سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ در عصر حاضر که میدانهای نبرد از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به قلمرو ذهنها نفوذ کرده است، آگاهی و شناخت ریشهدار، اصلیترین مؤلفه قدرت ملی محسوب میشود. در این میان، کتابخوانی یک ضرورت استراتژیک و سپری دفاعی برای حفظ هویت ایرانی در برابر تهاجمهای نرم و روایتهای کاذب دشمن است. هر کتابی که خوانده میشود، گامی در جهت مسلح کردن ذهن و مقاومسازی بدنه فکری جامعه در برابر فریب و نفوذ است. در همین راستا، نمایشگاه کتاب که همواره در اواخر اردیبهشت ماه چراغ امید و آگاهی را روشن میکند، امسال نیز در شرایط دشوار جنگی، به صورت مجازی در حال برگزاری است،لذا این رویداد فرصتی است تا از ارزش کتاب و مطالعه بیش از پیش بهره ببریم. از همین رو، برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب، با محمد قاسمیپور، نویسنده، منتقد و پژوهشگر دفاع مقدس گفتوگو کردیم.
در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگ و آتشبسی شکننده است، نمایشگاه کتاب به شکل مجازی برگزار شده است. به نظر شما این رویکرد چه مزایایی برای مخاطبان و خریداران کتاب دارد؟ و چه پیامدهایی برای فضای فرهنگی جامعه میتواند داشته باشد؟
با وجود شرایط جنگی در سه ماه اخیر، بسیاری از بخشهای فرهنگی و اجتماعی ایران روال طبیعی و منطقی خود را حفظ کردهاند که این بخشی از فرهنگ مقاومت ما است؛ تأمین مایحتاج ضروری مردم در شرایط جنگی، رفتوآمدها و ترددها در فضایی که با نوروز و اوج گیری سفرهای نوروزی همزمان بود، همه نشاندهنده استمرار زندگی است. به نظرم تمهید برگزاری نمایشگاه بهصورت مجازی نیز در راستای تداوم روال عادی ارائه خدمات بوده است. طبیعتاً اگر بخواهیم امروز نمایشگاه مجازی را نقد کنیم، باید شرایط توقف عملیات نظامی و آتشبس ناپایدار را مدنظر داشته باشیم؛ چرا که ما با دشمنی طرف هستیم که نشان داده معیارهای بشری و حقوق بشری برایش کمترین اهمیتی ندارد. وقتی حمله به مدرسه، دانشگاه و بیمارستان به وفور در کارنامه دشمن دیده میشود، تجمعات انسانی برای کارهای فرهنگی، نمایشگاه کتاب یا کنسرتهای موسیقی، تا حدودی باید با احتیاط همراه باشد. لذا با برگزاری نمایشگاه مجازی مشکلی ندارم؛ همانطور که در سال سخت کرونا تجربه برگزاری نمایشگاه مجازی را داشتیم. البته این باید دغدغه کارگزاران تعلیم و تربیت و متولیان برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعی باشد که اهمیت نمایشگاه حضوری را هرگز کنار نگذاشته و از ذهنشان دور نشود. نمایشگاه حضوری کتاب یک فعالیت و اقدام اجتماعی کاملاً تأثیرگذار، خاطرهساز و تعیینکننده است.
برگزاری رویداد بزرگ نمایشگاه کتاب در چند دهه گذشته یک حرکت ملی بوده که همه فعالیتهای کشور را در اردیبهشتماه تحتتأثیر خود قرار داده؛ همه ساله مراکز فرهنگی، دانشگاهی و حوزوی از اقصینقاط کشور متوجه این رویداد شده و پدیدآورندگان، مترجمان، ناشران، نویسندگان و محققان با دلمشغولی بسیار خود را به محل برگزاری نمایشگاه رساندهاند. نمایشگاه کتاب فرصتی برای دیدار، تفاهم و یافتن دوستان گمشده است. من نزدیک به ۱۶ یا ۱۷ دوره افتخار حضور در غرفهها را بهعنوان مسئول یا مدیر غرفه داشتهام؛ برکت نمایشگاه حضوری، بیش از فرآیند فروش آن، در آشناییها و ارتباطگیریهایی بود که جماعت متخصص و علاقهمند به کتاب در آنجا نصیبشان می شد و فرصت دیدار و آشنایی فراهم میشد. امروز با وجود تمام دسترسیها و پلتفرمهای فضای مجازی، تشکلهایی نظیر مترجمان، نویسندگان، گرافیستها و هنرمندان بهراحتی نمیتوانند با هم ارتباط بگیرند و از کار یکدیگر باخبر شوند؛ هنوز فضای مجازی ما این سهولت و دسترسی ارتباطی را ایجاد نکرده است. بنابراین، نمایشگاه حضوری، کارنامه حضوری یکساله صنعت نشر و عملکرد ناشران، نویسندگان و پدیدآورندگان است و وقتی برگزار نشود، بهنوعی از آن موهبتها محروم میشویم.
در شرایط فعلی، نمایشگاه مجازی تنها سهولت در خرید را فراهم میکند. البته برگزاری نمایشگاه مجازی چالشهایی نیز دارد؛ مهمترین آنها، مسئله سرعت و کیفیت اینترنت در کشور است. در برگزاری نمایشگاه مجازی، تا حدودی ضعف داریم؛ به این معنا که ناشر یا فردی که سفارشهای مردم را آماده میکند، لزوماً دغدغه ارسال تمیزترین و سالمترین کتاب را ندارد. ممکن است در کتابهای ارسالی، مواردی مانند پارگی عطف یا خرابی ته جلد را مشاهده کنیم. در خرید حضوری، خریدار شخصاً این موارد را بررسی میکند، اما در خرید مجازی، معاینه کتاب اتفاق نمیافتد و این مسئولیت فرهنگی و اخلاقی، به ناشر واگذار میشود. من معتقدم در نمایشگاه مجازی، ناشر باید خود را موظف بداند که نماینده و دلسوز خریدار است و کتابی را که کمترین ایراد و اشکال شکلی و ظاهری را دارد، انتخاب کند. من دیدهام که جوانان، در به خاطر سپردن کوتاهی ها و قصور احتمالی ناشران، حافظه خوبی دارند و اتفاقات را به خاطر میسپارند.
شعار «بخوانیم برای ایران» برای دومین سال متوالی به عنوان شعار نمایشگاه کتاب انتخاب شده است. به نظر شما تداوم و تکرار این شعار، چه ضرورتی دارد و چگونه میتواند به نهادینهسازی فرهنگ مطالعه کمک کند؟
اگر یک شعار، حتی پس از ده سال، بتواند منجر به ایجاد یک رویکرد شود، اگر بتواند حرکتهای اصیل و ریشهدار را رقم بزند، دیگر اسمش تکرار نیست. تربیت است. شعور است. در حوزه کتاب هم برای شناساندن این یار مهربان، بیمنت و همواره خاموش، ما میتوانیم این شعار را چند سال دیگر هم ادامه دهیم. این دغدغه رهبر شهید ما بوده؛ ایشان به شدت در طول سیوچند سال دوره رهبریشان و پیش از آن نیز، بر فرهنگ کتاب و کتابخوانی تاکید داشتند و آن را یک ضرورت جدی میدانستند. هم از نظر کارسازی اجتماعی و هم از نظر برنامهریزی فرهنگی، همچنان کتاب ارزانترین، در دسترسترین و سهلترین شیوه آموزش و تربیت است و باید فرهنگ کتاب و کتابخوانی تقویت شود. اگر کتاب مهم نبود و تاثیر نداشت، معجزه آخرین پیامبر و دین اسلام نمیشد. معجزه اصیل و بدیع، کتاب است و این کتاب، زنده و حاضر است و دارد تاثیر میگذارد. تمام دل نگرانیهای جبهه دشمن ما ناشی از آن است که فرهنگ قرآنی سرایت کند و فرهنگ و مفاهیم قرآنی نشر پیدا کند و گسترش یابد. صدها کتاب ذیل قرآن قابل نگارش است و دیگر کتابها هم اگر در قالب قرآنی و منبعث از آن نوشته شوند، میتوانند معجزه کنند.
بنابراین کتاب بخوانیم برای ایران؛ همان ایرانی که پیشینه تاریخیاش با مقاومت گره خورده است. این کشور روزی نبوده که توسط دشمنانش مورد تهدید نباشد، حتی از سوی زمین و آسمان و بلاهای طبیعی نیز وجود داشتهاند. بسیاری از بناهای قدیمی و اصیل ما در برابر زلزله تاب آوردهاند، با آن معماری که داشتهاند؛ یعنی هزار تمهید فنی و هنری شکل گرفته است تا چنین بناهایی از زیر دست و تهاجم دشمنی به نام زلزله بیرون بیایند. پیشنیه ما نشان میدهد که طاق کسری هنوز، با همه رهاشدگیاش، بخشی از آن باقی مانده و نریخته است؛ به عنوان بلندترین طاق خشتی - آجری ایران، این بنا توانسته در منطقه ای پرلرزش و آشوب دوام بیاورد. بنابراین،کتاب بخوانیم برای ایران در راستای تقویت ایستادگی و مقاومت است؛ برای پروراندن داوطلبان حمایت و مقاومت و جانفدایی برای ایران. «استمرار» و «مداومت» یکی از ویژگیهای کار تربیتی و فرهنگی است. گاهی استمرار و مداومت بر یک شعار، پس از یک دهه، میتواند ما را امیدوار کند که مخاطب ما اگر سال اول مقاومت کرد، اما سال دوم به این کار پیوست. هرگز از شعارهای اصیل نباید خسته شویم و احساس کنیم که تکراری شدهاند.
امیدوارم که فضای ما به سمت روزها و روزگاری برود که بتوانیم کارهای تأثیرگذار و تعیینکننده را در عرصه ادبیات مقاومت و پایداری پی بگیریم، به جای هر نرخی، نرخ کتابخوانی ما افزایش پیدا کند! و ان شاءالله ناملایمات و سختیهای اقتصادی که قیمت کاغذ و کتاب را تحت تأثیر قرار داده، با سعی و تلاش برنامهریزان و مسئولین مرتفع شوند. کتاب باید در سبد زیست ماهانه انسان باشد و اگر تورم و گرانی بخواهد آن را دور کند، کم کم مخاطب ناچار میشود به سراغ کتابخوانی دیجیتال برود. ممکن است الان برای کتابخوانهای حرفهای کتابخانه دیجیتال اولویت باشد، اما من کتاب و کتابخانه را یک فعالیت سهبعدی جامع و ماندگار میبینم؛ در کتابخواندن از راه دسترسی به کتاب، تمام حواس و قوای ادراکی ما درگیر میشوند. اما در خوانش مجازی، مشق و مسئولیت اصلی متوجه چشم می شود! شرح این مزیت مفصل است و ان شاءالله در فرصتی دیگر باید به آن پرداخت.
نظر شما