چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
«هزار و یک شب» نوشته‌ی چه کسی است؟

وب‌سایت «العربی الجدید» در مطلبی با عنوان «آیا اخوان‌الصفا هزار و یک شب را نوشته‌اند؟» به بررسی کتاب «شِفرة اللیالی العربیة: قراءة فی إحدی أهم السردیات الکبری» نوشته‌ی بلال موسی العلی پرداخته است؛ کتابی که با طرح فرضیه‌ای بحث‌برانگیز، اخوان‌الصفا را پدیدآورندگان روایت عربی «هزار و یک شب» می‌داند و درباره‌ی پیوند میان داستان‌های این مجموعه، فلسفه و اندیشه‌های «رسائل اخوان‌الصفا» بحث می‌کند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شاید شگفت‌انگیزترین ویژگی «هزار و یک شب» این باشد که این اثر هنوز هم مملو از معماهایی است که منتقدان، مورخان و خوانندگان را به خود مشغول می‌کند؛ به‌ویژه معماهایی درباره‌ی نویسندگان و چگونگی شکل‌گیری آن و نیز رمز و رازهای نهفته در آن، تا جایی که گویی داستانی گمشده وجود دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را پیدا کند. بلال موسی العلی، پژوهشگر اماراتی و استاد تاریخ معاصر، در کتاب «شِفرة اللیالی العربیة: قراءة فی إحدی أهم السردیات الکبری» («رمزگشایی از شب‌های عربی: خوانشی در یکی از مهم‌ترین روایت‌های بزرگ») که در سال ۲۰۲۶ از سوی انتشارات إبهار للنشر والتوزیع در قاهره منتشر شده، تلاش می‌کند این داستان گمشده را کشف کند؛ داستانی که دریچه‌ای به مجموعه‌ای از پرسش‌ها می‌گشاید که شاید از همه‌ی پاسخ‌ها، چه واقعی و چه خیالی، فراتر بروند.

روایتی نخبه‌گرا یا کتابی مردمی؟

اگر کسی درباره‌ی چگونگی تداوم تأثیرگذاری آثار ادبی پرسش کند، پاسخ را نمی‌توان از مطالعات تاریخی و فرهنگی جدا کرد؛ مطالعاتی که می‌کوشند رابطه‌ی میان متون بزرگ و زندگی معاصری را که در آن زندگی می‌کنیم دوباره بررسی کنند. یکی از این متون، «هزار و یک شب» است؛ اثری که نویسندگان، هنرمندان، کارگردانان و نمایشنامه‌نویسان بسیاری در سراسر جهان از آن الهام گرفته‌اند. پس چرا باید امروز دوباره آن را بخوانیم؟

کتاب بر فرضیه‌ای جسورانه بنا شده است که بلال العلی با تکیه بر آن می‌خواهد به پرسش‌هایی که سال‌ها درباره‌ی خاستگاه «هزار و یک شب» و نویسندگان آن مطرح بوده پایان دهد. او معتقد است گروه اخوان‌الصفا در قرن دهم میلادی، پدیدآورندگان واقعی داستان‌هایی بوده‌اند که این مجموعه را در قالب فرهنگی عربی شکل داده‌اند؛ زیرا این داستان‌ها سرشار از نمادها و معانی فلسفی و معرفتی هستند که این گروه عامدانه آنها را در قصه‌ها و جزئیات روایی پنهان کرده است. از نظر او، خود داستان‌ها و جزئیاتشان هدف اصلی نبوده‌اند، بلکه ظرفی برای محافظت از این اندیشه‌ها و زنده نگه داشتن آنها در میان مردم بوده‌اند.

این فرضیه، انگیزه‌ای تازه برای بازخوانی «هزار و یک شب» فراهم می‌کند و خواننده را با این احتمال مواجه می‌سازد که پشت این روایت‌ها واقعیتی تاریخی وجود داشته باشد. نویسنده همچنین به جنبه‌های مشترک میان «هزار و یک شب» و «رسائل اخوان‌الصفا» اشاره می‌کند؛ از جمله ناشناخته بودن فرد یا افرادی که این دو اثر را پدید آورده‌اند و گستردگی موضوعات آنها. هر دو اثر به موضوعاتی مانند کشمکش میان اخلاق و امیال می‌پردازند و این مسئله در ساختار فکری، داوری‌ها و داستان‌های آنها حضور دارد. شیوه‌های روایت نیز گاهی به یکدیگر نزدیک می‌شوند؛ برای نمونه، داستان‌ها ممکن است از زبان حیوانات روایت شوند و درونمایه‌ی اخلاقی آنها، جنبه‌های عمیق دینی و انسانی داشته باشد.

با این حال، از نظر نویسنده، تفاوت اساسی میان این دو اثر در عاملی است که باعث شد «هزار و یک شب» باقی بماند و شهرت پیدا کند، در حالی که «رسائل اخوان‌الصفا» بیشتر در میان مخاطبان خاص خود باقی ماند: داستان‌های «هزار و یک شب» پیوسته زاده شدند، گسترش یافتند و رشد کردند.

آیا می‌توان پذیرفت که «هزار و یک شب» صرفاً نسخه‌ای مردمی از کتابی دیگر، پیچیده‌تر و نخبه‌گراتر، بوده است؟

طرح این پرسش در روزگار ما، آن‌گونه که نویسنده‌ی کتاب مطرح می‌کند، پرسش‌هایی فراتر از تاریخ «هزار و یک شب» ایجاد می‌کند. انتقال اندیشه‌ها از نخبگان به مردم از طریق داستان، بحثی را پیش می‌کشد که همچنان در عصر ما نیز ادامه دارد: دانش چگونه از حلقه‌های بسته به میان عموم مردم منتقل می‌شود؟ آیا اندیشه‌های بزرگ برای ماندگاری و گسترش، همیشه به پنهان شدن در دل یک داستان جذاب نیاز دارند؟

اگر این فرض درست باشد که گروهی مانند اخوان‌الصفا برای پنهان کردن فلسفه‌ی خود به روایت و داستان متوسل شده‌اند، در این صورت داستان صرفاً وسیله‌ای برای سرگرمی نبوده، بلکه راهبردی فرهنگی برای محافظت از دانش و تضمین بقای آن بوده است.

«هزار و یک شب» نوشته‌ی چه کسی است؟

وقتی داستان‌ها جهان را می‌سازند

مسئله‌ی انتقال اندیشه از طریق سرگرمی یا انتقال اخبار، امروز نیز به شکل‌های گوناگون تکرار می‌شود؛ در فیلم‌ها، رمان‌ها و بازی‌های دیجیتال و در رسانه‌های خبری که خبر را به‌عنوان داستانی در نظر می‌گیرند که باید دوباره ساخته و برای مخاطب ارائه شود.

در همه‌ی این موارد، پرسش‌های فلسفی ممکن است درون آثاری پنهان شوند که در ظاهر صرفاً سرگرم‌کننده‌اند یا به انتقال اطلاعات می‌پردازند. با این حال، این تصور، هرچند جذاب است، به‌تنهایی راز ماندگاری «هزار و یک شب» را توضیح نمی‌دهد.

چنان‌که محسن جاسم الموسوی، منتقد و پژوهشگر، در کتاب «مجتمع ألف لیلة ولیلة» («جامعه‌ی هزار و یک شب») مطرح می‌کند، قدرت «هزار و یک شب» در احتمال تعلق آن به یک گروه فکری خاص و انتقال پیام‌های مشخص از سوی آن گروه نیست؛ قدرت این اثر در توانایی آن برای تبدیل شدن به تصویری کامل از جامعه است. بازارها و کاخ‌ها، زنان و مردان، تاجران و فقرا، دانشمندان و شیادان در این جهان حضور دارند و خود داستان به ابزاری برای فهم قدرت، میل، فرهنگ، شهر و تخیل تبدیل می‌شود.

این مسئله ما را به یک نگاه تاریخی و انتقادی می‌رساند که العلی بخشی از آن را نادیده گرفته است. او می‌گوید داستان‌ها در طول دهه‌ها بارها توسعه یافته، به آنها مطالبی افزوده و از آنها بخش‌هایی حذف شده است و در عین حال، ساختار اصلی خود را که جامعه را با نگاهی انتقادی و فرهنگی بررسی می‌کند، حفظ کرده‌اند. با این حال، او از این نکته غافل می‌شود که «هزار و یک شب» به یک سند تمدنی تبدیل شده است که روح دوران قرون وسطی را آشکار می‌کند و بسیاری از پرسش‌های عصر ما را نیز روشن می‌سازد.

اندیشه‌ی اصلی «هزار و یک شب» از پندهای اخلاقی و فلسفی اخوان‌الصفا فراتر می‌رود؛ داستان زندگی را نجات می‌دهد، زیرا شهرزاد داستان می‌گوید تا مرگ خود را شبی دیگر به تأخیر بیندازد. این تصویر به این معنا اشاره دارد که انسان تا اندازه‌ای که می‌تواند روایت کند و به جهان معنا بدهد، زنده می‌ماند.

این معنا در نمادهای گوناگونی که در داستان‌ها وجود دارند دیده می‌شود. یکی از آنها مفهوم قدرت است. قدرت تنها سیاسی نیست؛ قدرت معرفتی، قدرت بدن، قدرت ثروت و قدرت حیله نیز در داستان‌ها حضور دارند. در بسیاری از قصه‌ها می‌بینیم که فقیر بر ثروتمند، ضعیف بر قدرتمند و امر افسانه‌ای بر امر واقع غلبه می‌کند؛ زیرا شخصیت‌هایی که در موقعیت فرودست قرار دارند، از دانش، تجربه یا حکمتی برخوردارند که به آنها برتری می‌دهد.

