شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟

بیشتر نویسندگان برای دیده شدن سال‌ها می‌نویسند و بارها شکست را تجربه می‌کنند، اما همیشه استثناهایی هم وجود دارند. «کشتن مرغ مقلد»، «کری»، «نام گل سرخ»، «ناطور دشت» و «تاریخچه پنهان» از جمله رمان‌هایی هستند که توانستند در همان نخستین گام، نویسندگانشان را به چهره‌هایی شناخته‌شده در جهان ادبیات تبدیل کنند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟ اگر تاریخ ادبیات را ورق بزنیم، پاسخ در بیشتر موارد مثبت است. بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان سال‌ها نوشتند، شکست خوردند، از سوی ناشران رد شدند و چندین کتاب منتشر کردند تا سرانجام به شهرت رسیدند. اما همیشه استثناهایی هم وجود داشته‌اند، نویسندگانی که نخستین رمانشان دیده شد و آن‌ها را یک‌باره به چهره‌هایی شناخته‌شده تبدیل کرد.

البته «موفقیت یک‌شبه» در ادبیات بیشتر یک افسانه است تا یک واقعیت. پشت هر یک از این کتاب‌ها سال‌ها مطالعه، بازنویسی، تجربه و شکست پنهان شده است. با این حال، برخی رمان‌ها لحظه‌ای نادر را رقم زده‌اند، لحظه‌ای که یک نویسنده گمنام ناگهان به نامی جهانی تبدیل شده است.

در این فهرست سراغ پنج نمونه مشهور از این اتفاق رفته‌ایم، از هارپر لی که با «کشتن مرغ مقلد» جایزه پولیتزر را به دست آورد تا استیون کینگ که با «کری» مسیر زندگی حرفه‌ای خود را تغییر داد. از اومبرتو اکو که در میانسالی با «نام گل سرخ» وارد جهان رمان شد تا جی. دی. سلینجر و دانا تارت که نخستین آثارشان به کتاب‌هایی ماندگار تبدیل شدند. این پنج رمان نمونه‌هایی کم‌نظیر از موفقیت در همان گام نخست هستند.

آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟

کشتن مرغ مقلد

رمانی که هارپر لی را به چهره‌ای ماندگار تبدیل کرد

ترجمه شده در ایران:

با ترجمه فخرالدین میر رمضانی در انتشارات امیرکبیر و علمی‌وفرهنگی با عنوان «کشتن مرغ مینا»

با ترجمه رضا ستوده در انتشارات نگاه

با ترجمه نیلوفر سادات قندیلی در انتشارات افق بی‌پایان با عنوان «کشتن مرغ مینا»

پیش از انتشار؛ نویسنده‌ای ناشناس از آلاباما

در سال ۱۹۶۰ که «کشتن مرغ مقلد» منتشر شد، کمتر کسی نام هارپر لی را شنیده بود. او نه نویسنده‌ای مشهور بود و نه کارنامه‌ای طولانی در ادبیات داشت. لی که در ایالت آلاباما بزرگ شده بود، سال‌ها روی داستانی کار می‌کرد که ریشه‌های آن به خاطرات کودکی، فضای شهر محل زندگی و تجربه زیستن در جنوب آمریکا بازمی‌گشت. او در اواخر دهه ۱۹۵۰ نسخه اولیه رمان را تکمیل کرد و پس از بازنویسی‌های متعدد، کتاب سرانجام منتشر شد؛ رمانی که قرار بود نخستین و برای دهه‌ها تنها اثر داستانی او باقی بماند.

