جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
سامسای عاشق، آدم می‌شود

نویسنده‌ای که داستانش در مجلۀ نیویورکر به چاپ برسد، چنان است که گواهی موفقیتش را به دست آورده است. معروف است که صد نفر از به‌نام‌ترین نویسندگان بزرگ ادبیات جهان، در آغاز کار آثارشان در این مجله به چاپ رسیده است.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مهتاب خسروشاهی: گلی امامی همان‌طور که در مقدمۀ کتاب سامسای عاشق توضیح داده، به سراغ منتخبی از داستان‌های کوتاه مجلۀ نیویورکر رفته. بخش نخست کتاب، شامل ۹ داستان کوتاه است. این آثار- به توضیح مترجم- آثاری است که برای نخستین بار منتشر می‌شوند. فصل دوم، به هشت داستانی اختصاص دارد که پیش از این به صورت مستقل به چاپ رسیده بودند. اما فصل مشترک هر دو فصل کتاب، انتشار این داستان‌ها در مجلۀ نیویورکر است.

موراکامی عاشق می‌شود

نام کتاب برگرفته از یکی از داستان‌های هاروکی موراکامی به نام «سامسای عاشق» است. سهم هاروکی موراکامی از فصل نخست کتاب، سه داستان است و شش داستان دیگرِ فصل نخست، به نویسندگان دیگری مانند؛ گیش جن، هان اُنگ، جان لورو، جومپا لاهیری، جی.ام.کوتزی و پَت پارکر، اختصاص دارد.

از میان نویسندگان فصل نخست کتاب، موراکامی و لاهیری بیش از همه برای مخاطب ایرانی، آشنا هستند. قلم هاروکی موراکامی، شیرین نیست؛ تلخ و گزنده هم نیست؛ ویژۀ موراکامی است؛ به این معنی که پس از پایان مطالعۀ هر اثر، مخاطب، گرچه با روایتی خاص روبرو شده؛ اما سبُکیِ خاصی حس می‌کند؛ هرچند تلخیِ آنچه خوانده، در او ته‌نشین شده است. این، حتی در روایت موضوعی به ظاهر تکراری یعنی عشق نیز دیده می‌شود.

سامسای عاشق، آدم می‌شود

داستان «سامسای عاشق»، روایت معکوسِ یکی از شاخص‌ترین آثار ادبی جهان است؛ مسخ فرانتس کافکا. روایت موجودی که پس از بیدار شدن از خواب، خود را «گریگور سامسا»، می‌یابد. در بخشی از این داستان می‌خوانید: «سقف به نظر عادی می‌آمد، از همان سقف‌های معمولی که آدم، همه‌جا می‌بیند. گویا زمانی سفید یا کِرِم روشن، رنگ شده بود. ولی سالها گرد و غبار و دود، آن را به رنگ شیرِ فاسد درآورده بود. نه تزئینی داشت و نه ویژگی خاصی. نه پیامی نه بحثی. وظیفۀ ساختاری‌اش را انجام می‌داد، بی‌آن‌که به چیزی فراتر اشاره داشته باشد.»

قلم و روایت جومپا لاهیری، سرراست‌ و ساده‌ است؛ اما این به معنی نقص در اثرگذاری آثار او نیست. در داستان «جهنم و بهشت»، جومپا لاهیری موضوعی خانوادگی را روایت می‌کند. در بخشی از داستان می‌خوانید: «پراناب چاکرابورتی، عملاً برادر کوچک‌تر پدر من نبود. هموطنی بنگالی و اهل کلکته بود که در اوائل سال‌های هزار و نهصد و هفتاد به ساحلِ بی‌حاصل زندگی اجتماعی پدر و مادر من پرتاب شده بود، زمانی که در آپارتمان اجاره‌ای میدان مرکزی زندگی می‌کردند و تعداد آشنایان‌شان از انگشتان دست تجاوز نمی‌کرد.»

برخودری کوتاه با دشمن

فصل دوم کتاب، شامل هشت داستان است که این فصل، «مجموعۀ برخوردی کوتاه با دشمن» نام دارد، این فصل از کتاب دو ویژگی دارد. نخست اینکه در میان نویسندگان خارجی، نام یک نویسندۀ ایرانی- سعید صیرفی‌زاده – به چشم می‌خورد و دوم اینکه تمام هشت داستان فصل دوم، برای نخستین بار است که به چاپ می‌رسند. در بین نویسندگان این فصل، «ایوان کلیما» و «جولین بارتز» از نام‌های آشنا برای خوانندگان ایرانی هستند. در این فصل از کتاب نیز، یک داستان دیگر از «جومپا لاهیری» آمده است.

در داستان «برخوردی کوتاه با دشمن»، سعید صیرفی‌زاده، در بستری ویژه یعنی جنگ، داستانی عاشقانه روایت می‌کند. در بخشی از این روایت می‌خوانید: «دوباره وحشت برمان داشت، که دوامی نیاورد؛ چون ترس، زمانی دوام می‌آورد که اندک دلیلی برای ادامه‌اش داشته باشی. محو زیبایی شدن هم دوام نمی‌آورد. چیزی که دوام می‌آورد، کسالت و بی‌حوصلگی است. من این همه راه آمده بودم تا اتفاق مهمی بیفتد و هیچ اتفاقی نیفتاده بود. حالا دوازده ماه گذشته بود و فردا به میهنم پرواز می‌کردم.»

کتاب سامسای عاشق (منتخبی از داستان‌های کوتاه مجلۀ نیویورکر) توسط گلی امامی- مترجم نام‌آشنای کشورمان- انتخاب و ترجمه شده است. این کتاب توسط نشر نیلوفر به چاپ رسیده و اکنون چاپ دوم آن در دسترس است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها