگی و تجربه آنها متفاوت است و در یک هنرمند، این حسها گاهی بیش از اندازه فعال هستند. کودکان میتوانند با همین حسها دنیای اطراف خود را بهتر بشناسند و ادبیات نیز میتواند به این شناخت کمک کند.
کتاب کودک نباید بار تعلیم و تعلم را بر دوش بکشد
حسنزاده درباره کارکرد کتاب کودک گفت: کتاب کودک قرار نیست بار تعلیم و تعلم را بر دوش بکشد و کودک باید ابتدا از کتاب سرگرم شود و حرفهای ناگفته زندگی و تجربههای کودک نیز میتواند از طریق کتاب تکمیل شود. من به عنوان نویسنده به نوشتن نگاه بازی دارم و مخاطب نیز باید این ویژگی را تجربه کند.
او افزود: در برخی آثارم بخشی را قرار میدهم که مخاطب آن را کامل کند تا ارتباطی تعاملی میان اثر و خواننده شکل بگیرد. کتابها بلیت یک سفر هستند تا کودک بتواند با آن همراه شود و در نهایت با یک حس خوشایند از آن بازگردد.
این نویسنده با اشاره به تأثیر بلندمدت ادبیات بر مخاطب گفت: گاهی اثر یک کتاب در همان دوران کودکی خودش را نشان نمیدهد و ممکن است در بزرگسالی یا حتی در درازمدت بروز پیدا کند. وقتی به عنوان نویسنده پای نوشتن اثر مینشستم، پارامترهایی وجود داشت که شاید به شکل آگاهانه متوجه آنها نبودم و بعدها یک منتقد موشکافانه به اثر نگاه میکرد و به همان موارد اشاره میکرد.
این نویسنده تأکید کرد: به نظرم اثر باید چندوجهی باشد تا مخاطب بتواند برداشت خودش را از آن داشته باشد و هر خواننده متناسب با تجربه و نگاه خود با اثر ارتباط برقرار کند. اگر مطالعه از خانواده و در ابتدا از والدین آغاز شود، بچه هم آن را یاد میگیرد. مدرسه، معلمان و کتابخانههای مدارس نیز در این زمینه نقش مهمی دارند که زمانی وجود داشتند و برای نسل ما مشوق خوبی برای مطالعه بودند.
نظر شما