به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ پوپولیسم یکی از پرکاربردترین مفاهیم در گفتمان سیاسی معاصر و رسانههاست، اما همزمان یکی از مبهمترین و مناقشهبرانگیزترین مفاهیم نیز به شمار میرود. این واژه برای توصیف رهبران، احزاب و جنبشهایی با گرایشهای بسیار متفاوت و گاه متضاد به کار میرود و در بسیاری از موارد به یک برچسب رسانهای آماده تبدیل شده است؛ برچسبی که میتوان بدون بررسی دقیق محتوای آن از آن استفاده کرد.
این ابهام در محیطهای سیاسی بیثبات، مانند جهان عرب، بیشتر شده است. در این جوامع، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی با قطبیشدن سیاسی درهم میآمیزند و اتهام پوپولیسم گاه برای مجرم جلوه دادن رقیبان یا توضیح تحولات سیاسی به کار میرود، بدون آنکه دربارهی معنای دقیق این مفهوم و مرزهای آن توافق روشنی وجود داشته باشد.
پژوهشگر سوری عبدالکریم بدرخان در کتاب «الشعبویة فی العالم العربی ــ حالة تونس 2019-2024» («پوپولیسم در جهان عرب؛ مورد تونس ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴») که سال ۲۰۲۶ توسط انتشارات صحوف در قونیه منتشر شده، از این ایدهی اساسی آغاز میکند که پوپولیسم یک ایدئولوژی منسجم نیست؛ بلکه شیوهای خاص برای فهم سیاست است که جامعه را به دو اردوگاه مقابل تقسیم میکند: از یک سو «مردم واقعی» و از سوی دیگر «نخبگان فاسد». در این چارچوب، رهبر پوپولیست مدعی میشود که تنها او قادر است ارادهی عمومی را بیان کند.
بدرخان بر اساس این تعریف تلاش میکند بررسی کند که این مفهوم تا چه اندازه با تجربهی تونس در دوران ریاستجمهوری قیس سعید، میان سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، انطباق دارد.

چهار موج پوپولیسم
کتاب تاریخ پوپولیسم را نیز بررسی میکند و آن را به چهار موج جهانی تقسیم میکند.
موج نخست به جنبشهای کشاورزی در ایالات متحده و روسیهی تزاری در قرن نوزدهم بازمیگردد. موج دوم، پوپولیسمهای ملیگرا در آمریکای لاتین و جهان عرب در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ را دربرمیگیرد. موج سوم به پوپولیسمهای راستگرای اروپایی از دههی ۱۹۷۰ مربوط میشود و موج چهارم، پوپولیسم معاصر است که پس از بحران مالی جهانی و با ظهور چهرههایی مانند دونالد ترامپ و ویکتور اوربان برجسته شد.
در کنار این نمونهها، کتاب به جنبشهای چپگرا نیز اشاره میکند؛ از جمله حزب پودموس در اسپانیا و حزب سیریزا در یونان.
سه توضیح برای ظهور پوپولیسم
بدرخان در ادامه دلایل ظهور پوپولیسم را بررسی میکند و سه رویکرد اصلی برای توضیح آن ارائه میدهد.
رویکرد نخست، سیاسی است و ظهور پوپولیسم را به بحرانهای دموکراسی نمایندگی مرتبط میداند.
رویکرد دوم، اقتصادی است و بر پیامدهای جهانیشدن، بیکاری و تضعیف طبقات متوسط تمرکز دارد.
رویکرد سوم، فرهنگی است و پوپولیسم را واکنشی محافظهکارانه به تحولات ارزشی و فرهنگی میداند.
با این حال، نویسنده هشدار میدهد که این توضیحات غربی را نمیتوان بهشکل مکانیکی دربارهی جهان عرب به کار برد. او مفهوم «لحظهی پوپولیستی» را که توسط شانتال موف مطرح شده، برای توضیح وضعیت تونس مناسبتر میداند.
بر اساس این دیدگاه، انباشته شدن بحرانهای اقتصادی و سیاسی باعث فروپاشی اعتماد به نهادهای سنتی میشود و زمینه را برای ظهور رهبری فراهم میکند که خود را نمایندهی مستقیم مردم معرفی میکند.
قیس سعید؛ نمونهی تونسی پوپولیسم
در بخش کاربردی کتاب، بدرخان گفتمان سیاسی قیس سعید را بهطور مفصل تحلیل میکند و به این نتیجه میرسد که این گفتمان عناصر اصلی پوپولیسم در تعریف دانشگاهی آن را دارد. گفتمان سعید بر یک دوگانهی اخلاقی روشن استوار است: مردمی درستکار در برابر نخبگانی فاسد. در این گفتمان، رئیسجمهور جایگاه مترجم یگانهی ارادهی مردم را پیدا میکند و احزاب سیاسی و مجلس نمایندگان نیز بهطور مستمر مورد انتقاد قرار میگیرند. با این حال، بدرخان میان پوپولیسم قیس سعید و بسیاری از نمونههای پوپولیسم غربی تفاوتهایی میبیند. به گفتهی او، پوپولیسم سعید وابستگی کمتری به گفتمان رسانهای پرهیاهو و شبکههای اجتماعی دارد و بیشتر به زبان حقوقی و قانون اساسی گرایش نشان میدهد.
از بحران سیاسی تا تمرکز قدرت
نویسنده سپس این گفتمان را با تحولات سیاسی تونس پس از ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۱ پیوند میدهد و معتقد است تونس وارد مسیری از «پسرفت دموکراتیک» شده است؛ مسیری که طی آن قدرت بهتدریج در دست رئیسجمهور متمرکز شد و نقش نهادهای منتخب کاهش یافت. بدرخان برای رسیدن به این نتیجه، از تحلیل گفتمان و همچنین شاخصهای بینالمللی مربوط به وضعیت دموکراسی، آزادیها و حاکمیت قانون استفاده میکند.
با وجود این، کتاب این تحولات را تنها به شخصیت قیس سعید نسبت نمیدهد. نویسنده تأکید میکند که موفقیت گفتمان پوپولیستی را باید در کنار شکستهای نظام سیاسی پس از انقلاب تونس، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و کاهش اعتماد شهروندان به احزاب و نهادهای سیاسی بررسی کرد.
از این منظر، کتاب بدرخان تلاش میکند پوپولیسم را از یک برچسب سیاسی رایج به موضوعی برای مطالعهی تاریخی، نظری و سیاسی تبدیل کند و نشان دهد که برای فهم ظهور رهبران پوپولیست در جهان عرب، باید هم ساختارهای سیاسی و اقتصادی و هم شرایط اجتماعی و میزان اعتماد عمومی به نهادهای موجود را در نظر گرفت.
نظر شما