به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه رونمایی کتاب «نقاشان زن ایران» با حضور هنرمندان، سفیران و جمعی از پژوهشگران و علاقهمندان عصر روز یکشنبه (۱۲ مهر) در موزه هنرهای معاصر برگزار شد.
افشین شحنهتبار مدیر انتشارات شمع و مه در ابتدای این جلسه گفت: این کتاب یکی از کارهایی است که در طول تقریباً ۳۰ سال فعالیتی که در حوزه نشر در خارج از کشور انجام میدهم، به سرانجام رسید. البته من تنها بخشی از آن بودم و این پروژه یک کار تیمی بود.
وی ادامه داد: این کار از همان ابتدا با چالش آغاز شد؛ زیرا زمانی که میخواستیم پروژه را شروع کنیم، با کرونا مواجه شدیم و با جنگ به پایان رسید. فکر میکنم این یکی از ویژگیهای خاص این کتاب است که میتواند جالب باشد.
شحنهتبار گفت: این کتاب در یک مجموعه سهجلدی منتشر شده و به معرفی نقاشان زن معاصر ایرانی میپردازد. بد نیست بدانیم که بیش از ۲ هزار زن هنرمند نقاش در ایران ثبت شدهاند؛ موضوعی که شاید در هیچ جای دنیا از آن اطلاع نداشته باشند. ما بیشتر روی موضوعات دیگری درباره ایران تمرکز میکنیم و این پروژه میتواند پله اولی برای معرفی این بخش از هنر ایران باشد.
وی افزود: این کار البته بسیار طول کشید و بخشی از این تأخیر به شرایط ایران بازمیگردد. در نهایت این مجموعه به چاپ رسید و این پله اول مسیری است که در آن قرار داریم.
شحنهتبار ادامه داد: پس از این برنامه، تصمیم داریم در قدم اول، حدود ۴۰ روز دیگر، در برنامهای در شهر شانگهای چین، این کتاب را معرفی کنیم و نقاشیهایی از این هنرمندان عزیز را به نمایش بگذاریم.
وی گفت: پس از آن به شهر پاریس میرویم و در آنجا نیز همین کار را تکرار میکنیم. بعد از آن به شهر مالاگا در اسپانیا میرویم. پس از آن، در ژانویه امسال در بوک آرت فیر توکیو حضور خواهیم داشت. بعد از آن نیز خودم با این کتاب به لندن خواهم رفت و تلاش میکنم بخشی از هنرمندان زن ایران را در خارج از کشور معرفی کنم.
وی درباره هدف کلی این برنامهها گفت: مطمئن هستم که هنرمندان ما پتانسیل بسیار بیشتری از آنچه در این کتاب آمده است دارند، اما میخواستم تأکید کنم که این تنها قدم اول است.
شحنهتبار ادامه داد: با توجه به اینکه سفیران عزیز در این برنامه حضور دارند، باید بگویم که همیشه کاری که در طول این سالها در حوزه هنر و ادبیات انجام دادهام، این بوده که تلاش کنم کارها را بهصورت دوطرفه پیش ببرم.
وی در ادامه از پروژههای آینده انتشارات خود خبر داد و گفت: همینجا میتوانم اعلام کنم که پس از این کتاب، کتابی درباره معرفی ۶۵ اثر از پیکاسو، نقاش شهیر اسپانیایی، خواهیم داشت که این آثار در موزه هنرهای معاصر وجود دارد.
شحنهتبار افزود: پس از آن، کتاب بعدی ما درباره نقاشان و هنرمندان معاصر سده پیش فرانسه خواهد بود که آن را نیز در قالب کتاب منتشر خواهیم کرد. در نهایت، به کشور مکزیک خواهیم رفت و برنامهای در موزه ملی این کشور خواهیم داشت.
وی درباره برنامهریزی برای ادامه این مسیر گفت: امیدوارم همهچیز خوب پیش برود و بتوانیم کتابی را که با زحمت یک تیم تقریباً ۶۰ نفره آماده شده، معرفی کنیم و این کتاب پله اولی برای معرفی بخشی از هنر ایرانی در خارج از کشور باشد.
روایتی از جهانبینی و زیست زنان ایرانی
تارا نظمعلیزاده، به نمایندگی از تیم دبیر هنری کتاب، درباره دشواریها و شیرینیهای شکلگیری این اثر گفت: کتاب «نقاشان زن ایران» در واقع روایتی از جهانبینی، تجربه و زیست زنان ایران است که بخشی از هویت و تاریخ نقاشی ایران را با خود همراه دارد.
نظمعلیزاده ادامه داد: گاهی برخی از چیزهایی که باید در تاریخ به خاطر سپرده شوند، به فراموشی سپرده میشوند. اینجاست که هنر یک رسالت پیدا میکند؛ رسالتی که نام کسانی را که فراموش شدهاند، به یاد بیاورد و ثبت کند.
وی گفت: این کتاب در واقع یک ثبت تاریخی بود؛ ثبتی که برای نخستین بار درباره زنان ایران اتفاق افتاد. تیم این پروژه دشواریها و چالشهای بسیاری را پشت سر گذاشت و خوشحالم که امروز توانستیم این اتفاق را در کنار یکدیگر رقم بزنیم.
وی افزود: ثبت و مستندسازی آثار و نام نقاشان زن ایران، در واقع بخشی از هویت ایران است. یکی از اتفاقهای مهم این پروژه نیز این بود که کتاب بهصورت بینالمللی معرفی شد.
نظمعلیزاده تأکید کرد: من باور دارم که هنر ایران و هنر زنان ایران باید در سطح بینالمللی مطرح شود تا جهانیان با اندیشه، فرهنگ، خلاقیت و جهانبینی زنان و حتی هنرمندان مرد ما آشنا شوند.
وی ادامه داد: از نظر من، گاهی اوقات تاریخ با خود بیعدالتیهایی دارد. بیعدالتیهایی در تاریخ اتفاق میافتد که در نتیجه آن، اثر باقی میماند اما نام خالق آن از یاد میرود. این کتاب است که این نامها را تثبیت میکند و به یاد میآورد تا برای نسلهای آینده باقی بمانند.
وی گفت: این کتاب در واقع چراغی برای نسل آینده ایران است و کمک میکند شناخته شود که ما چه تعداد زنان هنرمند و جسوری در ایران داریم؛ زنانی که این سرزمین را به این شکل پیش بردهاند و تا امروز آنگونه که باید دیده نشدهاند.
نظمعلیزاده افزود: این اتفاق، اتفاقی نو و جدید بوده است و جا دارد از تمام استادان و عزیزانی که در این سالها در کنار ما بودند و ما را همراهی کردند، تشکر کنم.
در بخشی از این برنامه، پیام سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق ایران، به مناسبت انتشار این کتاب خوانده شد.
کم بودن نام زنان در تاریخ، به معنای کم بودن سهم آنان از زندگی نیست
در بخش دیگر این برنامه، جعفر شیرعلینیا، مدیرعامل گروه هنری مارتکس، گفت: پروژه «دنیای زنان در عصر قاجار» در دانشگاه هاروارد نکته روشنگری دارد و میگوید در حالی که نوشتههای مردان در آرشیوهای عمومی در دسترس پژوهشگران قرار داشت، بسیاری از نوشتهها، اسناد و آثار زنان در مجموعههای خانوادگی باقی مانده بود. این تفاوت به ما یادآوری میکند که کم بودن نام زنان در کتابهای تاریخ، لزوماً به معنای کم بودن سهم آنان از زندگی نیست.
وی گفت: این ماجرا تنها به دوران قاجار محدود نمیشود. در بیشتر تاریخنگاریها، ایران را با نام حاکمان و سلسلهها، پیروزیها و شکستها، جنگها و مرزها گره میزنند؛ حال آنکه تاریخ و فرهنگ ایران، بهرغم شکست حاکمان، همچنان تداوم یافته است.
شیرعلینیا با طرح این پرسش که «چه شد که ایران عزیز ما برخلاف بسیاری از کشورها تداوم تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کرد و جوهره ایرانی، بهرغم یورشهای سنگین و سهمگین تاتار و اجنبی، مراقبت و بقا یافت؟» ادامه داد: بخشی از پاسخ این پرسش را باید در خانهها، قصهها، لالاییها، نقش قالیها و تجربه زنانی جستوجو کرد که نام بسیاری از آنان را نمیدانیم.
این نویسنده و پژوهشگر در ادامه اظهار کرد: یونسکو در معرفی قالیبافی ایرانی میگوید زنان مسئول طراحی، انتخاب رنگ و بافتن هستند؛ زنانی که صحنههای زندگی خود را به نقش قالی میآورند و مهارتشان را به دخترانشان میآموزند. کمی به این تصویر فکر کنیم؛ زنی زندگی را میبیند، از میان رنگها انتخاب میکند، نقش و نگاری میآفریند و دانستههایش را به نسل بعد میسپارد.
شیرعلینیا گفت: وقتی از بُعد زنانه ایران سخن میگوییم، از چه سخن میگوییم؟ سخن ما متوجه سهم بسزای زنان در ساختن زندگی و فرهنگ است؛ سهمی که برای دیدنش باید از تاریخ دربارها و میدانهای جنگ فراتر برویم.
وی تأکید کرد: گمنامی و فداکاری اگر برای زنان سرزمینمان فضیلت باشد، برای جامعه ایرانی فضیلت نیست. فضیلت نیست که اثری باقی مانده باشد، اما نام آفریننده آن باقی نمانده باشد. در این حالت، چیزی از میراث تاریخی و حافظه ما کم شده است. وقتی ما برای زنان کاری میکنیم، در واقع برای جامعه خودمان کاری میکنیم.
شیرعلینیا اهمیت کتاب «نقاشان زن ایران» را نیز در همین موضوع دانست و گفت: اهمیت کتاب «نقاشان زن ایران» برای من در همینجاست؛ کتابی که اثر را به نام، نام را به زندگی و زندگی را به تاریخی در جریان پیوند میدهد. زندگی و روایت زنان تا قرنها در سایه نگاه خیره قدرت، گوشهگیر و مطرود بوده است.
وی ادامه داد: وقتی از زنان نقاش ایران حرف میزنیم، گستره وسیعی از نگرشها را در نظر میآوریم؛ آنچه جهان ما را شایسته زیستنی با کرامت میکند.
شیرعلینیا سپس به گزارشهای یونسکو اشاره کرد و گفت: گزارشهای یونسکو نشان میدهد که زنان در عرصههای فرهنگی و هنری همچنان برای دسترسی به منابع، حضور در موقعیتهای تصمیمگیری و به رسمیت شناخته شدن آثارشان با نابرابری روبهرو هستند.
این نویسنده افزود: هزینه این نابرابری را همه جامعه میپردازند، نه فقط زنان. این جامعه است که تا حد زیادی از توان خلق و آفرینشگری خود محروم میماند. آینده ایران بیش از گذشته به خلاقیت زنانه نیاز دارد، زیرا بخشی از امکانهای تازه این سرزمین در استعدادهای نهفتهای است که کمتر مجال شکوفایی یافتهاند.
شیرعلینیا ادامه داد: اگر فردای روشنتری برای جهان میخواهیم، باید برای فراهم کردن فضا جهت دیدن و شنیدن آنچه تاکنون نادیده و ناشنیده بوده است، تلاش کنیم. زنان باید فرصت بیشتری داشته باشند تا مسائل را با صورتبندیهای خاص خود تعریف کنند، در ساخت تصویر آینده بکوشند و در تصمیمگیریهای این جامعه ایفاگر نقشی باشند که سالهاست از این جامعه دریغ شده است.
وی افزود: از همین رو، توجه به استعدادهای نوظهور برای ما اهمیت دارد. هنرمندی که هنوز شناخته نشده است، نباید به دلیل دیده نشدن، تا پایان زندگی خود از ثبت شدن محروم بماند. ثبت تاریخ هنر از امروز آغاز میشود؛ از فرصتی که برای آموختن، نمایش دادن و ادامه دادن فراهم است.
شیرعلینیا گفت: آرزو دارم دختری این کتاب را باز کند، نام و اثر زنی را ببیند و با خود بگوید: «من هم میتوانم و نگاه من هم میتواند بخشی از هنر این سرزمین باشد.» پروژه «نقاشان زن ایران»، پروژه ایران است؛ ادای سهمی به حافظه این سرزمین و سرمایهگذاری برای آینده آن. به امید خدا، این مسیر را ادامه خواهیم داد. از زنان نقاش دیگر خواهیم نوشت، از معماران زن و از تمام هنرمندان زن سرزمینمان سخن خواهیم گفت.
