سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در مطالعات میراث تاریخی، گاه ارزش یک پژوهش نه فقط در تفسیری که از گذشته ارائه میدهد، بلکه در دادههایی است که برای پژوهشهای بعدی باقی میگذارد. از این منظر، کارنامه لطفالله هنرفر را نمیتوان صرفاً در مجموعهای از کتابها و مقالههای اصفهانشناسی خلاصه کرد؛ بخش مهمی از اهمیت آثار او به ثبت و توصیف بناها، کتیبهها و عناصر تاریخی اصفهان در دورهای بازمیگردد که بخشی از این شواهد بعدها دستخوش تغییر، مرمت، تخریب یا حذف از سیمای شهر شدند.
مرحوم لطفالله هنرفر، اصفهانشناس و مورخ برجسته اصفهان در شرایطی به مطالعه اصفهان پرداخت که امکانات پژوهشی و دسترسی به منابع و فناوریهای مستندسازی با امروز قابل مقایسه نبود. با این حال، حاصل سالها مشاهده میدانی، عکاسی، مطالعه منابع تاریخی و توجه به کتیبههای بناهای تاریخی، مجموعهای را شکل داد که همچنان در پژوهشهای اصفهانشناسی مورد استفاده قرار میگیرد و خواهد گرفت. در این میان، گنجینه آثار تاریخی اصفهان تنها یک روایت از گذشته شهر نیست، بلکه به تعبیر امروزی میتوان آن را مجموعهای از دادههای پایه برای شناخت بخشی از میراث معماری و تاریخی اصفهان دانست. به همین دلیل، بازخوانی روش او پرسش مهمی را پیش روی پژوهشگران امروز قرار میدهد: آیا ارزش ماندگار کار هنرفر بیش از آنکه در تحلیلهای تاریخی او باشد، در مستندسازی دقیق وضع موجود اصفهان در زمانه خود نهفته است؟
در کنار این مسئله، انتشارنیافتن بخش مهمی از پژوهشهای تکمیلی هنرفر و همچنین وضعیت خانه او در اصفهان، دو موضوعی است که میراث علمی و مادی این اصفهانشناس را همچنان در معرض یک پرسش جدی قرار میدهد؛ اینکه جامعه فرهنگی امروز چگونه باید میراث پژوهشی برجایمانده از او را حفظ، بازخوانی و در دسترس نسل جدید قرار دهد. به همین مناسبت، ایبنا در یازدهمین قسمت از پرونده «چهرههایی که اصفهان را نوشتند»، با علی شجاعی اصفهانی، باستانشناس و عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر اصفهان، درباره جایگاه و میراث علمی لطفالله هنرفر گفتوگو کرده است.
اگر بخواهیم هنرفر را نه از زندگینامه، بلکه از اثری که بر شناخت اصفهان گذاشت بررسی کنیم، از کجا باید آغاز کرد؟
لطفالله هنرفر یکی از معدود افرادی بود که تخصص، علاقه و دغدغه عمیقی نسبت به اصفهان و آثار آن داشت. اگر بخواهیم در دوره معاصر از کسانی نام ببریم که مسئله اصلی آنها اصفهان و میراث فرهنگی آن بوده، تعدادشان چندان زیاد نیست. هنرفر را میتوان در کنار افرادی مانند استاد علامه همایی و مرحوم بهشتیان در زمره کسانی قرار داد که مسئلهشان اصفهان بود و برای شناخت، حفاظت و نگهداری میراث این شهر تلاش کردند.
به نظرم یکی از دلایل ماندگاری کار این افراد همین مسئله است. آنها میراث را صرفاً به دلیل یک سمت اداری یا شغل دنبال نمیکردند، بلکه عمیقاً به این حوزه علاقه داشتند. همین علاقه موجب شد که نزدیک به دو دهه پس از درگذشت هنرفر، همچنان درباره کار، روش و نگاه او به اصفهان تحقیق کنیم و بخواهیم آثارش را بازخوانی و ارزیابی کنیم.
