اکبر قنبری، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سلیقهسازی در بازار کتاب را مسئلهای پیچیده و چندلایه دانست و بیان کرد: این مسئله ریشه در تبلیغات، نیازهای متغیر جامعه و حتی وضعیت اقتصادی دارد. نویسندگان یا چهرههای شناخته شده، کتابهایی را برجسته میکنند که نه با اکنون ما نسبتی دارند و نه با آیندهمان، مثلاً سخن گفتن از پُستمدرنیسم ایرادی ندارد، اما بیآنکه جامعه مدرنیسم را فهم کرده باشد، سخن از پستمدرنیسم بیجاست.
وی با بیان اینکه هنوز میان سنت و مدرنیته در رفتوآمدیم، ادامه داد: در جامعهشناسی سیاسی، کتابی که از تثبیت دموکراسی میگوید، مسئله امروز ایرانیان نیست. مخاطب باید کتابی بخواند که درد مرحله گذار را روایت کند.
مدیر انتشارات نگاه معاصر، افزود: اگر ناشران، موضوعات بیربط به نیازهای جامعه را منتشر کنند و سپس فضای مجازی آنان را برجسته کند، مخاطب بدون آنکه بداند، از مسئله اصلیاش جدا میشود؛ اینگونه، سلیق در افراد شکل نمیگیرد؛ بلکه ساخته میشود.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از کتابهای پُرفروش، محصول تبلیغ شبکههای سلیقهسازند، ادامه داد: شبکههایی وجود دارند که تصمیم میگیرند، کدام کتاب دیده شود؛ برخی نویسندگان و ناشران با این شبکهها در پیوندند. بخشی از ماجرا نیز مربوط به موجهای جهانی است؛ کتابی که در جهان سروصدا کرده، طبیعی است که در ایران هم نگاه را به خود جلب کند. البته گاه کتابی در آمازون پُرفروش است اما در ایران نه؛ چراکه مسئلهها و نیازها فرق دارد.
قنبری، با بیان اینکه نویسندههایی که در شهرستان زندگی میکنند، نمیتوانند در تهران مطرح شوند، برای اینکه ۹۵ درصد جریان تولید و توزیع فرهنگ در تهران متمرکز شده است، بیان کرد: یک نویسنده در خارج از تهران، باید از هفتخوان رستم بگذرد تا کتابی را منتشر کند. معمولاً ارزیابیهای سختی درباره آنها انجام میشود و ناشران ریسک نمیکنند.

وی با این توضیح که مسائل اقتصادی موجب شده ناشران کمتر کتابهای تالیفی منتشر کنند، افزود: معمولاً چاپ کتاب، در سه درجه اولویتبندی میشود، بیشتر ناشران چاپ کتاب تالیفی را قبول نمیکنند مگر اینکه نویسنده شناخته شدهای باشد چون ریسک آن زیاد است. کتاب اولیها در تالیف و ترجمه دچار مشکل هستند و در طول زمان شناخته میشوند. معضل همین جاست با این تفکر، استعدادها کشته میشوند؛ برای اینکه ناشر نمیخواهد ضریب ریسک را بپذیرد.
قنبری، بر ضرورت دقت و وسواس در مراحل نشر از ویراستاری، طراحی تا صحافی و شیوه عرضه تاکید کرد و گفت: باید مخاطب را جدی گرفت؛ ممکن است تعداد آنها کم شده باشد، اما مخاطبانی پیوسته همیشگی داریم که موضوع بسیار مهمی است. خواننده باید ناشر را بشناسد و بداند برای چه کتابی میخواهد به او مراجعه کند.
وی با اشاره به ریزش مخاطب در بازار کتاب، اضافه کرد: کتابهایی که در حوزه علوم انسانی منتشر میشود، عمدتاً برای طبقه متوسط شهری نوشته شدهاند. وقتی قدرت خرید این طبقه کاهش پیدا میکند، توان خرید کتاب و شمارگان کتاب روزبهروز کاهش پیدا میکند.
نظر شما