لحظه موفقیت؛ از یک رمان اول تا جایزه پولیتزر

موفقیت «کشتن مرغ مقلد» تقریباً از همان نخستین ماه‌های انتشار آغاز شد. کتاب با استقبال گسترده منتقدان و خوانندگان روبه‌رو شد و خیلی زود به فهرست پرفروش‌ها راه یافت. تنها یک سال بعد، هارپر لی برای این رمان جایزه پولیتزر را دریافت کرد، اتفاقی که برای یک نویسنده تازه‌کار دستاوردی کم‌سابقه به شمار می‌رفت. اقتباس سینمایی کتاب نیز در سال ۱۹۶۲ با بازی گریگوری پک ساخته شد و موفقیت رمان را دوچندان کرد. در نتیجه، نویسنده‌ای که تا پیش از انتشار کتاب تقریباً ناشناخته بود، به یکی از مهم‌ترین صداهای ادبیات آمریکا تبدیل شد.

چرا موفق شد؟

بخشی از موفقیت «کشتن مرغ مقلد» به موضوع حساس آن بازمی‌گردد. رمان در دورانی منتشر شد که مسئله تبعیض نژادی در آمریکا به یکی از مهم‌ترین مباحث اجتماعی تبدیل شده بود. هارپر لی این موضوع را از زاویه دید دختربچه‌ای به نام اسکات فینچ روایت کرد، رویکردی که باعث شد داستان هم برای مخاطبان عام جذاب باشد و هم برای منتقدان ادبی. در کنار این، شخصیت فراموش‌نشدنی اتیکوس فینچ، پدر اسکات، به نمادی از عدالت‌خواهی و وجدان اخلاقی در ادبیات آمریکا تبدیل شد. ترکیب روایت ساده، شخصیت‌پردازی قوی و پرداختن به مسئله‌ای اجتماعی، رمان را به اثری ماندگار بدل کرد.

آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟

کری

رمانی که استیون کینگ را از معلمی گمنام به پادشاه وحشت تبدیل کرد

ترجمه شده در ایران:

با ترجمه ماندانا قهرمانلو در نشر افراز

پیش از انتشار؛ نویسنده‌ای که در آستانه کنار گذاشتن رؤیایش بود

اوایل دهه ۱۹۷۰، استیون کینگ نویسنده‌ای ناشناخته بود که برای تأمین هزینه‌های زندگی در مدرسه تدریس می‌کرد و داستان‌های کوتاهش را به مجلات مختلف می‌فروخت. درآمد ناچیز خانواده باعث شده بود که او نوشتن را بیشتر یک آرزو بداند تا یک حرفه. کینگ نگارش «کری» را نیز با تردید آغاز کرد و حتی بخشی از دست‌نویس اولیه را دور انداخت. روایت یک دختر نوجوان با قدرت‌های فراطبیعی برای خودش چندان امیدوارکننده به نظر نمی‌رسید. با این حال همسرش، تَبیتا کینگ، او را تشویق کرد که داستان را ادامه دهد. تصمیمی که هم سرنوشت این رمان و هم آینده یکی از مشهورترین نویسندگان معاصر را تغییر داد.

لحظه موفقیت؛ قراردادی که همه چیز را عوض کرد

«کری» در سال ۱۹۷۴ منتشر شد و با استقبال قابل‌توجهی روبه‌رو شد، اما نقطه عطف اصلی زمانی رقم خورد که حقوق انتشار نسخه شومیز کتاب با مبلغی چشمگیر فروخته شد. سهم استیون کینگ از این قرارداد چندین برابر درآمد سالانه‌اش بود و به او امکان داد تدریس را کنار بگذارد و تمام وقت به نویسندگی بپردازد. دو سال بعد، اقتباس سینمایی موفقی از رمان ساخته شد که نام کینگ را به مخاطبان گسترده‌تری معرفی کرد. از آن پس، نویسنده‌ای که تا چندی پیش برای تأمین مخارج زندگی تلاش می‌کرد، به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های ادبیات ژانری جهان تبدیل شد.

