سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛کتاب فلسفه دکارت نوشته سید محمد نقیب به همت انتشارات فلسفه و فرهنگ منتشر شده است. این کتاب اولین کتاب از مجموعه " فلسفه برای همه" است که در ۷۰ صفحه به ارائه گزارشی جامع، روان و مختصر از فلسفه دکارت پرداخته است.

مجموعه «فلسفه برای همه» سعی دارد در یک مفاهمه و گفتوگوی روان، تصویری از اندیشهها، مفاهیم و مکاتب فلسفی جهان، خاصه فلسفه غرب را برای خواننده ارائه نماید. مخاطب اصلی این مجموعه تمام علاقهمندان به فلسفه هستند که در مسیر دانش و یادگیری، روزگار عمر را سپری میکنند.
البته مطالب این مجموعه، برای فارغالتحصیلان فلسفه با سهولت بیشتر و برای سایر افراد با قدری تأمل و تفکر قابل درک و فهم خواهد بود. جهت یادگیری فلسفه فیلسوفان سعی شده از تفصیل خسته کننده اجتناب شود و تا حدّ مقدور مطالب کوتاه و روشنگر ولی نه به شکلی که مخّل معنا و مفهوم بوده و مطالب از ابهام برخوردار باشد، بهعبارتی حد وسط و میانه در توضیح اجزای مهم فلسفه فیلسوفان رعایت گردیده است، همچنین سعی شده از بحثهای پیچیده و تخصصی خودداری شود و هدف کتاب که آشنایی تا حدّ ممکن آسان با مطالب و اندیشههای فلاسفه است، همواره مدّ نظر قرار گیرد.
مروری بر کتاب فلسفه دکارت
کتاب فلسفه دکارت نوشته محمد نقیب اولین اثر از مجموعه فوق است که در یک مقدمه و ۵ فصل نگاشته شده است.
در فصل اول نویسنده به تشریح ویژگیهای فلسفه از دوران قرون وسطی، رنسانس تا زمان دکارت یا به عبارتی عصر جدید پرداخته و در انتها به بیان این امر میپردازد که علت اینکه دکارت را پدر فلسفه جدید نامیدهاند، این است که او با کنار گذاردن فلسفه قدیم و با شروع از شک و تکیه صرف بر عقل شخصی و روش ریاضی، بابی نو در فلسفه گشود و ستون های بنای فلسفی قرون وسطی را درهم ریخت.
در فصل دوم نویسنده بهطور مختصر به سال شمار زندگی دکارت تا زمان مرگ او پرداخته و سپس به بیان معرفی اجمالی از مهمترین آثار دکارت میپردازد.
فصل سوم که شاید به توان آن را مهمترین فصل کتاب دانست به ذکر و تشریح عناصر اصلی فلسفه دکارت پرداخته است. در این فصل موضوعاتی همچون: چیستی فلسفه نزد دکارت، سودمندی آن برای زندگی، یقین که غایت اصلی فلسفه است، تصور دکارت از روش، نظریه تصورات فطری، شک روشی، فکر میکنم پس هستم، معیار صدق و خطا، وجود خدا و برهانهای دکارت در اثبات وجود خدا، دور باطل و یقینی بودن ریاضیات و اندیشه و اندیشنده در نزد دکارت تشریح میگردد. این بخش همچون اجزاء مهم یک پازل میماند که هرکدام دیگری را کامل میکنند و از سویی زیر سوال بردن بخشهایی از آن دومینو وار باعث میگردد که کل سیستم فلسفی دکارت فرو ریزد.
در فصل چهارم حرکت دکارت از متافیزیک به فیزیک تشریح میگردد، باید بیان نمود دکارت پس از آنکه بنیادهای فلسفه خود را ذکر نمود و طرح آنها را ریخت به تشریح فلسفه طبیعت خود میپردازد. لذا در این فصل نویسنده به تشریح دیدگاههای دکارت در خصوص اجسام، جواهر سهگانه و صفات اصلی آنها، رابطه بین نفس و بدن، صفات جسم و یا اجسام، دکارت و اصل اعتقادی تبدیل جوهر، فضا و مکان و حرکت، زمان و مدت، منشأ حرکت، قوانین حرکت، فعل خداوند در عالم و موجودات زنده پرداخته است. از نظر دکارت خداوند یکبار جهان را با نظم و قانون ایجاد نموده و دیگر بهصورت دائمی در امور دخالت نمیکند، بلکه جهان بر اساس قانون الهی به شکل منظم به حرکت و فعالیت خود مشغول است. از نظر دکارت تنها موجود زنده انسان است و حیوانات صرفاً ماشینهای پیچیدهایی هستند که فاقد روح و عقل هستند. انسان نیز از دو جزء جسم و نفس تشکیل شده که روح یا نفس از محل غده صنوبری بر جسم تأثیر میگذارد. جوهر اصلی خداوند است و دو جوهر جسم و نفس توسط خداوند خلق شدهاند.
سرانجام در فصل پنجم، انسانشناسی دکارت مورد بحث قرار میگیرد. اجزای این فصل شامل: آگاهی انسان از اختیار، اختیار و خداوند، اخلاق موقت و علم اخلاقی، انفعالات نفسانی و ضبط آنها، ماهیت خیر و سرانجام تفسیرهایی در باره اندیشههای اخلاقی دکارت است. در بخش ملاحظات نهایی به کل ساختار فلسفه دکارت اشاره میکند و آن را تلاشی منسجم برای بازسازی شناخت، علم، اخلاق و دین بر پایه عقلِ شفاف و بدیهی میداند. و بیان میدارد: دکارت، نقطه آغاز فلسفه مدرن است زیرا به جای تکیه بر سنت به خود عقل انسانی و خود اندیشه بازگشت. اگرچه بسیاری از نظریات او بعداً نقد شدند، اما طرح کلیاش همچنان الهام بخش فلاسفه مدرن باقی ماند او با شک روشمند خود فلسفه را از جزم اندیشهای قرون وسطایی رها کرد و سوژهی اندیشنده را به مرکز توجه آورد.
نظر شما