سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): در ورودی بوستان خواجو، که در سالهای اخیر توسط شهرداری منطقه۳ شیراز ساماندهی شده، تندیس خواجوی کرمانی اثر علی قصرالدشتی، هنرمند مجسمهساز شیرازی قرار دارد. این تندیس نخستین مواجهه مخاطب با شاعر است؛ مواجههای معاصر که نام خواجو را پیش از رسیدن به آرامگاه، وارد حافظه بصری شهر میکند.
با فاصلهای کوتاه از بوستان، آرامگاه خواجو در کنار دروازه قرآن قرار گرفته؛ مکانی آستانهای که از دیرباز محل عبور و بدرقه مسافران بوده است. نقشهای برجسته دیوارهها با مضامین تاریخی و اسطورهای، فضای آرامگاه را از یک محل تدفین ساده فراتر برده و به متنی بصری تبدیل کرده است.
در میانه مجموعه، مزار خواجوی کرمانی با سادگی و وقار خاص خود قرار دارد. سنگ مزاری بیپیرایه، بیش از آنکه به شکوه ظاهری متکی باشد، مخاطب را به مکث و تأمل دعوت میکند؛ سادگیای که با جایگاه خواجو در سنت شعر فارسی همخوان است.
محیالدین حسینی ارسنجانی، پژوهشگر فرهنگ و ادب در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز با اشاره به جایگاه کمتر شناختهشده این شاعر میگوید: خواجوی کرمانی را باید یکی از مشاهیر نامدار زبان و ادب فارسی و یادگار ماندگار قرن هشتم دانست؛ شاعری که با وجود برخورداری از مقامات بلند ادبی و عرفانی و آثار سترگ منظوم و منثور، در سایه سیطره دو قله بزرگ شعر فارسی، یعنی سعدی و حافظ، آنگونه که شایسته است، شناخته نشد.
اعتراف حافظ به تأثیرپذیری از خواجو
وی افزود: تأثیر خواجو بر حافظ نیز گواه روشنی بر جایگاه ادبی این شاعر است؛ چنانکه حافظ شیرازی خود به این تأثیر اعتراف کرده و میگوید:
«استاد سخن سعدیست پیش همه کس اما
دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو»
حسینی ارسنجانی بیان کرد: خواجوی کرمانی را باید یکی از مشاهیر نامدار زبان و ادب فارسی و یادگار ماندگار تاریخ ادبیات قرن هشتم دانست. نام و آثار وی با گذشت صدها سال از وفاتش همچنان ناشناخته مانده و دلیل ناشناختگی و شهرت و معروفیت جناب خواجو با آن مقامات ادبی و عرفانی و برخورداری از آثار مهم منظوم و منثور، وجود دو شاعر بزرگ ملی و جهانی یعنی سعدی و سپس حافظ بود که سیطره و سلطه ادبی خود را چونان کوهی رفیع بر سر و روی سایر شاعران و ادیبان همعصر با این دو از جمله بر جناب خواجو گسترده بودند.
وی گفت: در شناخت مقام بالای علمی و ادبی جناب خواجو که در بین ما شیرازیها غریب و مظلوم واقع شده و کرمانیها آنچنان که باید به وی نپرداختهاند، همین بس که حافظ شیرازی با ظرافت و زیرکی هر چه تمام به استقبال زیبای اشعار خواجوی کرمانی بویژه غزلیات او رفته است.

بنیانگذار محفل «یکشنبههای ادبی شهرراز؛ شاهدان قلم شیراز» ادامه داد: خواجوی کرمانی شاعر و عارف و فقیه و متکلم، صوفی و زاهد نامدار اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم همچون سعدی سفرهای بسیار به بلاد مختلف جهان داشت و چون در خانوادهای اعیانی و اشرافی در کرمان به دنیا آمده بود، تصمیم گرفت سفرهایی به بلاد دور و نزدیک دنیای روزگار خود برود. او به شیراز و سپس به شامات و عراق و حجاز سفرهایی داشت و پس از زیارت خانه خدا به ایران برگشت. به خراسان، هرات، ری و همدان، اصفهان و تبریز سفر کرده و با مقامات علمی و ادبی دیدارهایی داشت و از هر خرمن علم خوشهها برچید و در آخر چون به شیراز آمد، حال و هوای شیراز با آن ادیبان و عارفان و هوای خوب و امکانات مناسب آن شهر سبب شد خواجو دل از این شهر برنکند بنابراین در این جهانشهر زیبا سکونت یافت و تا آخر عمر در همین شهر ماند تا جان به جهان آفرین تسلیم کرد و در تنگه الله اکبر (دروازه قرآن شیراز) و در کوه چهل مقام مدفون شد.

خواجو در سنت شعری ایران؛ از سنایی تا نظامی
حسینی ارسنجانی با بیان اینکه ۱۷ دی سالروز تولد اوست و به همین منظور این روز را روز خواجو و روز کرمان نام نهادهاند و در چنین روزی در دو شهر تاریخی کرمان و شیراز مراسمی به یاد و نام او برپا میشود، یادآور شد: خواجوی کرمانی در غزل از سنایی و در مثنوی از نظامی و فردوسی تبعیت کرده و با افکار صوفیانه خود معتقد به وحدت وجودی است. خواجوی کرمانی صاحب آثار منظوم و منثور است و او علاوه بر دیوان اشعار افزون بر ۱۵ هزار بیتیاش که در قالبهای مختلف شعری و از جمله غزل و قصیده، مثنوی و رباعی و … است، قصاید و غزلیات، رباعیات، و…ترجیعات بسیار دارد.
وی اضافه کرد: خواجو همچنین شش عنوان دفتر شعر دارد که «سام نامه» به تقلید از شاهنامه فردوسی و موضوع آن ماجراهای عشقی و شرح جنگهای سام نریمان است. «گل و نوروز» او به تقلید از خسرو و شیرین نظامی درباره عشق شاهزاده ایرانی به نام نوروز با گل دختر پادشاه روم است. «روضة الانوار» وی مانند مخزن الاسرار نظامی و شامل ۲۰ مقاله است و در هر مقاله از اخلاق و عرفان سخن گفته است. «همای و همایون» هم داستان عشق همایون با همای دختر فغفور چین است. «کمال نامه» منظومهای عرفانی در دوازده باب بر وزن سیر العباد سنایی و «گوهرنامه» درباره موضوعات عرفانی و صوفیانه بوده و به نام امیر مبارزالدین سروده است. اما آثار منثور وی عبارت است از: رساله البادیه یا مناظره نمد و بوریا، رساله سبع المثانی یا مناظره شمشیر و قلم، رساله مناظره شمس و سحاب و سراجیه که امید است با برگزاری کنگرههای نکوداشت خواجوی کرمانی در سطوح ملی و بینالمللی، چاپ و انتشار کلیات آثار خواجو و پرده برداری از زوایای مبهم و نکات ناگفته درباره او به ابعادی نو و تازه از زندگی و زمانه آثار، خلقیات و روحیات و خدمات این مرد بزرگ شعر و ادب ایران بتوان دست یابیم.
آسیاب خواجو؛ پیوند شعر و زندگی روزمره
در بخش جنوبی آرامگاه، آسیاب خواجو قرار دارد؛ یادگاری از زمانی که آب رکنآباد از این محدوده عبور میکرد و این فضا نقشی فعال در زیست معیشتی شهر داشت. حضور آسیاب، نشان میدهد که این مکان همزمان با شعر و عرفان، با زندگی روزمره مردم نیز پیوند داشته است.
در زیر طاقی در بخشی از مجموعه، مقبره خواجه عمادالدین محمود کرمانی، وزیر نامدار دربار شیخ ابواسحاق اینجو، قرار دارد؛ نشانهای از اهمیت سیاسی و تاریخی این محدوده در قرن هشتم هجری و پیوند دیرینه شعر و قدرت در شیراز آن روزگار.
ویلای معروف به توکل در انتهای آرامگاه خواجوی کرمانی
در انتهای محوطه آرامگاه، عمارت موسوم به ویلای توکل قرار دارد؛ بنایی که با وجود قرار گرفتن در یکی از مهمترین فضاهای ادبی و تاریخی شیراز، سالهاست بدون استفاده مانده است. بهنظر میرسد این عمارت میتواند با تغییر کاربری، نقشی مؤثر در احیای هویت فرهنگی این مجموعه ایفا کند. تبدیل ویلای توکل به کتابخانه تخصصی خواجوی کرمانی یا پژوهشکدهای در حوزه ادبیات فارسی و شعر قرن هشتم، پیشنهادی است که میتواند این فضای خاموش را به نقطهای زنده در مسیر شناخت و معرفی بهتر خواجو و میراث ادبی شیراز بدل کند؛ پیشنهادی که در روز بزرگداشت این شاعر، بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل است.

آرامگاه خواجوی کرمانی، از تندیس ورودی بوستان تا مزار شاعر، از آسیاب و آب تا مقبره وزیر و عمارت متأخر، مجموعهای زنده و چندلایه است؛ مجموعهای که هفدهم دی، بهانهای برای دیدن دوباره آن و بازخوانی جایگاه شاعری است که هنوز هم، به تعبیر پژوهشگران، ناشناخته مانده است.
نظر شما