چرا موفق شد؟

«کری» در ظاهر یک رمان ترسناک است، اما موفقیت آن تنها به عناصر وحشت وابسته نیست. کینگ در مرکز داستان، تصویری از تنهایی، تحقیر، خشونت و طردشدگی نوجوانان ارائه می‌دهد. کری وایت، دختر خجالتی و منزوی داستان، قربانی آزار همکلاسی‌ها و فشارهای مادر متعصبش است و همین موضوع باعث می‌شود مخاطب پیش از آنکه از قدرت‌های فراطبیعی او بترسد، با او همدلی کند. از سوی دیگر، ترکیب واقع‌گرایی اجتماعی با عناصر فراطبیعی، الگویی را شکل داد که بعدها به یکی از ویژگی‌های اصلی آثار استیون کینگ تبدیل شد. «کری» نشان داد که ادبیات وحشت می‌تواند فراتر از هیجان و ترس، درباره زخم‌های پنهان زندگی روزمره نیز سخن بگوید.

آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟

نام گل سرخ

رمانی که اومبرتو اکو را از دانشگاه به فهرست پرفروش‌ها رساند

ترجمه شده در ایران:

با ترجمه شهرام طاهری در انتشارات شباویز با عنوان «نام گل سرخ»

با ترجمه رضا علیزاده در نشر روزنه با عنوان «آنک نام گل»

پیش از انتشار؛ استاد دانشگاهی که رمان‌نویس نبود

وقتی «نام گل سرخ» در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، اومبرتو اکو بیش از آنکه به عنوان نویسنده شناخته شود، چهره‌ای دانشگاهی بود. او استاد نشانه‌شناسی، پژوهشگر فرهنگ و نظریه‌پردازی شناخته‌شده در محافل آکادمیک ایتالیا بود و کتاب‌های تخصصی متعددی در حوزه فلسفه، زبان و فرهنگ نوشته بود. با این حال، در پنجاه سالگی هنوز هیچ رمانی منتشر نکرده بود. بسیاری تصور می‌کردند اگر روزی هم داستانی بنویسد، اثری دشوار و محدود به مخاطبان دانشگاهی خواهد بود. اما اکو در نخستین تجربه داستانی خود راه دیگری را انتخاب کرد؛ رمانی تاریخی و معمایی که در دل یک صومعه قرون وسطایی روایت می‌شد.

لحظه موفقیت؛ از یک تجربه ادبی تا پدیده‌ای جهانی

«نام گل سرخ» خیلی زود فراتر از انتظار ناشر و نویسنده ظاهر شد. کتاب در ایتالیا با استقبال گسترده روبه‌رو شد و پس از ترجمه به زبان‌های مختلف، به یکی از موفق‌ترین رمان‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد. میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید و اکو را از چهره‌ای دانشگاهی به نویسنده‌ای بین‌المللی بدل کرد. موفقیت کتاب زمانی ابعاد تازه‌ای پیدا کرد که در سال ۱۹۸۶ اقتباس سینمایی آن با بازی شان کانری ساخته شد. از آن پس، نام اومبرتو در دانشگاه‌ها و در کتابفروشی‌ها و میان مخاطبان عام ادبیات نیز شناخته شد.

چرا موفق شد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت «نام گل سرخ» توانایی اکو در ترکیب چند ژانر متفاوت بود. رمان از یک سو داستانی معمایی درباره مجموعه‌ای از قتل‌های مرموز است و از سوی دیگر، خواننده را به دل مناقشات فکری، مذهبی و سیاسی قرون وسطی می‌برد. شخصیت ویلیام باسکرویل نیز با ذهن تحلیلی و روش استدلالی‌اش یادآور کارآگاهان کلاسیک ادبیات است. اکو موفق شد بدون قربانی کردن پیچیدگی‌های فکری اثر، داستانی پرکشش خلق کند. رمانی که مخاطب عام را سرگرم می‌کرد و برای خوانندگان جدی ادبیات نیز لایه‌های متعدد تفسیری داشت. این تعادل میان سرگرمی و اندیشه، «نام گل سرخ» را به پدیده‌ای کم‌سابقه تبدیل کرد.

آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟

ناطور دشت

رمانی که جی. دی. سلینجر را به صدای یک نسل تبدیل کرد

ترجمه شده در ایران:

با ترجمه محمد نجفی در نشر نیلا

با ترجمه رضا ستوده در انتشارات نگاه

با ترجمه احمد کریمی در انتشارات امیرکبیر و علمی‌وفرهنگی

با ترجمه محمدرضا ترک تتاری در نشرچشمه

و چندین نشر دیگر

پیش از انتشار؛ نویسنده‌ای که سال‌ها در جست‌وجوی صدای خود بود

پیش از انتشار «ناطور دشت» در سال ۱۹۵۱، جی. دی. سلینجر نویسنده‌ای نسبتاً ناشناخته بود که عمدتاً با انتشار داستان‌های کوتاه در مجلات ادبی شناخته می‌شد. او تجربه حضور در جنگ جهانی دوم را پشت سر گذاشته بود و سال‌ها روی شخصیت نوجوانی به نام هولدن کالفیلد کار کرده بود. شخصیتی که پیش‌تر نیز در برخی داستان‌های کوتاهش ظاهر شده بود. سلینجر هنوز چهره‌ای مطرح در ادبیات آمریکا به شمار نمی‌رفت و کسی تصور نمی‌کرد نخستین رمان او به یکی از اثرگذارترین کتاب‌های قرن بیستم تبدیل شود.

لحظه موفقیت؛ تولد یک پدیده فرهنگی

«ناطور دشت» پس از انتشار با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد. برخی منتقدان زبان غیررسمی و نگاه عصیانگر کتاب را ستودند و برخی دیگر آن را اثری نامتعارف دانستند. با این حال، مخاطبان راه خود را به سوی کتاب پیدا کردند. رمان به‌تدریج به اثری محبوب در میان جوانان تبدیل شد و هولدن کالفیلد به نماد نوجوانی سرگشته، معترض و بی‌اعتماد به دنیای بزرگسالان بدل شد. موفقیت کتاب چنان گسترده بود که سلینجر، با وجود انتشار تنها یک رمان، به یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم تبدیل شد. شهرتی که بعدها با کناره‌گیری او از زندگی عمومی، رنگی افسانه‌ای نیز پیدا کرد.

چرا موفق شد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت «ناطور دشت» صدای روایی متفاوت آن بود. هولدن کالفیلد مانند قهرمانان کلاسیک ادبیات سخن نمی‌گوید، او نوجوانی خشمگین، سردرگم و صریح است که جهان اطرافش را با زبانی شخصی و بی‌پرده روایت می‌کند. این صدا برای نسل جوان دهه ۱۹۵۰ تازگی داشت و بسیاری از خوانندگان خود را در آن بازمی‌یافتند. از سوی دیگر، رمان به موضوعاتی چون تنهایی، بحران هویت، اضطراب بلوغ و فاصله میان فرد و جامعه می‌پرداخت؛ مسائلی که فراتر از زمان و مکان، برای نسل‌های مختلف قابل درک بودند. همین ویژگی باعث شد «ناطور دشت» از یک رمان پرفروش فراتر برود و به یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات مدرن تبدیل شود.

آیا برای مشهور شدن در ادبیات باید سال‌ها صبر کرد؟

تاریخچه پنهان

رمانی که دانا تارت را یک‌شبه به ستاره ادبیات آمریکا تبدیل کرد

ترجمه شده در ایران:

با ترجمه مریم مفتاحی در نشر قطره با عنوان «گذشته‌ی رازآمیز»

پیش از انتشار؛ دانشجویی که سال‌ها روی یک رمان کار کرد

وقتی «تاریخچه پنهان» در سال ۱۹۹۲ منتشر شد، دانا تارت تنها سی سال داشت و نامش بیرون از محافل محدود ادبی چندان شناخته‌شده نبود. او در دوران دانشجویی در کالج بنینگتون نوشتن رمان را آغاز کرده بود و نزدیک به یک دهه روی آن کار کرد. تارت برخلاف بسیاری از نویسندگان جوان که نخستین رمان خود را با شتاب منتشر می‌کنند، سال‌ها وقت صرف پرداخت شخصیت‌ها، فضای داستان و ساختار روایی اثر کرد. همین دقت و وسواس باعث شد نخستین رمانش از همان ابتدا اثری پخته و جاه‌طلبانه به نظر برسد.

لحظه موفقیت؛ از نخستین رمان تا پدیده نشر

«تاریخچه پنهان» بلافاصله پس از انتشار توجه منتقدان و خوانندگان را جلب کرد. کتاب به فهرست پرفروش‌ها راه یافت و فروش آن برای یک رمان ادبی بسیار فراتر از حد انتظار بود. رسانه‌ها از ظهور یک استعداد تازه در ادبیات آمریکا نوشتند و دانا تارت ناگهان به یکی از نام‌های مورد بحث دنیای کتاب تبدیل شد. موفقیت رمان جایگاه او را تثبیت کرد و باعث شد هر کتاب بعدی‌اش به رویدادی مهم در فضای ادبی تبدیل شود، اتفاقی که بعدها با انتشار «سهره» و کسب جایزه پولیتزر نیز ادامه یافت.

چرا موفق شد؟

در نگاه نخست، «تاریخچه پنهان» یک رمان جنایی به نظر می‌رسد، اما جذابیت آن فراتر از یک معمای قتل است. داستان از همان ابتدا هویت قاتلان را فاش می‌کند و به جای پاسخ دادن به سؤال «چه کسی مرتکب قتل شد؟»، به این می‌پردازد که «چرا این اتفاق رخ داد؟». تارت با ترکیب فضای دانشگاهی، ارجاعات ادبی و فلسفی، روابط پیچیده انسانی و تعلیق روان‌شناختی، اثری خلق کرد که هم برای مخاطبان جدی ادبیات جذاب بود و هم برای خوانندگانی که به دنبال داستانی پرکشش بودند. بسیاری از منتقدان بعدها این رمان را یکی از آثار شکل‌دهنده ژانر «دارک آکادمیا» دانستند، جریانی که سال‌ها بعد در میان نسل جوان محبوبیت فراوانی پیدا کرد.

استثنا و نه قاعده

این پنج کتاب یادآوری می‌کنند که در ادبیات هیچ مسیر از پیش تعیین‌شده‌ای برای موفقیت وجود ندارد. یکی از نویسندگان این فهرست در هجده‌سالگی نخستین رمانش را منتشر کرد و دیگری نزدیک پنجاه‌سالگی. یکی با رمانی اجتماعی به شهرت رسید، دیگری با داستانی معمایی و دیگری با روایتی از سرگشتگی نوجوانان. آنچه این آثار را به هم پیوند می‌دهد توانایی آن‌ها در غافلگیر کردن مخاطبان زمانه خود است.

این فهرست تنها بخشی از ماجرا را روایت می‌کند. نمونه‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توانستند در این گزارش حضور داشته باشند، آثاری مانند «بیگانگان» نوشته اس. ای. هینتون، «هری پاتر و سنگ جادو» اثر جی. کی. رولینگ، «بادبادک‌باز» نوشته خالد حسینی، «خدای چیزهای کوچک» اثر آرونداتی روی و «دفترچه خاطرات» نوشته نیکلاس اسپارکس. هر یک از این کتاب‌ها نیز به شکلی متفاوت نویسندگان خود را از گمنامی به شهرت رساندند.

شاید مهم‌ترین نکته اما این باشد که این آثار استثنا هستند، نه قاعده. در سوی دیگر، نویسندگانی قرار دارند که سال‌ها و گاه دهه‌ها نوشتند تا به جایگاه امروز خود رسیدند. به همین دلیل، داستان این رمان‌ها بیش از آنکه فرمولی برای موفقیت باشند، یادآور یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های ادبیات‌اند، اینکه هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند کدام کتاب قرار است سرنوشت یک نویسنده را برای همیشه تغییر دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها