سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «فاسادیسم» با ترجمه یاسر جعفری، هماکرمانیان و حمید محمود اثری قابل تامل از جاناتان ریچاردز است که در مجموعه دانش مرمت از سوی نشر «فارسیا» منتشر شد. فاسادیسم به معنای حفظ نماهای تاریخی است. جاناتان ریچادرز در این کتاب با نگاهی تحلیلی و انتقادی، فراتر از داوریهای سطحی، فاسادیسم را در بستر پیچیده فلسفههای معماری، نظریههای منظر شهری، اصول حفاظت میراث، سیاستهای برنامهریزی شهری و نیروهای بازار زمین و ساختمان بررسی میکند.
نویسنده نشان میدهد که فاسادیسم نه صرفا یک انتخاب زیباییشناسانه، بلکه محصول تعامل میان ارزشهای فرهنگی، ملاحظات اقتصادی و تصمیمهای سیاسی در شهرهای قرن بیستم است. این اثر با تکیه بر مطالعات موردی واقعی و ارجاع به نمونههای اجرا شده، تصویری جامع از علل پیدایش، پیامدها و تناقضهای فاسادیسم ارائه میدهد و خواننده را به بازاندیشی در نسبت میان «حفاظت»، «نوآوری» و «توسعه شهری» فرا میخواند. رویکرد فاسادیسم یا نماگرایی یکی از پدیدههای بحث برانگیز معماری معاصر است که تنها نمای بیرونی بنای تاریخی در شهر حفظ و تمام ساختار، فضا و عملکرد درونی آن برای پاسخگویی به نیازهای جدید شهر و معماری دگرگون میشود. این کتاب نگاهی تحلیلی و انتقادی به این مفهوم است. با یاسر جعفری به مناسبت هفته میراث فرهنگی گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
در ابتدا بفرمایید هدف از مجموعه دانش مرمت چیست؟ و در این مجموعه چه کاری قرار است صورت بگیرد؟
مجموعه «دانش مرمت» با این هدف شکل گرفته که بخشی از ادبیات نظری و تجربی حوزه حفاظت معماری و مرمت شهری که در سطح بینالمللی تولید شده، در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار گیرد. در سالهای اخیر مسائل مربوط به حفاظت از میراث معماری، بازآفرینی بافتهای تاریخی و مدیریت شهرهای تاریخی اهمیت زیادی پیدا کرده است، اما منابع نظری فارسی در این حوزه هنوز محدود است. مجموعه نشر فارسیا و گروه پژوهشگرش تلاش میکند با ترجمه و معرفی آثار مهم، گفتمان علمی مرمت و حفاظت شهری را تقویت کند و پلی میان تجربههای جهانی و مسائل شهرهای ایران ایجاد کند.
فاسادیسم بخش سوم این مجموعه است لطفا به اختصار درباره دو بخش قبلی هم توضیح بدهید؟
در دو کتاب نخست این مجموعه تلاش شده به برخی از مفاهیم بنیادی در حوزه حفاظت و مرمت پرداخته شود؛ در کتاب اول با عنوان آسیبشناسی ساختمان به تکنیکهای عملکرد بنا و کالبد پرداخته شده و در کتاب دوم با عنوان سیاست و قانون در حفاظت از میراث فرهنگی به موضوع مدیریت و رویکردها پرداخته شد. مفاهیمی که به درک بهتر ارزشهای معماری تاریخی، شیوههای مداخله در بناهای قدیمی و نسبت میان توسعه شهری و حفاظت میراث کمک میکنند. در ادامه همین مسیر، توجه کتاب «فاسادیسم» به مبانی نظری است و به یکی از مباحث مهم و نسبتاً مناقشهبرانگیز در معماری معاصر یعنی حفظ نما و دگرگونی ساختار داخلی بناها میپردازد. در گامهای بعدی موضوعات تجربیات و پروژهها پرداخته میشود.

فاسادیسم چیست؟ و چه کارکردهایی دارد؟
فاسادیسم در واقع یک رویکرد اجرایی با پشتوانهای فلسفی است که تلاش میکند، هر دو مقوله حفاظت و توسعه را به صورات توامان در نظر بگیرد؛ به لحاظ مفهومی، حفظ یک بدنه تاریخی به شکل اصیل و احداث ساختاری جدید بر اساس نیازهای روز در پس این بدنه را فاسادیسم مینامند؛ ممکن است بدنه مذکور حفظ شده و ساختار به آن اضافه شود که پیچیدگیهای اجرایی فراوانی را دارد، و ممکن است یک ساختار جدید، با نمایی مشابه با یک الگوی تاریخی به صورت نعل به نعل اجرا شود.
اگر این اقدام در راستای حفظ و تقویت منظر شهری باشد، مفهوم به درستی درک و پیادهسازی شده است، ولی برای مثال، اجرای یک نمای تاریخی در مکانی که ارتباطی با سوژه ندارد حاصل از درک ناصحیح رویکرد مذکور است. بهترین مصداق را میتوان در شرایطی دانست که نمایی در یک بدنه تاریخی با همه جزئیات مربوطه حفظ شده و ساختاری جدید در پس آن صاحب حیات مجدد شود. این رویکرد، به لحاظ ابعاد منظر شهری، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی و مقوله حفاظت شهری، اهمیت زیادی دارد که میتوان با پایش در بستر شهرهای ایران، با دقت نظر بیشتری و به صورت علمی این موضوع را به بحث گذاشت.
از چه زمانی پدیده فاسادیسم رواج یافت؟
این رویکرد، به شکلی ساده همواره در معماری جاری بوده است؛ به طور ساده، تغییرات اندک در فضای داخلی ساختمان یا حذف دیوار، ایجاد بازشو یا بسیار موارد دیگر، موضوعاتی بودهاند که در بسیاری از آثار معماری تاریخی ایران نیز شاهد آن هستیم، به این ترتیب که شاکله یا نمای ساختمان حفظ شده است ولی در داخل، تغییراتی صورت پذیرفته است.
ولی از نگاه حرفهایتر، معمارانی بودند که نام آنها با این رویکرد گره خورده است؛ برای مثال، در میانه قرن شانزدهم میلادی، معمار بزرگ ایتالیایی به نام آندرا پالادیو که در اروپا به عنوان یک معمار صاحب سبک شناخته میشود و بسیاری از آثار متاخر را نیز با سبک پالادیانیسم میشناسند، در پس نمای بسیاری از آثار قرون وسطی، دست به تغییرات عظیم زد و در عین حال، نمای تاریخی مذکور را حفظ نموده است. وی قواعد کلاسیک را در آن زمان شکست و میان نما و فضای داخلی، یک جدایی مفهومی با هدف حفظ نمای قرون وسطایی ایجاد کرد. در انگلستان نیز کریستوفر رن، معمار شهیر بریتانیایی قرن هفدهم میلادی، اقدامات مشابهی با رویکرد یکسان انجام داد و برای مثال، در همپتون کورت یک نمای کلاسیک را در مقابل بنای مخروبه قرونوسطایی الحاق کرد.
نهایتا با فروکش کردن تب تند جریان مدرنیسم در اروپا، افراد بسیاری در حوزه های مختلف دست به اقداماتی برای حفظ گذشته، منظر شهری، تاریخ و هویت از دست رفته شهرهای تاریخی زدند؛ نشریات، سینما، رسانه و البته معماری وظیفه یافتند تا برای پاسداری از این هویت در معرض خطر کاری از پیش ببرند. در اروپا و به طور خاص بریتانیا و فرانسه، موج تخریبها فروکش کرد و درست در سه دهه آخر قرن بیستم، مجددا بناهای تاریخی در مرکز توجه قرار گرفتند ولی موج تخریبها از یکسو و نیازهای جدید جامعه از سوی دیگر، بار دیگر مقوله فاسادیسم را در مرکز توجه قرار داد.
چرا از میان آثاری که درباره فاسادیسم است این کتاب را انتخاب کردهاید. لطفا درباره نویسنده کتاب نیز توضیح بدهید؟
کمبود منابع تراز اول در حوزههای منظر شهری و حفاظت از شهر تاریخی و منظر آن، از دوران تحصیلات دانشگاهی بخشی از دغدغههای گروه ترجمه بود. با افزایش ارتباطات دانشگاهی، امکان سفارش کتب و منابع لاتین و همچنین رونق نشر الکترونیک در میانه دهه هشتاد خورشیدی، شماری از کتب مورد نظر در این حوزهها در اختیار گروه قرار گرفت که کتاب حاضر به همراه کتابی دیگر با عنوان فاسادیسم و هویت شهری، بیش از هر منبع دیگری به صورت علمی روی موضوع حاضر تمرکز علمی داشته و به خوبی به آن پرداخته بودند. از این رو تصمیم بر این شد که کتاب مذکور در دستور کار ترجمه قرار گیرد و پس از دریافت بازخوردهای مربوطه، در صورت نیاز جامعه هدف به کتاب بعدی بپردازیم؛ متاسفانه از آغاز ترجمه تا چاپ کتاب، زمان زیادی صرف شد و خوشبختانه، موضوع در جامعه بیشتر شناخته شد.
کتاب حاضر را شاید بتوان کاملترین و در عین حال فشردهترین مطلب علمی در خصوص فاسادیسم دانست که گروههای مختلف متخصص و علاقهمند، در سطوح مختلف اعم از دانشجو تا صاحبان حرفه، امکان درک و ایجاد ارتباط با متون را دارند. نویسنده کتاب، جاناتان ریچاردز، معمار و شهرساز بریتانیایی است که در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی، به واسطه فعالیت بهعنوان طراح و برنامهریز شهری در شهر بریستول، تحت تاثیر تغییرات شدید ناشی از تفکر تجاریسازی حاکم که منجر به تخریبهای گسترده شهر شد، قرار گرفت و در جریان تغییر این تفکرات و تلاش برای حفظ دانههای ارزشمند و منظر شهری، شاهد شکلگیری رویکردی شد که به لحاظ فنی همان مفهوم فاسادیسم را یدک میکشیدند بدون آنکه چنین قصدی داشته باشند. نویسنده بر این اساس، زمانی که روی رساله کارشناسی خود در زمینه برنامهریزی شهری کار میکرد، فرصت یافت تا به مقوله نماگرایی نگاه ژرفتری داشته باشد و در واقع کتاب حاضر، حاصل همین مطالعات و ارزیابیها محسوب میشود.
آیا نماگرایی باعث نمیشود اطلاعات تاریخی نهفته در ساختارهای پشت نمای فضاهای تاریخی از بین برود؟
عمده اقداماتی که با مفهوم فاسادیسم یا نماگرایی شناخته میشوند، مرتبط با ابنیهای هستند که در دست تخریب و بازسازی قرار داشته و حفظ نمای مذکور، به عنوان آخرین گام برای حفظ منظر شهر تاریخی به حساب میآید.
اگر به این موضوع از منظر ارتباط میان ساختار و نما بنگریم، این گسست مشاهده میشود اما چناچه به مزایای اقتصادی، اجتماعی و منظر شهری توجه داشته باشیم، این نقصان قابل چشمپوشی خواهد بود. باید دید که چه چیز از دست میدهیم و چه چیز به دست میآوریم. دادهها و اطلاعات مورد نظر در شرایط تخریب، خواه و ناخواه از دست خواهند رفت، باید تصمیم گرفت که فاسادیسم چه ارزش افزودهای برای ما خواهد داشت.
این بررسی چنانچه منصفانه، غیرمغرضانه و در راستای منافع جمعی صورت پذیرد، گاه میتواند حکم به منع فاسادیسم داده و گاه میتواند نتایجی در جهت تایید آن داشته باشد. بیش از هر چیز، ظرف زمان و مکان را نیز باید در نظر گرفت و سپس در این خصوص اظهار نظر داشت.