شیرعلینیا گفت: کتاب دیگر نیز در دست آمادهسازی است. یکی از آنها بخشی از ۶۰ زن هنرمند را که از چهرههای فعال ایران هستند، معرفی میکند و بهزودی، در یک ماه آینده، آماده چاپ خواهد شد. یک کتاب دیگر نیز داریم که تاریخ نقاشی زنان ایران را روایت میکند.
«زنانگی» و «مردانگی» به زن و مرد محدود نمیشود
سیدمحمد بهشتی از مدیران فرهنگی باسابقه در این مراسم ضمن تبریک انتشار کتاب «نقاشان زن ایران» و ابراز امیدواری برای انتشار دو جلد دیگر این مجموعه، گفت: میدانم که ممکن است بعضی از هنرمندان زن ما نسبت به عنوان «نقاشان زن» حساسیت داشته باشند و این پرسش را مطرح کنند که چرا ابتدا نمیگوییم «نقاشان» و چرا با جنسیت به این موضوع نگاه میکنیم. به نظرم این مسئله یک سوءتفاهم است و میخواهم درباره این سوءتفاهم توضیح بدهم.
بهشتی ادامه داد: در فرهنگ ایرانی، زمانی که صحبت از آبادانی میشود، در اساطیر ما دو شخصیت وجود دارند که اگر در نسبت موزونی با یکدیگر قرار بگیرند، حاصل آن آبادانی است. این دو شخصیت عبارتند از «هوشنگ» و «ویگرد». هوشنگ وظیفهاش عدل و ویگرد وظیفهاش ساختن است. برای مثال، در خانواده، مادر نقش ویگرد را دارد و پدر نقش هوشنگ؛ یا در حکومت، شاه هوشنگ است و وزیر ویگرد. بسیاری از اجزای جامعه ایرانی را میتوان با این تقسیمبندی و نسبت به این شکل بهجا آورد.
به گفته بهشتی، میتوان گفت هوشنگ، وجه مردانه فرهنگ ایرانی است، همانطور که ویگرد وجه زنانه آن است.
وی توضیح داد: زنانگی و مردانگی الزاماً ربطی به زن و مرد ندارد. برای مثال، در شهرها، پهلوانان و عیاران وجه مردانه فرهنگ ایرانی بودند، همانطور که پیشهوران نقش زنانه فرهنگ ایرانی را ایفا میکردند.
این مدیر فرهنگی افزود: حدود یک قرن است که وجه زنانه فرهنگ ایرانی غایب بوده و فرصت طلوع نداشته و عمدتاً وجه مردانه فرهنگ ایرانی مجال عرضاندام پیدا کرده است. با این حال، نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد وجه زنانه فرهنگ ایرانی در حال طلوع است و یکی از نشانههای آن، انتشار همین مجموعه است.
بهشتی در ادامه با اشاره به اهمیت یافتن مفهوم «کیفیت» در زندگی روزمره مردم، گفت: ببینید از چه زمانی کیفیت برای ما اهمیت پیدا کرده و وارد زندگی روزمرهمان شده است. حدود ۲۰ سال است که کیفیت برای ما اهمیت زیادی پیدا کرده است. کیفیت به زندگی ما مربوط است.
وی ادامه داد: ما «زندگانی» داریم در برابر «زندهمانی». من سر کلاس برای دانشجویانم مثالی میزنم. تصویری از یک تنگ آب را نشان میدهم که یک ماهی در آن است؛ تنگ تا نیمه آب دارد و ماهی زنده است، اما زندگی نمیکند. هر چیزی که مربوط به عطر، طعم، زیبایی، لطافت و این مفاهیم باشد، به زندگی مربوط است، نه فقط زنده بودن. این مسئله در حال طلوع است و ما تقریباً ۲۰ سال است که شاهد طلوع آهسته و نرم آن هستیم.
این پژوهشگر با تأکید بر اینکه زنانگی و مردانگی به جنسیت محدود نمیشود، گفت: البته زنانگی در زنها بیشتر ظهور دارد، همانطور که مردانگی در مردها بیشتر ظهور دارد، اما این مفاهیم اختصاص جنسی ندارند و مقولهای فراتر از جنسیت هستند.
وی افزود: به اعتبار همین نکاتی که عرض کردم، بسیار خوشحالم که شاهد بارقههایی از طلوع زنانگی یا وجه زنانه فرهنگ ایرانی هستیم و امیدوارم در صحنههای دیگر نیز شاهد ظهورات و آثاری ناشی از این طلوع باشیم.
نظر شما