سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزی: افزایش هزینههای تولید کتاب در سالهای اخیر، معادلات سنتی صنعت نشر را دستخوش تغییر کرده است. رشد قیمت کاغذ، زینک، خدمات چاپ و سایر هزینههای جانبی، بسیاری از ناشران را با این پرسش مواجه کرده که آیا چاپ در تیراژهای چندصد یا چند هزار نسخهای همچنان صرفه اقتصادی دارد یا خیر.
در چنین شرایطی، چاپ براساس تقاضا (Print on Demand یا POD) بیش از گذشته مورد توجه فعالان صنعت نشر قرار گرفته است؛ روشی که در آن کتاب تنها پس از ثبت سفارش چاپ میشود و ناشر نیازی به سرمایهگذاری سنگین برای تولید انبوه و انبار کردن کتاب ندارد.
گفتوگو با فعالان حوزه نشر همچنین بررسی روندهای جاری نشان میدهد که افزایش هزینههای تولید و کاهش صرفه اقتصادی چاپهای پُرتیراژ، صنعت نشر ایران را به سمت مدلهای منعطفتر سوق داده است؛ مدلی که به اعتقاد بسیاری از فعالان این حوزه، در سالهای آینده جایگاه پررنگتری در زنجیره تولید و توزیع کتاب خواهد داشت.
بابک ندرخانی، ناشر و فعال حوزه چاپ بر اساس تقاضا، در گفتوگو با ایبنا با اشاره به تغییر الگوی فعالیت ناشران گفت: «واقعیت قضیه این است که بخش قابل ملاحظهای از ناشران، تولید خود را به روش پیاودی نزدیکتر کردهاند.»
به گفته او، برخی ناشران بدون همکاری با پلتفرمهای تخصصی، سفارشها را تجمیع و سپس به چاپخانههای دیجیتال واگذار میکنند و گروهی دیگر نیز با چاپ تیراژهای ۵۰ تا ۲۰۰ نسخهای، نیاز بازار را تأمین میکنند.
همزمان، بخشی از ناشران تلاش کردهاند با بهرهگیری از زیرساختهای دیجیتال، زنجیره فروش و توزیع کتاب را نیز با الگوهای جدید هماهنگ کنند. استفاده از پلتفرمهای تخصصی، امکان فروش مستقیم به مصرفکننده نهایی و همچنین عرضه کتاب به کتابفروشیها و شرکتهای پخش را فراهم کرده است.
ندرخانی در تشریح این روند گفت: «ناشرانی که مدرنتر و حرفهایتر به موضوع نگاه میکنند، فایل کتابها شامل جلد و متن را به ما دادهاند و فروش آثارشان را چه در بخش B۲C و چه در بخش B۲B وارد پلتفرم کردهاند. این پلتفرم کار را خیلی راحت و ساده میکند و اقبال به آن بسیار بیشتر شده است.»
ناشران عمومی و دانشگاهی در خط مقدم تغییر
هرچند چاپ بر اساس تقاضا در سالهای اخیر مورد توجه ناشران قرار گرفته، اما سرعت پذیرش این مدل در همه بخشهای صنعت نشر یکسان نبوده است. تفاوت در ماهیت آثار، هزینههای تولید و میزان تقاضای بازار باعث شده برخی حوزهها زودتر از دیگر بخشها به سمت این شیوه حرکت کنند. از سوی دیگر، ویژگیهای فنی برخی کتابها، بهویژه آثار رنگی، هنوز مانع از فراگیر شدن این مدل شده است. در حوزه کودک و نوجوان، هزینه بالای چاپ دیجیتال رنگی همچنان یکی از موانع اصلی توسعه POD محسوب میشود.
ندرخانی در این باره توضیح داد: «فعلاً این موضوع به طور خاص در مورد ناشران عمومی و دانشگاهی جدی شده است، در بخش کودک، به دلیل رنگی بودن کتابها و هزینه بالای چاپ دیجیتال رنگی، هنوز پیاودی خیلی جدی گرفته نشده است. در حوزه آموزشی و کمکدرسی هم تیراژها هنوز قابل ملاحظه است.»
به گفته این فعال حوزه نشر، در بخش ناشران عمومی و دانشگاهی، تولید کتاب بهطور فزایندهای به سمت مدل مبتنی بر تقاضا حرکت کرده و این روند هم در بازار مصرفکننده نهایی و هم در ارتباط با کتابفروشان و توزیعکنندگان قابل مشاهده است.

افزایش کتابهای چاپتمام، فرصت تازهای برای کتابفروشان
فشارهای اقتصادی بر ناشران موجب شده شمار بیشتری از عناوین کتاب، بدون تجدید چاپ باقی بمانند. در نتیجه، کتابفروشیها نیز بیش از گذشته با درخواست مخاطبانی روبهرو هستند که به دنبال آثاریاند که دیگر در بازار به شکل سنتی در دسترس نیست. این وضعیت، نقش سامانههای چاپ براساس تقاضا را در زنجیره تأمین کتاب پُررنگتر کرده است؛ سامانههایی که میتوانند دسترسی به کتابهای چاپتمام را برای کتابفروشان و مخاطبان امکانپذیر کنند.
ندرخانی، با اشاره به این تحول گفت: «تعداد عناوینی که به دلیل شرایط اقتصادی دیگر امکان چاپ ۵۰۰ یا هزار نسخهای آنها وجود ندارد، بیش از دو برابر شده است، فقط در سهماه اخیر بیش از ۵ هزار عنوان به آثار اضافه شده و این نشان میدهد کتابفروشها آرامآرام باید به سمتی بروند که به جای گفتن «نداریم» یا «چاپ تمام شده»، کتاب را در پنل جستوجو کنند و در صورت وجود فایل، آن را به شیوه پیاودی سفارش دهند.»
او همچنین تأکید کرد که استقبال کتابفروشیها از این پنلها در ماههای اخیر افزایش یافته و شرایط جدید بازار، ضرورت استفاده از چنین زیرساختهایی را بیش از گذشته آشکار کرده است.
تحولات فناوری در سالهای اخیر موجب شده است تا قالبهای جدید مطالعه، ازجمله کتابهای صوتی و الکترونیکی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند. این روند در بسیاری از کشورها موجب شده تا سهم نشر دیجیتال در بازار کتاب افزایش یابد، هرچند کتاب چاپی همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است.
در ایران نیز همزمان با گسترش دسترسی به ابزارهای دیجیتال، بحث درباره تأثیر این تغییرات بر آینده صنعت نشر و نسبت میان کتابهای چاپی و دیجیتال بیش از پیش مورد توجه فعالان این حوزه قرار گرفته است.
بابک ندرخانی، با ارائه تحلیلی درباره آینده صنعت نشر گفت: «با وجود رشد و توسعه نشر دیجیتال، ازجمله کتابهای صوتی و الکترونیکی، این بخشها در مجموع حتی در کشورهای توسعهیافته نیز نتوانستهاند بیش از ۱۵ تا ۲۰ درصد سهم بازار را به خود اختصاص دهند.»
تغییر شیوههای مصرف فرهنگی
شرایط اقتصادی و تحولات چند سال اخیر، فضای فعالیت بسیاری از صنایع فرهنگی را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش هزینهها، تورم و کاهش قدرت خرید ازجمله عواملی هستند که بر بازار کتاب نیز اثر گذاشتهاند، در چنین شرایطی، برخی کارشناسان معتقدند برای ارزیابی آینده نشر باید میان آثار ناشی از تحولات فناوری و پیامدهای ناشی از شرایط اقتصادی تفاکیک قائل شد.
ندرخانی در این زمینه معتقد است: «در شرایط کنونی ایران، به دلیل تورم، مشکلات اقتصادی و بیثباتی ناشی از تحولات سالهای اخیر، نمیتوان ارزیابی دقیقی از روندهای بلندمدت داشت، اما در یک وضعیت عادی و پایدار، کتابهای صوتی و دیجیتال میتوانند حدود ۲۰ درصد بازار را در اختیار داشته باشند.»
در این زمینه بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که گرچه ابزارهای جدید شیوههای مصرف فرهنگی را تغییر دادهاند، اما رفتار کلی مخاطبان در زمینه کتابخوانی تفاوتهای بنیادینی نداشته است. همچنین بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که رسانههای نوین الزاماً جایگزین رسانههای سنتی نمیشوند، بلکه در کنار آنها به حیات خود ادامه میدهند.
ندرخانی، با بیان اینکه رفتار مصرفکنندگان در کشورهای مختلف تفاوت بنیادینی ندارد، ادامه داد: «کتاب صوتی و الکترونیکی الزاماً سهمی از کتاب کاغذی را تصاحب نمیکنند، بلکه بازاری مستقل برای خود ایجاد میکنند.»
سرانه مطالعه و شمارگان کتاب در ایران طی سالهای گذشته همواره از موضوعات مورد بحث فعالان حوزه نشر بوده است. پایین بودن میزان مطالعه سبب شده است ظرفیتهای بالقوهای برای توسعه قالبهای جدید به وجود آید. علاوهبراین تجربه برخی رسانههای فرهنگی نشان داده است که ظهور زمینههای جدید، لزوماً به معنای حذف یا تضعیف رسانههای قدیمی نیست و هرکدام میتوانند مخاطبان خاص خود را داشته باشند.
این فعال حوزه نشر با طرح این موضوع که سرانه مطالعه و شمارگان کتاب در ایران اندک است و به همین دلیل، ظهور رسانههای جدید لزوماً به معنای کاهش مخاطبان کتاب چاپی نیست، گفت: «همانگونه که توسعه سامانههای نمایش آنلاین فیلم تأثیر قابل توجهی بر صنعت سینما نداشت، کتابهای صوتی و دیجیتال نیز بازار خاص خود را دارند.»
رشد استفاده از تلفنهای همراه و تغییر سبک زندگی، زمینه را برای توسعه بیشتر محصولات دیجیتال فراهم کرده است. بسیاری از ناشران نیز، سالهای اخیر سرمایهگذاری بیشتری در این بخش انجام دادهاند. با وجود این، کارشناسان معتقدند آینده صنعت نشر بیش از آنکه بر پایه رقابت میان قالبهای مختلف شکل بگیرد، بر همزیستی آنها استوار خواهد بود. ندرخانی در این زمینه معتقد است: «پیشبینی میشود کتابهای صوتی و الکترونیکی به رشد خود ادامه دهند، اما این رشد تأثیر مستقیمی بر کاهش سهم کتاب کاغذی نخواهد داشت.»
میتوان گفت، افزایش قیمت کاغذ و هزینههای تولید کتاب در سالهای اخیر فشار زیادی بر ناشران و مخاطبان وارد کرده است. همزمان کاهش توان اقتصادی خانوارها نیز بر میزان خرید محصولات فرهنگی اثرگذار بوده است. به همین دلیل، بسیاری از فعالان حوزه نشر معتقدند چالشهای اقتصادی نقش پُررنگتری نسبت به تحولات فناورانه در تغییر وضعیت بازار کتاب دارند.
بررسی روندهای جهانی نشان میدهد که قالبهای مختلف نشر میتوانند در کنار یکدیگر به فعالیت ادامه دهند و هر یک بخشی از نیازهای مخاطبان را پاسخ دهند. بر همین اساس، بسیاری از تحلیلگران، آینده صنعت نشر را نه در حذف یک قالب توسط قالب دیگر، بلکه در تنوع و تکمیل متقابل این شیوههای انتشار میدانند.
ندرخانی در این زمینه، عنوان کرد: «اگر بازار کتاب چاپی با افت مواجه شود، این مسئله بیش از آنکه ناشی از گسترش نشر دیجیتال باشد، به عواملی همچون افزایش قیمت کتاب و کاهش قدرت خرید مردم مربوط خواهد بود. این تحلیل نشان میدهد که قالبهای مختلف نشر میتوانند در کنار یکدیگر به حیات خود ادامه دهند و رشد یک بخش، الزاماً به معنای تضعیف بخش دیگر نیست.»

حرکت به سوی شبکه یکپارچه عرضه کتاب
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که تحول دیجیتال در صنعت نشر تنها به چاپ کتاب محدود نمیشود و اکنون اتصال نرمافزارهای ناشران، کتابفروشیها و سامانههای توزیع، شکل جدیدی از دسترسی به کتاب را رقم زده است. هدف از این یکپارچگی، کاهش فاصله میان موجودی ناشران و نیاز بازار است. در این الگو، کتابفروشان میتوانند علاوه بر کتابهای چاپتمام، از موجودی انبار ناشران نیز مطلع شوند و بدون نیاز به واسطههای متعدد، سفارشهای خود را ثبت کنند.
ندرخانی در این زمینه گفت: «ابا اتصالی که اکنون به نرمافزار کتابفروشیها و ناشرها داریم، آثار موجود در انبار ناشران که در کتابفروشیها موجود نیست نیز در پنل نمایش داده میشود. سامانههای چاپ براساس تقاضا دیگر تنها محلی برای عرضه کتابهای نایاب یا چاپتمام نیستند و به تدریج به زمینهای برای مدیریت و توزیع موجودی ناشران تبدیل میشوند.»
بررسی روندهای جاری نشان میدهد که افزایش هزینههای تولید و کاهش صرفه اقتصادی چاپهای پُرتیراژ، صنعت نشر ایران را به سمت مدلهای منعطفتر سوق داده است؛ مدلی که به اعتقاد بسیاری از فعالان این حوزه، در سالهای آینده جایگاه پُررنگتری در زنجیره تولید و توزیع کتاب خواهد داشت.
در مجموع، تحولات اقتصادی سالهای اخیر و افزایش هزینههای تولید، صنعت نشر ایران را ناگزیر به بازنگری در شیوههای سنتی چاپ و توزیع کتاب کرده است. در شرایطی که چاپ در تیراژهای زیاد برای بسیاری از ناشران صرفه اقتصادی خود را از دست داده، میتوان گفت که چاپ براساس تقاضا به تدریج از یک راهکار جایگزین به بخشی از ساختار جدید بازار کتاب تبدیل شده است.
نگاهی به نظرات و دیدگاههای فعالان حوزه نشر نشان میدهد که این تغییر تنها به نحوه تولید کتاب محدود نمیشود، بلکه زنجیره عرضه، توزیع و دسترسی به کتاب را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
افزایش تعداد عناوین چاپتمام، استقبال بیشتر کتابفروشان از سامانههای هوشمند و اتصال نرمافزارهای ناشران و فروشگاههای کتاب، همگی بیانگر آن است که صنعت نشر ایران در حال حرکت به سمت مدلی منعطفتر، کمهزینهتر و مبتنی بر تقاضای واقعی بازار است؛ مدلی که میتواند ضمن کاهش ریسک ناشران، دسترسی مخاطبان به عناوین بیشتری را نیز فراهم کند و فصل تازهای در مناسبات بازار کتاب کشور رقم بزند.
نظر شما