وجه تمایز هنرفر با اصفهانپژوهان همدوره خود چه بود؟
دورهای که هنرفر فعالیت خود را آغاز کرد، امکان تصویربرداری و عکاسی از بناها فراهم شده بود. شاید نسل پیش از او چنین امکانی را به این شکل در اختیار نداشت. هنرفر این فرصت را داشت که در کنار توصیف بناها، تصویر آنها را نیز ثبت و ضبط کند. این مسئله یک امتیاز مهم برای کار او بود.
امروز در گنجینه آثار تاریخی اصفهان مجموعهای از تصاویر را میبینیم که بسیاری از بناهای موجود در آنها تغییر کردهاند، از بین رفتهاند یا دیگر به همان شکل وجود ندارند. بنابراین این تصاویر فقط جنبه تزئینی ندارند، بلکه بخشی از مستندات تاریخی شهر محسوب میشوند. از سوی دیگر، هنرفر در دورهای، مسئولیت اداره میراث را بر عهده داشت و به همین دلیل دسترسی گستردهای به آثار و امکان بازدید، عکاسی و انجام فعالیتهای پژوهشی برای او فراهم بود و به نحو احسن از این موقعیت استفاده کرد.
این مستندسازی تصویری در زمانه امروز چه اهمیتی پیدا میکند؟
اهمیت آن زمانی بیشتر روشن میشود که وضع فعلی بناها را با تصاویری که هنرفر ثبت کرده مقایسه کنیم. بسیاری از بناها تغییر کردهاند، برخی از میان رفتهاند و در مواردی نیز مرمتهایی انجام شده که باعث تغییر در وضعیت بنا شده است. بنابراین تصویری که او از اصفهان ثبت کرده، برای پژوهشگر امروز یک سند تاریخی است.
نکته مهم این است که شاید هنرفر در همه موارد وارد تحلیل عمیق نشده باشد، اما مستندسازیای که انجام داده ارزش بسیار زیادی دارد. همین مستندات میتوانند زمینه پژوهشهای تخصصی بعدی را فراهم کنند.
در کنار مستندسازی تصویری، کتیبهها جایگاه ویژهای در کار هنرفر دارند. اهمیت این بخش از پژوهش او را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از کارهای تخصصی مهم هنرفر، توجه به کتیبههای بناهای تاریخی اصفهان بود. در گنجینه آثار تاریخی اصفهان، کتیبهها مرکز توجه قرار گرفتهاند و او مجموعهای از آنها را گردآوری و قرائت کرده و درباره خوانش برخی واژهها نظر داده است. طبیعتاً به هر پژوهشی میتوان نقدهایی وارد کرد، اما این موضوع از ارزش کار هنرفر کم نمیکند. ما این اثر را یک کار ماندگار و مرجع میدانیم. هر پژوهشگری که بخواهد درباره اصفهان کار کند، تقریباً گریزی ندارد که به کار هنرفر مراجعه کند.
وقتی میخواهیم پژوهشی را آغاز کنیم، در ابتدا باید دادهها را جمعآوری کنیم و آنچه را در اختیار داریم روی میز بگذاریم. اهمیت کار هنرفر این بود که عمده دادههای موجود درباره اصفهان را، با تمرکز ویژه بر کتیبهها، گردآوری و برای پژوهشهای بعدی آماده کرد.
آیا میتوان کتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان را در زمان خود نوعی پایگاه داده برای شناخت اصفهان دانست؟
به واقع همینطور است. همه بخشهای این اثر ارزشمند هستند. تمرکز اصلی آن بر شهر اصفهان است، هرچند گوشههایی از شهرهای اطراف نیز در آن دیده میشود. این کتاب در واقع یک پایگاه داده برای آثار اصفهان است و میتواند ایدههای زیادی برای پژوهشهای جدید در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
شاید هنرفر در بسیاری از موارد تحلیل خاصی ارائه نکرده باشد، اما هیچکدام از اینها از ارزش کار او کم نمیکند. گردآوری کتیبههای شهر و مستندسازی آثار، آغاز هر پژوهش بعدی است. کتیبهخوانی نیز تخصص ویژهای در مطالعات میراث و باستانشناسی دوره اسلامی است و برخی پیشنهادهای هنرفر درباره خوانش واژهها هنوز هم معتبر است و ما همچنان به آنها استناد میکنیم.
پس بخش مهمی از ارزش گنجینه را باید در دادههای پایهای دانست که برای پژوهشگران باقی گذاشته است؟
دقیقاً. شما درباره هر بنایی که بخواهید در اصفهان پژوهش کنید، بهویژه درباره بناهای تاریخی شهر، با اطلاعاتی مواجه میشوید که در آثار هنرفر ثبت شده است. به همین دلیل، کار او برای پژوهشگر امروز همچنان اهمیت دارد.
نکته تأسفبرانگیز این است که خود هنرفر بعدها کارش را بازبینی کرد و مجموعه مفصل دیگری را آماده کرد که قرار بود به عنوان نسخه جدیدی از گنجینه آثار منتشر شود، اما این اتفاق نیفتاد. متن این مجموعه موجود است و حتی به روایتی ویرایش هم شده، اما با وجود گذشت سالها هنوز منتشر نشده است.
به نظرم این یک آسیب جدی است. کسانی که مسئلهشان اصفهان است و در حوزه اصفهانشناسی کار میکنند، مشتاق انتشار این مجموعه هستند. باید فرد یا نهادی پیگیری کند تا این مجموعه ارزشمند منتشر شود.
هنرفر در دورهای مسئولیت حفاظت از میراث تاریخی را بر عهده داشت که امکانات و دانش فنی امروز وجود نداشت. مهمترین میراث عملی او برای اصفهان چه بود؟
اینکه بگوییم یک نفر پیشگام یا مهمترین فرد در حفاظت از میراث بوده، به نظرم تحلیل دقیقی نیست. اتفاقهای مهم حاصل مجموعهای از عوامل و تلاشهای افراد مختلف است. بنابراین بهتر است با احتیاط درباره چنین عناوینی صحبت کنیم.
اما اگر بخواهیم از اقدامات عملی هنرفر صحبت کنیم، به نظرم بازیابی سردر جورجیر یکی از مهمترین اقداماتی بود که در دوره او انجام شد. این سردر برای مدت بسیار طولانی زیر پوشش ادوار بعد قرار داشت. پس از یک بارندگی شدید در اصفهان، بخشهایی از آن آشکار شد و هنرفر اقدام به پاکسازی کامل آن کرد. در نتیجه یکی از شاهکارهای معماری اصفهان و ایران و جهان اسلام آشکار شد؛ «سردرجورجیر» بنایی که از دوره آلبویه معرفی شده است و در وضعیت مناسبی باقی مانده بود. به نظرم این یکی از بهترین کارهای هنرفر در حوزه میراث عملی بود.

در کارنامه هنرفر، موضوع استعفا و ماجرای سفر ملکه انگلستان نیز مطرح شده است. این بخش از زندگی حرفهای او چه نسبتی با نگاهش به میراث داشت؟
این ماجرا و رفتارهایی که در جریان سفر ملکه انگلستان به اصفهان اتفاق افتاد، از موضوعات شناختهشده درباره هنرفر است. در آن دوره رفتارهایی صورت گرفت که از نظر میراثی قابل قبول نبود و در نهایت این مسئله به استعفای هنرفر منجر شد. پس از آن، او سالهای زیادی در دانشگاه اصفهان حضور داشت و در جایگاه استاد به فعالیت خود ادامه داد و پژوهشگران زیادی را تربیت کرد. حتی پس از بازنشستگی در سال 1358 نیز فعالیت پژوهشی خود را ادامه داد و روی کتابهای تخصصی کار کرد که متأسفانه امکان انتشار برخی از آنها در دوران حیاتش فراهم نشد.
یکی از نکات مهم در ارزیابی هنرفر، نسبت میان توصیف بنا و تحلیل تاریخی است. آیا او توانست از توصیف کالبدی بناها فراتر برود؟
به نظرم ابتدا باید یک نکته را اصلاح کنیم. اینکه شما یک بنا را توصیف کنید، الزاماً ایراد نیست؛ حتی میتواند نقطه قوت باشد، به شرط اینکه توصیف بر اساس اصول مشخص انجام شود.
بخش قابل توجهی از کار هنرفر در حوزه توصیف قرار میگیرد. او بنا را میدید و آن را توصیف میکرد. این توصیف مقدمهای برای کارهای بعدی است. تا زمانی که این توصیفها و این پایگاه داده را نداشته باشیم، امکان تحلیل و فهم درست مسائل برای ما فراهم نمیشود.
بنابراین به نظرم نباید ارزش کار هنرفر را صرفاً بر اساس میزان تحلیلهای او سنجید. توصیف دقیق خود یک ارزش پژوهشی دارد. در کنار آن، او در مواردی درباره کاربرد بنا، طرح معماری و بخشهای مختلف آن نیز پیشنهادهایی ارائه کرده است که این موارد هم ارزشمند هستند. طبیعتاً برخی از این دیدگاهها امروز پذیرفته میشوند و برخی دیگر ممکن است نیازمند اصلاح باشند. علم همین روند را دارد.
اگر روش پژوهشی هنرفر را با استانداردهای امروز باستانشناسی بازخوانی کنیم، مهمترین بخش معتبر روش او چیست؟
به نظرم برگ برنده هنرفر ترکیب کار میدانی با مطالعات منابع تاریخی بود. او نه کسی بود که فقط پشت میز بنشیند و کتاب بخواند و نه کسی بود که صرفاً به بنا برود و از آن عکس بگیرد. این دو حوزه را با یکدیگر تلفیق کرد.
او هم در کار میدانی مهارت داشت و هم در مطالعه اسناد و منابع تاریخی. اگر گنجینه آثار تاریخی اصفهان یا مقالات او را ورق بزنید، میبینید که در بسیاری از موارد به نسخههای خطی و سفرنامههایی مراجعه کرده که دسترسی به آنها در آن دوره آسان نبوده است. در عین حال، برای دیدن بناها و ثبت تصاویر آنها نیز سفر میکرد و دشواریهای کار میدانی را میپذیرفت.
به همین دلیل، این ترکیب کار میدانی و کار اسنادی را میتوان یکی از مهمترین نقاط قوت روش پژوهشی او دانست.
چرا بخش مهمی از شناخت امروز ما از اصفهان تاریخی همچنان به اطلاعات ثبتشده توسط هنرفر وابسته است؟
هنرفر تاریخ اصفهان را ثبت کرده، اما اهمیت کار او فقط در ثبت گذشته نیست. بخشی از میراثی که او مستند کرده، بعدها در معرض تغییر یا از بین رفتن قرار گرفته است. شاید او در آن زمان تصور نمیکرد که تحولات دهههای بعد و توسعه شهری تا این اندازه بر بافت تاریخی اصفهان اثر بگذارد.
نکته دیگری که به نظرم مهم است، شرایطی است که در آن دوره برای ظهور پژوهشگران فراهم بود. در خراسان، یزد، کرمان، ری و اصفهان افرادی فعالیت میکردند که آثارشان هنوز مرجع است. اگر انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی را در آن دههها بررسی کنیم، با مجموعهای از کارهای جدی و ماندگار مواجه میشویم. در مورد اصفهان نیز هنرفر توانست چنین کاری انجام دهد و اثر او تا امروز ماندگار بماند. پژوهشگر جدیدی که بخواهد درباره اصفهان کار کند، چارهای ندارد که این آثار را ببیند و به آنها ارجاع دهد.
تا چه اندازه میتوان گفت پژوهشگران نسلهای بعد، مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر هنرفر قرار گرفتهاند؟
خیلی از پژوهشگرانی که امروز در دنیا مطرح هستند و درباره اصفهان کار میکنند، اگر همدوره هنرفر بودهاند، او را از نزدیک دیده یا با او ارتباط داشتهاند و از او سؤال میکردند و مشورت میگرفتند.
به یک معنا، بخشی از نسل جدید پژوهشگران برجسته اصفهان مستقیم یا غیرمستقیم از هنرفر تأثیر گرفتهاند و او حق استادی بر گردن آنها داشته است. این روند همچنان ادامه پیدا کرده، با این تفاوت که پژوهشگران امروز از روشها و دادههای جدید استفاده میکنند.
اگر میان روایت تاریخی و مستندسازی وضع موجود بناها یکی را به عنوان مهمترین میراث امروز هنرفر انتخاب کنیم، کدام اهمیت بیشتری دارد؟
به نظرم مستندسازی اهمیت بیشتری دارد. همانطور که گفتم، امکان عکاسی هنرفر از بناها بسیار مهم بود. امروز وقتی تصاویر آن دوره را با وضعیت فعلی مقایسه میکنیم، میبینیم بسیاری از بناها تغییر کردهاند یا دیگر وجود ندارند.
بنابراین مستندسازیای که او انجام داده، حتی اگر در مواردی وارد تحلیل نشده باشد، ارزش بسیار زیادی دارد. همین کار میتواند زمینهساز پژوهشهای تخصصی بعدی شود. ممکن است پژوهشگری بر اساس همین مستندات، مطالعه تخصصیتری درباره اصفهان دوره صفوی یا موضوعی دیگر انجام دهد.
چرا آثار هنرفر همچنان در پژوهشهای اصفهانشناسی مرجع هستند؟
چون کار او جدی و عمیق بود و دادههایی را گردآوری کرد که پژوهشگر امروز همچنان به آنها نیاز دارد. وقتی کسی درباره یک بنای اصفهان یا یکی از مسائل تاریخی شهر تحقیق میکند، ناچار است آثار هنرفر را ببیند.
در واقع، اگر یک کتاب، مقاله یا پایاننامه درباره اصفهان پیدا کنیم که در منابع خود هیچ اشارهای به هنرفر نداشته باشد، برای ما به عنوان پژوهشگر جای سؤال دارد؛ چون او درباره حوزههای مختلف تاریخ، باستانشناسی و میراث اصفهان کار کرده و دیدگاههایش به عنوان منبع پایه در بسیاری از موارد اهمیت داشته است. این ویژگی باعث شده آثار او همچنان در پژوهشهای جدید حضور داشته باشد و پژوهشگران برای تولید کار تازه، ابتدا به دادههای ثبتشده توسط او مراجعه کنند.

اگر امروز بخواهیم جایگاه لطفالله هنرفر را در تاریخ مطالعات میراث فرهنگی ایران بازتعریف کنیم، کدام بخش کارنامه او هنوز به اندازه کافی دیده نشده است؟
به نظرم مهمترین خروجی سالها پژوهش هنرفر همان مجموعهای است که بخشی از آن در دهه ۴۰ منتشر شد. بخش عمده دیگری از پژوهشهای او متأسفانه همچنان در اختیار ما نیست.
مهمترین کاری که او برای ما به یادگار گذاشت، یک اثر جدی و تخصصی مبتنی بر کار میدانی و مطالعه اسناد است. این ترکیب، مهمترین بخش میراث علمی اوست و به نظرم باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در کنار این موضوع، مسئله خانه هنرفر نیز مهم است. خانه او در محله مجمر همچنان باقی مانده و هنوز تغییر نکرده است. این خانه متعلق به یک هنرمند و اصفهانشناس فاخر است؛ فردی که بخش مهمی از زندگی خود را صرف معرفی اصفهان کرده و آثار متعددی درباره این شهر دارد.
به نظرم باید درباره این خانه فکری شود و این امکان وجود دارد که به یک مرکز فرهنگی و پژوهشی در حوزه مطالعات اصفهان تبدیل شود. هنرفر سالها در آنجا زندگی کرده و همانطور که گفتم، افراد دیگری در حوزه ایرانشناسی و اصفهانشناسی نیز با او در ارتباط بودند و رفتوآمد داشتند و یک فضای فرهنگی در آن شکل گرفته بود. بنابراین لازم است این خانه مورد توجه قرار گیرد تا حفظ شود و به جای آنکه در معرض تخریب یا ساختوساز نامتجانس قرار بگیرد، بتوان از آن به عنوان یک فضای فرهنگی در شهر اصفهان بهره گرفت.
نظر شما