سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) – سید حسن حسینی نژاد: در روزگاری که سرعتِ عبورِ خبرها و رویدادها و... مجالِ مکث و اندکی تفکر بیشتر را از انسان گرفته است، هنوز «کتاب» یکی از معدود پناهگاههایی به شمار میرود که میتواند آدمی را به تأمل، فهم و گفتوگو بازگرداند.
در یک نگاه کلی اما عمیق، کتاب در ذیلِ فرهنگ، چیزی شبیه هوا است؛ همانقدر ضروری و همانقدر نادیدهگرفتهشده، شبیه معلمی خوب که اثرش سالها بعد در رفتار و اندیشه انسان آشکار میشود؛ بیآنکه شاید در همان لحظه دیده شود.
اهمیت کتاب و کتابخوانی نیز سالهاست در شمار همان ضرورتهای بدیهی قرار گرفته؛ ضرورتهایی که آنقدر دربارهشان سخن گفتهایم که گاهی انگار اصلِ وجودشان از یاد رفته است.
این روزها و همزمان با برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران که از ۲۶ اردیبهشت تا ۲خرداد ماه با شعار «بخوانیم برای ایران» در حال برگزاری است، دوباره بحثِ کتاب و نسبت آن با نظام آموزشی و زیست فرهنگی جامعه پررنگ شده؛ رویدادی که هر سال، فارغ از جنبه اقتصادی و فروش، فرصتی برای یادآوری جایگاه مطالعه در زندگی فردی و اجتماعی به شمار میرود.
از سویی دیگر و در میان انبوه اخبار و برنامههای مرتبط با نمایشگاه، مرور یک خبر قدیمی، پرسشی قدیمیتر را پیشِ روی افکار عمومی قرار میدهد؛ سوالی که نزدیک به ۳ دهه همچنان بیپاسخ مانده است.
۲۹ سال پیش، در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۶، روزنامه «آفتابگردان» رسانهای ویژه کودکان و نوجوانان، با تیتر «کتابخوانی؛ یک واحد درسی خواهد شد» منتشر شد. خبری که در نوجوانانی و در زمانی که مشتری دائمی روزنامه بودم خواندم. مطلبی کوتاه که به بازدید بیش از ۳ ساعته رهبر شهید از دهمین نمایشگاه کتاب تهران و به طرح پیشنهادی برخی ناشران اختصاص داشت.
پیشنهادی مبنی بر اختصاص یک واحد درسی مشخص برای آموزش و ترویج کتابخوانی در مدارس که در آن بازدید مورد توجه رهبر شهید قرار گرفت و از آموزش و پرورش خواسته شد تا آن را بررسی کند.
اما اکنون، پس از گذشت ۲۹ سال، کمتر دانشآموز یا معلمی را میتوان یافت که از تحقق فراگیر چنین ایدهای در مدارس سخن بگوید. آن هم در سرزمینی که بنیان اعتقادی و فرهنگیاش بر محور «کتاب» شکل گرفته است.
از قرآن کریم تا نهجالبلاغه و دیگر متون دینی و عرفانی گرفته تا رهبر شهیدش که در شمار کتابخوانترین مسئولان کشور شناخته میشد و بارها بر ضرورت اُنس نسل جوان با مطالعه تأکید کرده بود.
با این همه، همچنان این پرسش پابرجاست که چرا آموزشِ رسمیِ کتابخوانی و تبدیل آن به یک مهارت و عادت تربیتی، جایگاه روشنی در مدارس پیدا نکرده است؟ آیا این ایده در جایی بهصورت محدود و استانی اجرا شده؟ چه اقداماتی تاکنون انجام گرفته و چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ و در یک کلام، کتاب و کتابخوانی در آموزش و پرورش فعلی ما چه در گستره ملی و چه بومی و در استان گلستان چه جایگاهی دارد؟
در مجموع پرسشهایی از این دست، تنها یک کنجکاوی رسانهای یا مناسبتی نیست؛ بلکه ریشه در دغدغهای فرهنگی و آموزشی دارد. چراکه توجه به کتاب و کتابخوانی، ضرورتی انکارناپذیر برای آینده فکری جامعه به شمار میرود و مدرسهای که نتواند شوق خواندن را در دانشآموز زنده نگه دارد، بیتردید در انتقال بسیاری از مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و حتی مهارتهای زندگی نیز با چالش روبهرو خواهد شد.
از همین رو و به بهانه برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب و نیز بررسی و واکاوی این موضوع؛ به سراغ یک فرهنگی بازنشسته، اهل قلم و پژوهشگر و نیز یکی از مسئولان آموزش و پرورش استان گلستان رفتیم تا از نگاه آنها، وضعیت کتابخوانی در مدارس، سرنوشت آن پیشنهاد ۲۹ ساله و اقدامات انجامشده در این حوزه را بررسی کنیم.

کتاب و کتابخوانی جایگاهی ندارد
رحمتالله رجایی، دبیر بازنشسته تاریخ، پیشتاز روزنامهنگاری نوین در سرزمین گرگان، نویسنده و مؤلف قریب به ۲۰ عنوان کتاب مهم و تأثیرگذار تاریخی از جمله تاریخچه آموزش و پرورش نوین گرگان، گفت: وقتی از من خواستید درباره سوژه این گزارش پاسخ گوی سؤالهای شما باشم، حقیقت امر در ابتدا پرسشهای طرحشده را بارها و بارها پیش خودم مرور کردم و به این پاسخ صریح رسیدم که کتاب و کتابخوانی در آموزشوپرورش رسمی (ملی- بومی) اصلاً جایگاهی ندارد و یا واحدی و ... مجدانه پیگیر آنهم نبوده و دغدغهای هم ندارد.
وی که مدیر مرکز دانشنامه گلستان و سردبیری نشریههای متعددی را بر عهده داشته، افزود: از طرفی در طی سالیان اخیر با تعطیلی مکرر مدارس به دلایلی گوناگون چون شیوع کرونا، جنگ، اعتراضات، سردی و گرمی هوا و ... اصلاً فرصت پرداختن به کتاب و کتابخوانی غیردرسی هم فراهم نشده است و در این شرایط، آموزشوپرورش همینکه بتواند کتابهای درسی خودش را آموزش بدهد باید قدردان آن بود چه رسد به توجه به کتاب غیردرسی!
رحمتالله رجایی ادامه داد: اصلاً کتاب و کتابخوانی سالهاست در جامعه ایران به حاشیه رفته و معلمان، دانش آموزان و مدارس هم نمیتوانند خارج از چارچوب جامعه ایران باشند و گسترش اینترنت و... برخی حتی تحصیلکردگان را نیز بینیاز از کتاب و بهطورکلی مطالعه غیر از فضای مجازی کرده است.
وی گفت: اما جا دارد اشارهکنم که بیتوجهی و جایگاه نداشتن کتاب و کتابخوانی در مدارس در حالی است که درگذشته نهچندان دور، معلمان و آموزشوپرورش به کتاب توجه فراوان میکردند.
مدرسه؛ نخستین دروازه آشنایی با کتاب
رحمتالله رجایی سپس با اشاره به اینکه اولین بار چیزی به نام کتابخانه را در مدارس دیده و به آن رجوع کرده است، گفت: من دوران متوسطه را بین سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۱ در دبیرستانهای رهنما، شهید اسدی عرب (دانشسرای راهنمایی) و مدتی بسیار کوتاه در دبیرستان ایرانشهر گذراندم و هر سه این دبیرستانها دارای کتابخانه با کتابهای بسیار بودند و دانش آموزان با توجه به تبوتاب سالهای انقلاب بهخصوص بعدازآن مشتاق خواندن بودند.
وی خاطرنشان کرد: هنوز شور و شوق دانش آموزان در مراجعه به کتابخانه دبیرستان رهنما که کتابدار آن احمدرضا اسعدی (بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما، تلویزیون، پژوهشگر، کتابدار، ویراستار، ناشر) بود به خاطر دارم. همچنین کتابخانهها نهفقط در مدارس بلکه در سطح شهرها و روستاها هم فعال بودند.
رحمتالله رجایی ادامه داد: در مساجد بسیاری از روستاها کتابخانههای فعال با کتابهایی با علایق و سلایق متفاوت به چشم میخورد که برای نمونه مسجد روستای ما «سید میران» دارای کتابخانه بود.
وی افزود: در سالهای پیش از انقلاب، کتابخانه عمومی شهر گرگان واقع در ابتدای خیابان کاخ (ولیعصر) فعال بود و من نخستین بار از طرف یکی از معلمان به این کتابخانه راهنمایی و بعد عضوش آن شدم.
رجایی در ادامه سخنانش، عنوان کرد: چند کتابفروشی در سطح شهر فعال بودند ازجمله کتابفروشیهای مرکزی، قمری و ... که بررسی من نشان میدهد فروش خوبی هم داشتند و امروزه این کتابفروشیها تبدیل به لوازمالتحریر و دیگری به طلافروشی تبدیل شدند.
رحمتالله رجایی گفت: در آستانه انقلاب ۵۷ و چند سالی بعد از پیروزی موج مطالعه تمام ایران، اقشار و مراکز مختلف ازجمله مدارس را در برگرفت اما این موج در پی وقوع حوادث مختلف ازجمله شروع جنگ و وقایع دهه ۶۰ خوابید.
تشکیل امور تربیتی و سیستم جذب معلمان
پژوهشگر گرگانی ادامه داد: تشکیل امور تربیتی از نخستین تلاشها برای انجام کارهای فوقبرنامه و سوق دادن دانش آموزان به فعالیتهای فرهنگی ورای مطالعات کتابهای درسی بود؛ اما در برههای امور تربیتی بیشتر به فعالیتهای مختص به آن زمان پرداخت و نیز شاهد حضور برخی معلمان امور تربیتی ضعیف هم بودیم.
رحمتالله رجایی، بابیان اینکه تمام این مسائل در سیری تا امروز منجر شده که به پاسخی قطعی درباره جایگاه کتاب و کتابخوانی در آموزشوپرورش برسد که در ابتدای سخنانش به آن اشاره داشت، افزود: سیستم جذب معلمان بهخصوص در مراکز تربیتمعلم نیز سبب شد تا معلمان نهفقط دانش، بلکه انگیزه برای مطالعه نداشته باشند که من خودم در مرکز تربیتمعلم که درس خواندم شاهدش بودهام.
کنکور؛ انتهای هدف آموزش
پژوهشگر گلستانی ادامه داد: محتوای کتابهای درسی بهخصوص در درسهای تاریخ و ... که مدرسش بودم بهگونهای تألیف شده بود که دانشآموز را اصلاً تشویق به مطالعه نمیکردند. همچنین بهشخصه یکی از مسائلی که سبب شد که به سمت مطالعه جدا از شرایط جامعه بروم، محتوای کتاب درسیام بهخصوص در «آئین نگارش» و مطلبی از دکتر اسلامی ندوشن بود.
رحمتالله رجایی در پایان گفت: باگذشت زمان تمام اهداف آموزش خلاصه شد در آماده کردن دانش آموزان برای کنکور و دیگر فرصتی برای مطالعه جانبی باقی نماند و اصلاً مطالعه کردن کاری دردسرآفرین شد. از سوی دیگر گوشیهای همراه و ورود به عصر اینترنت و اپلیکیشنها و هوش مصنوعی سبب شد تا مطالعه کمرنگ بشود و آرامآرام کتابخانهها (جدا از کمبودهای سختافزاری و کمبود فضای آموزشی و ...) به حاشیه رانده شوند و معلمان از تدریس علمی و کارهای پژوهشی دور شدند. چنانچه امروز مدارس بعضاً کتابخانه ندارند و معلمان هم نیازی به مطالعه جانبی نمیبینند که فکر کنم جواب سؤالهای شما و آن پیشنهاد روی زمینمانده را دادم.

غلبه نظام آموزشی حافظهمحور و کنکورمحور
مسعود بیدلی نامنی، معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان گلستان و دانش آموخته دکترای روانشناسی در پاسخ به اینکه «چرا آموزش رسمی کتابخوانی و تبدیل آن به یک مهارت و عادت تربیتی، جایگاه روشنی در مدارس پیدا نکرد؟»، گفت: دلایل این مسئله را میتوان در چند محور اصلی بررسی کرد.
وی اظهار کرد: غلبه نظام آموزشی حافظهمحور و کنکورمحور؛ یعنی در نظام آموزشی ایران، سالها موفقیت دانشآموز بیشتر بر پایه نمره، آزمون و کنکور تعریف شده است و در چنین فضایی، مطالعه آزاد و کتابخوانی غیر درسی، «فعالیت جانبی» یا «فوق برنامه» تلقی شده و نه یک مهارت زندگی.
همچنین بسیاری از مدارس زمان و انرژی خود را صرف حفظ مطالب درسی میکنند و فرصت کافی برای تربیت عادت مطالعه باقی نمیماند.
بیدلی نامنی افزود: از سویی دیگر نبود آموزش تخصصی مهارت مطالعه؛ اینکه در مدارس، معمولاً «خواندن کتاب» توصیه میشود اما «روش کتابخوانی» آموزش داده نمیشود؛ یعنی چگونه کتاب انتخاب کنیم؟چگونه فعال مطالعه کنیم؟چگونه خلاصهبرداری و نقد کنیم؟ چگونه مطالعه را به عادت روزانه تبدیل کنیم؟ و ... این ضعف موجب شده کتابخوانی بیشتر یک توصیه اخلاقی باشد تا یک مهارت آموزشی ساختارمند.
وی ادامه داد:کمبود زیرساختهای جذاب کتابخوانی در بسیاری از مدارس از جمله مسائل تاثیرگذار است. کتابخانه فعال وجود ندارد، کتابدار حضور ندارد، فضای مطالعه جذاب نیست و برنامههای مستمر کتابمحور اجرا نمیشود که در نتیجه دانشآموز ارتباط عاطفی و مستمر با کتاب پیدا نمیکند.
مدرسه جدا از جامعه نیست
معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان گلستان، ضعف در فرهنگ عمومی مطالعه را نیز مهم برشمرد و گفت: مدرسه جدا از جامعه نیست. وقتی در خانواده و رسانهها کتاب جایگاه پررنگی نداشته باشد، مدرسه نیز به تنهایی نمیتواند فرهنگ مطالعه را نهادینه کند.
وی تصریح کرد: کمرنگ بودن آموزشهای تربیتی و فرهنگی نیز در این میان نقشی چشمگیر دارند. در سالهای مختلف، حجم محتوای درسی افزایش یافته اما سهم برنامههای فرهنگی و تربیتی کاهش پیدا کرده؛ در نتیجه کتابخوانی که ماهیتی فرهنگی و تربیتی دارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
مسعود بیدلی نامنی، درباره اینکه آیا ایده کتابخوانی و تبدیل آن به یک مهارت و عادت تربیتی، در جایی به صورت محدود و استانی اجرا شد است، گفت: بله؛ در برخی از استانها و مناطق کشور طرحهایی به صورت محدود یا آزمایشی از جمله در استان گلستان اجرا شده است.
وی درباره نمونهای از این اقدامات، عنوان کرد: به عنوان نمونه طرح کتابخانه پستی در دو شهر گرگان و گنبد که توسط کانون پرورش فکری، آموزش و پرورش و اداره پست، رقم خورد. طرح «کتابخانه پستی» برای مدارس روستایی اجرا می شود و در این طرح، کتابها به صورت دورهای برای دانشآموزان مدارس ارسال میشد.

کوششهایی انجام شده اما ...
بیدلی نامنی ادامه داد: تجهیز کتابخانههای کلاسی از دیگر اقدامات بوده که در برخی مدارس مناطق محروم گلستان، کتابخانههای کلاسی ایجاد و هزاران جلد کتاب در اختیار مدارس قرار گرفت.
همچنین در استان گلستان ۲۰ مرکز ثابت، ۷ مرکز سیار و دو فعالیت پستی برای دسترسی کودکان و نوجوانان به کتاب با محوریت کانون پرورش فکری فعالیت دارند و نیز جشنوارهها و مسابقات کتابخوانی در بسیاری از استانها از جمله گلستان، به مناسبتهایی چون هفته کتاب، مسابقات کتابخوانی، معرفی کتاب، حلقههای مطالعه،کتاب در گردش، اجرا شده است.
وی سپس با اشاره به اینکه با این حال، بیشتر این برنامهها «مقطعی» بودهاند و کمتر به یک برنامه دائمی و ساختاری در نظام آموزشی تبدیل شدهاند.
معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان گلستان در ادامه به برخی از اقداماتی که تاکنون انجام گرفته و چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته اشاره کرد و گفت: همان طور که در ابتدا اشاره کردم، برپایی جشنوارهها و برنامههای ترویجی مانند جشنواره کتاب رشد، هفته کتاب و کتابخوانی، مسابقات کتاب خوانی، نمایشگاههای کتاب مدارس و پویشهای معرفی کتاب و ... از فعالیتهای قابل ذکر هستند.
وی در ادامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را نیز یکی از مهمترین نهادهای فعال در ترویج مطالعه کودک و نوجوان وابسته به نهاد آموزش و پرورش در بسیاری از استانها برشمرد و گفت: وجود کتابخانههای ثابت و کتابخانه سیار، محافل قصهگویی،نشست کتابخوان و ... گوشهای از این قبیل اقدامات برای ترویج و توسعه فرهنگ کتابخوانی در میان دانش آموزان بوده است.
مسائلی که قابل کتمان نیست
بیدلی نامنی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه در برخی مدارس کتابخانه ایجاد یا تجهیز شده اما کیفیت و میزان بهرهبرداری از آنها متفاوت است، گفت: جا دارد اشاره کنم که وزارت آموزش و پرورش در سالهای اخیر بر تولید کتابهای مناسب دانشآموزان و توسعه کتابخوانی تأکید بیشتری کرده است اما همچنان برخی موانع از قبل یا همچنان وجود دارند.
معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان گلستان در بخش دیگری از مطالبش عنوان کرد: معتقدم بزرگترین مانع در این مسیر، ساختار رقابتی و آزمونمحور آموزش است. همچنین بسیاری از مدارس بودجه کافی برای خرید کتاب، تجهیز کتابخانه و داشتن کتابدار، ندارند.
وی افزود: موضوع ضعف آموزش معلمان نیز قابل کتمان نیست و همه معلمان برای هدایت دانشآموزان به مطالعه آزاد آموزش ندیدهاند.
بیدلی نامنی اضافه کرد: آن سوی ماجرا یعنی کانون خانواده، فضای مجازی و تغییر سبک زندگی تاثیر قابل توجهای دارد و منجر به کاهش تمرکز و غلبه محتوای کوتاه دیجیتال شده و مطالعه عمیق را دشوار کرده است.
معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان گلستان در بخش دیگری از سخنانش به نبود برنامه درسی مستقل برای کتاب از گذشته تا به امروز علیرغم تاکیدات و پیشنهادهای ارائه شده اشاره کرد و گفت:کتابخوانی هنوز به عنوان یک «درس مهارتی» رسمی و ارزیابیشونده وارد ساختار آموزشی نشده است؛ هر چند کتابخوانی در اسناد رسمی آموزش و پرورش، جایگاه مهمی دارد.
وی خاطر نشان کرد: سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، برنامههای معاونت پرورشی، جشنوارههای فرهنگی، کتابخانههای مدارس مثالهایی بر این مدعا است اما باز با این حال و در عمل، اگر بخواهم صادقانه عرضه کنم جایگاه آن هنوز «حاشیهای» است. یعنی بیشتر جنبه مناسبتی دارد و به نمره و ارزشیابی رسمی متصل نیست و در رقابت با دروس کنکوری، اولویت پایینتری پیدا میکند.
فاصله تا رسیدن به مهارت تربیتی
هر چند همان طور که بدان اشاره کردم در سالهای اخیر تلاش شده نگاه جدیدی به کتابخوانی ایجاد شود؛ از جمله تأکید بر محتوای جذاب، چندرسانهای و تقویت مطالعه دانشآموزی و ...اما هنوز تا آنچه ایدهآل و موثر است فاصله وجود دارد.
در مجموع استان گلستان نسبت به برخی مناطق کشور، فعالیتهای فرهنگی مناسبی در حوزه کتابخوانی داشته اما با چالشهایی چون تفاوت امکانات شهر و روستا، محدودیت بودجه فرهنگی، نبود کتابخانه استاندارد در مدارس با توجه به کمبود فضای آموزشی مدارس و غلبه نگاه آموزشی بر تربیتی و ... روبهرو است.
به عنوان کلام پایانی، هر چند در کشورمان اهمیت کتابخوانی از نظر نظری و فرهنگی پذیرفته شده، اما با وجود تمام اقدامات پراکنده و ارزشمندِ صورت گرفته در گستره ملی و استانی، اما به خاطر همان محدودیتها و چالشهایی که اشاره داشتم هنوز به یک «مهارت تربیتی رسمی و پایدار» در مدرسه تبدیل نشده است.
به گزارش ایبنا، اکنون تصویری نسبتاً روشن از سرنوشت آن پیشنهاد و مطالبه ۲۹ ساله به دست آمد؛ تصویری که نشان میدهد با وجود تأکیدهای فراوان، طرحها و برنامههای مقطعی و دغدغههای مطرحشده از سوی اهل فرهنگ، خصوصاً فعالیتهای چشمگیر کانون پرورش فکری و نوجوانان با خودروهای سیارش و حضورهای متعدد محیطی و مدرسهای، کتابخوانی هنوز نتوانسته جایگاهی ساختارمند و پایدار در نظام آموزشی کشور پیدا کند.
به نظر میرسد آن پیشنهاد ۲۹ ساله همچنان در حد یک ایده باقی مانده است؛ ایدهای که تحقق آن نیازمند ارادهای جدیتر و تصمیمی عملی در سطح سیاستگذاری آموزشی است و طرح دوباره این پرسش به بهانه برگزاری نمایشگاه کتاب و گفتوگو با صاحبنظران، میتواند گامی برای بازاندیشی در این خلأ باشد.
همچنین شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، بازگشت دوباره به همین پرسش و جستوجوی پاسخی عملی برای آن ضروری باشد؛ چراکه آینده فرهنگی جامعه، بیش از هر چیز، در گرو نسلی است که خواندن را نه یک تکلیف درسی، بلکه بخشی از زیست روزمره و اندیشیدن خود بداند.

نظر شما