سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - محمدحسن ابوالحسنی؛ کتاب «زندگینامه فکری محمد مجتهد شبستری(an intellectual biography of Mohammad mojtahed shabestari)» به زبان انگلیسی توسط انتشارات راتلج در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این کتاب در ۲۹۶ صفحه و نوشتۀ کتایون امیرپور است.
امیرپور استاد برجسته اسلامشناسی در دانشگاه کلن است. کتاب حاضر تحت مجموعۀ مطالعات ایرانی (Iranian studies) انتشار یافته که توسط همایون کاتوزیان و محمد توکلی طرقی هدایت و تدوین میشود. این کتاب مروری مفصل بر زندگی و تکوین افکار مجتهد شبستری است و سیر تحول او را از کودکی تاکنون دنبال میکند. کتاب شامل ده فصل است که عبارتند از: ۱)کودکی و اوایل جوانی، ۲)آموزگاران، ایدهها، و تاثیرپذیریها در قم، ۳)در غرب، ۴)بازگشت، انقلاب، کنارهگیری، ۵)تبعید درونی، ۶)یک روشنفکر حوزه عمومی، ۷)اعلامشده به عنوان بدعتگذار، ۸)مسکوت در ایران، اما شنیدهشده در آلمان، ۹)من متهم میکنم (J’accuse)، ۱۰)یک پایان مقدماتی.
مطالعه این کتاب برای تمامی کسانی که به اندیشه و زندگی مجتهد شبستری علاقهمند هستند مفید است. محسن کدیور دربارۀ آن نوشته: «کتاب کتایون امیرپور دربارۀ محمد مجتهد شبستری، چشماندازی حیاتی دربارۀ این چهرۀ تاثیرگذار در بافتار اصلاحطلبی اسلامی در ایران پسا-انقلابی فراهم میکند. تحلیل امیرپور، جای خالی معناداری را که در فهم تکامل اندیشه روشنفکری در ایران وجود دارد پر میکند، بخصوص با تمرکز بر سهم مجتهد شبستری به عنوان متفکری اخلاقی. این گونه از مطالعه برای فهم چشمانداز پیچیدۀ گفتمان فکری و مذهبی در ایران (و فراتر) اهمیت دارد.»
***
امیرپور در مقدمهای که بر کتاب نوشته بحث مهمی دربارۀ سکولاریزاسیون مطرح میکند. در نیمه قرن بیستم، این تلقی وجود داشت که دین از حوزۀ عمومی رخت برخواهد بست. در دنیای غرب (و شاید دیگر نقاط دنیا) کاهش گرایش به دین به وضوح قابل مشاهده بود و انتظار میرفت که این کاهش به نحو فزاینده ادامه یابد. چارلز رایت میلز در ۱۹۵۹ اعلام کرد که دین به زودی از صحنۀ عمومی محو میشود. این تلقی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رواج گستردهای در دانشگاهها و رسانهها یافت و در پژوهشهای جامعهشناختی هم تکرار شد. اما بیداری مذهبی در آمریکای لاتین، انقلاب اسلامی در ایران، و ظهور جنبشها و جریانهای مذهبی در خاورمیانه این تلقی را باطل کرد. برخی جامعهشناسان در آستانه قرن بیست و یکم به این نتیجه رسیدند که باید در فرضیۀ سکولاریزاسیون تجدید نظر کرد و حتی آن را مرده پنداشت.
مارک لیلا، در مقالهای به تاریخ آگوست ۲۰۰۷ با اشاره به تجربۀ تاریخی ایران، به این نتیجه رسید که سکولاریزاسیون یک قاعده نیست بلکه احتمالا یک استثنای کمیاب است که باید بیش از همیشه ارج نهاده شود. دگرگونیهای چند دهه اخیر، سبب شده تا فرضیه سکولاریزاسیون اصلاح شود.
جوزه کازانووا (jose casanova) با تالیف کتاب ادیان حوزه عمومی در دنیای مدرن نسخهای اصلاحشده از سکولاریزاسیون ارائه کرد؛ او سکولاریزاسیون را به سه معنای متفاوت تعبیر کرد:
الف)نظریهای برای تفکیک نهادی دولت، اقتصاد و علم از هنجارهای دینی،
ب)نظریهای درباره زوال مستمر باورها و اعمال دینی که با برآمدن مدرنیزاسیون همراه است،
و ج)نظریهای دربارۀ خصوصی شدن دین که مقدمهای برای سیاست سکولار، مدرن و دموکراتیک است.
با قائل شدن به این تفکیک میتوان ادعا کرد که یک جامعه از برخی لحاظها ممکن است سکولار شود اما از لحاظی دیگر نه. امیرپور به برخی نظرسنجیهایی اشاره میکند (از جمله نظرسنجی موسسه گالوپ و موسسه گمان) که بر تحقق برخی وجوه سکولاریزاسیون در ایران اشاره میکنند. در ایران مدتهاست که مطالبهای برای سکولاریزاسیون وجود دارد؛ و در پاسخ به این مطالبه است که اندیشمندان به تالیف و نظریهپردازی مشغولند. بنابراین مولف، مجتهد شبستری را با مطالبۀ عظیم سکولاریزاسیون در ایران مرتبط میبیند. شبستری در ۱۹۳۶ میلادی به دنیا آمده و در مراتب روحانیت شیعه در سطح حجتالاسلام است. او بعد از تحصیل مذهبی در قم، در دهه ۱۹۷۰ میلادی راهی آلمان شده، جایی که با فلسفه هرمنوتیکی و الهیات مسیحی آشنا شده است. بنا بر سنت هرمنوتیکی، شبستری هر فرد مومن را به عنوان مفسر معتبر وحی مینگرد. او به فردیت و سوبژکتیویته مدرن به عنوان فضایی برای دینداری شخصی مینگرد. شبستری در افکار خود به این پرسشها میپردازد: هدف الهیات مدرن چه باید باشد؟ چه شکلی از حکومت مناسب دولت اسلامی است؟ آیا این حکومت میتواند دموکراسی و حقوق انسانی را برآورده کند؟ در نگاه امیرپور، شبستری نمونهای کمیاب از روحانیان ایرانی است که سکولاریزاسیون را دشمن دین تلقی نمیکند و درعینحال خواهان نجات ایمان است. او تقاضای گسترده برای سکولاریسم را در ایران شناسایی کرده و بدان پاسخ میگوید. شبستری، تقاضای دموکراسی و حقوق بشر را به رسمیت شناخته و آن را مطالبهای اساسی برمیشمرد. به زعم شبستری، دین میتواند در محقق ساختن یک جامعۀ مدنی جهانی مفید و نقشآفرین باشد؛ ادیان حاملان آن ارزشهای مشترک جهانی هستند که امروزه به نحو وسیعی مطالبه و پذیرفته شدهاند. شبستری توسط برخی محققان به عنوان پسا-اسلامگرا خطاب شده، اصطلاحی که در سال ۱۹۹۶ توسط آصف بیات معرفی شد و به وضعیت ایران اشاره داشت. محققان اشاره کردهاند که سه فرد یا جریان در ایران به طور مشخص پسا-اسلامگرا هستند: مجتهد شبستری، نو-شریعتیگرایان، و میرحسین موسوی و طرفدارانش. این سه فرد یا جریان بر لزوم اصلاح نهادهای سیاسی و ارائه خوانشی غیرسنتی از دین تاکید دارند. همچنین، مجتهد شبستری در کنار عبدالکریم سروش و حسن اشکوری، به عنوان نو-معتزلی شناسایی شده؛ اصطلاحی که به معتزلیان برمیگردد یعنی کسانی که به دو اصل «ارجاع به عقل» و «تفسیر قرآن به عنوان کلام پیامبر» قائل بودند. بااینهمه، شبستری خود اصطلاح نواندیش را ترجیح میدهد.
به طور کلی اهمیت و نفوذ شبستری را باید تحت نفوذ کلی روشنفکران در حیات سیاسی و فرهنگی ایران دید. مولف به این معترف است که روشنفکران تاثیر زیادی در فضای فکری ایران دارند؛ از انقلاب مشروطه و انقلاب ۱۳۵۷ تا سالهای اخیر، روشنفکران در جهت دادن به اندیشهها و مطالبات عمومی موثر بودهاند. مولف اشاره میکند که نقش روشنفکران دینی در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ به شکل ملموسی افزایش یافته و این نقشآفرینی با مشاهده کتب منتشرشده آنان قابل ردیابی است.
***
امیرپور به این نکته اشاره میکند که مجتهد شبستری در ایران با محدودیتهای بسیاری روبرو بوده اما در آلمان به خوبی از او استقبال شده است. شبستری در شناساندن الهیات معاصر اسلامی در آلمان نقش داشته و در جلسات و گروههایی که در این حوزه برگزار و تشکیل شدهاند حضور داشته است. او در سالهای اخیر به آلمان رفت و آمد داشته و توجه پژوهشگران آلمانی را جلب کرده است. اما در ایران است که محدودیتهای مختلفی برای او ایجاد میشود؛ به عنوان نمونه، در اکتبر ۲۰۱۶، از سخنرانی او در دانشگاه امیرکبیر جلوگیری شد.
در پی این اتفاق، شبستری بیانهای نوشت با عنوان «بار دیگر میگویم: اسلام کلیسا ندارد» و مراجع بلندپایه شیعه را به بحث و گفتگو دعوت کرد، دعوتی که پاسخ درخور از جانب مراجع نیافت اما جالب اینجاست که تعدادی روحانیون جوان و کمسابقهتر خود را برای گفتگو آماده اعلام کردند. این قبیل برخوردها نشان میدهد که در شرایط فعلی، از روشنفکران و اندیشمندان استقبال نشده بلکه تنها به زحمت تحمل میشوند.
در پایان باید انتشار «زندگینامه فکری محمد مجتهد شبستری» را یک اتفاق مثبت دید. این کتاب، فضای پیچیده فکری و فرهنگی ایران را برای مخاطبان بینالمللی شفافتر میسازد و به ایرانیان هم فرصت میدهد با جایگاه و بازخورد جهانی اندیشمندان خود بیشتر آشنا شوند.
نظر شما