عبدالرحیم سوارنژاد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اهواز بیان کرد: کتاب «سفر به گلپایگان» توسط انتشارات «معتبر» روایت کوچه باغها و کوهپایههای شهری پُر از آرامش است.
سوارنژاد سفرنامه گلپایگان را روایت گم شدن وجود در افق دانست و افزود: در مسیر کتاب «سفر به گلپایگان» گاهی با جادهروبهرو میشویم و گاهی با خود. سفرنامه، روایت رویارویی لحظههایی است که جغرافیا در انسان حل شده و وجود در افقها گم میشود. گلپایگان، شهری که نامش چون نگینی بر تارک دشتهای سرسبز و کوههای استوار میدرخشد.
نویسنده خوزستانی اظهار کرد: این سفرنامه، روایت گامهایی است که از دل گرمای اهواز برمیخیزند و در خنکای کوهپایههای گلپایگان به آرامش میرسند. دیدار با شهری که در سایهسار درختان کهنسالش، تاریخ میزید و در آغوش مهربان مردمانش، زمان به نرمی میخرامد.
وی بیان کرد: در این سفرنامه، از تندیسهای سربی و سنگی سخن نمیگویم؛ از تندیسهای زندهای مینویسم که در کوچهباغهای روستای زیبای وانشان ریشه دواندهاند. از نجوای آب در جویبارهای حسن حافظ میگویم و از شکوه خاموش نخستین سد خاکی ایران که هنوز نفسهایش را به زمین میدمد. از عطر کباب هاشمی که در باد گلپایگان میپیچد و از مزه خوش دوغ گوگد که در کام، خاطره میسازد.
سوارنژاد این سفرنامه را آیینهای از رویای به حقیقت پیوسته ذکر کرد و گفت: گلپایگان شهری است که در آن، هر سنگ قصهای دارد و هر نسیم،ترانۀ کهنی را زمزمه میکند. در این مسیر مخاطب نه تنها به گلپایگان سفر میکندبلکه با رازهایش همسفر میشود.
نظر شما