سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «در قرن چهارم هجری، بخارا، پایتخت حکومت مقتدر سامانیان، یکی از درخشانترین، ثروتمندترین و پیشرفتهترین شهرهای جهان اسلام و کانون علم، فرهنگ، تجارت وتمدن بود. این شهر درمیان شهرهای خراسان همچون نگینی در میان انگشتری میدرخشید. بخارا به شکل شهری مدور و متحدالمرکز بود و خیابانهای اصلی شهر به مرکز این شهردایرهای شکل منتهی میشدند. در دو طرف خیابانها درختان توت و چنار در هم رفته بودند. شهر توسط دیوارهای بلند و مستحکمی احاطه شده بود که آن را از هجوم قبایل بیابانگرد ترک و ترکمن که از ترکستان و چین و مغولستان حمله میکردند، محافظت میکرد. ورودی اصلی شهر، دروازه ری بود که بازرگانان و دانشمندان از سراسر جهان از آن عبور میکردند. بسیاری از کوچههای بخارا باریک، سایهدار و اغلب سنگفرش بودند. کوچهها معمولا سقف داشتند تا مردم را از گرمای سوزان تابستان و سرمای زمستان در امان نگهدارند. خانهها عموما از خشت و آجر ساخته میشدند که هوای داخلی آن را در تابستان خنک و در زمستان گرم نگه میداشت. شهر بخارا یک شهر بینالمللی بود که در مسیر جاده ابریشم قرار داشت. جمعیت بخارا بسیار متنوع بود. فارسی زبان اکثریت آنان را تشکیل میداد، اما اقلیتهای قابل توجهی از اعراب، ترکها، ترکمانان، چینیها، یهودیان، مسیحیان نسطوری و زرتشتیان نیز در شهر زندگی میکردند و در کمال آرامش به فعالیتهای تجاری و علمی خود مشغول بودند. بازار بخارا مهمترین بخش شهر و مرکز تبادلات تجاری و فرهنگی ملتهای گوناگون و پرهیاهو و رنگارنگ بود...»
آنچه بازگو شد بخشهایی از کتاب «پزشک آواره؛ روایتی از زندگی ابوعلی سینا» نوشته محمدرضا توکلیصابری بود که به تازگی از سوی نشر مروارید منتشر شده است. او با دو کتاب «سفر برگذشتنی» (پابهپای ناصرخسرو بر جاده ابریشم؛ دو جلدی) و سفر «دیدار سفر به کوهستانهای بدخشان و دیدار از مزار ناصرخسرو» برگزیده جایزه جلال آل احمد شده است و کتابهای دیگری نظیر «سفرنامه ناصرخسرو بر پایه کهن ترین نسخه موجود در کتابخانه لکهنو»، «آواره دره یمگان»، «سفر طواف»، «گوهران گوهر»، «سراینده نامه خسروان» و... در کارنامه کاری او دیده میشود. با محمدرضا توکلیصابری درباره کتاب «پزشک آواره» گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید. این کتاب زندگی، اندیشه و تلاشهای ابوعلی سینا، پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی، را روایت میکند و با نگاهی انسانی و شاعرانه به فراز و فرودهای زندگی شیخالرئیس میپردازد و تلاش میکند تصویری از او به دست دهد که در آن علم، فلسفه، عشق، رنج و جستوجوی حقیقت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.

در ابتدا بفرمایید موضوع کتاب شما چیست و چرا نام «پزشک آواره» را برای عنوان انتخاب کردهاید؟
«پزشک آواره» تنها داستان سفری بیرونی نیست؛ بخش مهمی از آن به سفر درونی ابوعلی سینا اختصاص دارد. از حجرههای تنگ زندان تا تالارهای پرشکوه بخارا، گرگان، ری، همدان و اصفهان، او در هر گام با پرسشهایی روبهرو میشود که نه فقط جهان، بلکه جان خودش را به چالش میکشند: حقیقت چیست؟ زندگی چیست؟ رهایی کجاست؟ و آیا علم میتواند زخمهای روح را درمان کند؟ در ژرفای داستان زندگی او، پرسشی جاودانه نیز نهفته است: آیا دانایی میتواند انسان را از رنج برهاند؟ این کتاب تلاشی است برای یافتن پاسخی به این پرسش، از خلال زندگی مردی که قرنها پس از مرگش، همچنان ما را به اندیشیدن فرامیخواند. این کتاب در نهایت، داستان مردی است که سفرهای بیرونی او با جستوجویی درونی برای کشف حقیقت، معنا و رهایی پیوند میخورد؛ مردی که علم و فلسفه را نه فقط برای شناخت جهان، بلکه برای شناخت انسان و پاسخ به پرسشهای بنیادین زندگی به کار گرفت.