جغرافیا نیز در داستان‌ها نمادی از گشودگی به جهان و انسان‌های گوناگون است. شهرها صرفاً عربی نیستند و شخصیت‌ها ممکن است هندی، ایرانی یا متعلق به سرزمین‌های دیگر باشند. آنها همچنین به ادیان و فرهنگ‌های مختلف تعلق دارند. این مسئله نشان می‌دهد که مخاطبان و صاحبان این گفتمان، گروهی محدود در مکان و زمانی مشخص و تابع نگاه یک طبقه‌ی خاص نیستند.

مضامین نهفته در این داستان‌ها باعث شده‌اند «هزار و یک شب» بتواند از زمانه‌ی خود عبور کند و مفاهیم مدرنی را در خود مجسم سازد؛ از جمله این ایده که روایت می‌تواند وسیله‌ای برای مقاومت در برابر خشونت و به‌حاشیه‌راندن باشد و اینکه مقابله با سرکوب و بی‌عدالتی به دانش و توانایی انتقال پیام به مردم و جوامع نیاز دارد.

امروز نیز مسائل گوناگونی در آثار ادبی با همین سازوکار مطرح می‌شوند؛ برای نمونه، مسئله‌ی گسترش و نفوذ هوش مصنوعی یا جنگ‌های مداوم برای کنترل منابع انرژی و ثروت. این مسائل بار دیگر در قالب‌هایی میان واقعیت و خیال، یا از طریق شیوه‌های فانتزی و جادویی، در ادبیات مطرح می‌شوند؛ همان‌گونه که نمونه‌های آن را در ادبیات آمریکای لاتین امروز می‌بینیم. بسیاری از این عناصر را می‌توان در «هزار و یک شب» نیز یافت.

پرسش‌ها و داستان‌هایی بدون پایان

العلی تلاش می‌کند نشان دهد که داستان‌هایی که میلیون‌ها خواننده را شگفت‌زده کرده و به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند، خاستگاه‌های متنوعی دارند و شاید ریشه‌هایی هندی یا ایرانی داشته باشند؛ با این حال، نسخه‌ی عربی آنها از یک مرجع نخبه‌گرا برخوردار بوده که اهداف فکری و شاید سیاسی داشته است.

او با این دیدگاه، بحث را به نقطه‌ی اوج می‌رساند؛ زیرا در برابر این فرضیه، مورخان و منتقدان عرب و غربی بسیاری قرار دارند؛ از جمله سهیر القلماوی، محمود طرَشونه، آنتوان گالان فرانسوی و اِنّو لیتمن آلمانی و پژوهشگران دیگری که کوشیده‌اند خاستگاه نسخه‌های مختلف کتاب و تحول داستان‌های آن را بررسی کنند.

نتیجه‌ی این پژوهش‌ها آن بوده است که «هزار و یک شب» متنی گشوده و انباشته‌شده در طول قرن‌ها است. نسخه‌ای که امروز در اختیار ما قرار دارد، متن‌هایی از دوره‌های مختلف، از جمله دوره‌های مملوکی، عثمانی، مصری و شامی را در خود جای داده است؛ متن‌هایی که قرن‌ها پس از پایان فعالیت اخوان‌الصفا نوشته شده‌اند. از این رو، اگر تأثیری از اخوان‌الصفا بر این مجموعه وجود داشته باشد، نمی‌توان آن را عامل اصلی شکل‌گیری همه‌ی «هزار و یک شب» دانست.

شاید این مسئله تنها نشان دهد که داستان‌های «هزار و یک شب» از ارزش فکری و ادبی برخوردارند و شایسته‌اند که همچنان مورد توجه قرار گیرند و از آنها الهام گرفته شود؛ همان‌گونه که آثار بزرگ دیگری مانند «ایلیاد» و «دکامرون» هنوز الهام‌بخش نویسندگان و هنرمندان هستند.

همین ویژگی‌ها شاید به داستان‌ها کمک کرده‌اند از فراموشی نجات پیدا کنند. ماندگاری آنها را نمی‌توان صرفاً به پنهان کردن اندیشه‌های فلسفی نسبت داد؛ آنها در طول زمان امکان افزودن، تغییر و بازسازی روایت را حفظ کردند و سرانجام به کتابی تبدیل شدند که مؤلف واحدی ندارد و گویی جامعه‌ای کامل در شکل‌گیری آن سهیم بوده است.

شاید به همین دلیل است که هنوز «هزار و یک شب» را می‌خوانیم؛ زیرا این کتاب پاسخ‌هایی قطعی درباره‌ی گذشته به ما نمی‌دهد، بلکه نشان می‌دهد انسان، با وجود تغییر زمانه، همچنان درون همان پرسش‌های بنیادین زندگی می‌کند:

قدرت چگونه شکل می‌گیرد؟ خیال چگونه می‌تواند در برابر خشونت مقاومت کند؟ و چرا داستان، پس از گذشت قرن‌ها، همچنان توان بیشتری برای بقا دارد؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها