سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «حزب بعث صدام حسین در دل یک رژیم اقتدارگرا» تالیف جوزف ساسون با ترجمه سعید کلاتی از سوی کتابسرای تندیس به بازار کتاب آمد.

حزب بعث سوسیالیست عرب عراق (به عربی: حزب البعث العربی الإشتراکی فی العراق) شاخه منطقهای حزب فراملی بعث در عراق بود که در ۱۹۵۱ به رهبری فؤاد رکابی بنیان نهاده شد و از سال ۱۹۶۸ با انشعاب از همتایان سوری خود به سازمان مستقلی با نام حزب بعث تبدیل شد.
این حزب تا سال ۱۹۶۶ زیرمجموعه حزب بعث اصلی بود که دفتر مرکزی آن در دمشق قرار داشت و حکومت سوریه را نیز در اختیار خود گرفته بود. در این سال انشعابی در این حزب رخ داد و شاخههای عراقی و سوری آن از یکدیگر جدا شدند و هر یک خود را وارث حقیقی ایدئولوژی بعثی دانسته و دیگری را به انحراف متهم کردند. از آن پس هر دو حزب با نام دقیقاً مشابه به فعالیت خود ادامه داد و شعبههای هوادار خود را در کشورهای عربی دیگر سازماندهی میکردند. با این حال عداوت آنها در حدی بود که حکومت بعثی سوریه تنها حکومتی بود که در جنگ ایران و عراق بهطور رسمی جانب ایران را گرفت به این دلیل که با حزب بعث عراق دشمنی داشت.
کتاب «حزب بعث صدام حسین در دل یک رژیم اقتدارگرا» تلاشی است در جهت فهم کارکردهای درونی یک حکومت عربی مدرن بر اساس اسناد دقیق خود آن رژیم، نه بر اساس منابع ژورنالیستی یا ثانویه. در این کتاب، برای نخستین بار، میتوانیم از سازوکار یک حکومت عربی تکحزبی اسیر در چنگال یک ایدئولوژی اقتدارگرای قدرتمند سردربیاوریم. این کتاب نه تاریخچه حزب بعث است و نه تاریخ کشور عراق، بلکه نگاه ژرفی است به فعالیتها و مشی این حزب در سالهای ۱۹۶۸ تا ۲۰۰۳ که بر عراق حکمرانی میکرد.
این تحقیق در وهله اول بر بایگانی بسیار عظیم اسناد دولتی به دست آمده توسط ارتش ایالات متحده بعد از سقوط صدام حسین در آوریل ۲۰۰۳ (فروردین ۱۳۸۲) استوار است. سوابق حزب بعث، سرویس اطلاعات- بویژه سازمان امنیت ویژه عراق- دیوان (دفتر) ریاست جمهوری و وزارت اطلاعرسانی و فرهنگ و نوارهای صوتی جلسات شورای فرماندهی انقلابی و رهبری، یافتشده در مرکز تحقیقات سوابق جنگی، اطلاعات بینظیری درباره ایدئولوژی و ساختار رژیم صدام حسین در اختیار ما قرار میدهند. در حالیکه این اسناد پرده از تصمیمات اتخاذشده برمیدارند، نوارهای صوتی ما را در جریان ماهیت خودجوش بحثهای خصوصی در میان رهبران کشور قرار میدهند. در حالیکه این اسناد پرده از تصمیمات اتخاذشده برمیدارند، نوارهای صوتی ما را در جریان ماهیت خودجوش بحثهای خصوصی در میان رهبران کشور قرار میدهند.
بسیاری از این اسناد برای نخستین بار است که در دسترس عموم قرار گرفتهاند. برخی از آنها برگرفته از ۲.۴ میلیون صفحه پایگاه داده شمال عراق هستند، که بخشی از آن قبلا منتشر شده است. این صفحات در مه ۱۹۹۲ و اوت ۱۹۹۳، در قالب دو محموله هجده تنی از اسناد رسمی دولت عراق، به ایالات متحده ارسال شدند؛ جالب است که این صفحات در جریان خیزش شعبانیه ۱۹۹۱ به دست گروههای کُرد افتاد و آنها نیز آن را به آمریکا ارسال کردند.

اسناد مورد استفاده برای نگارش این کتاب شامل حدود شش میلیون صفحه از مجموعه فرماندهی منطقهای بعث است که به دست بنیاد حافظه عراق و به درخواست دانشمند تبعیدی عراقی، کنعان مکیه، به واشنگتن ارسال شدند. حدود یکسوم اسناد هر دو مجموعه فوق دستنویس بود؛ تایپیست مناسب برای تایپ این اسناد یا در دسترس نبود یا درصورتی که فرد تایپیست به دست دشمن میافتاد میتوانست به «سلاحی خطرناک» تبدیل شود. کلیه اسناد دیجیتالی شدند و در حال حاضر در موسسه هوور، واقع در دانشگاه استنفورد، نگهداری میشوند، همچنین بسیاری از فایلهای دیجیتالیشده مربوط به پلیس مخفی عراق متعلق به پایگاه داده شمال عراق در دانشگاه کلرادو واقع در بولدر نگهداری میشوند. نوارهای صوتی در دانشگاه دفاع ملی واشنگتن بایگانی شدهاند و در واقع یک گنجینه صوتی به شمار میروند، که به خوبی نشان میدهند چگونه صدام حسین و شورای فرماندهی انقلابی کشور را اداره میکردند.
جوزف ساسون، استاد تاریخ و اقتصاد سیاسی مرکز مطالعات معاصر عرب در دانشگاه جورجتاون است و کرسی تدریس در حوزه سیاست و اقتصاد سیاسی جهان عرب را در اختیار دارد. او همچنین عضو ارشد پژوهشی کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد است، همان جایی که مدرک دکترای خود را دریافت کرد. پژوهشهای او که در حوزههای اقتصاد سیاسی، تاریخ اقتصادی، عراق، پناهندگان عراقی و نظامهای اقتدارگرا متمرکز هستند، با استقبالهای زیادی مواجه شدهاند.
جدیدترین اثر وی تحت عنوان «ساسونها: بازرگانان بزرگ جهانی و ساخت یک امپراتوری» در سال ۲۰۲۲ توسط انتشارات پنتئون در آمریکا منتشر شد. نسخه بریتانیایی این کتاب نیز در همان سال توسط انتشارات آلن لین با عنوان «بازرگانان جهانی: شرکت و تجمل در دودمان ساسون» منتشر شد.
آثار دیگر این مولف عبارتند از: «سیاست اقتصادی در عراق ۱۹۳۲ تا ۱۹۵۰»، «پناهندگان عراقی: بحران جدید در خاورمیانه که عبارتست از مطالعه جامع درباره پناهندگان عراقی و تاثیر آوارگی آنها بر کشورهای مبدا و میزبان پس از هجوم غرب به عراق در ۲۰۰۳»، «حزب بعث صدام حسین، درون یک رژیم اقتدارگرا. این کتاب برنده جایزه معتبر بریتیش کویت برای بهترین کتاب درباره خاورمیانه شده است» و «کالبدشناسی اقتدارگرایی در جمهوریهای عربی» که این آثار به خوبی جایگاه ساسون را به عنوان یکی از پژوهشگران برجسته حوزه سیاست و تاریخ معاصر جهان عرب تثبیت کردهاند.
کتاب «حزب بعث صدام حسین در دل یک رژیم اقتدارگرا» در هشت فصل به ظهور حزب بعث، ساختار و سازمان حزب، شعبات حزب بعث، سازمانهای امنیتی در طول دوران بعث، حزب بعث و ارتش، کیش شخصیت صدام حسین، کنترل و مقاومت، بوروکراسی و زندگی مدنی در دوران بعث میپردازد.
جوزف ساسون در این کتاب درباره صدام حسین در مقام یک رهبر نظامی شرح میدهد: «رابطه صدام حسین با ارتش و افسرانش بسیار پیچیده و غیرقابل درک بود. لازم به ذکر است که او خود در دانشکده افسری قبول نشده بود و ناامیدیاش از تبدیل شدن به یک افسر نظامی باعث شده بود از همان سنین پایین وارد حزب بعث شود و مسیر سیاسی را دنبال کند. برخی تحلیلگران معتقدند که رابطه وی با ارتش خصمانه و پر از کینه بود و وقتی که حزب بعث در ۱۹۶۸ در عراق به قدرت رسید از افسران ارتش میترسید و نسبت به آنها فوبیا داشت. اگرچه هر دو ادعای فوق صحیح هستند، صدام حسین میدانست که برای رسیدن به هدفش، یعنی تبدیل شدن به یک کشور قدرتمند در منطقه، نیاز به یک ارتش قوی داشت. بنابراین، این رابطه مملو از تناقضات بود. از یکسو، صدام حسین هنگام «سازگار شدن با شرایط نظامی، سخت میتوانست روشنفکر و انعطافپذیر بشود.» از سوی دیگر، «او درک اندکی درباره مسائل نظامی یا آنچه باعث کارایی نهادهای نظامی میشد، داشت.»
شکی نیست که صدام حسین خود یک رهبر نظامی واقعی بود. بعد از اینکه به خودش درجه سرلشکری داد، حزب هم شروع کرد به مبالغهگویی درباره تواناییهای نظامی و نبوغ جنگی وی. در یکی از گزارشهای حزب آمده است که «رهبر صدام حسین، الگویی برای رهبری در این جنگ (جنگ ایران و عراق) است.» صدام حسین، توجه بسیار زیادی را صرف توصیف ویژگیهای یک رهبر میکرد. در تمام ده جلد کتاب المختارات، که حاوی سخنرانیها و جلسات وی با گروههای مختلف از جمله نیروهای مسلح بود، او فقط درباره ویژگیهای یک رهبر نظامی خوب، نحوه رفتار یک رهبر، طرز تصمیمگیری رهبران موفق و مواردی از این دست صحبت کرده است. صدام حسین بدون شک خود را یک استراتژیست نظامی میدانست و هرگز به خود شکی برای سانسور یا به چالش کشیدن تحقیقات یا گزارشهای نظامی نمیداد. در نامهای به اداره توسعه جنگی، او به شدت از گزارشهای تحقیقیشان درباره یک «حمله معیوب» انتقاد کرد و آن را گیجکننده و دور از هرگونه استراتژی نظامی صحیح توصیف کرد.
صدام حسین همچنین عادت به مدیریت ذرهبینی داشت و این را هم در مورد عملیاتهای نظامی بزرگ و هم در مورد تصمیمات بوروکراتیک ساده میشد احساس کرد. مثلا یک بار در طول جنگ با ایران، به تمام یگانهای خط مقدم دستور داد خندقهایی با ابعادی بسیار دقیق حفر کنند. در موردی دیگر، وزیر دفاع بدون هرگونه توضیح اضافهای به تمام واحدها اعلام کرد که طبق دستورات رهبر به هیچ وجه انتقال اعضای گارد جمهوری یا گارد ویژه جمهوری به هیچ یک از وزارتخانهها، بدون تاییدیه صدام حسین یا شورای فرماندهی انقلابی ممکن نبود.
میتوان قدرت و دوام صدام حسین را به تواناییاش در سازگار کردن سریع خود با شرایط جدید نسبت داد. در دهه ۱۹۸۰، بعد از یک سلسله شکست در جنگ با ایران، به ارتشش آزادی عمل بیشتری داد و از مداخلات گاه و بیگاه خود در کار فرماندهانش کاست. او همچنین خیلی سریع یاد میگرفت و در برخی موارد تصمیماتش به شورای فرماندهی کمک کرد تا دوباره کنترل امور را به دست بگیرد.»
در شرح اسرای جنگی این کشور نیز میخوانیم: «اسرای جنگی نگرانی مهم دیگر رژیم بودند، بخصوص آنهایی که توسط ایران اسیر شده بودند. به دلیل هراس رژیم از شیعیان بعد از انتفاضه ۱۹۹۱، حزب بعث به سختی میتوانست به هر کسی که به دست ایرانیها میافتاد اعتماد کند. اسرای جنگی تحت عنوان اسیر مرتد و اسیر صمد(اسیر وفادار) دستهبندی میشدند. از میان اسرای صمد، به عدهای عنوان اسیر متمایز اعطا میشد که همراه با پاداشهای بسیار بود. هیچ آمار دقیقی درباره تعداد اسرا در طول جنگ با ایران یا جنگ اول خلیجفارس وجود ندارد، اما تعدادشان صدها هزار تن بود. بعد از سالها اسارت در زندانهای ایران، این افراد وقتی وارد عراق میشدند با بیاعتمادی فزاینده روبرو میشدند؛ سرویسهای اطلاعاتی مدام آنها را تحت نظر داشتند و اجازه بازگشت به شغلهای سابقشان را به آنها نمیدادند، این دقیقا همان بلایی بود که استالین سر اسرای شوروی، که توسط آلمان نازی اسیر شده بودند، آورده بود. بسیاری به جرم همکاری با ایرانیها دستگیر شدند و وقتی فرم درخواست کار یا ادامه تحصیل پر میکردند، اول باید توسط سرویسهای امنیتی تائید میشدند تا بعد به درخواستشان ترتیب اثر داده میشد. هم حزب و هم سازمانهای امنیتی شدیدا درگیر چک کردن شایعات مطرحشده حول اسرا بودند.
در یک مورد، معلوم شد سه اسیری که ابتدا تقدیر شده و مشاغل مهمی در دولت دریافت کرده بودند، درواقع با ارتش ایران همکاری کرده بودند. اما اسرای دیگری که «موقعیت متمایزشان را در اسارت» اثبات میکردند اجازه مییافتند به ارتش بازگردند و دوران اسارتشان نیز جزء سالهای خدمتشان محسوب میشد.»
در کل این اسناد حیرتانگیز با دقت و جزئیات فراوان به ما نشان میدهند که چگونه بازوهای مختلف حکومت فعالیت میکردند و چگونه سرویسهای اطلاعاتی به جمعآوری اطلاعات، جذب مخبر و نظارت و کنترل جامعه میپرداختند. تمام سطوح سلسلهمراتب حزب گزارشها را بایگانی و با دقت بررسی و ارزیابی میکردند. از این سوابق و هزاران صورتجلسه موجود میتوانیم به تصویر منحصربهفردی از صدام حسین و رژیمش برسیم. سازمان دیدهبان حقوق بشر گلچینی از این گزارشها را در وبسایتش منتشر و به صورت گرافیکی «بوروکراسی سرکوب» ترسیم شده در این اسناد را توصیف کرد.
در پایان کتاب نیز چارت سازمانی دبیرخانه حزب بعث، آمار حزب بعث از سپتامبر ۲۰۰۲، یادداشتی درباره منابع، پینوشتها، کتابشناسی، نمایه، فهرست اختصارات و واژنامه قرار گرفته است که راهنمای خوبی برای پژوهشگران برای دستیابی به اطلاعات کاملتر است.
کتاب «حزب بعث صدام حسین در دل یک رژیم اقتدارگرا» تالیف جوزف ساسون و ترجمه سعید کلاتی با ۳۶۰ صفحه، شمارگان ۳۰۰ نسخه و بهای ۷۰۰ هزارتومان از سوی کتابسرای تندیس منتشر شد.
نظر شما