این کتاب با نگاهی انسانی و شاعرانه، از خلوت اندیشهها و گفتوگوهای رازآمیز، عارفانه و فلسفی ابوعلی سینا سخن میگوید و در کنار آن، گفتوگوهای اینجهانی او درباره زندگی و علوم طبیعی با شاگردان، دانشمندان، فیلسوفان و عارفان همعصرش را به تصویر میکشد. رنج زندان و تبعید، جستوجوی آرامش و تلاش برای یافتن معنای زندگی در میان طوفان قدرت و سیاست نیز از دیگر وجوه این روایت است. موضوع این رمان فراز و فرود زندگانی ابن سینا از زمان تولد تا مرگ است که در آن به جنبههای هوش و ذکاوت، مقام علمی، مرتبه سیاسی و سفرهای پی در پی او به دربار شاهان مختلف پرداخته شده است و علت نام کتاب به دلیل فرار مداوم او از دست دشمنانش و شرایط ناپایدار سیاسی دورانی است که در آن میزیسته است.
شما پیشتر کتابی با نام «آواره دره یمگان» در مور ناصرخسرو قبادیانی نوشتهاید. آیا این کتاب شما هم نیز مانند کتاب قبلی بر مبنای زندگی واقعی او نوشته شده است؟
بلی سعی کردهام بر اساس تاریخ و اسطورههایی که درباره ابن سینا وجود دارد این کتاب را بنویسم و شخصیت او را در پرتو نوشتههایش و آنچه درباره او نوشتهاند بنمایانم. در این کتاب با نگاهی انسانی و شاعرانه، زندگی و کار و کوشش شیخالرئیس را از خلوت اندیشهها و گفتوگوهای رازآمیز، عارفانه و فلسفی او گرفته تا گفتوگوهایش درباره زندگی و علوم طبیعی با شاگردان و دانشمندان و فیلسوفان و عارفان همعصرش بازآفرینی کردهام؛ رنج محبس و تبعید و جستوجوی آرامش در میان طوفان قدرت و سیاست نیز بخش دیگری از این روایت است. نثر این کتاب با خیال، فلسفه و علم درهم آمیخته است و خواننده را به قلب اندیشههای مردی میبرد که پس از هزار سال، همچنان صدای گامهایش در راهروهای تاریخ شنیده میشود. «پزشک آواره» دعوتی به تأمل و حیرت و سفری درونگرایانه در سایه چراغی است که ابوعلی سینا روشن کرد و نوری که بر تاریکی افکند.

چگونه میتوان زندگی و اندیشه ابوعلی سینا را در پیوند میان علم، ایمان، فلسفه و تجربههای شخصی او فهم کرد؟
در روزگاری که علم و ایمان در کشاکش بودند، مردی برخاست که میان این دو پلی زد و عقل را با عشق درآمیخت. ابوعلی سینا نهتنها پزشکی و فیلسوفی بزرگ، بلکه انسانی جستوجوگر بود؛ انسانی که در میان جهل و دانایی، راهی به سوی روشنایی میجست. این کتاب، روایت سفری پرماجراست؛ سفری که از بخارا آغاز میشود و به گرگانج، گرگان، ری، همدان و اصفهان میرسد و از اصفهان تا آسمانها و افلاک امتداد پیدا میکند. در این سفر، اندیشه با شور عاشقانه درهم میآمیزد و زندگی ابوعلی سینا در رفتوآمد میان جهان بیرون و جهان درون روایت میشود.
علت شهرت ابوعلی سینا و اهمیت زندگینامه او در چیست؟
ابن سینا مشهورترین و تأثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران زمین و جهان است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه و پزشکی اهمیت دارد و بر فلاسفه و پزشکان پس از خود تاثیر زیادی گذاشته است. او مدل یا اسوه خوبی برای طالبان علم و دانش است. مردی فعال و باهوش که از کودکی تا پایان عمر به دنبال آموختن علم و دانش و تعلیم آن به دیگران بوده است و با داشتن منصب وزارت در دربار شاهان مختلف و سفرهای مدوام باز هم به کار علمی و نوشتن کتاب میپرداخته است.
کتاب قانون در طب ابن سینا چه اهمیتی در تاریخ پزشکی ایران و جهان داشته است؟
اهمیت این کتاب در آن است که او کوشید دانش پزشکی زمان خود را نظاممند و طبقهبندی کرده و به صورت یک دستگاه منسجم آموزشی و درمانی ارائه کند. شاید مهمترین میراث ابن سینا این باشد که او پزشکی را به شکل یک نظام دانش سازمان یافته ارائه کرد. برای مثال، او میان علائم، تشخیص، علت، پیش آگهی و درمان ارتباط برقرار میکرد. این کتاب چنان شهرتی در زمان خود داشت که صدو پنجاه سال بعد در اسپانیا به زبان لاتین ترجمه شد و با اختراع ماشین چاپ توسط گوتنبرگ، جزو اولین کتابهایی بود که چاپ شد. از آن پس به زبانهای مختلف جهان ترجمه شد. تاثیر آن در جهان پزشکی به حدی بود که تا ششصد سال پس از تالیف آن هنوز در دانشگاههای اروپا تدریس میشد. در کشورهای اسلامی هم تا قرون اخیر تدریس میشد اما اکنون فقط از نظر تاریخ پزشکی اهمیت دارد.
چرا «قانون در طب» قرنها در جهان اسلام و اروپا اعتبار داشت؟ این اعتبار بیشتر ناشی از قدرت علمی اثر بود یا ساختار منظم و جامع آن؟
هردو. کتاب قانون در پزشکی یک دائرهالمعارف جامع پزشکی بود که نه تنها علوم پزشکی پیش از خود، در اروپا و جهان اسلام، را در برداشت. بلکه حاوی نظرات پزشکی، تجربههای شخصی و نوآوریهای متعدد او در پزشکی بود. کتاب قانون یک دائرهالمعارف بزرگ پزشکی بود.

اگر ابن سینا امروز زنده بود، کدام بخش از دستگاه فلسفی و کتابهای طبی او بیش از همه در معرض نقد علوم جدید قرار میگرفت؟
اگر ابن سینا امروز زنده بود، احتمالا بیش از همه بخش طبیعیات و کیهانشناسی فلسفه او در معرض نقد علوم جدید قرار میگرفت؛ نه منطق او و نه همه بخشهای متافیزیکش. چون ابن سینا جهان را در چارچوب کیهانشناسی ارسطویی توضیح میداد، مانند نظریه افلاک کروی، مدار دایرهالبروج، طبایع اربعه و غیره که نجوم جدید، نسبیت و کیهانشناسی نوین تقریبا تمام این تصویر فیزیکی را کنار گذاشتهاند.
بیشترین بخشهایی که امروز در معرض نقد علوم جدید قرار میگرفتند، بخشهای مربوط به نظریه بیماریها و فیزیولوژی بدن بودند. مانند نظریه اخلاط چهارگانه یعنی: خون، بلغم، صفرا و سودا و ارتباط آنها با مزاجهای مختلف. ابن سینا بسیاری از بیماریها را بر اساس عدم تعادل این اخلاط توضیح میداد. پزشکی جدید، با پیشرفت فیزیولوژی، بیوشیمی، آسیبشناسی و میکروبشناسی، این نظریهها را به عنوان توضیح علمی بیماری به دور ریخته است، زیرا علت واقعی بیماریها را واقعا پیدا کرده است. بسیاری از بیماریهایی را که در قانون با نظریههای مزاج و اخلاط توضیح داده میشدند، امروزه بر اساس وجود باکتریها، ویروسها، انگلها و قارچها توضیح داده میشوند. البته ما نمیتوانیم هیچ ایرادی به او بگیریم. او با نداشتن وسایل مدرن امروزی تجربه میکرد، با این حال علم زمانش را به اندازه ششصد سال پیش برد، و از این جهت بسیار به او احترام میگذاریم، ولی اشخاص دیگری پس از ابن سینا در جهان پیدا شدند که با جستوجو و آزمایشهای خود باعث پیشرفت پزشکی شدند.
نکتهای که ما در قرن بیستم باید در نظر بگیریم این است که باید میان «روش پزشکی ابن سینا» و «محتوای علمی پزشکی او» تفاوت بگذاریم. زیرا برخی روشهای مشاهده، طبقهبندی و استدلال بالینی او همچنان از نظر تاریخ علم اهمیت دارند و بسیار شبیه روشهای علوم امروزین است. مانند: مشاهده دقیق، طبقهبندی علائم، مقایسه موارد، آزمون درمان و اصلاح نظریه بر اساس شواهد. اگر امروز ابن سینا زنده بود به احتمال قوی بیشتر مطالب قانون را به کنار میگذاشت. سر پرست یکی از بزرگترین دانشگاهها یا موسسات تحقیقات پزشکی بود و نظریههای علمی جدیدی را ارائه میداد و دانش پزشکی را به سرعت به جلو میبرد.
نظر شما