فاسادیسم یا نماگرایی در ایران چه سابقهای دارد؟
فاسادیسم با مفهوم علمی یا جدید آن چندان جایگاهی در ایران ندارد؛ کما اینکه حفاظت نیز به معنای مدرن آن در ایران جایگاه تاریخی نداشته و دیدگاه سنتی حفاظت با مفهوم مدرن، تفاوتهای عمدهای دارد ولی در هر صورت، هر دو نگاه همواره با مفهوم ایرانی در جریان بوده است؛ همانطور که قبلا ذکر شد، تغییرات ساده در ساختمان بدون اینکه تغییر در کلیت آن ایجاد کنیم، شکل خفیفی از همین مفهوم است کما اینکه در بسیاری از آثار ارزشمند و نفیس ملی، شاهد تغییرات ادواری در داخل و خارج ساختمان هستیم که بعضا برای مخاطب عام و ناظر خارجی، شاید قابل تشخیص نباشد.
پدیده نماگرایی در ایران چقدر با اصول علمی و روشهای شناخته شده همراه بوده و چه مشکلاتی را دربردارد؟
این رویکرد فاقد پشتوانه علمی و دانشگاهی در کشور ایران بوده و معمولا در سطح روایت شفاهی متوقف شده است؛ فقدان منابع مکتوب در این زمینه چه از نظر مقاله چه کتاب، گواه این مدعاست. طرح این موضوع در مجامع علمی نیز معمولا از هر دو جانب سنتگرایان و نوگرایان، بدون دلایل مشخص یا علمی مردود دانسته میشود و هیچگاه تبدیل به یک کرسی علمی نشده است. شاید فقدان یک دیدگاه میانهگرا را بتوان عامل این امر دانست. نگاهی که بدون هر گونه اصرار و ابرام بر تفوق دیدگاه خاص، صرفا بر اساس منافع اقتصادی، اجتماعی و از همه مهمتر، توجه به محدودیتهای ابنیه موجود، نیازها و خواستههای بهرهبرداران به یک رویکرد بینابینی منتج شود.
در بخشی از کتاب به انتقال سرمایههای بازار مسکن به سوی فضاهای تاریخی اشاره شده است آیا این مساله در ایران نیز امکانپذیر است؟
در بسیاری از کشورها، سرمایهگذاری در بافتهای تاریخی یکی از ابزارهای مهم بازآفرینی شهری بوده است. در ایران نیز این امکان وجود دارد، اما تحقق آن نیازمند سیاستهای تشویقی، چارچوبهای حقوقی روشن و برنامهریزی شهری منسجم است. اگر چنین شرایطی فراهم شود، سرمایهگذاری در فضاهای تاریخی میتواند هم به حفظ میراث شهری کمک کند و هم به رونق اقتصادی این مناطق بینجامد.
دیدگاه شما درباره فاسادیسم بهطور کلی چیست و در ایران چه کاربردی دارد؟
فاسادیسم همانند هر نحله فکری دیگر در حوزه طراحی شهری و معماری، مزایا و معایب خود را دارد. تایید و رد آن کاملا منوط به شرایط و موقعیت اثر بوده و پیش از هر چیز، باید ارزیابی کرد که آیا اتخاذ آن در راستای مصلحت عمومی هست یا خیر. در بسیاری موارد، حفظ، تثبیت یا کپی کردن نماهای تاریخی خاص بهواسطه کیفیاتی که دارند و اهمیتشان در منظر شهری، با منافعی برای جامعه همراه خواهد که باعث کاهش در هزینههای اجتماعی اولیهای خواهد شد که به جامعه تحمیل شده است. به این منظور، اتخاذ چنین رویکردهایی در شهرهای تاریخی که عمدتا در دهه های اخیر تلاش های عمومی برای حفظ روح تاریخی شهر صورت پذیرفته است، میتواند تا حد زیادی گره گشای رفع تعارض میان حفظ منافع فردی و عمومی باشد.
آینده شهرهای تاریخی ایران را چگونه میبینید؟
آینده شهرهای تاریخی ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که بتوانیم میان حفاظت از میراث شهری و نیازهای زندگی معاصر تعادل برقرار کنیم. اگر سیاستهای شهری به سمت بازآفرینی هوشمندانه و بهرهبرداری پایدار از بافتهای تاریخی حرکت کند، این مناطق میتوانند به یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی و اقتصادی شهرها تبدیل شوند. اما این امر نیازمند نگاه بلندمدت، برنامهریزی دقیق و مشارکت میان متخصصان، مدیران شهری و جامعه محلی است.
نظر شما